در ايامي كه اشرافيت شرافت بود وشهرنشيني كمال، در خانواده اي تهيدست در روستايي دورافتاده از توابع گرمسار متولد شدم.
از شهريور 1320 و سلطنت مستبدانه پهلوي دوم پانزده سال مي گذشت كه پدرم كام مرا با تربت سيدالشهدا باز كرد. از آنجا كه قرار بود شاه كوركورانه ايران را دروازه تمدن غرب كند، طرح هاي زيادي اجرا شده بود تا ايران به بازار مصرف ديگري براي كالاهاي تشريفاتي غرب تبديل شود بدون آنكه در زمينه علمي پيشرفتي داشته باشد. فرهنگ ايران اسلامي ما اجازه چنين هجمه اي را نمي داد و مانعي بر سر راه آمال شاه و اربابان بيگانه اش بود. از اين رو مي خواستند تا آرام آرام اين فرهنگ اصيل و مستحكم را كم رنگ كنند تا وابستگي اقتصادي، سياسي و فرهنگي ايران به غرب روز به روز بيشتر شود. در پي اجراي همين سياستها و رونق ظاهري شهرها، آن سالها سالهاي هجوم روستائيان به شهرها بود. پس از پياده سازي سياست اصلاحات ارضي وضع روستاها به مراتب بدتر از گذشته گرديد و روستائيان براي پيدا كردن لقمه اي نان فريب زرق و برق و ظاهر اغوا كننده شهرها را خوردند و شهرنشين يا به بيان دقيق تر "حاشيه نشين" شدند.
بر خانواده ما نيز در روستا بسيار سخت مي گذشت. با تولد من كه چهارمين فرزند خانواده بودم فشارها بيشتر شد. پدرم شش كلاس سواد داشت. او آهنگري زحمتكش و سرد و گرم چشيده و با ايمان بود و دين را به خوبي مي شناخت. در مسجد حضور پررنگي داشت و قرآن و احكام درس مي داد. اگرچه هيچگاه زرق و برق دنيا در چشم او ارزشمند نبود اما فشارهاي زندگي او را نيز يك سال پس از تولد من وادار كرد به تهران مهاجرت كند. در تهران محله پامنار را براي سكونت برگزيديم. براي دور شدن از فضاي به ظاهر مترقي و در واقع بي هويت آن روز تهران كه با فشار رژيم شاه ايجاد شده بود، پدرم خانواده ما را با مسجد و منبر آشنا كرد. من نيز كمي كه بزرگتر شدم و دوران كودكيم آغاز شد همراه خانواده با مسجد و روحاني آن آشنا شدم.
* * *
پدرم هميشه روزنامه مي خريد. كلاس اول بودم كه با كمك بزرگترها خبر تصويب كاپيتالاسيون را در روزنامه خواندم. اگرچه آن روز معني آن را نمي فهميدم اما از اعتراضهايي كه در حوزه هاي علميه به رهبري حضرت امام به آن شد و از برخورد شديد و خشني كه شاه با معترضين داشت پي بردم كه شاه مي خواهد برگ ديگري از تحقير مردم كشور در برابر بيگانگان را به كارنامه خود بيافزايد. همان سالها بود كه در پانزدهم خرداد، شاه ياران امام (رحمه ا... عليه) را به خاك و خون كشيد. آنروزها امام تازه از زندان آزاد شده بود.
صحبت هاي امام را در آن ايام هيچ گاه فراوش نمي كنم، در صحبت هايش چيزي نهفته بود كه همه را شيفته خود مي كرد. ايمان به خدا در كلام او موج ميزد و مردم را به اسلام حقيقي دعوت مي كرد. پيامش دعوت به توحيد بود و عدالت و رفع ظلم و فتنه از جهان. شجاع بود. با صلابت سخن مي گفت. كلامش ساده و صادقانه بود. رهنمودهاي امام بر دلهاي مردم مي نشست و به عمق جانها رسوخ مي كرد. همين ويژگي ها بودكه او را محبوب قلوب ملت از پير و جوان و البته مغضوب رژيم شاه و اربابان آمريكاييش كرده بود. اما جالب اينجاست كه حتي دشمنان او نيز براي او احترام خاصي قايل بودند.
* * *
رفته رفته تحمل امام ديگر براي شاه ممكن نشد و از آنجا كه مي دانستند كشتن او قيام خونين غير قابل مهاري در پي خواهد داشت تصميم گرفتند امام را تبعيد كنند تا به زعم خود ميان او و يارانش فاصله بياندازند و انقلابي كه در شرف وقوع بود را مهار كنند.
امام شبانه تبعيد شد و اين تبعيد 14 سال ادامه يافت. در دوراني كه امام در تبعيد بود در كلاسها و جلسات ياران و شاگردان امام با افكار او بيشتر آشنا شدم. هر چه بيشتر با افكار و اصول امام آشنا ميشدم علاقه ام به آن مرد الهي بيشتر مي شد و تحمل دوري وي برايم دشوارتر. دشمنان مردم مسلمان ايران اگرچه امام را از مردم دور كرده بودند اما او در عوض در قلبهاي مردم جا گرفته بود و از هميشه به آنها نزديكتر.
* * *
دوران دبيرستان من همراه با جشن هاي 2500 ساله شاهنشاهي بود. آن سالها فشار فقر بر اقشار محروم مضاعف شد بود. تحميل هزينه هاي سنگين جشنها و عيش و نوشهاي خاندان شاه و اشراف زادگان و مهمانان خارجيشان كمر مردم را مي شكست. تمام ملزومات اين جشنها با هواپيماهاي اختصاصي از اروپا به ايران آورده مي شد و شايد به توان ادعا كرد كه جشنهاي ننگين 2500 ساله شاه خائن پرهزينه ترين جشن تاريخ تمدن بشري بود.
بگذريم، در چنين شرايطي ديگر پتك و سندان پدر كفاف مخارج خانواده را نمي داد و من مجبور شدم براي كمك به خانواده و تامين خرج تحصيل در كارگاه يكي از همسايه ها مشغول به كار شوم و كانال كولر پرس بزنم. با وجود آنكه بسيار بازيگوش و پر جنب و جوش بودم اما از درس و مدرسه هم غافل نبودم و دانش آموز ممتاز محسوب مي شدم. از همان دوران بود كه به معلمي علاقه مند شدم و گاه و بيگاه براي دوستاني كه تقاضاي كمك داشتند در خانه يا مسجد كلاسهاي تقويتي برگزار مي كردم. سال آخر دبيرستان با چند كتاب تست و تلاش شبانه روزي مانند همه كنكوري ها و البته بي نصيب از كلاس هاي تقويتي كنكور خود را براي اين آزمون آماده كردم. قرار داشتن در بحبوحه جريان انقلاب و فعاليتهاي مبارزاتي پراكنده عليه رژيم شاه باعث نشده بود كه دچار ضعف تحصيلي شوم و با تلاش مضاعف سعي مي كردم تا در كنار فعاليتهاي اجتماعي و انقلابي آمادگي علمي خود را نيز همواره در حد مطلوب نگه دارم.
صبح روز امتحان كنكور مطمئن بودم كه رتبه ام تك رقمي خواهد بود اما تقدير چنان رقم خورد كه در جلسه امتحان دچار خونريزي بيني شوم. با اين حال رتبه 132 رياضي هم رضايت بخش بود و من توانستم در رشته مورد علاقه ام - مهندسي عمران - در دانشگاه علم و صنعت سه سال قبل از پيروزي انقلاب پذيرفته شوم.
* * *
رژيم شاه مي خواست با تزريق بي بند و باري و ترويج فساد و فحشا در دانشگاه ها ، انگيزه هاي اسلامي و انقلابي را در دانشجويان بخشكاند و از اين طريق مانع پيوستن آنها به جريان انقلاب شود. اگرچه تعداد اندكي از دانشجويان در اين دام افتند اما علي رغم تمام تلاشهاي رژيم شاه دانشگاه به پايگاهي براي مبارزه تبديل گرديد. اما خطري كه هنوز دانشجويان انقلابي را تهديد مي كرد منحرف شدن به سمت اردوگاه كمونيسم بود. اما خوشبختانه جوانان و دانشجويان مذهبي دانشگاه ها از امام آموخته بودند كه تمامي حصرهاي غيرعقلاني و تحميلي را بشكنند و به دنبال حقايق ناب باشند. هوشياري اين گروه باعث شد در زمان كوتاهي جرياني نو و غير التقاطي در دانشگاهها شكل گيرد كه پيروي از مكتب امام و اعتلاي كلمه توحيد تا آخرين نفس تنها شعارشان بود. شكل گيري اين گروه تازه نفس، اندك اندك مرزبندي ها را شفاف تر كرد و وزن واقعي هر كدام از گروهها را نمايان كرد و دست هاي پشت پرده انحراف جريان مبارزات را براي همگان آشكار ساخت. حركتهاي مردمي هر روز بيش از پيش رنگ و بوي مذهبي به خود مي گرفت و ارزش هاي ديني اي مردم همچون شهادت، ملت ايران را آماده مواجهه با شكنجه هاي وحشيانه و گلوله هاي آتشين رژيم سفاك شاه مي كرد. اگر نبود ايمان و توكل مثال زدني مردم قهرمان ايران و توسل آنها به اهل بيت و پيروي تمام و كمالشان از امام ، ريشه هاي انقلاب بارها و بارها در اثر اين شكنجه هاي هولناك و كشتارهاي گسترده مي خشكيد.
با شدت گرفتن جريان انقلاب و واضحتر شدن سرانجام اميد بخش آن خون تازه اي در رگهاي مردم جريان يافت.
* * *
امام آمد. پس از 15 سال دوري و تبعيد. استقبالي كه مردم ايران از رهبرشان كردند براي هميشه در تاريخ ثبت شد. تمام ايران براي استقبال از امام به خيابانها ريخته بودند. چشمهاي ناظران جهاني خيره مانده بود و از تحليل اين همه حماسه و شور عاجز بودند.
انقلاب اسلامي مردم ايران پس از سالها استقامت و پايداري قهرمانانه و با تقديم هزاران شهيد در عين ناباوري و حيرت تحليلگران شرق و غرب و دستگاههاي اطلاعاتي ابرقدرتها به پيروزي رسيد. انقلاب ما در نوع خود بينظير بود، مردم با دستاني خالي و صرفا با تكيه بر سلاح ايمان و با رهبري پير مردي 80 ساله نماينده نظامي آمريكا – شاه مزدور – را سرنگون كردند و حاميان ابر قدرت شاه را در منطقه و جهان بي آبرو و ذليل كردند.
* * *
اگرچه از همان آغاز نهضت امام خميني حكومت مطلوبي كه امام مدنظر داشت براي همگان روشن بود اما حضرت امام با اصرار فراوان فرمان به برپايي همه پرسي براي تعيين نوع حكومت جديد در ايران را داد تا از همان ابتدا نشان دهد كه با خواست مردم و بر مبناي شرع است كه حكومت اسلامي شكل مي گيرد. اگرچه نيازي به چنين همه پرسي اي اساسا وجود نداشت اما امام با درايت خويش حجت را بر همگان تمام كرد و راه بهانه جويي هاي احتمالي را بست. اين اقدام و جواب قاطع ملت ايران به آن باعث سرخوردگي برخي گروههاي وابسته به ابرقدرتها شد و آنان نيز با اشاره قدرتهاي استكباري و در راس آنها آمريكا دست به كشتار مردم بي گناه و ترور رهبران انقلابي زدند تا به زعم اربابان خام خود نهال حكومت جديد را از همان ابتدا بخشكانند. اما مردم حاضر نبودند دستاورد انقلاب عظيم خود را به اين راحتي از دست دهند و باز ايستادند و با تحمل سختي ها از انقلاب خود پاسداري كردند و در نهايت گروهكهاي تروريستي را از كشور خود راندند. هرچند اين گروهكهاي تروريستي هنوز هم در پناه شيطان بزرگ آمريكا ذليلانه ارتزاق مي كنند اما سيلي اي كه از ملت ايران دريافت كردند را هرگز فراموش نخواهند كرد.
* * *
استكبار جهاني تصميم گرفته بود به هر قيمتي كه شده انقلاب اسلامي ايران را دچار شكست كند زيرا از اين ميترسيد كه انقلاب الگويي براي ساير ملتها در سطح منطقه و جهان شود. از طرف ديگر مي خواست آبروي از دست رفته خود را باز يابد. از همين رو در ميان كشتارهاي روزانه گروهكهاي تروريستي در داخل ايران آتش جنگ عليه ايران توسط رژيم صدام برافروخته شد. تحليل سياستمداران فاسد جهان آنروز بر اين بود كه ايران در اول راه است و حكومت آن هنوز اسقرار كامل نيافته است نيروي نظامي آن هم از هم گسيخته است و از طرف ديگر سلاح و مهمات ندارد اما در طرف مقابل صدام هرچه بخواهد به او مي دهيم و او پيروز جنگ خواهد بود. صدام سرمست از كمكهايي مالي، نظامي و اطلاعاتي كه از آمريكا و ديگر كشورهاي غربي دريافت كرده بود اعلام كرد طي مدت 3 روز تهران را فتح خواهد كرد. جنگي كه به ايران تحميل شد نه 3 روز بلكه بيش از 8 سال به طول انجاميد و در آخر هم حتي يك وجب از خاك ايران نصيب صدام و حاميانش نشد.
در اين هشت سال صدام هم با ما مي جنگيد و هم با مردم خود. هم شهرهاي ما را هدف بمباران شيميايي قرار مي داد و هم روستاهاي عراق را. در تمام مدت جنگ در شرايطي كه صدام شهرهاي ما را بمباران مي كرد جمهوري اسلامي براي رعايت مسايل اسلامي و انساني از مقابله به مثل پرهيز كرد و درگيري با عراق را به جبهه هاي نبرد محدود كرد، اگرچه چنين رفتاري هم باز براي ناظران جهاني قابل درك نبود.
در ابتداي جنگ 25 سال داشتم. مادر و همسرم و تمامي مادران و همسراني كه جوانان و همسرانشان در جبهه ها از كيان كشور خويش دفاع مي كردند صبورانه به تربيت نسلي مقاوم، شجاع و مومن اهتمام داشتند. جوانان توانمند امروز ثمره همان تلاشها و به جان خريدن سختي ها هستند.
دفاع مقدس دانشگاه منحصر به فردي براي آموختن انسانيت بود. تجربه همزمان مرگ و زندگي انسان هاي جنگ را در بهشتي ميان دنيا و آخرت نگه داشته بود كه هرچه مي گفتند و مي شنيدند و انجام مي دادند الهي بود.
برادري و صميميت، جديت و سخت كوشي، معنويت و عبادت، شوق و شادماني، ايثار و رشادت، همه و همه به ما ثابت مي كرد كه دنيا و آخرت در بستر دين نه تنها با هم در تضاد نيستند بلكه مكمل يكديگرند. شهادت تنها آرزوي رزمندگان ما بود و هست.
سال 67 يعني يكسال قبل از وفات امام (رحمه ا... عليه) قطعنامه اي صادر شد و امام با اكراه آنرا پذيرفت و اعلام كرد كه با اين كار جام زهر نوشيده است. جنگ به پايان رسيد و اين در حالي بود كه در تمام اين مدت سازمانهاي بين المللي سعي مي كردند با تحريف حقايق آشكار متجاوز بودن رژيم صدام را كتمان كنند و در عمل از هيچ كمكي به او دريغ نكردند. براي كساني كه از پيوند اين سازمانها با كشورهاي سلطه گر بي خبر بودند اين چشم پوشي و كتمان حقيقت عجيب مي نمود.
* * *
ادامه اين مطلب را به بعد موكول مي كنم چرا كه اولين مطلب از اين مجموعه كمي طولاني شد. از اين پس سعي خواهم كرد كوتاه تر و ساده تر بنويسم.
به اميد خدا قصد دارم حتي المقدور با توجه به 15 دقيقه وقتي كه در هفته براي اين مجراي جديد ارتباطي اختصاص خواهم داد اين پايگاه را هر هفته يك يا دوبار بروز كنم. پيشاپيش نيز بابت تاخيرهاي احتمالي در ارسال مطالب جديد عذر خواهي مي كنم.
منبع:وبسايت شخصي دكتر احمدي نژاد
احزاب و گروه های سیاسی:
حزب موتلفه اسلامی
جبهه پیروان خط امام و رهبری
جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی
جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی
شخصیت ها:
حجت الاسلام آقا تهرانی: نماینده مجلس
حجت الاسلام حمید رسایی: نماینده مجلس
حجتالاسلام والمسلمین جعفر شجونی: عضو شورای مركزی جامعه روحانیت مبارز
سرکار خانم اعظم عالیه، همسر شهید مطهری
مهدی کوچک زاده: نماینده مجلس
این لیست به مرور تکمیل خواهد شد.
امیر محمد پارسی، گروه جامعه و سیاست/تبیان
مهمترین مشاغل دکتر احمدی نژاد:
• فرماندار ماکو
• فرماندار خوی
• مشاور استاندار کردستان
• مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی در سال 1372
• استاندار استان اردبیل در سال های 1372 تا 1376
• عضو هیات علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت از سال 1368 تا کنون
• شهردار تهران از سال 1382 تا 1384
• ایشان در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران در سوم تیرماه 1384، از سوی ملت ایران به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد.
ایشان در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران در سوم تیرماه 1384، از سوی ملت ایران به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد.
دکتر احمدی نژاد علاوه بر تدریس، راهنمایی دانشجویان و پرداختن به امور اجرایی، در زمینههای ذیل نیز فعالیت داشته است:
• روزنامه نگاری و نگارش مقالات متعدد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی
• مدیر مسوول روزنامه همشهری و راه اندازی همشهری محله در 22 منطقه تهران، همشهری مسافر، همشهری دیپلماتیک، همشهری جوان، همشهری ماه و ضمیمه اندیشه، ضمیمه دانشجو و ...
• موسس و عضو انجمن تونل ایران
• عضو انجمن مهندسین عمران ایران
• عضو اولین شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران
• عضو اولین شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاهها و موسسات آموزش و عالی کشور
نگاهی دیگر در ادامه

داستان احمدي نژاد
پسری باهوش و زیرک بود و از كودكي علاقه به علم و دانش داشت. او يك آهنگر زاده و شهرستانی بود.

از بچه مذهبي هاي محلشون بود.

میشد حدس زد که اعتقادات دینی محکمی دارد.

با رتبه خوبي وارد دانشگاه شد.

عضو فعال انجمن اسلامی و با بچه هاي آنجا حسابی دم خور بود

تحمل فساد و اشرافی گری حکومت برایش سخت بود.

كم كم با امام آشنا و علاقه مند و شیفته او گردید.

انقلاب ضعیف و نوپاست، کشور ثبات لازم را هنوز پیدا نکرده ،
حزب بعث عراق برای حمله به ایران توسط بعضی قدرتها وسوسه می شود

لشکر زرهی صدام از غرب و جنوب به كشور ما حمله میکند.

"فصل دفاع فرا می رسد"
با دوستانش به جبهه می رود.

دوستاني كه بعضی از اونها ديگر در عالم خاکی نيستند.

در۲۲ سالگی فرماندار خوی می شود.

جنگ تمام شد.

دولت به او پیشنهاد استانداري تازه تاسيس اردبيل را داد. از فرمانداری ماکو به اردبیل آمد.

مدتی بعد شورای شهر دوم به دنبال يك شهردار مناسب و کارشناس برای تهران بود. پيشنهاد مسولیت شهر را به او دادند. او هم پذیرفت.

چند سال ديگر نيز گذشت...
تا اینکه سرانجام در یک روز ساده كه شهردار در حال استراحت بود.

سحر گاه از خواب بیدار شد.

شهردار صبحانه اش را خورد.

كفشهاي بنددارش را پوشيد تا راهی مسجد شود.

جمعيت زیادی درب مسجد جمع شده بودند. و يك صدا مي گفتند: شهردار مردمي ما رئيس جمهور ماست.

او مثل هميشه با روي خوش جواب داد.

گفت زود است هنوز صبح نشده.
چند روز بعد ثبت نام كرد.

رقابت شروع شد ، حریفان قدر و انتخابات داغ داغ .

نام او در حلقه فرضی نبود.

در مرحله اول کمتر نگاهی به سمت او رفت.

ولي او محكم و جدی آمده بود.

شعار خوبي انتخاب كرده بود.

گفتمان عدالت طلبی کاملا فراموش شده بود.

فضاي فرهنگي نياز به هواي تازه داشت.

بعد از موفقیت در مرحله اول، بعضی ها تازه فهميدند حضور او جدی است و اتفاقا تصمیم قطعی برای ماندن دارد.

با اینکه دير آمده بود ولي خیلی زود او را شناختند.

مردم از سادگي او لذت مي بردند و سادگي و صداقت وي در دل آنها نشسته بود.

ابراز احساسات و لبخند او را هم دوست داشتند.

رقابت تنگاتنگ و فشرده شده بود.

بعضي ها شمشیر را از همان ابتدا از رو بستند و تهمت و تخریب عليه او را با غلظت زیاد شروع کردند.

موج حملات به سويش سرازير شد.

ولی در آنسو و در میان مردم، گاهي هجوم احساسات پاک آنها، كار را برای وی سخت می کرد.

در همه حال،

و در همه جا از خدا كمك می خواست.

، گام دوم را هم با موفقيت برداشت.

مسير راه برايش مشخص بود.

بند كفشهايش را محكم تر بست.

دوباره از خدا كمك خواست تا در اين راه یاری اش كند.

از امام عصر مدد جست.

و از محبوبيتي كه بين مردم كوچه و بازار داشت.

و سادگي اش که به دلها مي نشست.

البته در اين راه دعاي معلم اولش هم موثر بود.

توانايي هاي خودش هم به كمكش آمدند.

تیمش را انتخاب کرد.

تا گامهايش را محكم تر بردارد.

بعضي گروههاي داخل دايره قدرت، هنوز او را غريبه مي دانستند.
با او نامهرباني شد و از تخريبش چيزي كم نگذاشتند.

از دست آنها به خدا پناه برد.
عده اي پر ادعا عكسش را آتش زدند اما بر خلاف مدعيان برنياشفت و با آرامش جواب داد.

اين همه عجله و زياده روي در تخريب يك رئيس جمهور ؟!!

نيت كرد تا راه امام و رهبری را ادامه دهد.

بعدها او توانست شاخ بعضی ها را در نيويورك بشکند.

او در گل زدن به دروازه حريف و استفاده از فرصتهای طلایی تبحر خاصي داشت.

،سوگند خورده بود براي دفاع از حق ملت ذره ای کوتاه نیاید.

از آسمان تمام شهرها گذر كرد.

به ديدن مردم شهرها رفت و مردم هم به استقبالش آمدند.

با زبان خودشان با آنها صحبت كرد.

گاهي بلوچ

گاهي مانند يك لرستاني غيور

گاهي يك روستايي شاد

گاهي يك عرب خوزستاني

گاهي يك رفتگر شهرداري

گاهي تركمن

پاستور را خانه اول خود كرد.
و ملت را در تنهايي خود شريك كرد.

شيوخ كوچك منطقه را مسحور قدرت خويش كرد.

روي اقيانوس پلي به اون طرف آب زد.

، بعضی عملکردهايش جاي انتقاد داشت.

ولی بعضي خودی ها نامهرباني كرده و مدام در کارش کارشکنی می کردند.

و بعضی غریبه ها حتي تا به قصد ربودن و ترور وي نیز پیش رفتند.

اما كفشهاي آهنينش را همه جا به پا داشت.
افكار بلندي براي ايران در سر داشته و دارد

در نگاه خسته اش دلسوزي براي ايران موج مي زد.

و چه زود گرد پیری بر چهره اش نشست.

ولي خدا در همه حال با متقین و صبر پیشگان است.

نوشته شده در 2009/5/31 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh | لينك ثابت|نظر دهید
نانوحافظه مغناطيسي ساخته شد
وزن در ابتلا به پوکي استخوان نقشي ندارد
آزمون دكتراي دانشگاه صنعتي شريف، 27 آذر
اعمال نمرات 10 درس سال سوم متوسطه در كنكور 89
خدمترساني با كيفيت
نقش طراحي صنعتي ماوس و صفحهکليد در حفظ سلامت و ايمني کاربران
چگونه از شر UAC در برنامه هاي خود خلاص شويم؟
سال سيستمهاي عامل
وقتي هارد بهسردخانه ميرود
ويندوز زيباتر از هميشه كنيد
ترفندهاي گوگلي
خرابکارها اجازه نميگيرند!
بالاخره پياچپي پشتيباني شد
سهم لينوكس 32 درصد
درويد، رقيب جدي آيفون
اكسپريا آمد
مديريت فايل در ويندوز موبايل
پايان مشکلات
ضد تبليغات
پاک کردن برنامههاي محدود و آزمايشي با يک کليک
كروم با قابليت آزمايش
ضدتراست عليه اينتل
فيلتر از جنس خانواده
فهم ریاضیات مهندسی
دانلود کتاب Mastering Active Directory for Windows server 2008
استفاده مايکروسافت از فناوري متنباز براي ارتقا ويندوز 7
دانلود کتاب Microsoft Office Visio 2003 Inside Out
تشويق به خريد سيستم هاي كامپيوتري سازگار با محيط زيست
50 اختراع سال 2009 معرفي شدند


