تبليغاتX
,علمی,کتاب,مجله,مقاله,خبری,برنامه,جزوه,هک,دانلود,science
سازمان تامسون رويترز مانند سال‌هاي پيش با بررسي اطلاعات از دانشمندان و محققان برتر جهان، فهرستي از برندگان احتمالي جوايز نوبل سال 2009 را ارائه كرده است.

از سال 2002 تا‌كنون 15 فرد از ميان پيشگويي‌هاي اين سازمان موفق به دريافت اين جايزه ارزشمند شده‌اند. برندگان احتمالي نوبل 2009 امسال سازمان تامسون رويترز از اين قرار است:

نوبل شيمي

ژاكلين كي بارتون، آرتور و ماريان هاينش پروفسور شيمي و عضو هيأت علمي شيمي و مهندسي شيميايي از مؤسسه تكنولوژي كاليفرنيا به همراه برند ژيس پروفسور شيمي دانشگاه باسل سوئيس و گري بي‌شوستر پروفسور و رئيس كالج شيمي مؤسسه تكنولوژي جورجيا آتلانتا به‌دليل تحقيقات عالي در زمينه انتقال بار الكتريكي در دي‌ان‌اي.
بنجامين ليست پروفسور مؤسسه ماكس پلانك و پروفسور افتخاري دانشگاه كلن به‌دليل ابداع كاتاليزرهاي نامتقارن ارگانيك با كمك انامين. مايكل گارتزل پروفسور مؤسسه EPFL لوزان، سوئيس به‌دليل ابداع سلول‌هاي خورشيدي حساس به رنگ كه اكنون به سلول‌هاي گارتزل شهرت يافته‌اند.

نوبل فيزيك

ژان ايگناچو سيراك مدير بخش تئوري اپتيك كوانتمي مؤسسه ماكس پلانك، پيتر زولر پروفسور فيزيك مؤسسه فيزيك نظري دانشگاه اينسبرگ و مدير علمي مؤسسه اپتيك كوانتمي و اطلاعات كوانتمي در آكادمي علوم اتريش به‌دليل تحقيقات گسترده در زمينه اپتيك كوانتمي و رايانه كوانتمي.
سرجان بي‌پندري پروفسور فيزيك نظري جامدات و رئيس گروه نظريه ماده چگاليده در كالج سلطنتي علوم و فناوري لندن، شلدون شولتز پروفسور فيزيك دانشگاه كاليفرنيا سن ديه گو، ديويد آر اسميت و ويليان بوان پروفسور مهندسي رايانه و الكتريك در دانشگاه داك براي پيش‌بيني و كشف شكست منفي.
ياكر آهارونوو پروفسور فيزيك و علوم رايانه‌اي در دانشگاه چپمن و دانشگاه كاليفرنياي جنوبي، سر مايكل بري و ملويل ويلز پروفسور فيزيك دانشگاه بريستول به‌دليل كشف تاثير آهورونوو- بوهم و كشف حالت بري.

نوبل فيزيولوژي و پزشكي

جيمز‌اي راتمن پروفسور علوم بيومديكال، بيولوژي سلولي و شيمي در دانشگاه ييل، رندي شكمن پروفسور بيولوژي سلولي دانشگاه كاليفرنيا بركلي به‌دليل مطالعات ارزشمند درباره فعاليت‌هاي غشاي سلولي.
اليزابت اچ بلكبرن، موريس هرتزن پروفسور بيولوژي و فيزيولوژي و روان‌شناسي دانشگاه كاليفرنيا، كارول دابليو گريدر و دنيل ناتنز پروفسور ارشد بيولوژي مولكولي و ژنتيك در كالج پزشكي جان هاپكينز.
جك دابليو ژوستاك پروفسور ژنتيك كالج پزشكي هاروارد، الكساندر ريچ و هاوارد هاگز از بيمارستان بزرگ ماساچوست به‌دليل نقش داشتن در مطالعات تلومرها و تلومرازها و كشف اين پديده ها.
سيژي اوگاوا مدير لابراتوارهاي مطالعات عملكردهاي مغزي اوگاوا به‌دليل كشفيات بنياديني كه به ابداع تصويربرداري عملياتي رزونانس مغناطيسي يا FMRI منجر شد؛ سيستمي كه مطالعات اوليه درباره علوم مغزي و تشخيص‌هاي طبي را متحول ساخت.

اقتصاد

ويليام دي نوردهاوس و مارتين ال ويتزمن پروفسورهاي اقتصاد از دانشگاه‌هاي ييل و هاروارد به‌دليل شركت در علوم اقتصادي زيست‌محيطي با توجه به بحران تغييرات جوي.
جان بي‌تيلور، مري و رابرت ريموند از دانشگاه استنفورد و بون اچ و ماري آرتور مك كوي از مؤسسه هوور، استنفورد، جوردي گالي از دانشگاه بارسلونا، مارك ال گرتلر، هنري و مري موزس از دانشگاه نيويورك به‌دليل تحقيقات در زمينه سياست‌هاي مالي.
ارنست فر از دانشگاه زوريخ و ماتيو جي رابين، ادوارد جي و نانسي اس جوردان از دانشگاه بركلي به‌دليل شركت داشتن در مطالعات در زمينه اقتصاد رفتاري بر پايه اولويت، بي‌طرفي و همكاري.

جايزه نوبل براساس وصيت آلفرد نوبل به كساني داده مي‌شود كه تحقيقات برجسته‌اي كرده باشند، يا روش و وسيله‌اي ابداع و اختراع كرده باشند يا خدمت برجسته‌اي به جامعه كرده باشند. جايزه نوبل، بالاترين تقدير در جهان امروز به‌شمار مي‌رود.
پايه‌گذاري جوايز نوبل در پي وصيت آلفرد نوبل شيمي‌دان، صاحب صنعت سوئدي و مخترع ديناميت صورت گرفت.


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:دانشمندان
نوشته شده در 2009/10/4 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

جورج ادوارد لومتر از جمله دانشمنداني است كه به نظريه‌پردازي درباره عالم هستي و انبساط آن شهرت خاصي دارد. اين دانشمند برجسته 17 ژوئيه سال 1894 در شهر شارلواي بلژيك ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي و تكميلي را خيلي سريع و بدون هيچ مشكل خاصي سپري و در نهايت سال 1912 در دانشگاه «لون» بلژيك تحصيلات دانشگاهي خود را آغاز كرد. وي از همان ابتدا به عنوان يك دانشجوي فعال در رشته مهندسي، دوره‌هاي مختلف را طي مي‌كند، اما او نيز همچون بسياري از دانشمندان دوران معاصر، سرنوشتي گره خورده با جنگ داشته است.

 او در جريان جنگ جهاني اول به عنوان افسر توپخانه به خدمت ارتش بلژيك درآمد و در حالي كه شجاعت خاصي از خود در ميادين نبرد نشان داده بود، موفق شد تا برجستهترين مدال شجاعت و دليري را دريافت كند. پايان جنگ اين امكان را براي وي فراهم كرد تا تحصيلات خود را تكميل كرده و در نهايت موفق شد تا در رشته مهندسي راه و ساختمان مدرك دكتري خود را دريافت كند. سال 1923 وارد دانشگاه كمبريج شد و جالب اين است كه به سرعت به مطالعه خورشيد و فيزيك آن علاقه‌ پيدا كرد، اما علاقه و عرق خاص به وطن موجب ‌شد تا پس از گذشت چند سال و كسب تجربه‌اندوزي به كشور خود بازگشته و به تدريس در دانشگاه لون بپردازد. اين درحالي بود كه وي فرصت‌هاي كاري بسيار مناسب‌تري در كمبريج و چند دانشگاه برتر اروپايي داشت. لومتر بلافاصله نظريه اتم نخستين خود را مطرح كرد. به اعتقاد او جهان از واحدي متراكم و تخم مرغي شكل كه در حدود 30 برابر بزرگي خورشيد بوده شروع شده كه اين واحد حاوي تمام مواد موجود جهان بوده است. از جمله آثار برجسته وي مي‌توان به كتاب مباحثي در خصوص تكامل جهان و كتاب فرضيه اتم نخستين اشاره كرد. وي تا سال 1966 تحقيقات گسترده‌اي درخصوص منشاء اوليه عالم هستي انجام داد و تقريبا تمامي ‌مطالعات خود را بر اين عرصه متمركز كرد. اين دانشمند برجسته سال 1966 ديده از جهان فروبست. او در اوج مطالعات و تحقيقاتش درخصوص عالم هستي و تكامل آن و به پاس تقدير از تحقيقاتش در مورد منشا و تكامل جهان به كسب مدال ادينگتون انجمن ستاره‌شناسي لندن افتخار يافت. از وي همواره به عنوان دانشمندي كنجكاو در منشاء پيدايش عالم ياد مي‌شود.

سعيد حسيني


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:دانشمندان
نوشته شده در 2009/9/23 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید


انقلاب سبز یتیم شد

فناوری
 - هفته گذشته شاهد درگذشت یکی از بزرگ‌ترین برندگان جایزه صلح نوبل بود که بخش بزرگی از جهان به همت او از تغذیه کافی برخوردار شده‌اند. آیا راه او ادامه خواهد داشت؟

بهنوش خرم‌روز: آیا دیگر کسی مانند نورم بورلاگ خواهد بود؟ پدر انقلاب سبز بالاخره هفته گذشته در سن 95 سالگی به جدال طولانی خود با بیماری سرطان خاتمه داد. سال گذشته که به زبان اسپانیولی مکزیکی برای کشاورزان محلی سخنرانی روانی را ایراد کرد هم، بسیار خسته و رنجور شده بود. او از این که استفاده از محصولات به عنوان سوخت زیستی باعث افزایش قیمت غذا در جهان و فشار به افراد کم‌درآمد شده، ناراضی بود و می‌گفت:‌ » ما گزینه‌های دیگری هم برای دست‌یابی به انرژی داریم اما رشد آن‌ها را متوقف کرده‌ایم. و من دیگر آن قدر انرژی ندارم که به صحبتم در این باره ادامه دهم.»


به گزارش نیوساینتیست، وی در انقلاب فناوری و علمی قرن بیستم بی‌شک نقش مهمی داشت. با واکسن‌های فلج اطفال یا دی.ان.ای قحطی را در بخش بزرگی از جهان برطرف نمود. روی سنگ آرامگاه وی چنین نوشته‌اند: من شخصا نمی‌توانم در میان فقر و گرسنگی و بیچارگی نوع بشر زندگی کنم. این جمله،‌ جمله معروف بورلاگ است. برخی افراد با این دید به دنیای علم وارد می‌شوند که شاید بتوانند دنیا را نجات دهند و نورم ثابت کرد که این امر امکان‌پذیر است.


کمبودهای جهان
البته در زمان وی وضعیت متفاوت بود. در دهه 1930/ 1310 مردم آمریکا گرسنه بودند و در اواسط قرن بیستم،‌ افزایش جمعیت انسان‌ها باعث کمبود گسترده مواد غذایی شد. پاسخ موجود،‌ استفاده از علم برای افزایش زمینه تولید محصول بود. بسیاری افراد در این راه کمک کردند اما بورلاگ یگانه بود. در سال 1944/ 1323 دولت آمریکا بورلاگ را به مکزیک فرستاد تا با دشمن دیرینه گندم، قارچ زنگ ساقه مبارزه کند که تا آن زمان به سبدهای نان آمریکاییان هم رسیده بود.


بورلاگ یک سیستم هوشمندانه برای پرورش گونه گندم مقاوم به آفت طراحی نمود و بر زنگ ساقه غلبه کرد،‌ البته این اقدام تنها به مکزیک محدود نماند. گیاه وی به بالارفتن محصول در نقاط دیگر انجامید، خصوصا در هند و کشورهای همسایه‌اش به عنوان کشورهای آسیب‌دیده از قحطی،‌ چنان که آفریقا اکنون در چنین شرایطی است. تصورش مشکل است نه؟


سپس بورلاگ توانست اعانه‌دهندگان بزرگ زمان خود را قانع کند که اگر یک پیشرفت علمی در علم محصولات غذایی می‌تواند چنین تغییر عظیمی را ایجاد کند، قطعا به پیشرفت‌های بیشتری از این دست نیاز دارند. اعانه‌دهندگان گوش کردند و غلبه بر قارچ ساقه گندم را تا پیروزی انقلاب سبز پیگیری کردند: پیشرفت‌های مشابه در مورد برنج و سایر محصولات غذایی به همراه یک مدل آبیاری و کوددهی سیستماتیک و مزارع پربازده متنوع در سراسر جهان. آزمایشگاه بورلاگ در مکزیک،‌ CIMMYT ،‌ هم‌اکنون مرکز جهانی پژوهش در مورد گندم و ذرت است و نیز بخشی از شبکه آزمایشگاه‌های جهانی است که به این انقلاب ادامه می‌دهند.


بهای انقلاب
این دلیل بداندیشی برخی در مورد بورلاگ است. انقلاب سبز به همان اندازه که فناورانه بود، ‌اجتماعی هم بود. تغییر فنی مزارع به معنای تغییر مالکیت زمین‌ها و تغییر روابط اجتماعی بود و ناگزیر برنده‌ها و بازنده‌هایی به جای گذاشت. مدت‌ها به دلیل همین مشکلات گروهی از اقتصاددانان انقلاب سبز را یک اشتباه می‌خواندند.


قطعا این مشکلات نیاز به رتبه‌بندی دارند، خصوصا این واقعیت را که محصولات تازه به آب و زمین نیاز دارند، به طور حتم نمی‌توان نادیده گرفت. اما این که انقلاب سبز را یک توطئه خودخواهانه سرمایه‌داری بدانند، غیرقابل تحمل به نظر می‌رسد. پیش از این در شبه‌قاره هند قحطی متداول بود: ‌در سال 1943/ 1322 دو و نیم میلیون نفر در بنگال از شدت گرسنگی جان خود را از دست دادند. و این انقلاب سبز بود که چنین اتفاقاتی را متوقف کرد.


آیا ادامه این مرگ و میرها گزینه بهتری بود؟ البته انقلاب سبز راه‌حل نهایی مشکلات ما نیست، ‌اما آغاز این راه‌حل است. تمامی راه‌حل‌ها مشکلاتی را به همراه دارند اما تصور این که دنیای ما بدون آن‌چه علم بورلاگ آغاز کرد،‌ چگونه بود،‌ ترسناک است. وقتی وی در سال 1970/ 1349 جایزه نوبل دریافت کرد،‌ در یک مزرعه بود که همسرش این پیغام را به وی رساند و او خیال کرد سر به سرش می‌گذارند، و آن جایزه صلح بود.


ادامه مبارزه
اما انقلاب سبز به آخر نرسیده است. در سال 2007/ 1386،‌ بورلاگ با سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد اما هنوز ضعیف نشده بود و عصبانی بود. یک قارچ ساقه با نام Ug99 به گونه مقاومی که وی کشف کرده بود، آسیب رسانده بود و این در حالی بود که طی سال‌های فراوانی پس از مداخله، سیستم به کارگیری علم در راه تولید مواد غذایی تحلیل رفته و برای پاسخگویی ضعیف شده بود. وی با عصبانیت می‌گفت: « ما از خود راضی شده‌ایم و کسی را آموزش نداده‌ایم که دائما نظارت داشته باشد و به ارتقای بیشتر مواد غذایی فکر کند. سیستم خراب شده است.» در سال 2002/ 1381 که Ug99 به کنیا رسید،‌ بورلاگ سراسیمه شده بود. وی می‌گفت: «کسی اهمیت نمی‌دهد و این مرا عصبی می‌کند. حتی اگر هم بازنشسته شده باشم نمی‌توانم سکوت کنم.»


این عصبانیت کمک کرد که کار روی این مشکل آغاز شود و حالا پیشرفت کرده است، ‌اما Ug99 به ایران رسیده و دارد افغانستان را محاصره می‌کند و بدتر از آن،‌ دارد به سبد نان هندوستان می‌رسد.


بورلاگ می‌گفت: « ما سه سال دیر شروع کردیم و به مقداری شانس نیاز داریم. این اتفاق می‌تواند به تلفات اجتماعی و انسانی منجر شود.»


او هرگز از مبارزه دست برنداشت،‌ می‌گفت:‌ « ما می‌توانیم انقلاب سبز دیگری به راه بیاندازیم، ‌همان کاری را انجام دهیم که قبلا کردیم، ‌یعنی از وجدان عمومی و قضاوت صحیح کمک بگیریم.» او از این که بسیاری از پژوهش‌های عملی با آزمایشگاه‌ها جایگزین شدند اظهار تاسف می‌کرد،‌ با این حال همچنان امیدوار بود که مهندسی ژنتیک بتواند گونه‌های مقاوم جدیدی تولید کند تا گندم و سایر مواد غذایی اصلی را نجات دهد.


بورلاگ معتقد بود اغلب دانشمندان در برقراری ارتباط خوب نیستند، ‌به همین دلیل به کار روزنامه‌نگاران علمی اهمیت می‌داد و از آنان می‌خواست که به روایت ماجراهایی چون این ادامه بدهند،‌ و ما این کار را خواهیم کرد.


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:علم,فناوری
نوشته شده در 2009/9/23 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

جام جم آنلاين: روز هجدهم شهريور ماه مصادف است با سالروز در گذشت جلال الدين سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد. وي فرزند سيد احمد حسيني طالقاني در محله سيد نصرالدين از محله هاي قديمي شهر تهران به دنيا آمد، او در2 آذر سال 1302 پس از هفت دختر متولد شد و نهمين فرزند پدر و دومين پسر خانواده بود.پدرش در کسوت روحانيت بود و از اين رو جلال دوران کودکي را در محيطي مذهبي گذراند. تمام سعي پدر اين بود که از جلال، براي مسجد و منبرش جانشيني بپرورد.

جلال پس از اتمام دوره دبستان، تحصيل در دبيرستان را آغاز کرد، اما پدر که تحصيل فرزند را در مدارس دولتي نمي پسنديد و پيش بيني مي کرد که آن درس ها، فرزندش را از راه دين و حقيقت منحرف مي کند، با او مخالفت کرد. دبستان را که تمام کرد به بازار رفت تا کار کند اما دارالفنون هم کلاس هاي شبانه باز کرده بود که ثبت نام نمود و شبانه به تحصيل ادامه داد.

پس از خاتمه  تحصيل دبيرستاني، پدر او را به نجف نزد برادر بزرگش سيد محمد تقي فرستاد تا در آنجا به تحصيل در علوم ديني بپردازد، البته او خود به قصد تحصيل در بيروت به اين سفر رفت، اما در نجف ماندگار شد. اين سفر چند ماه بيشتر دوام نياورد و جلال به ايران بازگشت.

وي در سال 1325 موفق به اخذ مدرک کارشناسي رشته ادبيات فارسي از دانشکده ادبيات دانشسراي عالي شد و در سال 1329 عليرغم مخالفتهاي شديد خانواده و مخصوصا پدرش با سيمين دانشور ازدواج نمود . جلال در بحبوحه سالهاي 1341 و همزمان با قيام ملت به اين واقعيت رسيد که تنها راه نجات توده مردم حرکت پشت سر رهبريتي غير از روشنفکران غربزده و شرقزده است و رهبري روحانيت تنها راه نجات مردم است لذا با گرايشاتي که به رهبري امام خميني ( ره ) پيدا نموده بود بارها از طرف دستگاههاي امنيتي مورد بازخواست و تهديد قرار گرفت و سر انجام در حالي که کاملا از سلامت جسم و روان برخوردار بود در 18 شهريور ماه 1348 در شهر اسالم گيلان دار فاني را وداع گفت .

سالشمار زندگي جلال آل احمد:

 1302- يازدهم آذر ماه، تولد درتهران .

1322- اخذ مدرک ديپلم ادبي از مدرسه دارلفنون .
- سفر به نجف اشرف براي گذراندن دوره طلبگي .
- بازگشت به ايران پس از چند ماه .
- آغاز به تحصيل در دانشسراي عالي .
- تاسيس انجمن اصلاح و عضويت در آن .
- چاپ و انتشار کتاب " عزاداري هاي نامشروع " از طرف انجمن اصلاح .

1323- عضويت و پيوستن به حزب توده ايران .

1324- آشنايي با صادق هدايت و چاپ اولين قصه زيارت در مجله سخن .
- انتشار مجموعه ده قصه کوتاه با نام " ديد و بازديد عيد " .
- عزيمت و سفر به آبادان براي افتتاح دفتر حزب توده .
- پذيرفتن مديريت داخلي مجله ي ماهنامه " ماهانه مردم " ارگان تئوريک حزب توده .

1325- اخذ مدرک کارشناسي رشته ادبيات فارسي از دانشکده ادبيات دانشسراي عالي .
- آشنايي با نيما يوشيج و آغاز دوران سرخوردگي نسبت به حزب توده .
- پذيرش مديريت چاپخانه شعله ور .
- انتشار مجموعه گزارشات حاصل از بازديد از کلاس هاي درس دبيرستانها .
- پذيرفتن مديريت داخلي روزنامه هفتگي و ارگان دانشجويان حزب توده به نام " بشر " .

1326- تير ماه، استخدام در آموزش و پرورش و آغاز تدريس در دبيرستانهاي تهران .
- انشعاب و استعفا از حزب توده به همراه دوستش خليل ملکي و ده تن از ديگر .
- تاسيس حزب سوسياليست توده ايران به همراه خليل ملکي .
- انتشار مجموعه ده قصه کوتاه با نام " رنجي که مي بريم " .
- انتشار کتاب با نام " حزب توده بر سر دوراهي " بهمراه دکتر اسحاق اپريم .
- ترجمه و چاپ کتابي اثر پل کازانوا با نام " محمد آخرالزمان " .

1327- آشنايي با سيمين دانشور در حين سفر به شهر شيراز .
- انتشار مجموعه ي قصه کوتاه با نام " سه تار " و تقديم به دوستش خليل ملکي .
- ترجمه و چاپ اثري از داستايوفسکي با نام " قمار باز " .

1328- ترجمه و چاپ اثري از آلبرکامو بهمراه علي اصغر خبره زاده با نام " بيگانه " .

1329- ازدواج با سيمين دانشور و آغاز زندگي مشترک .
- پذيرفتن مديريت نشريه سياسي به نام " شاهد ".
- تاسيس حزب زحمتکشان ملت ايران به همراه دکتر بقايي و خليل ملکي .
- ترجمه و انتشار ترجمه نمايشنامه اي در سه پرده از آلبر کامو با نام " سوء تفاهم " .
- عضويت فعال بعنوان يکي از اعضا حزب " نيروي سوم " .

1331- همكاري با خليل ملكي در انتشار مجله " نبرد زندگي ".
- اسفند ماه، دفاع از دکتر مصدق در مقابل شرارتهاي حکومتي .
- انتشار مجموعه قصه با عنوان " زن زيادي " .
- ترجمه و چاپ اثري از ژان پل ساتر با نام " دست هاي آلوده " .

1332- ارتباط دائمي و مجالست با نيما يوشيج .
- کناره گيري از حزب نيروي سوم در ابتداي سال.
- پاييز، دستگيري بهمراه عيسي اسماعيل زاده و شمس آل احمد در منزل مسکوني اش بدست نيروهاي تيمور بختيار .
- آزادي زود هنگام بواسطه نوشتن تعهد نامه .
- تاسيس بنگاه مطبوعاتي رواق با همکاري باقر کميلي .

1333- انتشار کتابي با عنوان " اورازان " .
- ترجمه کتابي از آندره ژيد با نام " بازگشت از شوروي " .

1334- تاليف کتابي حاصل از سلسله سفرهايي به روستاهاي قزوين با عنوان " تات نشين هاي بلوک زهرا " .
- انتشار ترجمه ديگري از آندره ژيد بهمراه پرويز داريوش با عنوان " مائده اي زميني " .
- انتشار کتاب با عنوان " هفت مقاله " .

1336- انجام سفر به اروپا بهمراه همسرش سيمين دانشور .

1337- سفر به خوزستان و پياده¬روي از بهبهان تا كازرون به همراه دكتر اشتراسر.
- چاپ و انتشار کتاب با عنوان " مدير مدرسه " .
- انتشار کتاب با نام " سرگذشت کندوها " .

1339- پذيرش و قبول مديريت ماهنامه علم و زندگي .

1340- انتشار کتاب با عنوان " نون و القلم " .

1341- قبول سرپرستي مجله کيهان ماه .
- توقيف ماهنامه کيهان ماه پس از انتشار دو شماره .
- انتشار کتاب با عنوان " سه مقاله ديگر " .
- انتشار کتاب با عنوان " کارنامه سه ساله " .
- چاپ و انتشار کتاب با نام " غربزدگي " .
- سفر به اروپا بواسطه ماموريت از طرف وزارت فرهنگ براي مطالعه در کار نشر کتاب هاي درسي.

1343- فروردين ماه، سفر به عربستان براي انجام فريضه الهي حج .
- تابستان، سفر به شوروي و حضور در هفتمين کنگره بين المللي مردم شناسي .
- انتشار مجموعه ي هجده مقاله در نقد ادب و اجتماع و هنر و سياست معاصر.
- نگارش کتاب با عنوان " در خدمت و خيانت روشنفکران " .

1344- سفر به آمريکا و حضور در سمينار بين المللي و ادبي – سياسي دانشگاه هاروارد .

1345- انتشار " كرگدن " ترجمه نمايشنامه¬اي از اوژن يونسكو .
- نگارش سفرنامه حج با عنوان " خسي در ميقات " .

1346- چاپ سرگذشت معلم دهي که در طول نه ماه از يک سال و آنچه بر او و اهل ده مي گذرد با عنوان " نفرين زمين".
- ترجمه رساله اي از ارنست يونگو با نام " عبور از خط " .
- سفر به تبريز و سخنراني در دانشگاه تبريز و ديدار با بهروز دهقاني و صمد بهرنگي.

1347- تحريم کنگره هنرمندان دربار و عدم حضور در آن .
- تشکيل کانون نويسندگان ايران .
- توقيف کتاب " کارنامه سه ساله " .
- سفر به مشهد و ملاقات با دکتر شريعتي .
- احضارهاي پي در پي و تهديد شدن توسط مقامات سازمان امنيت .

1348- فوت دوستش خليل ملکي در تيرماه .
- فوت در 18 شهريور ماه، در اسالم گيلان و در سن 46 سالگي . پيکرش در مسجد فيروزآبادي شهر ري بخاک سپرده شد .

آثار جلال آل احمد:

الف – قصه و داستان
1- ديد و بازديد سال 1324
نخست شامل ده داستان کوتاه بود، در چاپ هفتم دوازده داستان کوتاه را در بردارد. جلال جوان در اين مجموعه با ديدي سطحي و نثري طنز آلود اما خام که آن هم سطحي است، زبان به انتقاد از مسايل اجتماعي و باورهاي قومي مي گشايد.
2- از رنجي که مي بريم سال 1326
مجموعه هفت داستان کوتاه است که در اين دو سال زبان و نثر داستانهاي جلال به انسجام و پختگي مي گرايد. در اين مجموعه تشبيهات تازه، زبان آل احمد را تصويري کرده است.
?- سه تار سال 1327
مجموعه سيزده داستان کوتاه است. فضاي داستانهاي سه تار لبريز از شکست و ناکامي قشرهاي فرو دست جامعه است.
4-  زن زيادي سال 1331
حاوي يک مقدمه و نه داستان کوتاه است. قبل از جلال، صادق چوبک و بزرگ علوي به تصوير شخصيت زنان در داستانهاي خود پرداخته اند. زنان مجموعه زن زيادي را قشرهاي مختلف و متضاد مرفه، سنت زده و تباه شده تشکيل مي دهند.
5- سرگذشت کندوه سال 1337
نخستين داستان نسبتا بلند جلال است با شروعي به سبک قصه هاي سنتي ايراني، ( يکي بود يکي نبود غير از خدا هيچکس نبود) اين داستان به بيان شکست مبارزات سياسي سالهاي 29 تا 31 حزبي پرداخته است.
6- مدير مدرسه سال 1337
اين داستان نسبتا بلند به نوعي بيان خاطرات فرهنگي آل احمد است. خود او در اين مورد گفته است:
(( حاصل انديشه هاي خصوصي و برداشت هاي سريع عاطفي از حوزه بسيار کوچک اما بسيار موثر فرهنگ و مدرسه ))
7-  نون والقلم 1340
يک داستان بلند تاريخي که حوادث آن مربوط به اويل حکومت صفويان است. زبان نون والقلم به اقتضاي زمان آن نسبتا کهنه است.
8 - نفرين زمين 1346
رماني روستايي است که بازتابي از جريانهاي مربوط به )اصلاحات ارضي ) در آن بيان شده است.
9 - پنج داستان 1350
دو سال پس از مرگ آل احمد چاپ شده است.
10 - چهل طوطي اصل (با سيمين دانشور) 1351
مجموعه شش قصه کوتاه قديمي از طوطي نامه که با تحريري نو نگاشته شده است
11-  سنگي بر گوري 1360
رماني است کوتاه و آخرين اثر داستاني آل احمد محسوب مي شود. موضوع آن فرزند نداشتن اوست.

 ب-  مشاهدات و سفرنامه ها:

اورازان تات نشينهاي بلوک زهرا 
 جزيره خارک در يتيم خليج فارس 
 خسي در ميقات 
 سفر به ولايت عزرائيل 
 سفر روس 
 سفر آمريکا و سفر اروپا که هنوز چاپ نشده اند.

ج- مقالات و کتابهاي تحقيقي:

گزارشها
حزب توده سر دو راه
هفت مقاله
سه مقاله ديگر
غرب زدگي به صورت کتاب
کارنامه سه ساله
ارزيابي شتابزده
يک چاه و دو چاله
در خدمت و خيانت روشنفکران
گفتگوها

د - ترجمه:

عزاداريهاي نامشروع  از عربي
محمد آخرالزمان نوشته بل کازانوا نويسنده فرانسوي
قمارباز  از داستايوسکي
بيگانه  اثر آلبرکامو ( با علي اصغر خبرزاده)
سوء تفاهم از آلبرکامو
دستهاي آلوده  از ژان پل سارتر
بازگشت از شوروي  از آندره ژيد
مائده هاي زميني  اثر ژيد ( با پرويز داريوش )
کرگدن  از اوژن يونسکو
بور از خط  از يونگر ( با دکتر محمود هومن)
تشنگي و گشنگي  نمايشنامه اي از اوژن يونسکو
در حدود پنجاه صفحه اين کتاب را جلال آل احمد ترجمه کرده بود که مرگ زودرس باعث شد نتواند آن را به پايان ببرد؛ پس از آل احمد دکتر منوچهر هزارخاني بقيه کتاب را ترجمه کرد.

تهيه و تنظيم : محمد شکراله زاده


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes

جام جم آنلاين: مديرکل مرکز توسعه و هماهنگي تحقيقات و فناوري وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي با اشاره به انتشار جديدترين آمار يک درصد دانشمندان برتر دنيا در رشته هاي مختلف علمي از قرار گرفتن 27 دانشمند ايراني در اين جمع خبر داد.

دکتر پرويز اولياء در گفتگو با خبرگزاري مهر افزود: بر اساس جديدترين آمار منتشر شده از سوي Thomson Reuters ISI در سال 2009 ميلادي 27 دانشمند ايراني در ليست يک درصد اول دانشمندان برتر جهان در رشته هاي مختلف علمي قرار دارند.

وي اضافه کرد: سه نفر از ميان اين 27 نفر در گروه علوم پزشکي قرار دارند که هر سه نفر از دانشگاه علوم پزشکي تهران و در رشته داروسازي هستند.

اولياء خاطرنشان کرد: ليستي که ارائه شده است رتبه جهاني دانشمند، نام دانشگاه، رشته دانشگاهي و شاخص H يا همان h.Index را مدنظر قرار داده است.

 وي گفت: در ليست ارائه شده دکتر محمد عبداللهي با رتبه جهاني 1321 و شاخص H به ميزان 19، دکتر محمدرضا زرين دست با رتبه جهاني 1684 و شاخص H به ميزان 20 و دکتر احمدرضا دهپور با رتبه جهاني 2048 و شاخص H به ميزان 15 از دانشگاه علوم پزشکي تهران و رشته داروسازي قرار دارند.

مديرکل مرکز توسعه و هماهنگي تحقيقات و فناوري وزارت بهداشت همچنين در خصوص ساير رشته هاي غير علوم پزشکي نيز به مهر گفت: بر اساس ليستي که ارائه شده است در رشته شيمي دکتر محمدرضا گنجعلي با رتبه جهاني 48 و شاخص H به ميزان 45 از دانشگاه تهران، دکتر مجتبي شمسي پور با رتبه جهاني 116 و شاخص H به ميزان 37 از دانشگاه رازي، دکتر محمدعلي زلفي گل با رتبه جهاني 615 و شاخص H به ميزان 31 از دانشگاه بوعلي سينا، دکتر پرويز نوروزي با رتبه جهاني 871 و شاخص H به ميزان 23 از دانشگاه تهران و  دکتر مسعود صلواتي نياسري با رتبه جهاني 1139 و شاخص H به ميزان 27 از دانشگاه کاشان معرفي شده اند.

وي اضافه کرد: همچنين در رشته شيمي نام دانشمندان ايراني از جمله دکتر مجيد هروي با رتبه جهاني 1165 و شاخص H به ميزان 21 از دانشگاه الزهرا، دکتر هاشم شرقي با رتبه جهاني 1378 و شاخص H به ميزان 27 از دانشگاه شيراز، دکتر ناصر ايرانپور با رتبه جهاني 1330 و شاخص H به ميزان 26 از دانشگاه شيراز، دکتر عبدالرضا حاجي پور با رتبه جهاني 1369 و شاخص H به ميزان 28 از دانشگاه صنعتي اصفهان و دکتر سيد حبيب فيروزآبادي با رتبه جهاني 1480 و شاخص H به ميزان 25 از دانشگاه شيراز به چشم مي خورد.

اولياء يادآور شد: در رشته رياضي دکتر مهدي دهقان با رتبه جهاني 987 و شاخص H به ميزان 18 از دانشگاه تهران و در رشته مکانيک نيز دکتر محمدرضا اسلامي با رتبه جهاني 1730 و شاخص H به ميزان 11 از دانشگاه صنعتي اميرکبير در ميان اين ليست حضور دارند.

وي با اشاره به بخش ديگري از ليست يک درصد دانشمندان برتر دنيا و حضور دانشمندان ايراني در اين ليست به رشته شيمي اشاره و خاطرنشان کرد: دکتر ايرج محمدپوربال ترک با رتبه جهاني 2505 و شاخص H به ميزان 33 از دانشگاه اصفهان، دکتر بابک کريمي با رتبه جهاني 3350 و شاخص H به ميزان 45 از دانشگاه تحصيلات تکميلي علوم پايه زنجان، دکتر علي اصغر انصافي با رتبه جهاني 3413 و شاخص H به ميزان 16 از دانشگاه صنعتي اصفهان، دکتر ميرفضل الله موسوي با رتبه جهاني 3539 و شاخص H به ميزان 18 از دانشگاه تربيت مدرس در اين ليست حضور دارند.

مديرکل مرکز توسعه و هماهنگي تحقيقات و فناوري وزارت بهداشت همچنين به بخش ديگري از اين ليست که به رشته شيمي اختصاص دارد اشاره کرد و افزود: دکتر طاهره پورصابري با رتبه جهاني 3763 و شاخص H به ميزان 18 از پژوهشگاه صنعت نفت، دکتر عيسي ياوري با رتبه جهاني 3919 و شاخص H به ميزان 18 از دانشگاه تربيت مدرس، دکتر مهران جوانبخت با رتبه جهاني 4358 و شاخص H به ميزان 18 از دانشگاه صنعتي اميرکبير، دکتر شهرام تنگستاني نژاد با رتبه جهاني 4779 و شاخص H به ميزان 20 از دانشگاه اصفهان، دکتر مرتضي رضاپور با رتبه جهاني 4926 و شاخص H به ميزان 15 از دانشگاه تهران، دکتر حسن علي زماني با رتبه جهاني 5397 و شاخص H به ميزان 20 از دانشگاه قوچان و دکتر حسين عشقي با رتبه جهاني 5605 و شاخص H به ميزان 9 از دانشگاه مشهد در اين ليست حضور دارند. 


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:دانشمندان
نوشته شده در 2009/8/27 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

پژوهشگران هلندی دریافتند که ولفگانگ آمادئوس موتزارت موسیقدان نابغه اتریشی در اثر ابتلا به یک عفونت همه گیر باکتریایی ساده از دنیا رفته است.

به گزارش خبرگزاری مهر، تاکنون اعتقاد بر این بود که این نابغه بزرگ دنیای موسیقی در اثر ابتلا به ورم استخوان از دنیا رفته است. اکنون محققان دانشگاه آمستردام با ارائه فرضیه جدیدی نشان دادند که موتزارت در اثر ابتلا به یک بیماری باکتریایی که از نوامبر 1791 تا سپتامبر 1792 به صورت یک اپیدمی در بین مردم وین شایع شده بود جان خود را از دست داده است.

این موسیقیدان برجسته در حالی که هنوز وارد 35 سالگی نشده بود در 22 نوامبر در وین و دو روز بعد از آخرین اجرای بیمار شد.

اطلاعات تاریخی نشان می دهد که موتزارت در زمان بیماری به شدت تب داشت و استخوانهایش از شکل طبیعی خارج شده بودند به طوری که وی قادر نبود در تخت استراحت کند. به همین دلیل علت مرگ وی را تب و ورم مفاصل عنوان کردند.

براساس گزارش نیویورک تایمز، این دانشمندان با بررسی علت مرگ 5 هزار و 11 فرد بالای 18 سال در دوره موتزارت که علائم مرگ آنها با علائم بیماری این موسقیدان یکسان بود و مرگ آنها به دست پزشکان اتریشی آن دوره ثبت شده بود دریافتند که علائم مرگ همگی این افراد سل، گرسنگی، ورم مفاصل، ضعف سیستم گوارشی و بیماریهای قلبی (سکته) بود.

این دانشمندان دریافتند که بیشتر مرگهایی که در زمستان 92-1791 در وین ثبت شده بودند در اثر ورم مفاصل بوده است.

http://www.irkharid.com/userfiles/mozart(1).gif

به همین علت این محققان دریافتند که علت مرگ این افراد می تواند یک اپیدمی عفونی باشد. سایر علائم بیماری موتزارت تهوع، کمر درد و التهاب پوستی است که تمام این علائم با عفونت استرپتوکوکو (نوعی باکتری) سازگار است.

باکتری استرپتوکوکو در مقابل آنتی بیوتیکها مقاوم نیست و در پزشکی امروز این بیماری به راحتی با داروهای آنتی بیوتیکی درمان می شود اما این بیماری ساده موجب مرگ بزرگترین نابغه دنیای موسیقی شده است.


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:دانشمندان
نوشته شده در 2009/8/19 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

جام جم آنلاين: روز سه شنبه بيست و هفتم مرداد ماه مصادف با سالروز درگذشت استاد بلامنازع نقاشي ايران محمد غفاري معروف به کمال الملک است .

محمد غفاري (ميرزا محمد خان غفاري) معروف به كمال الملك از بزرگترين و نام آورترين نقاشان ايران، فرزند ميرزا رضاخان غفاري در حدود سال 1226ش در شهر تهران متولد شد. ميرزا ابوالحسن غفاري (صنيع الملك) عموي كمال الملك و برادرش ميرزا رضاخان از برجسته ترين نقاشان عصر قاجار محسوب مي شدند.

محمد غفاري پس از پايان دوران مقدماتي تحصيلي در شهر كاشان، جهت ادامه تحصيل (عمدتاً در رشته نقاشي) در مدرسه دارالفنون به تهران رفت. در آن هنگام او فقط 13 سال سن داشت. معلم نقاشي دارالفنون مزين الدوله نقاش دربار ناصرالدين شاه بود و لقب " نقاش‌باشي " دربار را داشت.

 محمد غفاري به خاطر ذوق و استعداد كم نظيرش به سرعت در عرصه نقاشي پيشرفت قابل توجهي كرد و خيلي زود آوازه او در نقاشي در شهر پيچيده و رجالي از دربار قاجار براي نقش تصاوير خود به او مراجعه مي كردند. در اين ميان ناصرالدين شاه در سال 1242ش كه تحت تأثير هنر نقاشي محمد غفاري قرار گرفته بود او را به عنوان پيشخدمت مخصوص و نقاش‌باشي به دربار برد و اين واقعه فرصت و امكان مناسب و مطلوبي براي اين هنرمند جوان به وجود آورد تا دهها تابلو نقاشي نفيس و زيبا از خود به يادگار گذارد.

محمد غفاري نقاش باشي دربار در سال 1269ش از سوي ناصرالدين شاه به لقب مهم " كمال الملك " مفتخر شد. در همين زمان بود كه تابلو مشهور و معروف به " تالار آيينه " را كه حدود هفت سال طول كشيده بود و از شاهكارهاي نقاشي او به شمار مي رود، با امضاي كمال الملك به اتمام رسانيد.

به دنبال وقوع كودتاي 1299 كمال الملك حاضر نشد به رضاخان روي خوش نشان دهد و در اين راستا حتي تقاضاي رضاشاه جهت ترسيم تصوير محمدرضا وليعهد وقت را رد كرد. اين موضعگيري همگام با سعايت ها و حسادت ها و فرصت طلبي هايي كه اطرافيان و برخي رجال نشان مي دادند، موجبات سرخوردگي رضاخان را از او فراهم كرده و منجر به برخورد و بي عنايتي حكومت و دولت رضاخان با او شد، سپس وزارت معارف چنانكه دلخواه رضاشاه بود بودجه مدرسه صنايع مستظرفه را كه تحت مديريت كمال الملك اداره مي شد، قطع نمود و مشكلات متعدد ديگري را پيش روي او قرار داد، تا جايي كه ديگر امكان اداره مدرسه از او سلب شد و به ناچار از خدمت در مدرسه نقاشي كه ساليان طولاني براي توسعه و اعتلاي آن زحمات طاقت فرسايي را متحمل شده بود، كناره گرفت و به فاصله كوتاهي شهر تهران را به مقصد مزرعه اي در روستاي حسين آباد از توابع شهر نيشابور ترك كرد و گوشه انزوا برگزيد.

كمال الملك طي برخي نامه هايي كه از روستاي دورافتاده حسين آباد براي تعدادي از دوستان قديم و شفيقش در تهران مي نويسد، با اشاره و گلايه و شكايت از مشكل سازي ها، حسادت ها، كوته نظري ها و خردستيزي هاي بي پايان درباريان، رجال و بسياري از كساني كه در تهران با او در ارتباط بوده اند، پناه آوردن به بيابان هاي خشك و عزلت گزيدن در مناطق دورافتاده و بدون امكانات و حتي دچار دزدان و قطاع الطريق شدن را مطلوب تر و خوشايند تر از مراوده و ارتباط با آن گروه پرشمار و خطرناك ساكن شهر و دربار ارزيابي مي كند و از اين كه با عزلت گزيدن در حسين آباد نيشابور ديگر سعادت برخورد و رو در رويي با آن جماعت را از خود سلب كرده است، احساس آرامش و شادماني مي كند.

آنچه بود كمال الملك نقاش چيره دست و كم نظير ايران زمين كه در عشق ورزي به وطن، آزاديخواهي، اخلاق و شرف و انسانيت سرآمد اقران بود، تا پايان عمر، زندگي در مزرعه شخصي اش در حسين آباد نيشابور را بر بازگشت به شهر ترجيح داد.

سالشمار زندگي کمال‌الملک:

1226- تولد کمال الملک در تهران .
       -  مهاجرت خانواده به کاشان در شش ماهگي .

1234-  سفر به تهران براي تحصيل .
 1235-  ورود به مدرسه دارالفنون .
        - آموزش زير نظر علي اکبر خان مزين الدوله .

 1242- بازديد ناصرالدين شاه از دارالفنون .
        - ورود به دربار به دستور ناصرالدين شاه درپي پسنديدن کار او .

1251- فوت برادر بزرگترش ابوتراب در سن 28 سالگي .

1253- خلق تابلوي دورنماي صفي آباد .

1255- گرفتن لقب نقاش‌باشي .

1258- گرفتن لقب نقاش‌باشي خاصه .

1261- فعايت مستمر در مقام نقاش دربار .
- شروع به آموزش و تدريس نقاشي به شاه .
- خلق اثر معروف با نام " حوضخانه صاحبقرانيه " .

1262- ازدواج با زهرا خانم خواهر مفتاح الملک از شخصيتهاي درباري .

1263-  به دنيا آمدن دخترش نصرت .
- کشيدن تابلو با نام " آبشار دوقلو " .

1267-  متهم شدن به دزدي، هنگام کشيدن تابلوي تالار آيينه .

1269- گرفتن لقب کمال‌الملک از ناصرالدين شاه .

1272-  آغاز به آموختن زبان فرانسه .

1273-  سفر به اروپا ( فلورانس، رم و پاريس ) و اقامت در ايتاليا .

1274-  ورود به پاريس .

1275- کشيدن تابلو با عنوان " مرد مصري " .

 1276- ديدار با مظفرالدين شاه در فرانسه و تقاضاي شاه براي برگشت به ايران .

1277- بازگشت به ايران و گرفتن نشان درجه اول و حمايل سبز مخصوص دربار .

1278-  سفر به عراق، هم‌زمان با سفر مظفرالدين شاه به خارج و بازديد از عتبات عاليات .

1279- ترسيم تابلوهاي فالگير بغداد، زرگر بغدادي و شاگردش، ميدان کربلاي معلا و عرب خفته .

1280- بازگشت به ايران و تمارض مصلحتي به سکته .

1285- مرگ مظفرالدين شاه .

1287-  پيشنهاد تأسيس مدرسه صنايع مستظرفه به دولت .

1288- تاسيس مدرسه صنايع مستظرفه و آموزش شاگردان زبده .

1293- خلق تابلوي دهکده مغانک .

1296- درگذشت پسرش حسينعلي خان .

1297-  درگذشت همسرش.

1298-  درگذشت مادرش .

1299- عدم پاسخ مثبت به درخواست رضاشاه براي کشيدن تصوير محمد رضا ( وليعهد ).

1301- خلق اثر با نام " منظره کوه شميران " .

1302- درگيري کمال‌الملک با وزراي معارف دولت وقت.

1305- بالا گرفتن اختلافات بر سر نحوه اداره و مديريت مدرسه صنايع مستظرفه.

1306-  استعفا از تدريس و کارهاي دولتي، آغاز بازنشستگي و اقامت در حسين‌آباد نيشابور.

1307-  نابينا شدن يک چشمش بر اثر يک حادثه .

1319-  سرانجام محمد غفاري (کمال الملک) در 27 مرداد سال 1319 درگذشت و در نيشابور و در کنار قبر عطار نيشابوري بخاک سپرده شد گشت.

فهرست آثارکمال‌الملک از سال 1290 تا زماني که چشمش آسيب ديد:

- مرد برهنه
- دورنماي دماوند
- دورنماي ديگري از دماوند
- آخوند رمال
- تصوير نيم‌تنه ناصرالدين‌شاه
- تصوير مشهدي ناصر
- زن پاي چراغ
- خانه سنگي
- خانه دهاتي
- دورنماي ديگري از باغ مهران
- کپيه از تابلوي مزين‌الدوله (تابلو ميوه)
- سن ماتيو
- کپيه تيسين
- رمال بغدادي
- تصوير عضدالملک
- دورنماي مغانک
- پيرمرد (ناتمام)
- مصري
- تصوير ديگر مصري
- فانتن لاتور
- کبک بي‌جان
- تصوير نيم‌تنه اتابک
- صورت جواني کمال الملک
- رمال
- تصوير کمال‌الملک در حال تبسم
- زرگر
- صورت کمال‌الملک با کلاه
- بن‌زور
- پرتيه
- صورت ديگري از کمال‌الملک با شنل
- تصوير زن(مداد)
- زري يراقي‌هاي جهود
- صورت ديگري از جواني کمال‌الملک
- زنجيري
- تصوير زن (که با همکاري گورديجاني کشيده شده)
- تصوير مرحوم ذکاء الملک
- تصوير رامبراند
- تصوير ديگري از کمال‌الملک
- دورنماي چراغ‌برها
- بازار مرغ فروش‌ها
- صورت سردار اسعد
- قاليچه صورت رامبراند
- قاليچه صورت کمال الملک
- قاليچه دورنماي منظره‌اي از شميران
- تصوير مرحوم حاج نصرالله تقوي
- قاليچه دورنماي ياخچي‌آباد
- کپيه رافائل
- کپيه تابلوي ديگري از تيسين
- کپيه ونوس
- تصوير مظفرالدين شاه
- تصوير احمد شاه
- تصوير کمال‌الملک (آبرنگ)
- تصوير مولانا (آبرنگ)
- عرب خوابيده (آبرنگ)
- حوض صاحبقرانيه

- تکيه دولت
- دورنماي پس قلعه
- دورنماي زانوس
- تالار آيينه
- دورنماي لار
- صورت ناصرالملک
- تصوير پسر ناصرالملک
- تصوير مشيرالدوله
- تصوير وثوق‌الدوله
- تصوير ضيع‌الدوله
- پرنده الوان (آبرنگ)
- دورنماي شهر از پشت‌بام صاحبقرانيه
- دورنماي کوه شميران از پشت‌بام مدرسه (ناتمام)
- قاليچه منظره خيابان شميران
- زن
- کپيه باسمه فرنگي (به دستور احمدشاه)
- کپيه باسمه‌اي ديگر (به دستور احمدشاه)
- نوازنده‌ها
- تصوير ايستاده يکي از پيشخدمت‌هاي دربار
- نيم‌تنه يکي از درباريان (آبرنگ)
- بازار کربلا
- منظره آبشار دوقلو 
- حوضخانه عمارت گلستان

-  تصوير ميرزاعلي‌اصغر خان اتابک (نيم تنه)
-  تصوير ميرزا علي‌اصغرخان (تمام قد)
-  تصوير آقاعلي‌معين‌الحضور (آبرنگ)

تهيه و تنظيم : محمد شکراله زاده


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:دانشمندان
نوشته شده در 2009/8/19 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

جام جم آنلاين: روز سه شنبه بيست و هفتم مرداد ماه مصادف با سالروز درگذشت استاد سيد محمد محيط طباطبايي است . استاد محيط در 23 خرداد 1281(هـ.ش) در آبادي گزلا (دهکده ييلاقي) از توابع زواره و در حوالي اردستان، ديده به جهان گشود.

پدرش سيد ابراهيم از شاگردان ميرزا جهانگيرخان قشقايي، آخوند کاشي و ميرزا عبدالجواد شهشهاني (استاد نجوم و رياضي) بود. مادر استاد محيط، فاطمه بيگم از احفاد قاضي محمد طباطبايي، از علماي اواخر صفويه بود.

محيط طباطبايي در مکتب ملاعلي فرزند حاج حسن که مرد فاضل و وارسته اي بود، آغاز به تحصيل کرد و مقدمات علوم حوزوي را از محضر پدر و برخي علماي زواره فرا گرفت. از سال 1293 وي تحصيل منظم را ترک نمود و در امور کشاورزي به خانواده اش کمک کرد.

محيط طباطبايي در اغلب کنگره هاي مهم ادبي همچون هزاره فردوسي، خواجه نصير طوسي، ناصرخسرو، دقيقي، خواجه رشيدالدين فضل الله همداني، شاهنامه، ايران شناسي، خليج فارس و از جمله در سومين دوره کنگره تحقيقات ايراني با شور و شوق و ميل باطني شرکت کرد و به مناسبت مقام علمي و موقعيت فرهنگي اجتماعي غالباً عضو کميته مشورتي بود.

محيط در کنگره بين المللي خاورشناسان، عضو هيات اعزامي ايران به پاريس بود. از سوي سنديکاي نويسندگان و خبرنگاران مطبوعات، در سال 1355 (ه.ش) به پاس خدمات علمي استاد محيط طباطبايي مجلس بزرگداشتي برگزار شد که طي آن ضمن تجليل از مقام علمي ايشان، کتاب (محيط ادب) که شامل مقالاتي از مشاهير معاصر بود به کوشش دکتر سيد جعفر شهيدي، حبيب يغمايي، باستاني پاريزي و ايرج افشار به طبع رسيد و به ايشان تقديم گرديد.

سالشمار زندگي استاد محيط طباطبايي:

1281- تولد در 22 خردادماه، آبادي گزلا از توابع شهرستان زواره .

1287- شروع به تحصيل در مکتبخانه حاج حسن و مدرسه لطفعلي خان ترشيزي در شهر زواره و ادامه تا سال 1293 .

1293- ترک تحصيل بمنظور کمک به خانواده در امور کشاورزي .
- عزيمت به اصفهان براي فراگيري علوم جديد .
- فراگيري علوم و دانش طبيعي و آشنايي با زبان فرانسه .
- بازگشت به زواره پس از چهار ماه .

1297- از دست دادن مادرش در سن 16 سالگي .

1299- ادامه تحصيل در مدرسه کاسه گران تا سال 1300 .

1300- بازگشت به اصفهان براي تحصيل در رشته پزشکي .
- بازگشت مجدد به زواره و انصراف از تحصيل در رشته پزشکي .

1301- اشتغال بکار در مدرسه نوبنياد زواره .
- شروع به تدريس برخي دروس مدرسه ابتدايي سادات .
- شروع به آموختن زبان انگليسي نزد مرحوم اسدالله کاوه زاده .

1302- اواخر فروردين ماه، عظيمت به تهران براي ادامه تحصيل در دارالفنون و پرداختن به روزنامه نگاري .
- چاپ اولين سروده اش در باره محرم الحرام و عاشورا با تخلص " بقا ".

1303- شروع به تحصيل دوره سه ساله ادبي در مدرسه قاجاريه .

1305- استخدام قراردادي در وزارت معارف .
- اعزام به خوزستان از طرف وزارت معارف براي امر تعليم و تربيت .
- تاسيس مدرسه در اهواز به اتفاق چهار نفر از دوستانش و اشتغال به تدريس تا سال 1306 .

1306- اتمام دوره ادبي مدرسه دارلفنون و اخذ ديپلم ادبي .

1307- اشتغال بعنوان نماينده وزارت معارف در خرمشهر تا سال 1308 .
- اشتغال بعنوان رياست دبيرستان شرف خرمشهر .
- اجابت مکرر دعوت وزارت فرهنگ بمنظور اصلاح و اعمال تغيير برنامه مدارس .

1309- بازگشت به تهران و تدريس در دبيرستانهاي دارلفنون، ايرانشهر، مدرسه نظام و دانشسراي مقدماتي در رشته تاريخ و جغرافيا تا سال 1320.
- تصميم به تدوين و چاپ کتابي با عنوان " دانش و دانشوران " .( مطالب اين کتاب شامل مجموعه مقالاتي است که گرد آوري شده ليکن تا کنون به چاپ نرسيده است ) .
- چاپ سلسله مقالات در خصوص زندگي، انديشه و آثار زکرياي رازي با عنوان " شرح حال محمد زکرياي رازي " .

1310- پذيرفتن مديريت دبيرستانهاي شرف و پانزده بهمن .

1311- انتشار کتابي شامل شرح حال تاگور با عنوان " تاگور، شاعر و فيلسوف هندي " .
- نگارش مقدمه بر کتاب "بهارستان" اثر نورالدين عبدالرحمان جامي .

1312- انتشار مجموعه مقالات چاپ شده در روزنامه شفق در قالب کتاب با عنوان " تاريخچه اعزام محصل به اروپا " .

1313- ايراد سخنراني در جشن هزاره فردوسي و اثبات شيعه بودن فردوسي عليرغم ناخوشنودي زمامداران .
- نگارش مقدمه بر ترجمه کتاب " سه يار دبستاني " اثر هانري ماکفال .
- انتشار مجموعه مقالات پيوسته در نشريه شفق با نام " تاريخچه دارالفنون " .
- عضويت در کنگره هزاره فردوسي .

1315- انتشار کتاب درسي دو جلدي براي دبيرستانها با نام " جغرافياي نو " .

1317- منع از تدريس توسط وزارت معارف و پيشنهاد مديريت مجله " تعليم و تربيت " به وي .
- انتشار 19 شماره مجله با سمت مدير مسئول تا سال 1319 .
- تغيير نام نشريه از اولين شماره به عنوان مجله " آموزش و پرورش ".
- نگارش مقدمه بر کتاب بوستان سعدي با نام " زندگاني سعدي " .

1320- پذيرفتن مسئوليت مجله موسيقي و انتشار چهار شماره از آن .
- تدريس در هنرستان عالي موسيقي .

1321- اشتغال بمدت 7 سال بعنوان دبير دبيرستانهاي تهران و گاها بازرس فني .
- آغاز همکاري با روزنامه پارس به مديريت فضل الله شرقي .
- شهريور ماه، انتشار اولين مجله خود با نام " محيط " در 64 صفحه .
- تعطيلي مجله محيط به دستور قوام السلطنه بهمراه ديگر نشريات .
- درج مقاله با عنوان " صاحب يخچاليه " در کتاب تذکره يخچاليه .

1325- آغاز آشنايي با دکتر عباس زرياب خويي در کتابخانه مجلس شوراي ملي .

1326- تحقيق و نگارش مقالاتي در خصوص نقش مبارزاتي سيد جمالدين اسد آبادي و چاپ در شماره 11 مجله محيط .

1327- انتشار آثار ميرزا ملکم خان .

1328- انتقال از وزارت فرهنگ به وزارت امور خارجه .
- درج مقاله در کتاب علامه قزويني با عنوان " در ماتم محمد قزويني "
- انتصاب بعنوان رايزن فرهنگي در سفارت کبراي ايران در دهلي نو .
- انتشار مجدد مجله محيط .

1329- ايراد سخنراني در بغداد بزبان عربي در اولين کنگره ابن سينا با موضوع " تولد ابن سينا " .

1330- بازگشت از دهلي نو و عزيمت به عراق بعنوان رايزن فرهنگي سفارت ايران .

1334- بازگشت مجدد به ايران پس از اشتغال و اقامت چهار ساله در کشورهاي عراق، سوريه و لبنان بعنوان رايزن فرهنگي .
- انتقال مجدد به وزارت فرهنگ به درخواست خودش .
- انتصاب بعنوان بازرس وزارت در کميسيون مطالعه و بررسي انتقادات رسيده .
- چاپ مقاله در روزنامه آتش با عنوان " آوارگان فلسطين " .
- چاپ مقاله در روزنامه آتش با عنوان " سياست روسيه در موضوع فلسطين " .
- چاپ مقاله در روزنامه آتش با عنوان " در ماوراء اردن چه مي گذرد " .
- چاپ مقاله در روزنامه آتش با عنوان " فلسطين در نيويورک " .
- چاپ مقاله در روزنامه آتش با عنوان " راهي که اردن انتخاب کرده است " .
- چاپ مقاله در روزنامه آتش با عنوان " قضيه بغرنج فلسطين " .
1337- پيشنهاد دولت براي اعزام به افغانستان بعنوان رايزن فرهنگي .
- بازنشسته شدن از وزارت آموزش و پرورش .

1338- پذيرفتن مسئوليت برنامه هاي مرزهاي دانش راديو ايران تا سال 1358.

1341- چاپ مقاله در روزنامه کيهان با عنوان " فلسطين مسئله اي اسلامي نه عربي " .
- چاپ مقاله در مجله تهران مصور با عنوان " هنوز آوارگان اميدوارند " .

1342- چاپ مقاله در مجله تهران مصور با عنوان " آوارگان عرب فلسطين " .
- انتشار مقاله در کتاب خليج فارس با عنوان " سرزمين بحرين " .

1345- تصحيح و مقدمه بر ديوان مجمر زواره اي .

1346- چاپ مقاله در مجله تهران مصور با عنوان " فلسطين در تاريخ جهان " .
- چاپ مقاله در مجله تهران مصور با عنوان " آوارگان عرب " .
- چاپ مقاله در مجله تهران مصور با عنوان " بيت المقدس " .
- چاپ مقاله در مجله تهران مصور با عنوان " بيت المقدس در دوره اسلامي " .

1347- عدم پذيرش دعوت دکتر فضل الله ( رئيس وقت دانشگاه تهران ) براي تدريس درس تاريخ در دانشکده ادبيات .
- چاپ مقاله در مجله تهران مصور با عنوان " حل مشکل فلسطين " .

1348- شروع به ارزيابي و بررسي کتابهاي خطي کتابخانه مجلس شورا تا سال 1371.
- چاپ مقاله در مجله تهران مصور با عنوان " تشکيل حکومت مستقل فلسطين " .
- چاپ مقاله در مجله تهران مصور با عنوان " بيت المقدس است يا اورشليم " .

1350- ايراد سخنراني در مجامع و جلسات ادبي در کتابخانه مرکزي و مرکز اسناد دانشگاه تهران به دعوت دکتر مهدي محقق بمدت 8 سال .
- انتشار کتاب حاوي مجموعه مقالات چاپ شده در مطبوعات با نام " نقش سيد جمالدين اسد آبادي در بيداري مشرق زمين " .

1351- چاپ کتاب با موضوعاتي از صدر اسلام تا آغاز مشروطيت با عنوان " دادگستري در ايران " .
- چاپ مقاله در روزنامه اطلاعات با عنوان " اردن و فلسطين يا اردن و سوريه " .

1352- انتشار سلسله مقالات در ماهنامه گوهر با نام " تاريخ بابيه " .

1354- اجابت دعوت دکتر صدرالدين الهي ( سرپرست دانشکده ارتباطات ) براي تدريس تاريخ مطبوعات از زمان محمد شاه قاجار تا آغاز دوران پهلوي .
- چاپ کتابي حاوي سلسله خطابه هايي در قالب تدريس تاريخ مطبوعات ايران از زمان محمد شاه تا آغاز حکومت پهلوي با نام " تاريخ تحليلي مطبوعات ايران " .
- تحرير و تدوين جزوه درسي با عنوان تاريخ مطبوعات ايران براي دانشجويان .

1355- دريافت مدرک دکتراي افتخاري، اعطايي از طرف دانشگاه ملي ايران ( دانشگاه شهيد بهشتي ) .
- برگزاري مراسم بزرگداشت و تجليل از خدمات علمي ايشان از سوي سنديکاي نويسندگان و خبرنگاران مطبوعات .

1356- چاپ کتاب با نام " فرهنگ اسلامي " .

1357- کسب جايزه " مجموع تحقيقات و خدمات و آثار يک محقق در طول عمر " از انجمن آثار ملي .

1359- حضور دوباره در کنگره ابن سينا و ايراد سخنراني .

1361- از دست دادن پدرش سيد ابراهيم .

1362- ايراد سخنراني در کنگره خوارزمي .

1366- پذيرفتن دعوت دانشگاه آزاد اسلامي تهران بمنظور ايراد خطابه براي دانشجويان رشته تاريخ راجع به نظام حکومت در ايران بعد از اسلام .

1367- انتشار مجموعه گفتارها و نوشته ها طي سالهاي 1317 تا 1321 با عنوان " آنچه در باره حافظ بايد دانست " .
- انتشار کتاب حاوي دوازده گفتار براي دانشجويان رشته تاريخ دانشگاه آزاد اسلامي با نام " تطور حکومت در ايران بعد از اسلام " .

1369- انتخاب به عنوان عضو فرهنگستان زبان و ادب ايران بمنظور قدرشناسي نسبت به مقام علمي و ادبي ايشان .
- چاپ دوم ديوان حافظ به تصحيح و مقدمه وي و به خط محمد علي سبزه کار و با تذهيب مجيد طريقتي .

1370- چاپ کتاب شامل 28 مقاله با عنوان " فردوسي و شاهنامه " .
- انتشار کتاب مجموعه مقالات و گفتارها با عنوان " خيامي يا خيام " .
- فوت، سه شنبه 27 مرداد ماه در آستانه نود سالگي.

استاد محيط پيش از مرگ بر اثر زمين‌خوردگي دچار عفونت پا شد. يک ماه بيمار و بستري بود. کمي بعد به علت بروز اختلالات در ناحيه‌ي قلب در بيمارستان بستري شد. مدتي بعد دچار خونريزي گوارشي گرديد و بالاخره در بعد از ظهر سه‌شنبه بيست و هفتم مرداد 1370 بدرود حيات گفت. پيکر او، طبق وصيت استاد به برج طغرل در نزديکي ابن‌بابويه در شهر ري انتقال و به خاک سپرده شد.

تهيه و تنظيم : محمد شکراله زاده


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:دانشمندان
نوشته شده در 2009/8/19 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

https://www.sharemation.com/aarmaan1/1/TN_57.JPG

باروخ بندیکت اسپینوزا در 24 نوامبر 1632 میلادی در کشور هلند در شهر آمستردام در یک خانواده سرشناس هلندی که اصالتاً پرتغالی بودند، به دنیا آمد.

دوران کودکی و نوجوانی را در رفاه و آسایش و با آداب و سنن یهودی گذراند. او در مدرسه عبرانی آمستردام، تحت تعلیم و تربیت استادان بزرگ، به تحصیل زبان عبری و دروس دینی پرداخت و تا آن حد پشرفت کرد که در همان سنین جوانی به خوبی باتمام نکات و رموز کتب معتبر دینی آشنا شد.

پس از آن زبان لاتینی را فرا گرفت تا با افکار و فرهنگ های دیگر آشنا شود. همچنین طب و ریاضیات و علوم و فنون دیگر را نیز آموخت و از فلسفه مدرسی، به ویژه حکمت توماس آکویناس و از فلسفه دکارت و فرانسیس بیکن و توماس هابز آگاهی یافت.

اما وی، تحت تاثیر تاملات فلسفی و آشنایی با افکار و اندیشه های ضد دینی، به تدریج از جامعه دینی یهود رویگردان شد و احیاناً از اندیشه های دینی انتقاد کرد.

اولیای کنیسه های یهود سعی کردند ابتدا با تطمیع و نهایتاً با تهدید او را از عقاید خود باز دارند، اما هیچ کدام از این ها در او موثر واقع نیفتاد.

به ناچار در سال 1656 میلادی، وی را محاکمه و به کفر محکوم کردند. بدین ترتیب اسپینوزا برای همیشه از جامعه یهود طرد گردید.

اما اسپینوزا بدون اینکه از این جریان متاثر شده و ضعفی از خودش نشان بدهد، از آمستردام خارج و در قریه کوچکی که بیرون از شهر بود و دراطاقی که زیر یک شیروانی واقع بود، منزوی شد و برای امرار معاش به تراشیدن عدسی که آن را قبلاً آموخته بود، روی آورد.

از این راه پول اندکی به دست می آورد و درهمان حال تنها و دور از همه، به تفکرات و تاملات علمی و فلسفی و تالیف می پرداخت.

در پایان سال 1660 به دهکده راینسبورگ(Rhynsburg ) رفت و در خانه ای محقر اقامت گزید و به تحقیق و پژوهش، همت گماشت. در آن جا چنان سرگرم و مجذوب کارهای علمی و فلسفی شد که بسیار اتفاق می افتاد که برای مدت زیادی خانه را ترک نمی کرد؛ چنانچه یک بار به مدت سه ماه از خانه بیرون نیامد. وی در همان دوران، با علما و حکمای بزرگ عصرش مانند لایب نیتس مکاتبه داشت.

اسپینوزا در سال 1664 میلادی به دهکده کوچکی در نزدیکی لاهه و در سال 1670 به شهر لاهه رفت و تا پایان عمر در این شهر اقامت گزید.

او در نهایت صرفه جویی و قناعت و مناعت نفس، زندگی را ادامه داد. به تدریج آوازه و شهرتش در همه جا پیچید و دوستان و یاران فراوان یافت. در سال 1673 استادی کرسی فلسفه دانشگاه هیدلبرگ به او پیشنهاد شد، اما او آنرا رد کرد، زیرا اعتقاد داشت که پذیرش این شغل، آزادیش را محدود خواهد ساخت.

اسپینوزا همچنان به تفکر و تامل و نوشتن ادامه می داد تا اینکه در یک بعد ازظهر در سال 1677 در حالی که اهل خانه به کلیسا رفته بودند و فقط دوست پزشکش بر بالینش حاضر بود، در اثر مرض سل از دنیا رفت. در مراسم خاکسپاری اش، مردم، از پیروان هر دینی حاضر بودند.

اسپینوزا از خود نه زن و فرزندی به جا گذاشت و نه ثروتی؛ چرا که تمام عمر خود را صرف دانش و فلسفه کرد و کتب و رسالات ارزنده ای بر جای گذاشت که نامش را برای همیشه جاودانه ساخت. مهمترین کتاب او اخلاق نام دارد.
Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:دانشمندان
نوشته شده در 2009/8/19 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید


زنان خوش‌بين بيشتر از سايرين عمر مي‌کنند
براساس نتايج يک مطالعه بزرگ در آمريکا، زنان خوش بين در معرض خطر کمتر بروز بيماري‌هاي قلبي و مرگ هستند.

نتايج اين مطالعه که بر روي نزديک به صد هزار زن صورت گرفته است در نشريه«Circulation» منتشر شد.

بر اساس اين نتايج، افراد بدبين، فشار خون و کلسترول خون بالاتري نسبت به سايرين دارند.

به علاوه در طول بازه زماني 8 ساله اين مطالعه، زنان خوش بين 9 درصد کمتر از سايرين در معرض ابتلا به بيماري‌هاي قلبي و 14 درصد کمتر در معرض مرگ ناشي از علل مختلف قرار داشتند.

يکي از علل احتمالي اين تفاوت مي‌تواند توانايي بالاتر خوش بين‌ها در کنار آمدن با مشکلات و مقابله با آنها باشد؛ به طور مثال آنها در صورت بيمار شدن بهتر از ديگران از خودشان مراقبت مي‌کنند.

در اين جمعيت مورد مطالعه به طور کلي زنان خوش بين بيشتر از بدبين‌ها ورزش مي‌کردند و لاغرتر از آنها بودند.

دکتر هيلاري تيندل، سرپرست اين گروه تحقيقاتي معتقد است: تعداد زيادي از شواهد حاکي از آن است که تداوم افکار منفي براي سلامتي افراد مضر است.

Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:دانشمندان
نوشته شده در 2009/8/15 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

استنفان هاوکینگ فیزیکدان و استاد دانشگاه کمبریج بالاترین جایزه مدنی ایالات متحده یعنی مدال آزادی ریاست جمهوری را از باراک اوباما دریافت کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، باراک اوباما در مراسمی که مدال آزادی را به گردن هاوکینگ آویخت به شوخی بیان کرد حتی به صورت آزمایشی هیچ تلاشی برای شرح تحقیقات این دانشمند بزرگ و کیهان شناس انگلیسی نخواهد کرد.

پروفسور هاوکینگ که به دلیل اختلالات نرونی از فلج کامل بدن رنج می برد در کنار افرادی از قبیل بیلی ژان کینگ تنیسور سابق، دزموند توتو برنده نوبل صلح در سال 84، سیدنی پواتیه هنرپیشه و مری رابینسون رئیس جمهور سابق ایرلند و نماینده حقوق بشر سازمان ملل مدال آزادی را از باراک اوباما دریافت کرد.

اوباما طی سخنرانی در این مراسم هاوکینگ و دیگر افراد دریافت کننده مدال را مردان و زنان شگفت انگیز و عاملان تغییرات خواند که به انسانها یادآوری کرده اند دستیابی به بهترینها فرای توانایی های بشر نبوده و امید و عدالت را می توان در گوشه های فراموش شده ای از جهان به دست آورد.

همچنین اوباما درباره شخص هاوکینگ که پس از انتشار کتاب "تاریخچه ای کوتاه از زمان" به شهرت جهانی رسید گفت: "این مرد از روی ویلچر خود ما را به دورترین و شگفت انگیزترین نقاط کائنات هدایت کرده و با تشویق تصورات انسان، نیروی روح بشر را نمایان ساخته است."

بر اساس گزارش تلگراف، اهدای مدال آزادی رئیس جمهوری در سال 1945 توسط هری ترومن رئیس جمهور وقت آن زمان به منظور شناسایی و تقدیر تلاشهای مدنی در طول جنگ جهانی دوم پایه گذاری شد و در سال 1963 توسط جان کندی احیا شد.


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:اخبار,News
نوشته شده در 2009/8/14 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

هنگام برقرار کردن ارتباط در اینترنت ، دشوارترین کار ، صرف‌نظر از درست‌نویسی هجاهای کلمات ، ابراز احساس واقعی است. هنگان چت کردن و میل زدن ، کلمات زیادی رد و بدل می‌شوند و بسیارند مواردی که گیرنده یک جمله ، سر در گم می‌شود که منظور واقعی فرستنده از یک عبارت چه بوده است. گیرنده نمی‌تواند از لحن یک عبارت مطمئن باشد ، آیا او با من شوخی می‌کرد؟ آیا واقعا منظورش همین بود؟

 

ولی در ساعت 11:44 ، 19 سپتامبر سال 1982 همه چیز عوض شد. در این تاریخ و در این زمان که البته هنوز خبری از اینترنت نبود ، «اسکات فالمن» Scott E. Fahlman ، استاد یکی از دانشگاه های پنسیلوانیا ، در یکی از بولتن‌های الکترونیک نوشت:

 

«من این ترتیب کارکترها را برای افراد بذله‌گو پیشنهاد می‌کنم:

:-)

از پهلو باید خوانده شود.»

به این ترتیب این آقای فالمن بود که نخستین بار نسخه الکترونیکی لبخند را به همگان شناساند. در طی روزها و ماه‌های بعد سایر دانشگاه‌ها هم متوجه ابتکار آقای فالمن شدند و خندانک‌های زیادی را ابداع کردند.

 

البته بعضی‌ها اظهار کرده‌اند که تلگراف‌چی‌ها هم قبلا چنین ابتکاری را به خرج داده بودند و آقای فالمن شاید نخستین کسی باشد که در جوامع الکترونیک نوین از این توالی سکانس‌ها برای بیان احساسات استفاده کرده است.


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:دانشمندان
نوشته شده در 2009/8/12 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

جام جم آنلاين: روزجمعه 10 ژوييه سالروز تولد نيکولا تسلا فيزيکدان برجسته و بنيانگذار واحد اندازه گيري "شدت جريان مغناطيسي" است که به همين منظور گوگل لوگوي خود را به تسلا اختصاص داده است.

نيکولا تسلا در 10 ژوييه 1856 در صربستان متولد شد و در 7 ژانويه 1943 در سن 87 سالگي و درحالي که در فقر شديد به سر مي برد در نيويورک درگذشت. اين فيزيکدان، مخترع و مهندس صرب در سال 1891 به تابعيت آمريکا درآمد.

شهرت تسلا به خصوص براي کارهاي نوآورانه و تحقيقات متعددي است که در عرصه علم الکترومغناطيس بين سالهاي پاياني قرن نوزده و اوايل قرن بيستم انجام داده است. امتيازات علمي و فناوري که از اين مخترع به ثبت رسيده و تئوريهايي که در خصوص پايه هاي سيستمهاي الکتريکي مدرن جريان متناوب، برق چند فاز و موتورهاي جريان متناوب ارائه کرده است به نوعي انقلاب دوم صنعتي را رقم زده اند.

اين دانشمند علاوه بر اينکه در بين دانشمندان به عنوان معروفترين مخترع شناخته مي شد در بين مردم عادي نيز از شهرت بالايي برخوردار بود. به ويژه پس از اختراع ارتباطات بي سيم (راديو) در سال 1892 و پس از آنکه در کنار "جرج وستينگ هاوس" و "توماس آلوا اديسون" برنده "جنگ جريانهاي الکتريکي" شد اين محبوبيت به اوج خود رسيد.

کنفرانس عمومي اوزان و اندازه ها در سال 1960 واحد سيستم اندازه گيري شدت جريان مغناطيسي و القاي مغناطيسي را به نام اين دانشمند بزرگ، تسلا نامگذاري کرد.

تسلا در توسعه بخشهاي مختلف علوم کاربردي مثل روباتيک (فرماندهي راديوي) تلاشهاي بسياري کرد. وي در سال 1886 انجمن "توليد و روشنايي برق تسلا" را تاسيس کرد. اولين سرمايه گذاران اين بنيان با تسلا در مورد پروژه هاي وي براي موتور جريان متناوب موافق نبودند و سرانجام کنترل اين انجمن را از تسلا گرفتند به اين ترتيب وي در نيويورک بين سالهاي 1886 تا 1887 براي گذران زندگي و جمع آوري پول براي انجام پروژه هاي آينده به عنوان يک کارگر فني کار کرد. در سال 1887 اولين موتور القاي با جريان متناوب بدون اصطکاک را ساخت و آن را در سال 1888 در موسسه مهندسان الکترونيک آمريکا معرفي کرد.

در همان سال اصول اوليه سيم پيچ خود را توسعه داد و در لابراتوار جورج وستينگ هاوس همکاري با اين دانشمند را آغاز کرد.
 
در آوريل 1887 تسلا بررسي پرتوهاي "ايکس" و لوله هاي خلاء تک گره اي را آغاز کرد. اين دستگاه از تکميل اولين نمونه هاي لوله هاي پرتوهاي ايکس که از الکترود استفاده نمي کردند ساخته شده بود. اين ابزار با انتشار الکترونها توسط يک الکترود و از طريق ترکيب تابش ميدان الکتريکي و تابش گرمايي عمل مي کرد.

تسلا در اواخر عمر، برخي از عملکردهاي يک سلاح به نام "تله فورس" را نشان داد و آن را به دو بخش "پرتوهاي صلح" و "پرتوهاي مرگ" تقسيم کرد. تله فورس، مکانيزمي براي توليد نيروي الکتريکي از راه دور است. اين دستگاه قادر است با تقويت جريان الکتريکي از راه دور و بين دو الکترود، يک نيروي الکتريکي فاجعه آميز را توليد کند.

تسلا فرضيه هايي را مطرح کرد که برپايه آنها، نيروهاي الکتريکي و مغناطيسي مي توانند زمان و فضا را تغيير دهند.

وي همچنين تئوري را مطرح کرد که نشان مي داد نور هم از ذرات و هم از امواج ساخته شده است. اين تئوري اساس فيزيک کوانتوم است و پايه اولين ايده هاي ايجاد "ديوار نور" است. ديوار نور از دستکاري امواج الکترومغناطيس ساخته مي شود.

از ديگر تئوريهاي تسلا مي توان به تئوري ايجاد "ماشين عکسبرداري از ذهن" اشاره کرد. وي معتقد بود که تصوير فکري که در مغز شکل مي گيرد در شبکيه چشم نشان داده مي شود و بنابراين مي توان از آن عکس گرفت.

"ماشين پرنده تسلا" از ديگر تئوريهاي اين دانشمند است. وي اظهار داشته بود که يکي از هدفهاي مهم زندگي اش ايجاد يک ماشين پرنده است که مي تواند بدون استفاده از موتور يا بال و بدون نياز به هيچ منبع سوخت داخلي عمل کند.

علاوه بر اين، تسلا يک راديوي ويژه به نام "تسلاسکوپ" را اختراع کرد. اين امواج راديويي مي توانند در ايجاد ارتباط با اشکال حيات در ديگر سيارات موثر باشند.

مهر


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:دانشمندان
نوشته شده در 2009/8/11 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

جام جم آنلاين: ادموند هالي يك ستاره‌شناس عادي نبود، بلكه طوفاني بزرگ در اين علم ايجاد كرد كه هنوز هم در بسياري از دانشگاه‌هاي معتبر دنيا دروسي درخصوص علم نجوم تدريس مي‌شود كه بر مبناي يافته‌ها و تحقيقات اين دانشمند بزرگ ارائه مي‌شود.

ادموند هالي كه در سال 1656 و در لندن چشم به جهان گشود از آن دسته نخبگاني است كه محيط‌هاي دانشگاهي نظير آكسفورد نيز نتوانست نيازهاي دروني و جوياي علم او را پاسخگو بوده و از اين رو در حالي كه چندصباحي را در دانشگاه آكسفورد گذرانده بود، از محيط آكادميك خارج شده و راهي اقيانوس‌ها مي‌شود تا در آنجا حس كنجكاوي و علم‌جوي خود را با خيره‌شدن به ستارگان و اجرام مختلف آسماني ارضا كند.

جالب اين است كه وي زماني كه تنها 22 سال سن داشت به عنوان يكي از اعضاي جديد انجمن سلطنتي انگليس پذيرفته شد.گفته مي‌شود در جريان يكي از مسافرت‌هايي كه به پاريس براي شركت در يك برنامه مهم علمي داشت به طور كاملا اتفاقي ستاره دنباله‌داري را كشف مي‌كند كه به عقيده بسياري از صاحبنظران، اين رويداد پايه‌گذار تحقيقات وسيع وي در زمينه ستارگان دنباله‌دار شد.

هالي درخصوص نواسانات مغناطيسي تحقيقات وسيعي داشته است و حتي مقالات متعددي نيز در اين زمينه منتشر كرده است. تحقيقات طولاني وي كمك زيادي نيز به دريانوردان كرده است چون با استفاده از اين تحقيقات وي توانست به پيشرفت‌هاي قابل توجهي درخصوص پيدا كردن طول جغرافيايي در اقيانوس‌ها دست يابد. اراده مستحكم وي حتي دانشمند بزرگي نظير نيوتون را نيز وادار ساخته بود با تاييد يافته‌هايش، آن را به چاپ برساند.

استفاده از مطالعات قبلي نيوتون موفقيت‌هاي بيشتري براي هالي به دنبال داشت، به‌طوري‌كه وي توانست با بهره‌گيري از آنها مدارهاي چرخشي بيش از 22 ستاره دنباله دار را شناسايي و تعيين كند.

ادموند هالي در سال 1742 درگذشت، اما سال‌ها پيش از آن يعني در سال 1705 بازگشت مجدد يك ستاره دنباله‌دار را پيش‌بيني كرده بود و البته دنيا در كمال حيرت تحقق اين پيش‌بيني را نظاره‌گر بود. امروزه از هالي در دنياي علم نجوم با احترام خاصي ياد مي‌شود.

سعيد حسيني


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes

دانشمندان توصیفی در این مقاله:
» پوانکاره » بولیایی » آبل  » شرف الدین طوسی - ریاضیدان ایرانیریاضی دانان بزرگ

پوانکارههانری پوانکاره درآغاز قرن 21 درسطح جهانی به عنوان بزرگترین ریاضیدان نسل خود شناخته شد . درسال 1879 دوران دانشگاهی خود را در   کان   آغاز کرد  . و تنها دوسال بعد به استادی دانشگاه سوربن منصوب شد . بقیه عمر خود را درآنجا به سر برد و هرسال موضوع متفاوتی را تدریس کرد . درسخنرانیهایش که توسط دانشجویان او ویرایش و چاپ شد با ابتکارو تسلط فنی فراوان ، درواقع تمامی زمینه های معروف ریاضیات محض و کاربسته ،و بسیاری از زمینه هایی را که قبل از کشف توسط وی ناشناخته بودند ، مورد بحث قرار داد . روی هم رفته بیش از 30 کتابی فنی درباره فیزیک ریاضی و مکانیک سماوی ، شش کتاب درسطح عامه فهم ، و تقریبا 500 مقاله پژو هشی درریاضیات نوشت . وی متفکر سریع الانتقال ، قوی و خستگی ناپذیر بود که به جزئیات نمی پرداخت و به قول یکی از معاصرانش ((یک فات بود نه بک استعمارگر)) از موهبت حافظه عجیبی هم برخوردار بود، وبرحسب عادت درحین قدم زدن در اتاق مطالعه خود درمغز ش به ریاضیات می پرداخت و فقط پس از آنکه درذهنش تکمیل  می کرد برروی کاغذ می آورد بیش از 32 سال نداشت که به فرهنگ سرای علوم برگزیده شد وعضوی از فرهنگستان که اورا برای عضویت پیشنهاد کرد گفت که کارش مافوق تمجید عادی است و اومسائلی را حل کرده که قبل از خودش به تصوردرنیامده بودند .
نکته اساسی از فکر پوانکاره را میتوان درپژو هشهایش درباره مکانیک سماوی یافت .درخلال این کار نظریه بسطهای مجانبی خود را ارائه کرد ( که باعث توجه سری های واگرا شد ) پایداری مدارها را  مطالعه کرد و نظریه کیفی معادلات دیفرانسیل غیر خطی راپایه گذاری کرد  یک از برجسته ترین خدمات فراوان پوانکاره فیزیک ریاضی ، مفاله مشهورش درسال 1906 درباره دینامیک الکترون بود و او سالها ی زیادی راجع به شالوده های فیزیک فکر کرده بود ، و مستقل از اینشتین بسیاری از نتایج مربوط به نظریه نسبیت خاص را به دست آورده بود . فرق اساسی دراین بود که بررسی اینشتن متکی بر ایده های مقدماتی مربوط به علامتهای نوری بود ، حال آنکه بررسی پوانکاره برپایه نظریه الکترو مغناطیس بنا شده بود و بنابراین از نظرکاربردی به پدیدهای مربوط به این نظریه محدود بود . پوانکاره احترام زیادی برای استعداد اینشتن قایل بودو درسال 1911 انتصاب اینشتن را به اولین سمت دانشگاهی اش توصیه کرد.
درسال 1902 به عنوان یک سرگرمی جنبی ، و ضمن کوشششی برای سهیم کردن افراد غیر متخصص دراشتیاق خود به معنا و اهمیت انسانی ریاضیات و علوم ، به نویسندگی و سخنرانی برای اقشار وسیعتری از مردم روی آورد . این کارها ی سبکتر او درچهار کتاب تحت عنوان علم وفرضیه - ارزش علم - علم و روش - آخرین اندیشه ها  گرد آوری شدند این کتابها واضح ، لطیف ، عمیق و رویهمرفته لذت بخش هستند ، و نشان می دهند که پوانکاره یکی از بهترین نثر نویسان فرانسه است.
درمشهورترین این مقالات یعنی مقاله مربوط به کشف ریا ضی ، او به خوییشتن نگریست و فرایندهای مغزی خود را عرضه کرد .همانطور که ژوردن درسوگنامه پوانکاره نوشت ، (( یکی از دلایل فراوان جاودانگی پوانکاره آن است که به ما امکان می دهد تا در عین اینکه او را می ستاییم ، وی  را بشناسیم ))

بولیاییزمانی که گوس در دانشگاه درس می خواند در درمجاور او جوانی بود که او نیز درآنجا درس می خواند،نام او ولفگانگ بولیایی بود .تقریبا مسلم است که گوس و بولیایی درباره مسائل مربوط به نظریه موازیها با هم به بحث می پرداختند . بعد از دانشگاه هم ارتباط آنها با هم ادامه داشت نامه ای که گوس به بولیایی نوشته است نشان می دهد که در آن زمان هردو به تلاش برای اثبات اصل موضوع پنجم می کوشیده اند . بولیایی که تصور می کرد که به این کار دست یافته است اندیشه های خود را دررساله کوچکی به نام نظریه موازیها عرضه کردو با نامه ای برای گاوس فرستاد. اما استدلال نادرست بود و گاوس خطا را خاطرنشان کرد . چهارسال بعد بولیایی مقاله مکملی برای گوس فرستاد اما گوس جوابش را نداد ، وی از اینکه گوس جوابش را نداده است دلسرد شد و دقت خود را معطوف کارهای دیگر کرد .وی کارهای خود را در ریاضیات مقدماتی دردو جلد کتاب که تنتامن  نامید منتشر کرد . ولفگانگ بولیایی مردی با استعداد و لایق بود اما شهرت بیشتر او بی تردید بخاطر آن بود که او پدر یوهان بود.یوهان بولیایی در 24 آذر 1181 چشم به جهان گشود .پدرش تعلیمات مقدماتی ریاضی را به او داد ، پس غیر طبیعی بنظر نمی رسد که وی به نظریه موازیها دل بسته باشد . نیز مایه تعجب نیست که وقتی وی دانشجوی مدرسه عالی مهندسان در وین بود اندیشه بسیاری درباره اثبات اصل موضوع پنجم اختصاص دهد درحالی که پدرش ، که به یاد کوششهای ناموفق خود بود به او توصیه می کرد که این معمای قدیمی را کنار بگذارد .اما او درحدود سال 1820 میلادی قراردادن اصل مخالفی بجای اصل پنجم اقلیدس به نتایجی با ماهیت دیگر دریافت کرد ، دقت او بتدریج متوجه امکان هندسه ای کلی ، گردید که هندسه اقلیدسی حالت خاصی از آن بود.نتایجی که پیامدهای آن این فرضها بود بولیایی جوان راسخت متحیر کرد آنچه از همه بیشتر او را متحیر کرده بود گزاره هایی بودند که به هیچ اصل موضوع توازی بستگی نداشتند اما صرف نظر از هر فرضی که درمورد خطوط متوازی می شد ، درهمه هندسه ها مشترک بودند وی دراین گزاره ها به چشم واقعیتهای گزاره ها نگریست که اساس هندسه مطلق را تشکیل می دادند . بولیایی بیشتر از بیست و یک سال نداشت که به پدرش می نویسد"درحال حاضر جز این هیچ نمی توانم گفت که از هیچ " جهانی نو و شگفت انگیزی آفریده ام .
بولیایی بزرگ به او پیشنهاد کرد که کارش را هرچه زودتر و بدون تاخیر منتشر کند اما بیان نتایج و اندیشه ها بکندی پیش می رفت . سرانجا در 1208 نسخه خطی خود را آماده کرد و با وجود این که پدرو پسر درمعدودی نکات اختلاف نظر داشتند درسال 1210 انتشار یافت
پدر که اشتیاق داشت از نظر گوس درباره کشفیات پسرش آگاه شود قبلا خلاصه ای را برای او فرستاده بود اما آن به گوس نرسده بود .وی دربهمن 1210 نسخه رونوشت آن را دریافت کرد .جوابی که دراسفند بدست پدر رسید شامل مطالب زیربود
اگر بااین عبارت شروع کنم که جرات نمی کنم که از کتاب تمجید کنم متعجب خواهید شد اما کار دیگری نمی توان کرد تمجید از این کتاب تمجید از خود م خواهد بود زیرا تمام محتوای کتاب و راهی که پسر شما طی کرده و نتایجی که بدست آوزده است تقریبا بدقت با اندیشه ها ی خود من منطبق است اندیشه هایی که ذهن مرا سی تا سی و پنج سال مشغول داشته اند از این حیث فوق العاده متعجبم
وقتی یوهان رونوشت این نامه را از پدرش دریافت کرد حالتی پیدا کرد که خیلی با شاد بودن فرق داشت ، این نامه بجای مدح و ثنا شامل این خبر بود که شخصی دیگری مستقلا این کشفیات را کرده است آن هم شاید جلو تر .حتی فرا تر رفت و بدگمان شد که شاید پیش از این که کتاب او کامل شود پدرش اندیشه های او را با گوس در میان گذاشته و او هم آنها را برای استفاده خودش اختصاص داده است
یوهان بولیایی ، با این که به پژوهش ادامه داد ، دیگر چیزی منتشر نکرد یادداشتهایی که درمیان کاغذهای او پیدا شدند نشان می دادند که وی به بسط اندیشه های خود درفضای سه بعدی علاقه داشته ونیز فکر سنجیدن هندسه نااقلیدسی با مثلث کروی بوده است درسال 1227 بولیایی آگاه شد که درافتخار کشف هندسه نااقلیدسی باید با کسی دیگر هم شریک شود . درآن سال از کشفهای لباچفسکی آگاه شد و آنها را منتقدانه بررسی کرد . روحیه رقابت دراو بیدار شد و درتلاشی برای نام آورتر شدن از لباچفسکی ، بار دیگر شروع کرد به کار مشتاقانه درباره دانش فضا که قرار بود کتاب بزرگ او باشد اما این اثر هرگز به پایان نرسی.

آبل
نیلس آبل یکی از پیشرو ترین ریاضیدانان قرن نوزدهم و حتمالا بزرگترین نابغه برخاسته از کشورهای اسکاندیناوی است . آبل همراه با معاصرانش ،گاوس و کوشی یکی از پیشگامان ابداع ریاضیات نوین بوده است . که مشخصه آن تاکید بر اثبات دقیق است. رندگیش آمیزه تندی بود از خوشبینی شوخ طبعانه درهنگامی که تحت فشار فقر و گمنامی قرارداشت . درقبال دستاوردهای درخشان برجسته فراوانش درایام جوانی ، متواضع بود و دررویارویی با مرگی زودرس به آرامی تسلیم شد .
آبل یکی از شش فرزند کشیش فقیری دریکی از روستاهای نروژبود . بیش ابز شانزده سال نداشت که استعداد عظیمش آشکار شد و مورد تشویق یکی از معلمینش قرار گرفت . و چیزی نگذشت که به خواندن و فهمیدن کارهای نیوتن ، اویلر، لاگرانژ پرداخت . وی به عنوان تفسیری درمورد این تجربه ، نکته زیر  را بعدها دریکی از یادداشتهای ریاضی اش به نوشت (( به نظر من اگر کسی بخواهد درریاضی پیشرفت کند ، باید به مطالعه آثار اساتیدو نه شاگردان بپردازد)) هجده سال بیشتر نداشت که پدرش مردو خانواده را درتنگدستی به جا گذاشت .آنها با کمک دوستان و همسایگان امرار معاش می کردند و با کمک مالی چند تن از استادان ، این پسر توانست درسال 1821 به طریقی وارد دانشگاه اسلو شد . نخستین پژوهشهای او  ، که شامل حل مسئله کلاسیک منحنی همزمان به وسیله معادله انتگرالی بود درسال 1823 منتشر شد اولین جواب معادله ای از این نوع بود و راهگشایی برای پیشرفت وسیع معادلات انتگرالی دراواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شد
دررشد علمی آبل بزودی از نروژ فراتر رفته و تصمیم به دیدار از فرانسه و آلمان گرفت .با حمایت دوستان و استادانش تقاضایی به دولت داد،که پس از تشریفات و تاخیرات متعارف ، بورسی برای یک مسافرت طولانی علمی درقاره اروپا دریافت کرد. سال اول مسافرت خود به خارج رابیشتر دربرلین گذراند ودرآنجابا ریاضیدان آماتور و جوان و پرشوری به نام آگوست کرل که بعدها دوست نزدیک مشاور و حامی او شد ، آشنا گردید . درمقابل آبل ، کرل را به انتشار مجله مشهورش به نام مجله ریاضیات محض و کاربردی برانگیخت این اولین مجله ادواری جهان بود که کلا به پژوهشهای ریاضی اختصاصی داشت دربرلین آبل تحت تاثیر مکتب فکری جدیدی قرار گرفت که توسط گاوس وکوشی رهبری می شد.وبیشتر تاکیدش براستنتاج دقیق بود تا بر محاسبه مشروح درآن زمان بجز کار عظیم گاوس روی سریها ی فوق هندسی  کمتر اثباتی در انالیز بود که امروزه نیز معتبر به شمار می آید . همان طور که آبل درنامه ای به یکی از دوستانش تشریح می کند اگر ساده ترین حالات را کنار بگذاریم درتمام ریاضیات حتی یک سری بینهایت هم نمی توان یافت که مجموع آن دقیقا تعیین شده باشد
آبل جزوه مربوط به معادلات درجه پنجم خود را به امید آنکه به مثابه یک جواز عبور علمی به کار رود برای گاوس به گوتین فرستاد ولی گاوس به دلیلی که روشن نیست بدون آنکه به آن حتی نظری بیاندازد آنرا کنار گذاشت ، زیرا سی سال بعد پس از مرگش آن را سر بسته دربین اوراقش یافتند . با تاسف برای هردو نفر ، آبل احساس کرد  که درمورد او کار شکنی شده است و تصمیم گرفت بدون ملاقات با گاوس به پاریس برود
درپاریس با کوشی ، لوژاندر و دیگران ملاقات کرد ولی این ملاقاتها سرسری بود و او آن طور که می بایست شناخته نشد . وی درآن زمان چندین مقاله مهم درمجله کرل منتشر کرده بود ولی فرانسویان کمتر از وجود این مجله ادواری مطلع بودند و آبل خجالتیتر از آن بود که با افراد تازه آشنا راجع به کارهای خود صحبت کند آبل انتظار داشت دربازگشت به استادی دانشگاه منصوب شود ولی باز هم آرزوهایش نقش برآب شد . با تدریس خصوصی به امرار معاش پرداخت و مدت کوتاهی نیز به عنوان معلم کمکی دریک موسسه گمارده شد . دراین دوران یکسره مشغول کار بود و اغلب اوقات روی نظریه توابع بیضوی که آن را به عنوان عکس انتگرالهای بیضوی کش کرده بود کار می کرد . این نظریه بسرعت جای خود را به عنوان یکی از رشته های اصلی آنالیز قرن نوزدهم ، با کاربردهای فراوانی باز کرد . دراین اثنا آوازه شهرت آبل به همه مراکز ریاضی اروپا رسید و درردیف بزرگان ریاضی جهان قرار گرفت .ولی وی به علت گوشه گیریش از این ماجرا بی خبر ماند در اوایل سال 1829 مرض سلی که طی مسافرت به آن مبتلا شده بود چنان پیشروی کرد که اورا از کار کردن باز داشت و دربهار همان سال آبل درسن بیست و شش سالگی درگذشت . کمی پس از مرگش کرل دریادنامه ای به طعنه نوشت که تلاشهای آبل موفقیت آمیز بوده است و آبل باید به کرسی ریاضی دانشگاه برلین منصوب شود
کرل درمجله خود آبل را چنین می ستاید (( تمام آثار حاوی نشانه هایی از نبوغ و قدرت فکری حیرت انگیز است. می توان گفت که او می توانست با قدرتی مقاومت ناپذیر از همه موانع بگذرد و به عمق مسئله نفوذ کند وجه تمایز او خلوص و نجابت ذاتی وی و نیز تواضع کم نظیری بود که ارزش اورا به میزان نبوغ غیر عادیش با لا می برد . )) ولی ریاضیدانان برای یادآوری مردان بزرگ ریاضی روشهای مختصی به خود دارند و با گفتن معادله انتگرالی آبل، انتگرالها وتوابع آبل ، گروههای آبلی ، سری آبل ، فرمول مجموع جزئی آبل ، قضیه حدآبل درنظریه سریهای توانی ، و جمع پذیری آبلی از او یاد می کنند کمتر کسی است که اسمش  به این همه موضوع و قضیه درریاضیات نوین پیوند خورده باشد و آنچه وی دردوران یک زندگی عادی می توانست انجام دهد مافوق تصور است

شرف الدین طوسی - ریاضیدان ایرانی
شرف الدین طوسی که گاهی او را شرف الدین مسعودی نیز نامیده اند ، چنانکه از آثارش پیداست ، ریاضیدانی بسیار زبردست ، منجمی عالیقدر و مخترع آلات نجومی بود. وی در نیمه دوم سده ششم و اوایل سده هفتم هجری می زیست و در حدود سال 610 درگذشت .
اصل وی چنان که از نسبش پیداست از طوس بوده و نوشته اند که به شهرهای دمشق و موصل و بغداد سفر کرده ودر آن جا به تدریس می پرداخته است . یکی از مهمترین شاگردان او در موصل ، ریاضیدان و منجم معروف ، کمال الدین ابن یونس بوده است . تاریخ درگذشت او را در منابع مختلف 609 یا 610 هجری قمری ثبت کرده اند و می دانیم که سال 606 یعنی در اواخل عمرش در همدان به سر می برده است ، زیرا جوابی که در آن سال به یک سئوال ریاضی داده به صورت یک رساله مختصر موجود است .
مهمترین اثر ریاضی شناخته شده شرف الدین طوسی کتاب " فی الجبر و المقابله" اوست. این کتاب که به تازگی مورد بررسی متخصصان تاریخ علوم ، قرار گرفته از جهت تاریخ علم جبر حائز اهمیت فوق العاده است ، زیرا تا قبل از این بررسیها اگرچه مورخان علوم از نظریه هندسی حل معادلات درجه سوم توسط عمر خیام آگاهی داشتند و می دانستند که او چگونه این روش را برای جدا کردن ریشه های معادلات مذکور به کار برده ، اما نمی دانستند که مسلمانان روشهای خاصی هم برای محاسبه تقریبی ریشه های معادلات چند جمله ای  عددی از درجات مختلف داشته اند.
شرف الدین طوسی همچنین مخترع نوعی اسطرلاب بدیع است موسوم به "اسطرلاب خطی" و آن قطعه چوبی بوده است مدرج و به شکل عصا و به همین مناسبت آن را "عصای طوسی"  نیز نامیده اند. طوسی این اسطرلاب را با یک ریسمان دولا و یک خط کش سوراخ دار به کار می برده است . تا کنون هیچ نمونه ساخته شده ای از آن به دست نیامده اما شرف الدین طوسی روش ساختن و به کار بردن آن را در چند رساله بیان کرده و سهولت به کار بردن آنرا ستوده است . چند نسخه خطی از رساله " فی الا سطرلاب الخطی " در موزه بریتانیا واستانبول موجود است .


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:دانشمندان
نوشته شده در 2009/8/3 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

لیست دیوانه ترین دانشمندان جهان که توسط نشریه ای علمی منتشر شده است به معرفی 10 نفر از نابغه های تاریخ بشر می پردازد که در عین ارائه ابداعاتی که حیات بشر را متحول کرده اند از خصوصیات رفتاری عجیبی نیز برخوردار بوده اند.

به گزارش مهر، دانشمندان بزرگی که نام آنها در تاریخ بشر به عنوان بزرگترینها به ثبت رسیده است در زمان حیات خود نسبت به دیگر افراد به گونه ای غیرعادی به شمار می آمده اند. این افراد با هوش بسیار بالای خود نه تنها طرحی جدید و گاه غیرعادی را به زندگی بشر افزودند، بلکه دیدگاه انسان نسبت به جهان را به طور کل تغییر دادند.

نشریه علمی لایوساینس به منظور معرفی این افراد که در دوره خود از برترینها به شمار می رفته اند، طی گزارشی جالب لیست 10 نفر از این دانشمندان که به دلیل بالا بودن بیش از حد سطح هوشی از نظر بسیاری از افراد زمان خود دیوانه به شمار می رفته اند را با عنوان "لیست 10 تن از دیوانه ترین دانشمندان جهان" منتشر کرده است.

یوهان کونراد دیپل: وی در کشور آلمان و در قلعه ای به نام فرانکشتاین متولد شده و رشد کرد. در قرن 17 میلادی وی به عنوان یک شیمی دان موفق به ابداع رنگدانه آبی پروس یکی از اولین رنگهای شیمیایی ترکیبی در جهان شد. اما اصلی ترین و بی پایان ترین تلاش وی که شهرت زیادی را نیز برایش به ارمغان آورد تلاش برای کشف اکسیر حیات یا نامیرایی است. شایعاتی که درباره آزمایشهای وی بر روی اجساد انسانها وجود داشته است الهام بخش شکل گیری شخصیت افسانه ای داستان فرانکشتاین بوده است.

وارنر ون براون: وی در سن 12 سالگی قطار اسباب بازیش را از ترقه پر کرده و در میان خیابانی شلوغ در آلمان منفجر کرد. این عمل نشانه از پدیده ای بود که در آینده در حال وقوع بود. وی در نهایت به عنوان مغز برنامه های موشکی V-2 هیتلر به عنوان اسیر جنگی به زندان افتاد و سپس راه خود را به سوی فضا و اکتشافات فضایی باز کرد. وی در حالیکه در برنامه های فضایی آمریکا دست داشت به عنوان استاد فلسفه و غواصی نیز مشغول به کار بود.

رابرت آپنهایمر: رئیس پروژه منهتن که به منظور تولید اولین بمب اتمی جهان راه اندازی شده بود، هرگز در ابراز احساس خود در رابطه با جامعه گرایی و حس کشمکش و ناسازگاری درباره بمباران اتمی ابایی نداشت. به طوریکه تمامی نیروی سیاسی و دانشگاهی خود را بر روی این موضوعات متمرکز کرد. وی با وجود این مجادله ها و درگیریها به عنوان مردی شناخته می شود که زبانهای آلمانی و هندی را تنها به این منظور آموخت تا در هنگام آزمایش اولین بمب اتم خود قسمتهایی از کتاب مقدس هندوها را به عنوان خطابه بیان کند.

فریمن دیسون: وی در زمینه های علم فیزیک و نویسندگی داستانهای علمی تخیلی بسیار چیره دست بوده است. دیسون در سال 1960 نظریه ای را مبنی بر نیاز انسان در تولید لایه ای محافظتی برای محاصره منظومه خورشیدی و حداکثر استفاده از نور خورشید ارائه کرد. این لایه اکنون با عنوان لایه دیسون شناسایی می شود. دیسون عمیقا به حیات ماورایی اعتقاد داشته و بر این باور بود انسان طی چند دهه آینده قادر به برقراری ارتباط با موجودات ماورائی خواهد بود.

ریچارد فین مان: وی نیز یکی از نابغه هایی بود که در پروژه منهتن حضور موثری داشته و در تیم نخبه هایی بود که بمب اتم را تولید کردند. فین مان یکی از مهمترین دانشمندان قرن بیستم میلادی به شمار می رود. وی در کنار مشغله خود به عنوان یک فیزیکدان به موسیقی و طبیعت علاقه بسیاری داشت و موفق به رمزگشایی خط هیروگلیف مایانها شده بود.

جک پارسونز: وی در عین حال که از پایه گذاران لابراتوار رانشی جت به شمار می رود به صورت مداوم به تمرین جادو و جادوگری می پرداخته است. این دانشمند مرموز و فعال در زمینه علوم فضایی از تحصیلات رسمی برخوردار نبود و در عین حال ریاست تولید راکتی سوختی برای هدایت ایالات متحده به فضا را در دست داشت. وی طی حادثه ای ناگوار در حال انجام آزمایشهایی در محل سکونت خود در اثر انفجاری بزرگ از دنیا رفت.

جیمز لاولاک: این دانشمند زیست محیطی مدرن و مخترع فرضیه بزرگ جهان ابر ارگانیسم، در ارائه پیش بینی های وحشتناک درباره تغییرات جوی شهرت زیادی داشته است که اکنون می توان به خوبی دید بسیاری از پیش بینی های وی به حقیقت پیوسته اند. بر اساس پیش بینی وی مرگ تدریجی در حدود 80 درصد از جمعیت بشر تا سال 2100 امری اجتناب ناپذیر خواهد بود.

نیکولا تسلا: تسلا فردی است که در هنگام روشن کردن یک سوئیچ بزرگ الکتریکی باید تصویر وی را در ذهن داشت. وی به عنوان مخترع رادیوی بی سیم و ژنراتورهای AC که کلید آغاز عصر الکتریک به شمار می رود، شناخته می شود. وی همچنین به عنوان نابغه دیوانه نیز شناخته می شد زیرا بسیار کم خوابیده و از بدن خود به عنوان ابزاری رسانا برای نمایش دستاوردهایش در جمع استفاده می کرد.

لئوناردو داوینچی: این دانشمند و نقاش محبوب ایتالیایی به گونه ای از میان تمامی شاهکارهای دوران رنسانس این فرصت را پیدا می کرد تا به جهان نامتعارف نیز سرکی بکشد. در کتاب طراحیهای این دانشمند ایتالیایی که اکثرا به صورت قرینه نگاشته شده، سرزمین عجایبی از ماشینها و طراحی های شگفت انگیز نهفته است که بسیاری از آنها نهفته باقی مانده و برخی از آنها از جمله طرح هلی کوپتر اولیه وی قرنها بعد به واقعیت تبدیل شد.

آلبرت اینشتین: وی به طور قطع با ارائه نظریات فیزیکی متعددی که جهان را متحول ساخته از نابغه ترینهای این لیست 10 نفره به شمار می رود. وی علم فیزیک را با ارائه نظریه نسبیت احیا کرده و در زمینه های گرانش و کوانتم به موفقیتهای زیادی دست یافت. وی همچنین به مسابقه دادن با قایق بادی اش در روزهای بدون باد تنها به منظور قدرت نمایی بسیار علاقه مند بود. 

http://www.iranlinked.com/files/image/scientists.jpg



Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:دانشمندان
نوشته شده در 2009/8/3 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

راز موفّقیت از زبان سقراط!

مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفّقیت چیست. سقراط به او گفت، "فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفّقیت را به تو بگویم." صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت..
مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفّقیت چیست. سقراط به او گفت، "فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفّقیت را به تو بگویم." صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت..
سقراط از او خواست که به سوی رودخانه او را همراهی کند. جوان با او به راه افتاد. به لبهء رود رسیدند و به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانهء آنها رسید.
ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد. جوان نومیدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط آنقدر قوی بود که او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست خود را خلاصی بخشد.
همین که به روی آب آمد، اوّل کاری که کرد آن بود که نفسی بس عمیق کشید و هوا را به اعماق ریه فرو فرستاد. سقراط از او پرسید، "زیر آب که بودی، چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟" گفت، "هوا."
سقراط گفت، "هر زمان که به همین میزان که اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، تلاش خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ راز دیگر ندارد."


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:دانستنی ها
نوشته شده در 2009/8/1 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

بوزجانی ، ابوالوفا ، محمدبن محمدبن یحیی بن اسماعیل بن عباس ، ریاضیدان و ستاره شناس برجستة ایرانی قرن چهارم . از مشهورترین دانشمندان مسلمان ، و منشأ نوآوریها و پژوهشهای زیادی ، بویژه در هندسه و ریاضیات و نجوم ، بوده است . او را با لقبهای «حاسب » (صفدی ، ج 1، ص 209) و «مهندس » (ابن خلّکان ، ج 5، ص 167) نامیده اند. در تمامی نوشته هایی که از او یاد شده نامش محمد ذکر شده است ، اما معلوم نیست که چرا احمدامین در تصحیح کتاب الامتاع و المؤانسة ابوحیّان توحیدی (ج 1، ص 50، پانویس 2) او را محمود نامیده است . بوزجانی ، به نوشتة ابن ندیم (ص 505)، در روز چهارشنبه اول رمضان 328 در بوزجان * به دنیا آمد. همین تاریخ را، بدون ذکر روز آن ، قفطی (ص 287ـ 288) و ابوالفداء (ج 2، ص 133) و ابن وردی (ج 1، ص 315) نیز تکرار کرده اند. بوزجانی از بزرگترین دانشمندان زمان خود به شمار می آمده ، و این ، از ذکر نام او در الفهرست ابن ندیم که معاصر بوزجانی بوده است ، پیداست . بخش مهمی از اطلاعات ما از زندگی بوزجانی نیز از همین کتاب به دست آمده است .


بوزجانی حساب و علم اعداد را نزد عموی خود، ابوعمرو مغازلی ، و دایی خود، ابوعبدالله محمدبن عنبسه آموخت و در 348 به بغداد مهاجرت کرد و در آنجا اقامت گزید و در همانجا درگذشت (ابن ندیم ، همانجا؛ ابن عبری ، ص 181؛ قفطی ، ص 288). 


از جمله معدود آگاهیهایی که از خروج بوزجانی از بغداد وجود دارد، دیدار اوست با ابوحیّان توحیدی در شهر اَرَّجان (در نزدیکی بهبهان ) که پیش از 358 روی داده است ( الامتاع ، ج 1، ص 4؛ نیز رجوع کنید به کرمر، ص 298). بوزجانی در بغداد، علاوه بر کارهای علمی ، از جمله رصدها و پژوهشهای ستاره شناختی ، به امور دیوانی نیز می پرداخت . بوزجانی در 360، در مجلس مناظره ای که در دربار عزالدوله میان دو تن از متکلمان عصر برپا شده بود حضور داشته (کرمر، ص 259) و در سال 362 به همراه هیئتی برای آگاه کردن عزالدوله بختیار * از اوضاع بحرانی بغداد به کوفه رفته است (ابوحیان توحیدی ، الامتاع ، ج 3، ص 153ـ 155). بوزجانی در بغداد، سرپرستی بیمارستانی را نیز به عهده داشته است (کرمر، ص 300) و در دومین دیدار بین ابوحیّان توحیدی و بوزجانی ، که در 370 در بغداد اتفاق افتاد، ابوالوفا که از وضع بد مالی ابوحیّان با خبر شده بود، او را در همین بیمارستان به کار گماشت (همانجا). بین ابوحیّان و بوزجانی نامه هایی نیز رد و بدل شده است که امروز، دست کم یکی از این نامه ها، که به نام «رسالة فی شکوی البؤس و رجاء المعونة » نیز نامیده شده ، در دست است (ابوحیّان توحیدی ، الامتاع ، ج 3، ص 225؛ همو، رسائل ، ص 359ـ 368). بوزجانی همچنین ابوحیّان توحیدی را به ابوعبدالله حسین بن احمدبن سعدان معرفی کرد و ابوحیّان توحیدی کتاب الامتاع و المؤانسة خود را به خواست و تشویق بوزجانی به رشتة تحریر درآورد ( الامتاع ، ج 1، ص 2ـ10).


بوزجانی با ابوعلی حُبوبی ، ریاضیدان همعصر خویش ، نیز مکاتبه داشته است (رجوع کنید به ادامة مقاله ، آثار برجای مانده بوزجانی ). او با ابوریحان بیرونی نیز به همفکری پرداخته که قاعدتاً این همفکری از طریق مکاتبه صورت می گرفته است (رجوع کنید به ادامة مقاله ، پژوهشهای نجومی بوزجانی ). ابوحیّان توحیدی ( الامتاع ، ج 1، ص 2) و ابونصر عراق (ص 2) از او با لقب شیخ یاد کرده اند، و این اشاره ابونصر عراق که او را «شیخنا» خطاب کرده ، باعث شده است برخی بوزجانی را استاد ابونصر عراق بدانند ( ایرانیکا ، ذیل «ابوالوفا محمدبن محمد بوزجانی »)، اما قربانی (1365 ش ، ص 113) با دلایلی این نظر را رد کرده است .


نوآوریها و کوششهای بوزجانی در ریاضیات و نجوم زبانزد و مشهور است ، اما پژوهشهای او در موسیقی از اشتهار کمتری برخوردار است . 


قفطی (ص 288) زمان مرگ بوزجانی را سوم رجب 388 ذکر کرده است ، اما ابن اثیر (ج 7، ص 493) سال 387 را ثبت کرده است . ادوارد ون دایک (ص 244) این تاریخ را به نادرست 376 آورده است . به سبب اشتهار و فعالیتهای بوزجانی ، یکی از دهانه های سطح کرة ماه ، به نام او خوانده شده است ( زندگینامة علمی دانشوران ، ذیل مادّه ).


پژوهشهای ریاضی و نجومی بوزجانی . پژوهشهای علمی بوزجانی که ما از آنها آگاهی داریم پس از مهاجرت او از خراسان به بغداد صورت گرفته است ، و تنها صدیقی (ج 3، ص 410) از رصدخانه ای که او در بوزجان تأسیس کرده بوده نام برده است که در صورت صحت ، این کار باید پیش از مهاجرت او صورت گرفته باشد. 


فعالیتهای علمی بوزجانی در بغداد، دامنة وسیعی از علوم مختلف ، چون هندسه و مثلثات و حساب و نجوم ، را دربر می گرفته و در هر کدام از اینها او به دستاوردهای بدیع و تازه ای رسیده است . کار مهم بوزجانی در مثلثات ابداع شکلِظلی * است (بوزجانی ، المجسطی ، گ 16 پ ، سطر 18، گ 17 ر، سطر 1) که در حل مثلث قائم الزاویة کروی به کار می رود. بوزجانی (همانجا) حالت خاص شکل مغنی * را در مثلث قائم الزاویه کروی نیز اثبات کرده است . قضیة اخیر در اثبات حالت کلی شکل مغنی برای مثلث کروی نامشخص به کار می رود (ابوریحان بیرونی ، 1985، ص 121، 123، 149، 151؛ قربانی ، 1374ش ، ص 218ـ219). اثبات حالت کلی شکلِ مغنی را هم به بوزجانی نسبت داده اند ولی در این انتساب تردیدهایی وجود دارد. این که از بین ابونصر عراق ، بوزجانی ، حامدبن خضر خجندی و کوشیار گیلانی کدام یک نخستین بار به این رابطه دست یافته ، محل بحث است (قربانی و شیخان ، ص 7)؛ ابوریحان بیرونی در مقالید علم الهیئِه (ص 111) ابداع این قضیه را به استاد خود، ابونصر عراق ، نسبت داده است . اما این فرض نیز وجود دارد که ابونصر عراق و بوزجانی هر یک مستقل از دیگری به این رابطه دست یافته باشند (قربانی و شیخان ، همانجا). خواجه نصیرالدین طوسی نیز در کتاب کشف القناع عن اسرار شکل القطّاع (ص 94) می گوید که هم ابونصر عراق هم ابوالوفا مدعی ابداع این روش بوده اند. او (ص 99ـ100) هم برهان ابونصر عراق و هم برهان ابوالوفا برای شکلِ مغنی را ذکر کرده است (نیز رجوع کنید به نالینو، ص 304ـ305).


بوزجانی در یکی از رسایل خود از دو روش مبتنی بر مثلثات کروی برای تعیین فاصلة بغداد تا مکة معظمه استفاده کرده است (آقایانی چاوشی ، ص 146ـ151). او همچنین روشهای گوناگونی برای رسم شکلهای مختلف هندسی با خط کش و پرگاری که فتحة آن ثابت شده باشد، ابداع کرده است ( زندگینامة علمی دانشوران ، همانجا؛ قربانی و شیخان ، ص 28ـ42).


عمدة پژوهشها و نوآوریهای ریاضی بوزجانی در مهمترین کتاب ریاضی او، کتاب فی مایحتاج الیه الکُتّاب و العُمّال من علم الحساب ذکر شده است . در سه منزل (فصل ) نخست این کتاب ، بوزجانی به بررسی اصول نظری ریاضی پرداخته و مفاهیم جدیدی چون انواع کسرها براساس تقسیم بندی و یافته های خود (بوزجانی ، 1971، ص 71ـ72)، محاسبة آنها و بسط کسرهای مرکب به کسرهای اصلی با استفاده از قواعد مخصوص و جدولهای کمکی (همان ، ص 120ـ122؛ زندگینامة علمی دانشوران ، همانجا) ارائه کرده است . بوزجانی روشی ابداع کرد که به کمک آن نسبت به روشهای پیشین ، کسرها با سرعت بیشتری ساده می شوند. او در منزل دوم ، نخستین مورد کاربرد اعداد منفی در تاریخ ریاضیات در جهان اسلام را آورده و از اصطلاح «دَیْن » (وام ) برای این مفهوم استفاده کرده است (بوزجانی ، 1971، ص 198؛ زندگینامة علمی دانشوران ، همانجا). از میان مسائل ریاضی مختلفی که بوزجانی با آنها روبرو بوده است ، عمر خیام از مسئله ای یاد می کند که ابوسهل کوهی و ابوالوفای بوزجانی و ابوحامد صاغانی در دربار عضدالدوله ، مدتهای مدید برای حل آن کوشیدند، اما موفق نشدند؛ و در نهایت ، ابوالجود محمدبن احمدبن لیث ، از ریاضیدانان همعصر ابوریحان بیرونی ، موفق به حل آن شد. این مسئله عبارت است از یافتن دو عدد که مجموع آنها ده و مجموع مربع آنها و خارج قسمت عدد بزرگتر به عدد کوچکتر برابر 72 باشد (مصاحب ، ص 268). بوزجانی ، جیب زاویة نیم درجه را با دقت 5 رقم شصتگانی به دست آورد (بتّانی ، ص 154) که تا رقم چهارم شصتگانی یا تا رقم هشتم دهدهی با مقدار حقیقی مطابقت دارد (وپکه ، 1860، ص 300؛ زندگینامة علمی دانشوران ، همانجا).


پژوهشهای نجومی بوزجانی ، در ناحیه ای در بغداد به نام باب التِّبْن و در زمان حکومت عزالدولة دیلمی ، انجام می شده است (ابوریحان بیرونی ، 1352ش ، ص 74). به نظر صاییلی (ص 112) این محل را باید رصدخانة شخصی ابوالوفا دانست . یکی از مهمترین کارهای نجومی ابوالوفا، که اطلاعاتی از آن باقی مانده ، همکاری او با ابوریحان بیرونی در رصد ماه گرفتگی ، در 387 بوده است ، ابوریحان در خوارزم (به طول جغرافیایی '10 59 شرقی ) با ابوالوفا در بغداد (به طول جغرافیایی '26 44 شرقی ) قرار گذاشتند که هر دو آن را رصد نمایند و این کار برای یافتن اختلاف طول جغرافیایی این دو شهر صورت گرفت (ابوریحان بیرونی ، 1352ش ، ص 218). به نوشتة ابوریحان بیرونی (همانجا) در نتیجة این همکاری ، اختلاف ساعت میان نصف النهارهای این دو شهر نزدیک به یک ساعت استخراج گردید که به مقدار واقعی بسیار نزدیک است . ابوریحان بیرونی (1352ش ، ص 74ـ75) همچنین از رصدهایی که ابوالوفا در سالهای 365 و 366 در بغداد انجام داده یاد می کند. بر اساس نوشتة ابوریحان بیرونی ابوالوفا در کتاب المجسطی خود (رجوع کنید به ادامة مقاله ) مقدار میل کلی را '35 23 به دست آورده بود (همانجا) که کاملاً برابر مقدار امروزی آن ، ولی ً35 بیشتر از مقدار آن در زمان بوزجانی (قرن چهارم هجری ) بوده است (بتّانی ، ص 160). ابوریحان بیرونی (1352ش ، ص 75) همچنین عرض بغداد را، به نقل از المجسطی بوزجانی ، '25 33 نوشته است . 


بوزجانی با رصدخانه ای که شرف الدوله (از امیران آل بویه ، متوفی 379) در بغداد تأسیس کرده بود همکاری می کرد. سرپرستی ستاره شناسان این رصدخانه با ابوسهل بیژن بن رستم کوهی بوده است و همکاران او، پس از آنکه رصد خود را به پایان رسانیدند، جملگی نسبت به صحت اعمال خود گواهی نامه ای تهیه کردند. ابوالوفا بوزجانی به همراه رستم کوهی و افراد دیگری ، چون صاغانی و ابوالحسن مغربی و ابوالحسین خوزی ، از جمله امضاکنندگان این گواهی نامه بودند (قفطی ، ص 353). در زیج ممتحنِ یحیی بن ابی منصور (رجوع کنید به بنومنجم * ) نسخة کتابخانة اسکوریال که به کوشش سزگین به چاپ رسیده صفحه ای شامل مشخصه های منسوب به بوزجانی وجود دارد (ص 98). ابوریحان بیرونی نیز در دو جا (1372ـ1375، ج 2، ص 654، 674) از محاسبة مدت طول فصلهای بهار و تابستان براساس یافته های ابوالوفا، و نیز از رصد محل اوج شمس (همان ، ج 2، ص 677)، که او انجام داده بود، خبر می دهد. ابوریحان بیرونی (1923، ص 25) همچنین نوشته است که بوزجانی به محاسبة ادوار (روزهای گذشته از مبدأ یک تاریخ خاص ) بر اساس رصدهای بطلمیوس یا اصحاب امتحان ] ممتحن [ ، اقدام نموده است . 


در غرب ، تاکنون پژوهشهای زیادی دربارة بوزجانی صورت گرفته است که از آن جمله است پژوهش جنجال برانگیز سدیو ریاضیدان و ستاره شناس فرانسوی ، در 1836 میلادی ؛ او در این پژوهش ، ادعا می کند که بوزجانی ، نُه قرن پیش از تیکو براهه ، منجم دانمارکی (متوفی 1601 میلادی )، «اختلاف سوم حرکت ماه » ] اختلاف محاذاة [ را کشف کرده بوده است . این ادعا بحثهای زیادی در انجمنهای علمی فرانسه به وجود آورد تا اینکه کارا دو وو در 1892 میلادی ، ضمن معرفی کتاب المجسطی بوزجانی ، این ادعای سدیو را رد کرد (قربانی ، 1365 ش ، ص 160ـ161).


آثار مفقود بوزجانی . از مجموعة کتابهای مفقود بوزجانی ، ابن ندیم (ص 505ـ506) اینها را به او نسبت 


داده است : 1) کتاب تفسیر کتاب خوارزمی فی الجبر و المقابلة ؛ 2) کتاب تفسیر دیوفنطس فی الجبر ؛ 3) کتاب البراهین علی القضایا التی استعمل دیوفنطس فی کتابه و علی ما استعمله هو فی التفسیر ؛ 4) کتاب استخراج ضلع المکعب و مال المال و مایترکب منهما که موضوع آن حل هندسی معادلات =a 4 x ، =a 3 x و =b 3 +ax 4 x است ؛ 5) کتاب زیج الکامل که به نوشتة ابن ندیم (همانجا) در سه مقاله بوده است . نیامدن نام کتاب المجسطی ابوالوفا (رجوع کنید به ادامة مقاله ) در الفهرست ، باعث این گمان شده است که گویا الکامل همان المجسطی باشد ( زندگینامة علمی دانشوران ، همانجا؛ دانشنامة ایران و اسلام ، ذیل «ابوالوفای بوزجانی »)، اما قربانی (1365 ش ، ص 166ـ167) این گمان را رد کرده است ؛ 6) زیج الواضح یکی دیگر از زیجهای منسوب به ابوالوفا است که مشخصه های نجومی مذکور در آن مورد استفادة مؤلفان پس از وی قرار گرفت (کندی ، ص 48). ابوریحان بیرونی در افراد المقال (ص 51، 55) از زیج ابوالوفا نام می برد، اما روشن نیست که منظور او همان زیج الواضح باشد. ابن ندیم (ص 506) این کتاب را نیز دارای سه مقاله دانسته است ؛ 7) او همچنین (ص 479) از شرح ابوالوفا بر اصول اقلیدس خبر می دهد که موفق به اتمام آن نشده است . 


قفطی (ص 288) نیز کتاب تفسیر کتاب ابرخس فی الجبر و کتاب العمل بالجدول الستینی را علاوه بر کتابهای یاد شده ، به او نسبت داده است . پینگری ( ایرانیکا ، همانجا) این کتاب را به احتمال بخشی از کتاب المنازل دانسته است . اگرچه از کتاب ابرخس * (هیپارخوس ) در جبر اطلاعی در دست نیست ، اما ابن ندیم نیز (ص 484) هنگام ذکر ابرخس می گوید که بوزجانی آن را ترجمه ، شرح و اصلاح کرده است . بغدادی (ج 2، ستون 55 ـ56) کتاب مطالع العلوم المتعلمین را که ابن ندیم (ص 506) به عموی بوزجانی نسبت داده ، از خود ابوالوفا می داند.


ابن خلّکان (ج 5، ص 167) کتابی در استخراج اوتار به بوزجانی نسبت داده است . وپکه قولی از بوزجانی در یک نسخة خطی عربی دربارة اندازه گیری محیط دایره یافته است که به موضوع رسالة مورد نظر ارتباط دارد (1860، ص 286ـ 288) قربانی و شیخان (ص 191ـ192) این متن و بررسی ریاضی آن را از مقالة وپکه به فارسی برگردانیده اند.


ابن اکفانی (ص 93) از کتاب مختصر فی فن الایقاع بوزجانی در موسیقی نام برده است . 


آثار برجای ماندة بوزجانی . 1) المجسطی ، یکی از کتابهای مهم بوزجانی در ریاضی و هیئت است که سزگین (ج 6، ص 223) نسخه ای ناقص از آن را در پاریس معرفی کرده است . کندی (ص 48) این کتاب را همان زیج الواضح او می داند که نتیجة رصدهای ابوالوفا و همکارانش در حوالی 360 در بغداد بوده است (همانجا). کارا دو وو (ص 408ـ471) مطالب کتاب المجسطی ابوالوفا را بر اساس نسخة پاریس بررسی کرده است . طبق توضیحات او، این کتاب را می توان به سه بخش عمده شامل مثلثات ، به کار بردن دستورهای مثلثاتی دربارة رصدها، و فرضیة سیارات تقسیم کرد (نیز رجوع کنید به قربانی ، 1365 ش ، ص 166)؛ 2) کتاب فی مایحتاج الیه الصانع من اعمال الهندسه ، کتاب بوزجانی در هندسه که نام آن در الفهرست نیامده است و سزگین (ج 5، ص 324) چند نسخة خطی از آن را معرفی کرده است . این کتاب را، که معمولاً به اختصار اعمال هندسی خوانده می شود، یکبار نجم الدین محمود و ابواسحاق کوبنانی (قربانی ، ص 61) و بار دیگر مترجمی ناشناخته تحت عنوان کتاب تجارت به فارسی ترجمه و کمال الدین ابن یونس و محمدباقر یزدی آن را به عربی و فارسی شرح کرده اند (همان ، ص 162ـ163؛ استوری ، ج 2، بخش 1، ص 2ـ3). در شرح فارسی محمدباقر یزدی با عنوان فتوحات غیبیه نام این اثر براهین اعمال الهندسیة آمده و پینگری ( ایرانیکا ، همانجا) به نادرست براهین اعمال الهندسیة را رسالة مستقلی از بوزجانی دانسته است . وپکه معتقد است که اعمال هندسی از ابوالوفا نیست ، بلکه یکی از شاگردانش از روی درسهای ابوالوفا آن را پدید آورده است (1855، ص 218ـ219). وی (1855 میلادی ) این کتاب را براساس ترجمة فارسی آن به فرانسه ترجمه و تجزیه و تحلیل کرده است . کراسنووا نیز در 1966 ترجمة روسی این کتاب را، بر اساس نسخة استانبول منتشر کرده است . قربانی و شیخان (ص 110ـ181) عکس نسخه ای از این کتاب محفوظ در کتابخانة ایاصوفیه را به طور کامل به چاپ رسانده اند؛ تحریر نه چندان دقیقی نیز از ترجمة نجم الدین محمود و ابواسحاق کوبنانی از این کتاب را علیرضا جذبی با عنوان هندسة ایرانی : کاربرد هندسه در عمل در 1369 ش انتشار داده است . سزگین (ج 5، ص 296) و قربانی (1365 ش ، ص 341) نسخه ای از کتاب الحیل الروحانیة و الاسرار الطبیعیة فی دقائق الاشکال الهندسیة ، محفوظ در اوپسالای سوئد، را معرفی کرده ، آن را به ابونصر فارابی نسبت داده اند و احتمال داده اند که بوزجانی در تألیف کتاب فی مایحتاج ... از آن استفاده کرده باشد، اما این نسخه در اصل دستنویسی از کتاب فی مایحتاج ... است که برگهای افزوده به ابتدا و انتهای آن باعث انتساب نادرست آن به فارابی شده است . 3) کتاب فی مایحتاج الیه الکتاب و العمال و غیرهم من علم الحساب ، مهمترین کتاب ابوالوفا در حساب است که آن را منازل ، یا منازل السبع نیز می نامند (صفدی ، همانجا؛ قربانی ، 1365 ش ، ص 161). این کتاب را بوزجانی به نام عضدالدولة دیلمی (بوزجانی ، 1971، ص 64) تألیف کرده است . سه فصل اول این کتاب دربارة اعمال حساب و مساحت و چهار فصل دیگر آن دربارة صرافی ، تجارت ، مالیات و مانند آن است . سزگین (ج 5، ص 323ـ324) چند نسخة خطی از این کتاب را معرفی کرده ، و سعیدان در 1350ش / 1971، این کتاب را بر اساس دو نسخة خطی تصحیح و چاپ کرده است . علاوه بر نسخه هایی که سعیدان (بوزجانی ، 1971، مقدمه ، ص 56) و سزگین (همانجا) ذکر کرده اند نسخه هایی نیز در دوبلین (کتابخانة چستربیتی ، ج 7، ص 66) و اسکوریال (روزنفلد، ج 2، ص 178) وجود دارد. وپکه (1855 میلادی ) عناوین بابهای این کتاب را به زبان فرانسه ترجمه کرده و مدوی نیز قسمتهایی از آن را به روسی برگردانده است (سزگین ، ج 5، ص 324). 


در باب آخر (هفتم ) از منزل سوم این کتاب ، بوزجانی به شرح ساخت آلتی برای اندازه گیری فاصله ها، ارتفاع کوهها، عرض رودخانه ها و عمق چاهها و کارهایی از این قبیل پرداخته است (بوزجانی ، 1971، ص 269ـ276). این وسیله از عضاده ای با دولِبْنِه تشکیل می شد که بر روی سطحی افقی نصب می شد و بسیاری از کارهای اسطرلاب را انجام می داد و ظاهراً بی شباهت به ربع دیواری نبود؛ 4) زیج شامل ، یکی از زیجهایی است که آن را به بوزجانی نسبت می دهند (سزگین ، ج 5، ص 324ـ325) اما کندی (ص 28) انتساب این کتاب را به بوزجانی رد کرده است . علاءالدین القوشی المنانی شرحی به نام الکامل بر این کتاب نوشته است (سزگین ، همانجا؛ ون دایک ، ص 244)؛ 5) رساله فی ترکیب عدد الوفق فی المربعات ، رساله ای دربارة مربعهای وفقی است که سزگین (ج 5، ص 324) نسخه ای از آن را که در ترکیه محفوظ است ، معرفی کرده است ؛ 6) رساله فی جمع اضلاع المربعات و المکعبات و اخذ تفاضلهما ، رساله ای است که بوزجانی در پاسخ پرسش ابوبشر حسن بن سهل منجم تکریتی نوشته است (آستان قدس رضوی ، ج 8، ص 348). نسخة منحصر به فرد این اثر در کتابخانة مرکزی آستان قدس رضوی وجود دارد (همانجا). بوزجانی این رساله را به نام بهاءالدوله ابونصر فیروز (361ـ403)، پادشاه آل بویه ، نوشته است (نسخة خطی این کتاب ، ص 2)؛ 7) رسالة الارثماطیقی (سزگین ، همانجا) که آن را المدخل الی صناعة الارثماطیقا (همان ، ج 5، ص 403) و المدخل الحفظی الی صناعة الارثماطیقا (روزنفلد، ج 2، ص 177) نیز می نامند. سزگین (ج 5، ص 324) چند نسخه از دستنویسهای این کتاب را معرفی کرده است ؛ 8) رساله فی معرفة الابعاد بین المساکن ، رسالة کوتاهی است که بوزجانی در آن با دو روش متفاوت فاصلة شهر بغداد تا مکه را تعیین کرده است . از این رساله نسخه ای در مجموعة خطی به نام دستور المنجمین در پاریس نگهداری می شود (آقایانی چاوشی ، ص 144). آقایانی چاوشی (ص 143ـ155) این رساله را بررسی کرده و به پژوهش کندی دربارة این رساله ، با عنوان > «ابوالوفا فاصلة بغداد تا مکه را محاسبه می کند» < ، اشاره نموده است ؛ 9) رسالة فی اقامة البرهان علی الدائر من الفلک ، که نام کامل آن رسالة الی احمدبن علی بن السکر فی اقامة البرهان علی الدائر من الفلک من قوس النهار و ارتفاع نصف النهار و ارتفاع الوقت است (بوزجانی ، 1367، ص 1) و رساله ای است که بوزجانی در پاسخ سؤال احمدبن علی بن السکر برای تعیین اوقات روز از روی ارتفاع خورشید نوشته است . این رساله ، که نسخه ای از آن در هند وجود دارد (سزگین ، همانجا)، در مجموعة الرسائل المتفرقة فی الهیئة للمتقدمین و معاصری البیرونی در 1367 در حیدرآباد دکن به چاپ رسیده است و ن . نادر متن آن را از نظر ریاضی مورد بررسی قرار داده است ؛ 10) رسالة قوس قزح که سزگین (ج 6، ص 224) نسخه ای از آن را، که در مصر است ، معرفی کرده است ؛ 11) جواب ابی الوفا محمدبن محمد البوزجانی عما سأله الفقیه ابوعلی بن حارث الحبوبی عن ایجاد مساحة المثلث بدلالة الاضلاع بدون معرفة الارتفاع . این رساله را به نام مساحة المثلث (رجب و کندی ، ص 128) نیز معرفی کرده اند. روش بوزجانی در این رساله ، یعنی یافتن مساحت مثلث با استفاده از اضلاع آن بدون آنکه ارتفاعش در دست باشد، تکامل یافتة روش ایرن (هرون ) اسکندرانی (قرن اول میلادی ) است . کندی و موالدی (ص 50 ـ53) محتویات این رساله را از نظر هندسی بررسی کرده اند؛ 12) رساله ای دربارة انواع عدد و نسبت که آن را با نامهای رساله فی النسب و التعریفات (سزگین ، ج 5، ص 324؛ قربانی ، 1365 ش ، ص 164) و رسالة فی الحساب (نسخة کتابخانة مجلس شورای اسلامی ، ش 6657) و رسالة فی الاصطلاحات الریاضیة (نسخة کتابخانة شخصی حسن نراقی که میکروفیلمی از آن در کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران موجود است رجوع کنید به دانشگاه تهران . کتابخانة مرکزی و مرکز اسناد، ج 2، ص 187) خوانده اند. این گمان قربانی (1365 ش ، همانجا) که این رساله ممکن است جزئی از کتاب مایحتاج الیه الکتاب و العمّال من علم الحساب باشد، صحیح نیست ؛ 13) کتاب فی عمل المسطرة و البرکار و الکونیا . روزنفلد (ج 2، ص 179) و طوقان (ص 230) نسخه ای از آن را در قاهره معرفی کرده اند؛ 14)رساله ای در هندسه از بوزجانی متعلق به کتابخانة ظاهریه که در فهرست آن کتابخانه (دارالکتب الظاهریة ، ص 82) شرح مجسطی نامیده شده است . این کتاب در سیزده مقاله نوشته شده و با توجه به عناوین بابهای آن ، ارتباطی با مجسطی بطلمیوس یا بوزجانی ندارد.


منابع : آستان قدس رضوی . کتابخانه ، فهرست کتب خطی کتابخانة آستان قدس رضوی ، ج 8 ، تألیف احمد گلچین معانی ، مشهد 1350ش ؛ جعفر آقایانی چاوشی ، «روش ابوالوفای بوزجانی برای محاسبة فاصلة بغداد تا مکة معظمه »، فرهنگ (ویژة تاریخ علم )، سال 9 و 10، ش 20ـ21 (زمستان 1375)؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، ج 7، چاپ محمد یوسف ، بیروت 1407/1987؛ ابن اکفانی ، کتاب ارشاد القاصد الی أسنی المقاصد ، مصر 1318/1900؛ ابن خلّکان ، وفیات الاعیان ، چاپ احسان عباس ، قم 1364ش ؛ ابن عبری ، تاریخ مختصر الدول ، بیروت ] بی تا. [ ؛ ابن ندیم ، کتاب الفهرست ، ترجمه و تحقیق محمدرضا تجدد، تهران 1366ش ؛ ابن وردی ، تاریخ ابن الوردی ، قاهره 1285؛ اسماعیل بن علی ابوالفداء، المختصر فی اخبار البشر ، قاهره 1325ـ1326/1907ـ 1908؛ علی بن محمد ابوحیان توحیدی ، رسائل ابی حیان توحیدی ، چاپ ابراهیم کیلانی ، ] دمشق ، بی تا. [ ؛ همو، کتاب الامتاع و المؤانسة ، چاپ احمد امین و احمد زین ، بیروت ] بی تا. [ ؛ محمدبن احمد ابوریحان بیرونی ، الا´ثار الباقیة عن القرون الخالیة ، چاپ ادوارد زاخائو، لایپزیگ 1923؛ همو، رسائل البیرونی : افراد المقال فی امر الظلال ، حیدرآباد دکن 1367/ 1948؛ همو، کتاب القانون المسعودی ، حیدرآباد دکن 1373ـ 1375/ 1954ـ1956؛ همو، کتاب تحدید نهایات الاماکن لتصحیح مسافات المساکن ، ترجمة احمد آرام ، تهران 1352ش ؛ ابونصر عراق ، رسائل ابی نصر منصوربن عراق الی البیرونی : القسی الفلکیة ، حیدرآباد دکن 1367؛ اسماعیل بغدادی ، هدیة العارفین ، ج 2، در حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، ج 6، بیروت 1410/1990؛ محمدبن محمد بوزجانی ، رسالة فی اقامة البرهان علی الدائر من الفلک ، حیدرآباد 1367؛ همو، رسالة فی جمع اضلاع المربعات و المکعبات ، نسخة 


(1981)؛ زندگینامة علمی دانشوران ، زیرنظر احمد بیرشک ، تهران 1369 ش ـ ، ذیل «بوزجانی » (از آ. پ . یوشکه ویچ )؛ م .ر. صدیقی ، «ریاضیات و نجوم »، ترجمة احمد آرام در تاریخ فلسفه در اسلام ، به کوشش میان محمد شریف ، تهیه و گردآوری ترجمة فارسی زیرنظر نصرالله پورجوادی ، تهران 1362ـ 1370 ش ؛ خلیل بن ایبک صفدی ، کتاب الوافی بالوفیات ، ج 1، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن 1381/1962؛ قدری حافظ طوقان ، تراث العرب العلمی فی الریاضیات و الفلک ، بیروت ] تاریخ مقدمه 1963 [ ؛ ابوالقاسم قربانی ، تحقیقی در آثار ریاضی ابوریحان بیرونی : تحریری نوین از بیرونی نامه ، تهران 1374 ش ؛ همو، زندگینامة ریاضیدانان دورة اسلامی : از سدة سوم تا سدة یازدهم هجری ، تهران 1365 ش ؛ ابوالقاسم قربانی و محمدعلی شیخان ، بوزجانی نامه : شرح احوال و آثار ریاضی ابوالوفا بوزجانی ریاضیدان و منجم بزرگ ایرانی ، تهران 1371 ش ؛ علی بن یوسف قفطی ، تاریخ الحکماء ، و هو مختصر الزوزنی المسمی بالمنتخبات الملتقطات من کتاب اخبار العلماء باخبار الحکماء ، چاپ لیپرت ، لایپزیگ 1903؛ عمررضا کحاله ، معجم المؤلفین ، دمشق 1957ـ1961؛ چاپ افست بیروت ] بی تا. [ ؛ جوئل کرمر، احیای فرهنگی در عهد آل بویه : انسان گرایی در عصر رنسانس اسلامی ، ترجمة محمد سعید حنایی کاشانی ، تهران 1375 ش ؛ ادوارد استوارت کندی ، پژوهشی در زیجهای دورة اسلامی ، ترجمة محمد باقری ، تهران 1374 ش ؛ ادوارد استوارت کندی و مصطفی موالدی ، «ابوالوفاء البوزجانی و نظریة ایرن الاسکندرانی »، مجلة تاریخ العلوم العربیة ، ج 3، ش 1 (1979)؛ غلامحسین مصاحب ، حکیم عمرخیام به عنوان عالم جبر ، تهران 1339 ش ؛ احمد منزوی ، فهرست نسخه های خطی فارسی ، تهران 1348ـ1353 ش ؛ کارلو آلفونسو نالینو، تاریخ نجوم اسلامی ، ترجمة احمد آرام ، تهران ?] 1349 ش [ ؛ محمدبن محمد نصیرالدین طوسی ، کشف القناع عن اسرار شکل القطاع ، نسخة خطی کتابخانة مرکزی آستان قدس رضوی ، ش 5391؛ ادوارد ون دایک ، کتاب اکتفاء القنوع بما هو مطبوع ، چاپ محمدعلی ببلاوی ، مصر 1313/1896، چاپ افست قم 1409؛ یحیی بن ابی منصور، الزیج المأمونی الممتحن ، چاپ عکسی از روی نسخة خطی کتابخانة اسکوریال ، چاپ فؤاد سزگین ، فرانکفورت 1406/ 1986؛


Abu Rayhan B ¦âru ¦n ¦â, Kita ¦b Maqa ¦l i ¦d ـ i lm al-hay ف a: la trigonomإtrie sphإrique chez les Arabes de l'Est ب la fin du


x e siةcle , ed. and trans. by Marie-Thإrةse Debarnot, Paris 1985; Muh ¤ammad b. Dja ¦b ¦âr Batta ¦n ¦â, A l-Batta ¦n i ¦sive Albatenii Opus astronomicum... , Arabice , ed. C. A. Nallino, Rome 1899; Carra de Vaux, "L'Almajeste d'Abu ¦lwإfa al Buzdja ¦ni", JA (1892); The Chester Beatty Library, A handlist of the Arabic manuscripts , by Arthur J. Arberry, vol. VII, Dublin 1964; Encyclopaedia Iranica , s.v. "Abu'l-Wafa ¦ ÝMoh ¤ammad b. Moh ¤ammad Bu ¦zja ¦n ¦â", (by D. Pingree); B. A. Rozenfeld, Matematiki i astronomi musulmanskogo srednevekonva i ikh trudi ( VIII th -XVII th cent. ), Moscow 1983; Ayd ân Say âl â, The observatory in Islam , Ankara 1960; Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Leiden 1967-1984; C. A. Storey, Persian literature: a bio-bibliographical survey , vol. II, pt. I, London 1972; M. F. Woepcke, "Analyse et extrait d'un recueil de construction gإomإtriques par Aboأl Wafہ", JA (1855); idem, "Sur une mesure de la circonfإrence du cercle, due aux astronomes arabes, et fondإe sur un calcul d'Aboأl Wafہ", JA (1860). 


/ فرید قاسملو /



http://tbn1.google.com/images?q=tbn:-tfN_uZ52IYI1M:http://www.hellomahdi.com/farsi/images/bozjani--nb.jpg

 


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:دانشمندان
نوشته شده در 2009/7/30 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید


عشق یك جوشش كور است و پیوندی از سر نابینایی
اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

 

عشق بیشتر از غریزه آب می‌خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است
دوست داشتن از روح طلوع می‌كند و تا هر جا كه یك روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز هنگام با او اوج می‌گیرد

 

عشق در غالب دل‌ها، در شكل‌ها و رنگ‌های تقریبا مشابهی متجلی می‌شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشتركی است
اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می‌گیرد و چون روح‌ها بر خلاف غریزه‌ها هر كدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش را دارد می‌توان گفت: كه به شماره هر روحی ، دوست داشتنی هست

 

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل‌ها و عبور سال‌ها بر آن اثر می‌گذارد
اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می‌كند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست

 

عشق، در هر رنگی و سطحی، با زیبایی محسوس، در نهان یا آشكار رابطه دارد. چنانچه شوپنهاور می‌گوید: شما بیست سال سن بر سن معشوقتان بیفزائید، آنگاه تاثیر مستقیم آنرا بر روی احساستان مطالعه كنید
اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج وجذب زیبایی‌های روح كه زیبایی‌های محسوس را بگونه‌ای دیگر می‌بیند

 

عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است
اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت

 

عشق با دوری و نزدیكی در نوسان است. اگر دوری بطول انجامد ضعیف می‌شود، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می‌كشد و تنها با بیم و امید و اضطراب و دیدار و پرهیز زنده و نیرومند می‌ماند
اما دوست داشتن با این حالات نا آشنا است، دنیایش دنیای دیگری است

 

عشق جوششی یكجانبه است. به معشوق نمی‌اندیشد كه كیست یك خود جوششی ذاتی است و از ین رو همیشه اشتباه می‌كند و در انتخاب بسختی می‌لغزد و یا همواره یكجانبه می‌ماند و گاه، میان دو بیگانه نا‌همانند، عشقی جرقه می‌زند و چون در تاریكی است و یكدیگر را نمی‌بینند، پس از انفجار این صاعقه است كه در پرتو رو شنایی آن، چهره یكدیگر را می‌توانند دید و در اینجا است كه گاه، پس جرقه زدن عشق، عاشق و معشوق كه در چهره هم می‌نگرند، احساس می‌كنند كه هم را نمی‌شناسند و بیگانگی و نا آشنایی پس از عشق درد كوچكی نیست
اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می‌بندد و در زیر نور سبز می‌شود و رشد می‌كند و ازین رو است كه همواره پس از آشنایی پدید می‌آید و در حقیقت در آغاز دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یكدیگر می‌خوانند و پس از آشنا شدن است كه خودمانی می‌شوند

 

دو روح، نه دو نفر، كه ممكن است دو نفر با هم در عین رو در بایستی‌ها احساس خودمانی بودن كنند و این حالت بقدری ظریف و فرار است كه بسادگی از زیر دست احساس و فهم می‌گریزد و سپس طعم خویشاوندی و بوی خویشاوندی و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و آهنگ كلام یكدیگر احساس می‌شود و از این منزل است كه ناگهان، خودبخود، دو همسفر به چشم می‌بینند كه به پهن‌دشت بی كرانه مهربانی رسیده‌اند و آسمان صاف و بی لك دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه گسترده است و افق‌های روشن و پاك و صمیمی ایمان در برابرشان باز می‌شود و نسیمی نرم و لطیف همچون روح یك معبد متروك كه در محراب پنهانی آن، خیال راهبی بزرگ نقش بر زمین شده و زمزمه درد آلود نیایش مناره تنها و غریب آنرا بلرزه می‌آورد
دوست داشتن هر لحظه پیام الهام‌های تازه آسمانهای دیگر و سرزمین‌های دیگر و عطر گلهای مرموز و جانبخش بوستان‌های دیگر را بهمراه دارد و خود را، به مهر و عشوه ای بازیگر و شیرین و شوخ هر لحظه، بر سر و روی این دو میزند

 

عشق، جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی فهمیدن و اندیشیدن نیست
اما دوست داشتن، در اوج معراجش، از سر حد عقل فراتر می‌رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می‌كند و با خود به قله بلند اشراق می‌برد.

Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:دانستنی ها
نوشته شده در 2009/7/28 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

دکتر حسابي واقعي کدام است؟

دکتر محمود حسابي

زنده‌ياد دكتر حسابي بي‌شك از خدمتگزاران علم و فرهنگ ايران در عصر حاضر و از پيشگامان رواج دانش جديد و ايجاد نهادهاي علمي نوين در كشور به شمار مي‌رود كه در شرايطي سخت با شوق به ايران بازگشت و با پايه‌گذاري و مشاركت در ايجاد بزرگترين نهادهاي علمي، آموزشي و اجرايي كشور نقشي مؤثر در مسير توسعه علمي ايران ايفا كرد.

به گزارش خبرنگار علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، شايد مهم‌ترين تقديري که در زمان حيات اين استاد فقيد كه امروز نامش آذين بخش خيابان‌ها و اماکن گوناگون شده است، از وي شد، تجليل جمعي از شاگردان و دوستداران قدرشناسش در انجمن فيزيك ايران از وي در كنفرانس شصت سال فيزيك ايران در سال 1366 بود كه بخشي از مراسم را به تجليل از او به عنوان «پدر فيزيك ايران» اختصاص دادند. امري كه در آن سال‌ها با برخي موانع و انتقادات نيز همراه بود!

با اين حال اندك زماني پس از درگذشت دكتر حسابي به يكباره نام او در رسانه‌ها مطرح شد و ديري نگذشت كه اين استاد پيشكسوت به سرعت به شهرتي بي‌سابقه دست يافت، به طوري كه خيابان‌ها و مدرسه‌ها و اماكن مختلفي در سراسر كشور به اسم وي نامگذاري شد و نام او دربرخي کتب درسي به صورتي اغراق‌آميز در کنار بزرگان علم و دانش تاريخ بشر ثبت شد!

اگر چه در كشور ما فقدان شخصيت‌هاي بزرگ علمي و فرهنگي گاهي يكي از شروط بازشناسي و قدرداني از آنها شده است، ولي در مورد مرحوم دكتر حسابي به نظر مي‌رسد، دلايل ديگري هم در شهرت يك‌باره وي مؤثر بوده است.

از جمله آنها طرح اعطاي عنوان مرد علمي سال 1990 در رشته فيزيك از سوي مؤسسه‌اي موسوم به «مركز بين‌المللي بيوگرافي» كمبريج به مرحوم دكتر محمود حسابي است. عنواني كه اگرچه به زعم جامعه علمي و فيزيك‌پيشگان كشور، با توجه به عدم اعتبار علمي آن مؤسسه، خدمات درخشان علمي مرحوم دكتر حسابي را خدشه‌دار کرد، ولي در تبليغات و مطالبي كه از سوي برخي مطرح مي‌شود، از آن به عنوان يكي از بزرگترين افتخارات و عناوين علمي اين دانشمند فقيد ياد مي‌شود!

 

تنها شاگرد ايراني انشتين؟

يكي ديگر از مهمترين افتخارات و عناويني كه درباره مرحوم حسابي مطرح شده و همچنان سرتيتر بسياري از بيوگرافي‌ها و مقالات و خبرها در مورد ايشان است، عنوان «تنها شاگرد ايراني انشتين» است.

تصويري از اينشتين و گودل، رياضيدان معروف آلماني (که به دروغ به عنوان دکتر حسابي معرفي شده بود)

البته با توجه به جايگاه برجسته آلبرت انشتين به عنوان يكي از بزرگترين دانشمندان سده‌هاي اخير و به ويژه با توجه به جايگاه و موقعيت منحصر به فرد اين فيزيكدان بزرگ به عنوان سمبل علم و دانش در جامعه علم دوست ما، تلاش براي انتساب دكتر حسابي به عنوان يك فيزيكدان ايراني به اين دانشمند برجسته قرن چندان غريب نيست، با اين حال مرحوم حسابي در معدود مصاحبه‌هايي كه داشته ــ‌ از جمله مصاحبه تفصيلي با مجله «دانشمند» ــ در بيان خاطرات خود تنها به ديداري كوتاه با «آلبرت انشتين» اشاره مي‌كند كه طي آن نظريه خود را براي آن فيزيكدان بزرگ مطرح كرده و انشتين از او خواسته به تحقيقاتش در آن زمينه ادامه دهد. حسابي هيچ‌گاه ادعا نکرده است که شاگرد انيشتين بوده است و اين ادعاي مطرح‌شده در رسانه‌ها هم پايه و اساسي ندارد.

به رغم روايت مستند و روشن مرحوم حسابي درباره ديدار كوتاه وي با انشتين و انتقادات و هشدارهاي جسته و گريخته‌اي كه با ملاحظه شأن و جايگاه برجسته اين استاد فقيد از سوي جامعه علمي كشور ابراز مي‌شود، متأسفانه شاهد برخي داستان‌سرايي‌هاي عجيب و غريبي درباره آشنايي و مراوده استاد حسابي با انشتين هستيم كه هرساله بر شاخ و برگ آن نيز افزوده مي‌شود و كارخانه خاطره‌سازي و خيال‌پردازي فعال در اين عرصه كه روزگاري از استاد تنها به‌عنوان «شاگرد انيشتين» ياد مي‌كرد، در سال‌هاي اخير، انيشتين را در كنار دانشمندان بزرگ ديگري چون شرودينگر، فرمي، ديراک، بور و ... پاي سفره هفت‌سين ايراني در منزل اين دانشجوي ايراني مي‌نشاند كه البته در تازه‌ترين ويراست اين خاطره‌سازي‌ها، عنصر اناثي از خانواده انشتين هم به اين جمع خاطره‌انگيز علمي افزوده شده است!

و در اين ميان، كارخانه داستان‌سرايي كه گويا سال‌ها از مشكل فقدان هرگونه تصوير و مدرك مستندي از ارتباطات و مراودات علمي و خانوادگي مرحوم حسابي با انشتين رنج مي‌برد به تازگي تصويري از انشتين را در كنار فردي كه بي‌شباهت به استاد حسابي نيست به عنوان «تصويري كمياب از انشتين و دكتر حسابي» آذين‌بخش خاطرات عجيب و غريب رو به گسترش در روزنامه‌ها و وبلاگستان فارسي كرده كه نشان از روند رو به گسترش و نگران‌كننده توليدات آن دارد!

 

دکتر منصوري

دکتر منصوري

دكتر رضا منصوري، استاد فيزيك دانشگاه صنعتي شريف و رييس سابق انجمن فيزيك ايران كه باني مراسم تجليل از خدمات علمي استاد در كنفرانس فيزيك سال 1366 بوده، طي سال‌هاي اخير بارها نسبت به عواقب داستان‌سرايي‌ها و خاطره‌پردازي‌هاي بي‌اساس در تخريب شخصيت و جايگاه رفيع علمي و فرهنگي دكتر حسابي هشدار داده است. وي در يادداشتي انتقادي به دردسرها و مانع‌تراشي‌هاي فراوان ايجاد شده در برگزاري آن مراسم اشاره كرده و نوشته است:

«کسي فکر نمي‌کرد يک قدرداني ساده باعث اين همه شرمساري اهل علم ايران بشود. از حسابي، بنيان‌گذار فيزيک دانشگاهي ايران که نظريه‌اي در مورد ماده نوشت و برخي با پرداخت دويست دلار "اولين مرد علمي سال" تقلبي ايرانش کردند، از حسابي که تنها ده دقيقه در يکي از زمان‌هاي ديدار عمومي انيشتين با وي صحبت کرده بود، دانشمندي در قد و قواره نيوتون و انيشتين (به کتب درسي مراجعه کنيد) ساخته‌اند، فرهيخته‌اي که در يک مراسم نوروزي، انشتين، شرودينگر، فرمي، ديراک و بور را در منزلش دعوت مي‌کند و اين دانشمندان را مسحور تمدن ايران و آيين‌هاي ملي ما مي‌کند، اخيراً مشتي دروغ و اکاذيب که در کنار عکسي از انيشتين با شخصي که ادعا شده، مرحوم حسابي است دربرخي رسانه‌ها و سايت‌هاي اينترنتي چاپ يا منعکس شده است. شخصي که در عکس کنار انيشتين ايستاده است، گودل (رياضي‌دان مشهور) است، نه حسابي!

در توضيحات زير عکس ادعا شده است انيشتين همراه با خواهرش در مراسم نوروز شرکت کرده است. مراجعه به تاريخ نشان مي‌دهد که خواهر انيشتين تنها در سال‌هاي 1940 تا 1946 در پرينستون بوده است. در اين سال‌ها نه حسابي در پرينستون بوده است نه بور، نه فرمي، نه شرودينگر و نه ديراک. کجاست نگاه و دقت‌نظر حرفه‌اي رسانه‌هاي ما که به اين سهولت گول اين دروغ‌پردازان را مي‌خورد!»

پروفسور سينج

در بخش ديگري از يادداشت اين عضو فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي و فرهنگستان علوم كشورهاي در حال توسعه(تواس) آمده است: «مرحوم حسابي زماني مقاله‌اي مي‌فرستد براي مجله‌اي در پاريس. بر اسناد تاريخي اين مقاله براي داوري به استاد سينج (John Lighton Synge)، نسبيت‌دان معروف، داده مي‌شود كه داور به دليل برخي اشتباهات محاسباتي آن مقاله را براي چاپ نمي‌پذيرد. تا کي برخي افراد و رسانه‌ها مي‌خواهند به اين روند ناثواب خود ادامه دهند؟»

در خاتمه اين يادداشت با بيان اينكه با شيادي نمي‌توان عالِم و دانشمند ساخت و اين قبيل دروغ و خيال‌پردازي‌ها‌ نتيجه‌اي جز انحراف نسل آينده از مسير حركت سالم علمي ندارد آمده است: «قهرمان علمي کم از قهرمان جنگ ندارد و پيروزي در علم تنها با کار مستمر و ممارست فراوان حاصل مي‌شود. از انسان‌هاي ساده زحمت‌کش و دوست‌دار ايران بت نسازيم!»

طرح مطالب اغراق‌آميز درباره مرحوم حسابي نتيجه‌اي جز خدشه به شخصيت ايشان و جامعه علمي كشور و بدبيني جوانان ندارد

 

رئيس انجمن فيزيک ايران

دكتر اكبرزاده، رييس انجمن فيزيك ايران نيز در گفت‌وگو با خبرنگار «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اين كه بخشي از مطالبي كه در مورد مرحوم دكتر حسابي از جمله همكاري و ارتباط وي با انشتين مطرح مي‌شود اغراق‌آميز و غير واقعي است، اظهار كرد: دكتر حسابي خدماتي در زمان خود به جامعه علمي عرضه كرده كه قابل انكار نيست اما طرح مطالب اغراق‌آميز در مورد وي نتيجه‌اي جز خدشه به زحمات ايشان در پي ندارد.

وي گفت: انجمن فيزيك ايران در سال‌هاي اخير همواره با طرح اين قبيل مطالب اغراق‌آميز برخورد كرده و از جمله در دوره قبلي هيات مديره انجمن، دكتر منصوري طي نامه‌اي به رياست دانشگاه اصفهان به درج برخي مطالب غيرواقعي و اغراق‌آميز در كتيبه يادبود دكتر حسابي كه در دانشگاه نصب شده اعتراض كرده است.

رييس انجمن فيزيك ايران تصريح كرد: موضع انجمن در اين خصوص كاملا روشن است. انجمن اين قبيل اغراقها را كه به نوعي سوء استفاده از شخصيت‌هاي علمي بوده و به خدشه‌دار شدن آنها منجر مي‌شود را به هيچ وجه نمي‌پذيرد.

وي خاطر نشان كرد: اين موضوع يكي از آفت‌هاي جامعه علمي ماست كه به علت سردرگمي و عدم جايگاه مشخص براي مسايل، ميدان براي سوء‌استفاده عده‌اي فراهم است و گرنه در يك جامعه علمي بالغ چنين مشكلاتي وجود ندارد.

اكبرزاده با تاكيد بر ضرورت مقابله با انتشار اين قبيل مطالب بي‌اساس نسبت به تبعات منفي آن در ايجاد سرخوردگي و بدبيني در نسل جوان و روند رو به رشد علمي كشور هشدار داد و گفت: زيان اين قبيل اقدامات دامنگير كل جامعه علمي است و نوعي بي‌اعتمادي را ايجاد مي‌كند. اگر فردي بيشتر از واقعيت بزرگ جلوه داده شود، ممكن است جوانان در ابتدا بپذيرند، اما پس از افزايش اطلاعات و به سرعت به واقعيت پي خواهند برد و در نتيجه به ساير مسايل هم شك مي‌كنند و بي‌اعتمادي در جامعه علمي گسترش مي‌يابد كه زيان اين دامن همه جامعه را مي‌گيرد.

رييس انجمن فيزيك ايران با تاكيد بر اين كه بايد درج مطالب درباره چهره‌هاي علمي ايراني در كتب درسي بايد با تامل بيشتري صورت گيرد، اضافه كرد: اين مساله يك مشغله ذهني براي همكاران انجمن فيزيك است كه قرار است در مورد آن بحث شود تا تصميم جدي تري اتخاذ شود.

چه بسا اگر دكتر حسابي مي‌توانست به عشق سرشار خود به رفع عقب‌ماندگي‌ها و پيشرفت كشورش غلبه كرده و آسايش كار در آزمايشگاه‌ها و محيط‌هاي علمي پيشرفته غرب را به شوق خدمت در جامعه عقب نگه‌داشته‌شده ايران دهه‌هاي نخست سده 1300 رها نكرده و تحقيقات علمي موفق خود را در عرصه فيزيك پي مي‌گرفت، روزي به فيزيكداني نامدار در عرصه جهاني و صاحب نظريه تبديل مي‌شد؛ اما روح بلند و متعهد دكتر حسابي كه با اغناي خودخواهانه حس علم‌دوستي و كسب عناوين و افتخارات فردي سيراب نمي‌شد، آينده ديگري را براي او رقم زد.

اندك تأملي در سوابق و خدمات درخشان اين دانشمند متعهد كه همگان بر نقش تاريخي و سازنده او در پيشرفت علمي ايران اذعان دارند، چنان تصويري باشكوه و ستودني از مرحوم دكتر حسابي ترسيم مي‌كند كه عناويني چون «مرد علمي سال»، «شاگرد ايراني انشتين» و برخي تعبيرات مبالغه‌آميز كه درباره جايگاه علمي آن مرحوم در عرصه تحقيقات فيزيك مطرح مي‌شود در برابر آن‌ها رنگ مي‌بازد.

سيد محمود حسابي و مادرش

حسابي بدون اين عناوين هم دوست‌داشتني، ستودني و بزرگ است و چه بسا دوست‌داشتني‌تر، ستودني‌تر و بزرگ‌تر.

و به قول حافظ كه استاد عميقاً به او عشق مي‌ورزيد:

« ز عشق نـاتمام ما جمـال يـار مسـتغني است

به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روي زيبا را»

نگاهي گذرا به فهرست پرشمار چهره‌ها و شخصيت‌هاي برجسته، اما مهجور و فراموش شده علمي و فرهنگي كشور، ما را به جوابي نه چندان خوشايند مي‌رساند كه براساس آن بايد در كنار تجليل از جايگاه خادمان علمي چون حسابي، بيش از پيش در ساماندهي بنيادي مفهوم علم و جايگاه دانشگران در جامعه‌اي كه به رغم گذشت 70 سال از تأسيس دانشگاه هنوز مجال تشكيل اجتماع علمي را نيافته و مفهوم نوين علم را آن‌گونه كه در دنياي پيشرفته مرسوم است، به رسميت نشناخته، تلاش كنيم.

 


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:دانشمندان
نوشته شده در 2009/7/25 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید



عناوين آخرين مطالب ارسالي
داویدنکو، آخرین قهرمان سال 2009
حرکت قوی‌ترین لیگ بسکتبال جهان به سوی خودکشی؟
فیفا تغییر مقررات داوری در بازیهای جام جهانی را بررسی می کند
شیفتگان بازی‌های ویدئویی در 'واقعیت' رقابت می‌کنند
تکنولوژی تفاوت مردان و زنان را آشکار می کند
ارتباطات در بریتانیا تحت نظارت دقیق‌تر قرار می‌گیرد
گام بعد بازی‌های قابل حمل از آن کیست؟
اینتل با ۱.۲۵ میلیارد دلار رضایت AMD را جلب کرد
تاثیر مواد شیمیایی موجود در کالاهای پلاستیکی بر رفتار پسربچه ها
استقبال گرم استرالیایی ها از پانداهای چینی
تلاش برای کاهش آروغ گوسفندان استرالیا
وقتی سراپا "گوش" می شویم
توصیه های دارویی برای ایدز تغییر کرد
دست‌نوشته‌های استاندال فرانسوی بر روی شبکه جهانی اینترنت
ژنهای موجود در اسپرم 'عمر مردها را کوتاه می کند'
گوگل دسترسي رايگان به مقالات روزنامه‌ها محدود مي‌کند
ثبت‌نام دانشجويان انصرافي و اخراجي در كنكور
حل مسائل فیزیک هالیدی
پمپ ها و علم هیدرولیک
ركوردهایی كه شكسته شد
اسوس، نت‌بوک با قابلیت ارتباط لمسی را روانه بازار کرد
پیوند اولین دست بیونیک با توانایی برقراری ارتباط با مغز
برنامه مخرب؛ عامل صفحه سیاه مرگ
برترین جستجوهای سال 2009 یاهو اعلام شد
امشب ماه به دیدار خوشه پروین می رود
جريمه 2.6 ميليون دلاري شركت eBay
جايگزيني براي آکروبات
صفحه‌کليد با شماره!
تکثير سازمان يافته پرتوآبي
مرگ پرتو آبي با ورود لوح فشرده 5 بعدي بي انتهاي 10ترابايتي
درباره وبلاگ
این سایت/ وبلاگ با اصلاحات سئو توصیه شده توسط گوگل موفق به افزایش پیج رنک شده است شما هم قادر به استفاده از« آنالیزر گوگل» هستید ( توضیحات بیشتر در google-analysts.com)
oonieknafar.blogfa.com
amir hossein sotoudeh beydokhti
امیر حسین ستوده بیدختی
منو اصلی
صفحه نخست
آرشيو مطالب
پروفایل مدیر
عناوین مطالب
نقشه
پست الکترونیک
آرشیو موضوعی
پر بازديدترين هاي وبلاگ
بهترين هاي وبلاگ
منتخب کاربران
بهترین مطالب سایت به توصیه گوگل
بیشترین ورودی
زبان ها,languages
سيستم خبرنامه و خوراک
تماس با ما
rss
موضوعات مطالب
کتاب الکترونیکی,ebook
Magazine,مجله
ریاضیات,Mathematics
مکانیک,Mechanics
علوم هوافضا,Aerodynamic
فیزیک,Physics
جزوات درسی,NoteBooks
تکنولوژی,نانو,Nano,technology
معرفی سایت,WebSites
مقالات,Article
نجوم,Astronomy
برق,Electrical
برنامه نویسی,Programming
نرم افزار,Softwares
فرهنگ,هنر,ادب,مذهب,تصویر
سیاست,نظامی
اجتماعی,حوادث,خانواده
علم,فناوری
دانستنی ها
ورزش
Mobaile,موبایل,بازی,تم,آهنگ
الكترومغناطيس
طنز
اخبار,News
دانشمندان
جواب بة سوالات
کنکور,آموزش عالی
Civil,عمران
گوگل,google
یاهو,yahoo
اینترنت,internet
کامپیوتر ,بینگ,bing,Computer
مناسبت ها
تاریخ,تاریخچه,باستان شناسی
نمونه سوال,آزمون
سینما,تلویزیون,رادیو
زیست شناسی,محیط زیست
زمین شناسی،جغرافيا,آب وهوا
گیاه شانسی,میوه شانسی
کارگاه,آزمایشگاه,گزارش,تحقیق
شیمی,Chemistry
ایمنی,بهداشت,کار
معماري
ترفند
پزشکی,تغذیه,بهداشتی
آرشيو مطالب
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
دیگر صفحات
نويسندگان وبلاگ
امیرحسین amir hossein ستوده بیدختی sotoudeh beydokhti
پيوندهاي روزانه
دانلود سرای کتب و جزوات دانشگاهی
مرجع سریال فارسی 1
طراحان گرافیک
سيستم سوخت رساني انژكتوري
مرکز آموزش مهندسی عمران
خطای دید باورنکردنی!
♥♥امار سـایت خودتون رو بترکونیــد♥♥
پاییز عشق
سرگرمي و تفريحي
عنوان دیدنی های اینترنت
آمار و امكانات
وضعیت مدیر در یاهو :



لوگو ی ما :


پيوند به وبلاگ :

علمی





widgeo.net

counter