
دليل اصلي اين موضوع اين است كه آدرس Mac در اين دستگاهها، 3بيتي است و بههمين دليل هر مستر بيشتر از 7دستگاه جانبي را نميتواند پشتيباني كند.
البته ميتوان تعداد ايندستگاهها را بيشتر كرد و تا 100دستگاه هم بالا برد، اما بعد از 7دستگاه، بقيه دستگاهها بهصورت پارك شده تعريف ميشوند و غيرفعال هستند. تنها مستر ميتواند اين دستگاهها را از حالت غيرفعال در آورد و در فهرست 7 دستگاه اسليو قرار دهد.
نوع ديگري ازشبكه بلوتوث پن وجود دارد كه اسكترنت (Scatternet) گفته ميشود. اين شبكه از مجموع دو يا چند پيكونت تشكيل شده است. در اين نوع شبكه، يك دستگاه ميتواند براي بيش از دو شبكه اسليو باشد و بهعبارت ديگر دو مستر داشته باشد.
اولين دستگاه بلوتوثي كه در شبكه پن تعريف ميشود، دستگاه مستر نام دارد و باقي دستگاهها بهصورت اسليو با هم و از طريق مستر در ارتباطاند. رنج فاصله در يك شبكه پن حداكثر 10متر است، اما در شرايط ايدهآل ميتوان انتظار داشت كه تا 100 متر هم شبكه را وسيع كرد.
ابداعات اخير در آنتنهاي بلوتوث باعث شده است كه اين دستگاهها از فاصلهاي كه استاندارد بلوتوث تعيين كرده است، برد بيشتري داشته باشند. در كنفرانس DEF CON گروهي از هكرها كه با نام Flexilis فعاليت ميكردند، ركورد برد بلوتوث را در يك تماس، با برد 800 متري شكستند. يكي ديگر از فناوريهاي پن، اسكينپلكس است كه تنها در فاصله يكمتري از بدن انسان كار ميكند. اين فناوري شبكه براي اتصال دستگاههاي جانبي قابل حمل از جمله هدستها و ... كاربرد دارد.
همچنين، شبكه پن براي اتصال دستگاهها براي اتصال وايرلس در يك اتاق كاربرد زيادي دارد. شبكههاي پن بلوتوث از استاندارد 802.15 IEEE پيروي ميكنند.
يكي از اساسيترين مفاهيم كليدي در شبكه پن، مفهومي است بهنام وصل كردن پريز (Plugging in(. در حالت ايدهآل، اگر هر 2 دستگاهي كه قابليت اتصال به شبكه پن را دارند، در برد يكديگر قرار بگيرند، ميتوانند درست همانند اتصال با كابل با يكديگر ارتباط برقرار كنند.
فناوري پن در حال حاضر نوپاست و بهسرعت در حال رشد است. اين دستگاهها در حالت ديجيتال با فركانس 4/2 گيگاهرتز با يكديگر تبادل داده ميكنند.
چرا شبكه پن و چرا به آن نياز پيدا خواهيم كرد؟
پاسخ ساده است: شبكههاي پن بلوتوث ابزارهاي بسيار قابل انعطاف و كاربرديدارند كه ميتوان بهكمك آنها از پس كارهاي زير بهسادگي برآمد:
– چت كردن يا انتقال صوت بين 2 دستگاه PDA، انتقال فايل و ...
– اشتراك اتصال اينترنت ميان 2 دستگاه يا حتي كامپيوتر.
– ايجاد شبكهبراي بازيهاي تحت شبكه.
در پايان بايد بگوييم كه پشتيباني از پن در استك بلوتوث مايكروسافت حضور ندارد.
در واقع، اسكترنت دو شبكه پيكونت مجزا است كه در نواحي و دستگاههايي با هم مشترك هستند. بهعنوان مثال يك كامپيوتر، يك چاپگر و يك دستگاه تلفن را در نظر بگيريد. چاپگر ميتواند هم براي دستگاه تلفن و هم براي كامپيوتر اسليو باشد و جداگانه كنترل شود.
همانطور كه مطالعه كرديد، فناوري بلوتوث بهسرعت درحال رشد است. كاربردهاي جديد آن در حال اكتشاف است. براي اطلاعات بيشتر در مورد فناوري بلوتوث، يك راهنماي 1082 صفحهاي در وبسايت زير وجود دارد:
عليرضا قاسمي
نوشته شده در 2009/12/2 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

در مورد اين نظريه حرف بسيار است، اما کليت آن را ميتوان پذيرفت، آنهم وقتي فکر کنيد چه رخ خواهد داد وقتي يک روز و حتي يک ساعت خطوط انتقال اطلاعات از کار بايستند. چيزي که باعث شد موضوع بحث اين هفته را به اين موضوع اختصاص دهيم، تفکري بود که در يک واژه معنا ميشد: انفجار اطلاعات.
برخي ميگويند بهدليل افزايش سرعت توليد و انتقال اطلاعات و رشد تصاعدي حجم اطلاعات، بهزودي پديدهاي رخ خواهد داد بهنام انفجار اطلاعات که در آن انسانها دچار سردرگمي و اختلال در زندگي ميشوند.
اما اين افراد و خيليهاي ديگر که از ايجاد اينهمه اطلاعات شگفت زدهاند، از يک موضوع ناآگاهاند و آن اينکه فناوري اطلاعات رخنهناپذيرتر از آن است که خودش موجب نابودي خودش بشود. يعني کاربرد اصلي آن را که توليد علم است هرگز نبايد فراموش کرد و علم بالاتر از اطلاعات و داده هاست.
شاخهاي از علم را که بر پايه معنا بخشي به دادههاي خام بنا شده است، دادهکاوي1 گويند که در آن دادهها با الگوريتمهايي خاص، بينهايت بار پردازش ميشوند تا معاني مختلفي را بسازند. اين روش را در يک مثال ساده اينگونه ميتوان عينيت بخشيد: فرض کنيد هر داده يک مهره از جعبه بازي خانهسازي دوران کودکي شماست. در اين بازي تعداد مهرهها محدود بود اما قرار دادن اين مهرهها در جاهاي مختلف، اشکال مختلفي ايجاد ميکرد. دادهکاوي هم تقريبا همين کار را ميکند و با کشف حالتهاي مختلف ارتباط دادهها، آنها را معنادارتر ميکند. در کل، بايد بدانيم وقتي همه چيز برايمان معنا داشته باشد، دچار سردرگمي ميان آنها نخواهيم شد و در نتيجه انفجار اطلاعات نخواهيم داشت.
تعريف
دادهکاوي که برخي آن را کشف دانش در پايگاه دادهها2 و نيز علم معنابخشي داده تفسير کردهاند، خلاف تصور بسياري، علم تازه و جديدي نيست چراکه در مکانهاي مختلف، از اين علم بهاشکال گوناگون استفاده شده است که بهعنوان نمونه ميتوان به دادهکاوي حدود 25سال پيش شرکت بنز آلمان اشاره کرد که با جمعآوري اطلاعات از نمايندگيها و تعميرگاههاي مختلف در نقاط مختلف آب و هوايي سراسر دنيا، بانک اطلاعاتي کاملي را در اختيار واحد تحقيق و توسعه خود قرار داد و بر اساس آن توانست تا امروز بهترين و پايدارترين توليد کننده خودرو باشد. از کارکردها و کاربردهاي دادهکاوي در ادامه بيشتر خواهيم گفت.
در نگاه نخست ميتوان گفت، پيشرفت کشورها در زمينههاي مختلف و نگاه ويژه دولتها به مقوله الکترونيکي شدن و يکپارچگي سيستمها که نتيجه نفوذ استفاده از سيستمهاي رايانهاي در صنعت و ايجاد بانکهاي اطلاعاتي بزرگ توسط ادارات مختلف و نيز استفاده روزافزون بانکها و بخش خصوصي است، نياز به استفاده از اين علم را هر روز بيش از پيش نشان ميدهد. دادهکاوي علمي است که با تلفيق علم آمار، فناوري پايگاه داده، فناوري هوش مصنوعي3، يادگيري ماشين4 و تکنولوژيهاي ديگر روياي کشف رازهاي پنهان را محقق ميکند.
براي شناخت معناي دادهکاوي در مقام تعريف، ميتوان گفت دادهکاوي استخراج دانش و اطلاعات پنهان در يک يا چندين پايگاه داده است. اين کار با استفاده از تجزيه و تحليل ماشيني دادههاي ذخيره شده در يک مجموعه از پايگاههاي داده براي پيدا کردن الگوهاي مفيد و تازه و قابل استناد انجام ميشود. نبايد تصور کرد که اين علم تنها کاربردهاي سراسري و بزرگ دارد، چون اين علم ميتواند در کارهاي کوچک و حتي در طرحهاي خوداشتغالي که در حد يک کارگاه کوچک شکل ميگيرد استفاده شود. دادهکاوي در هر جايي که اطلاعات بهصورت بانک اطلاعاتي ذخير شوند، ميتواند به کار رود. در نهايت، کاربرد اين علم در يک کلام اين است: «پشتيباني از تصميم.»
دو نمونه از کاربرد داده کاوي
نمونه اول: تصور کنيد يک شرکت خودروسازي محصولاتش را به چندين منطقه آب و هوايي مختلف ميفرستد. پس از مدتي شکايتي درباره خرابي قطعهاي خاص در يک سري از توليدات دريافت ميکند. اگر مدير مجموعه خودروساز، بهروش ساده بخواهد به اين موضوع رسيدگي کند، بايد اول خسارت مشتريان را بپردازد و بعد کساني را که در اين مشکل نقش داشتهاند توبيخ کند، اما اين روش حتما درست نيست و با استفاده از دادهکاوي اينگونه ميتوان به موضوع رسيدگي کرد که: اطلاعات مربوط به محصولات معيوب اعم از نوع عيب، فاصله زماني و مکاني فروش تا محل استفاده و نيز شرايط محيطي را در يک پايگاه داده جمع کند و با استفاده از آن به اين نتيجه برسد که آيا شرايط محيطي در اين موضوع دخيل بوده است؟ اين بررسي ميتواند نشان دهد که محصولات معيوب در ناحيهاي بياباني که جادههاي آن داراي سطح بالاتري از نمک هستند تردد داشتهاند يا نه و آيا اين موضوع باعث معيوب شدن خودرو شده است يا خير؟
نمونه دوم: در يک فروشگاه لوازم خانگي، پس از دادهکاوي مشخص ميشود که درصدي از مشتريان پس از خريد تلويزيون، همان روز ميز تلويزيون هم خريداري کردهاند. پس مالک فروشگاه ميتواند تصميم بگيرد که براساس موجودي تلويزيون، ميزهاي متناسب با آن نيز براي عرضه در فروشگاه سفارش داده شود و اين ميزها دقيقا در کنار تلويزيونها چيده شوند تا مشتري به سهولت و با امکان انتخاب بهتر، خريد بيشتري انجام دهد. اين روش ميتواند سود بهتري براي مالک فروشگاه داشته باشد.
با توجه به اين نمونهها به اين نتيجه ميرسيم که اين نوع بررسيها ميتواند در تهيه مواد اوليه نيز تاثير بگذارد و اين يعني يکپارچگي سازمان5. کاربرد دادهکاوي در مديريت فروش را ميتوان اينگونه تفسير کرد که چه چيزي، به کدام مشتري، در چه زماني و از طريق چه راهي ارايه شود؟
تحليل آماري يا داده کاوي؟
بسياري در نگاه اول دادهکاوي را همان تحليل آماري ميدانند، اما اين درست نيست و دادهکاوي چيزي فراتر از آمار است و البته بايد دانست که دادهکاوي، هم علمي بر آمده از آمار است و هم از آمار در کارهاي خود استفاده ميکند.
هر چند دادهکاوي شباهتهايي به تحليل آماري دارد، ولي دادهکاوي از جهات زيادي با آمار متفاوت است و مزيتهاي زيادي نسبت به آمار دارد. يکي از اصليترين تفاوتهاي دادهکاوي با تحليلهاي آماري اين است که در آمار، ما فرضيهاي طرح ميکنيم و با استفاده از تحليلهاي آماري به اثبات يا رد فرضيه ميپردازيم اما دادهکاوي به فرضيه احتياجي ندارد. در حقيقت، ابزار دادهکاوي فرض ميکند که خود شما هم نميدانيد به دنبال چه ميگرديد و اين نکتهاي است که باعث ميشود کارآمدي دادهکاوي در مواقع بروز مشکل، بهکمک بيايد و دلايل نامعلوم مشکلات را برايمان روشن کند.
براي مثال، در آمار فرض ميشود که 2گروه فاصلهاي باهم ارتباط دارند سپس با استفاده از ضريب همبستگي پيرسون مشخص ميکنيم که ارتباط وجود دارد يا خير؟ ولي دادهکاوي بدون توجه به اينکه ما اينگونه فرضي داشته باشيم يا نه، با کاوش ميان دادهها ارتباط پنهان و معنادار را به اطلاع ما ميرساند. تفاوت بعدي آمار و دادهکاوي در اين است که آمار فقط ميتواند از دادههاي عددي استفاده کند، ولي دادهکاوي از دادههاي غيرعددي هم استفاده ميکند.
منابع
[1] گفتگو نگارنده با پرفسور غلامرضا نخعيزاده (مدير گروه دانشگاه کالسروهه و مدير اسبق بخش دادهکاوي شرکت بنز آلمان)
[2] Robert Orfali, Dan Harkey, Jeri Edwards
(1998), Client/Server Survival Guide
"Review of Data mining", The American
Statistician, 52, 112-118.
[3] Jeffery W. Seifert (2004), “Data Mining:
An Overview”, Analyst in information
science and technology policy.
پينوشتها
1. Data mining
2. Database
3. Artificial Intelligence (AI)
4. Machine learning
5. Integration of organization
سعيد نوري آزاد
نوشته شده در 2009/12/2 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

مجید جویا: گرسنگی، قدیمیترین دشمن بشریت است. با وجود تمام پیشرفتهای بشری، حتی در همین امروز هم بیش از یکششم مردم در کشورهای در حال توسعه نمیتوانند به منابع کافی برای تغذیه خود دست پیدا کنند. هفته گذشته در کنفرانس جهانی غذا در رم، رهبران جهان تعهد خود را برای پایان دادن به گرسنگی مردم فقیر، «در اولین فرصت» تجدید کردند.
به گزارش نیوساینتیست، سازمان جهانی کشاورزی و غذا (FAO) از آنها خواسته بود تا برای پایان دادن به گرسنگی در دنیا تا سال 2050، متعهد شوند. اما تعهدات آنها در پایان این اجلاس خیلی کمتر از خواسته این سازمان و آرزوهای مردم گرسنه جهان بود. دولتهای ثروتمند گفتند به جای اینکه سعی خود را در راستای نیل به اهداف قبلی به کار برند، متعهد خواهند شد که تا سال 2025 در راستای به نصف رساندن گرسنگی دیرپای کشورهای در حال توسعه (یعنی از 20 درصد گرسنگی کنونی به 10 درصد) تلاش کنند.
اما آیا آنها میتوانند به این هدف برسند؟ فائو بر اساس عملکرد گذشته این کشورها، دسترسی به این هدف را غیرممکن ارزیابی کرده است.
کارشناسان کشاورزی دلیل این ارزیابی بدبینانه فائو را این میدانند که دولتها، تعهدات قبلی خود را زیر پا گذاشتهاند و کمکهای مالی خود را در بخش کشاورزی کاهش دادهاند. نسبت افراد فقیر گرسنه در سال 2007 / 1386 به 16درصد کاهش یافت که کارشناسان، این را مرهون رشد اقتصادی در آسیا میدانند؛ اما در سال 2008 / 1387 به دلیل بحران اقتصادی و سیر صعودی قیمت غذا، این مقدار به 17 درصد بازگشت.
خواکیم فونبراون از IFRRI (موسسه سیاستگذاری غذایی در شهر واشینگتن) میگوید: «پایان گرسنگی تا سال 2025 واقعبینانه نبود و نصف کردن آن، واقعبینانهتر خواهد بود، اما نیاز به پیگیری پیوسته و مداوم دارد».
از سویی جمعیت جهان تا سال 2050 با شیب ملایمی افزایش خواهد داشت تا به رقم 1/9 میلیارد نفر برسد، در حالی که گرم شدن جو کره زمین، تاثیر جدی و منفی بر روی کشاورزی خواهد داشت، که این دو عامل در کنار هم به وخامت اوضاع میافزاید. حال چه باید کرد؟
مسوولان فائو میگویند که برای تغذیه 9 میلیارد نفر، تولید مواد غذایی باید به دو برابر میزان کنونی برسد. همه ملتها باید مشارکت کنند، اما توجه بر روی کشورهای فقیر متمرکز خواهد بود که بیشترین ظرفیت برای بهبود اوضاع در آنها وجود دارد، جاییکه کشاورزی درآمد بهتری به کشاورزان خواهد داد تا بتوانند غذا بخرند. فائو میگوید که برای نیل به این هدف، سرمایهگذاری در بخش کشاورزی باید از 142 میلیارد دلار کنونی، به 209 میلیارد دلار در هر سال برسد.
همچنین پژوهشهای کشاورزی باید افزایش یابد. گروه مشاور در رابطه با پژوهشهای بینالمللی زراعی یا CGIAR (گروهی که توسط برخی از دولتهای سرمایهگذار در آزمایشگاههای تحقیقاتی پشتیبانی میشود تا پژوهشهای زراعی را برای کشورهای فقیر انجام دهند) میگوید که سرمایهگذاری در بخش تحقیق و توسعه برای کشورهای در حال توسعه، باید از 1/5 میلیارد دلار فعلی به 4/16 میلیارد دلار افزایش یابد. پژوهشگران این موسسه میگویند که در تئوری، سرمایهگذاری انجام شده کافی است که آنها بتوانند با استفاده از آن، محصولات کشاورزی کافی را برای دو برابر کردن غذای مورد نیاز بشر تامین کنند، ولی در عمل با گرم شدن زمین ممکن است که این کار غیرممکن باشد. اینها اولویتهای اصلی این گروه است.
1- در انتظار آب
به
گفته فائو تا سال 2025، مناطق تحت پوشش کشاورزی آبی باید تا 11 درصد
بیشتر از مقدار کنونی باشد؛ ولی سفرههای آب قدیمی که بیشتر محصولات
غذایی دنیا را تغذیه میکنند، در حال خشک شدن هستند.
یوهان روکستروم از مرکز رشد و توسعه سوئد در استکهلم میگوید که ما به افزایشی به میزان دوبرابر مقدار ارزیابی شده قبلی نیاز داریم. آبی که در نهرهای آب جریان مییابد و معمولا در کشاورزی از آن استفاده میشود، تنها 5 تا 15درصد از آب در حال شار از طریق سیستمهای کشاورزی را شامل میشود؛ و بقیه آن که آب سبز است، از طریق آب زهکشی یا تبخیر یا عبور مفید از داخل مزارع به هدر میرود.
چندین راه برای جذب سهم بیشتری از آب سبز در مزارع وجود دارد، که شامل زیر خاک مدفون کردن کودها، کانالها و مخازن زیرزمینی آب است که با آبهای سطحی ناشی از بارشهای گرمسیری پر میشوند. در قسمتهایی از کنیا و چین چنین ذخایری میتوانند کمک کنند که یک مزرعه از دورانهای خشکی بین دو دوره بارشی نجات پیدا کند.
به گفته روکسترام، بررسی جغرافیایی ظرفیتهای ترکیبی تمام این رویکردها نشان میدهد که بیشترین سهم از ظرفیت استفاده نشده برای ارتقای بهرهوری آب، در دشتهای هموار افریقا یا ساواناها موجود است. او میافزاید که این امر، گاهی اوقات در تضاد کامل با چیزی است که تصور میشود: «آب سبز موجود د زمینهای خشک نامیبیا و بوستوانا، بیش از مقدار مورد نیاز برای تغذیه مردمان آنجا است».
2- شخم زدن را متوقف کنید
هزاران
سال است کشاورزان، لایه بالایی خاک را برای دفن کردن و از بین بردن بذر
علفهای هرز، زیر و رو میکنند. اما این کار هزینهبر است، خاک را نابود
میکند و منجر به آزاد شدن گازهای گلخانهای هم میشود.
بیشتر کشاورزان ذرت و سویا در آمریکا، از شخم زدن زمین برای آماده کردن آن منع شدهاند: آنها دیگر برای کشت دانهها، شیاری در زمین به ایجاد نمیکنند؛ و با علفهای هرز نیز از طریق علفکشها و محصولات اصلاح شده ژنتیکی مقاوم در برابر علفکش مبارزه میکنند.
اما برام گوارتز از مرکز بینالمللی بهینه سازی گندم و ذرت ((CIMMYT در مکزیک (یکی از آزمایشگاههای وابسته به CGIAR) میگوید که اگر کشاورزان علفهای هرز را زیر بقایای آلی همچون کاه مدفون کنند و محصولات را برای خنثی کردن آفتها جابجا نمایند، به موارد فوق نیاز نخواهند داشت. این روش به عنوان کشاورزی حفاظتی شناخته شده و نه تنها از خاک و مواد مغذی و انرژی نیز محافظت میکند، هدر رفت آب را نیز کاهش میدهد.
گوارتز مزارع نمونه تحقیقاتی در مکزیک را با استفاده از این روشها اداره میکند، و دریافته است که کشاورزی حفاظتی در سالهای پر محصول میتواند به همان اندازه زراعت سنتی بازدهی داشته باشد؛ و حتی در طول دوران خشکسالی، این بازده بیشتر هم میشود.
3- بازگشت به مبانی
تولید
دانههای پرمحصول تنها زمانی ارزشمند خواهد بود که کشاورزان به آنها
دسترسی داشته باشند و بتوانند از فروش محصولاتشان سود بیشتری ببرند.
پرابهو پینگلی، معاون بخش کشاورزی در بنیاد بیل و ملیندا گیتس میپرسد:
«انواع متنوعی از ذرت وجود دارند که نسبت به تغییرات آبوهوایی یا
بیماریها مقاومند، اما شما چطور آنها را در اختیار کشاورزان قرار
میدهید؟».
برنج نریکا یکی از این موارد است. این گونه خاص زمینهای خشک در سال 1990 عرضه شد، و دانشمندان CGIAR از طریق پیوند زدن برنج آسیایی با گونههای آفریقایی، آن را تولید کردند. نریکا بهتر از گونههای دیگر با علفهای هرز مقابله میکند و همچنین محصول آن پربارتر و حاوی پروتئین بیشتری به نسبت دیگر گونهها است. اما در آفریقا تعداد انگشتشماری از کشاورزان، چیزی درباره این نوع برنج شنیدهاند.
پاپا سک، مدیر مرکز برنج آفریقای CGIAR در کوتونو، بنین میگوید:
«خدمات دولتی که روشهای نوین کشاورزی را به کشاورزان آموزش میداد، در
طول بحران بدهیها در سال 1980 متوقف شد. ما باید این خدمات را احیا کنیم».
حتی
اگر آنها به انواع دانههای بهتری دست یابند، کشاورزان آفریقایی تمایلی
برای بهبود روشهای تولید خود ندارند؛ زیرا آنها به بازارها دسترسی ندارند
و نمیتوانند از فروش محصولات خود درآمدی کسب کنند. همچنین این محصولات
فروخته نشده اغلب بهخوبی ذخیره نمیشوند و بنابراین در انبارها فاسد شده
و از بین میروند.
پیتر هارتمن از آزمایشگاه کشاورزی نواحی گرمسیری CGIAR در آیبادان نیجریه، (IITA) میگوید: «در هر سال، نیمی از موزهای تولید شده در کنیا از دست میروند. اگر افریقا بتواند از همه غذای تولیدی خود استفاده کند، هیچ احتیاجی به کمکهای غذایی وارداتی نخواهد داشت».
هارتمن میگوید که شما باید برای ارتقای محصولات خود، تمام سیستمهای غذایی را به دقت بررسی کنید. برای نمونه، IITA نشاسته کاساوای پرمحصول و مقاوم به آفت را تولید کرد و برای احداث کارخانههایی جهت آسیاب این محصول و تولید آرد از آن، کمک کرد. اما سپس پی برد که به دلیل محدودیت در حمل و نقل، این کارخانهها خروجی مورد انتظار را ندارند.
مسئله این است که کاساوا در جنوب نیجریه رشد میکند، در حالی که کامیونهای صنعت حمل و نقل بیشتر در شمال این کشور حضور دارند. اما بعد از اینکه بازار خوب حمل و نقل این محصول سبب شد که رانندگان کامیون به منطقه سرازیر شوند، به رغم این که زمینهای زیر کشت این محصول از سال 2004 تا 2007 با کاهش مساحت مواجه شده بودند، تولید آن در همین زمان، از 35 میلین تن به 45 میلیون تن افزایش یافت.
4- افزایش بازدهی
مارک
رزگرانت از انستیتوی بینالمللی پژوهشهای سیاستگذاری غذایی (IFPRI)
برآورد کرده که تاثیر افزایش 25 درصدی بازدهی محصولات کشاورزی در تولید
مواد غذایی مورد نیاز مردم افریقا، بیشتر از تاثیر دو برابر شدن آبیاری
در تولید محصولات غذایی خواهد بود. این کار میتواند سادهتر نیز باشد.
هانس براون، مدیر بخش گندم در مرکز بینالمللی بهینهسازی گندم و ذرت
میگوید: « ما انتخابهای فوقالعادهای برای افزایش بازده داریم».
در هفته گذشته، دانشمندان گندم جهان، ائتلافی را بنیان نهادند تا بازده تولید گندم را با استفاده از مهندسی ژنتیک فتوسنتز گیاه، افزایش دهند. این بهینهسازیها امکانپذیر است و بهرهوری آب، تحمل گرما و میزان محصول را به شدت افزایش خواهند داد.
آنها در نظر دارند گندم را یا با گونههای موثرتر از آنزیم کلیدی فتوسنتزی رابیسکو غنیسازی کنند، یا با دنبالهای از ژنها، سیستم فتوسنتزی C3 را به سیستم C4 تبدیل کنند. سی.4 در ذرت یافت میشود و در واحد نور، بر روی کربن بیشتری فتوسنتز انجام میدهد. همزمان، انستیتو بینالمللی تحقیقات برنج CGIAR در فیلیپین نیز در حال کار جهت تولید برنج C4 است.
براون میگوید که کلید این کار پول است. بازده گونههای جدید ذرت با شیبی دو برابر بیشتر از بازده برنج وگندم در حال افزایش است. دلیلش این است که ذرت اغلب توسط شرکتهایی خصوصی پرورش یافته که در هر سال به اندازه 5/1 میلیارد دلار روی آن سرمایهگذاری میکنند. در مقابل، پرورش گندم و برنج اغلب در آزمایشگاههای دولتی انجام شده که در آنها در یک سال بودجهای تنها در حدود 350 میلیون دلار به گندم تخصیص مییابد. به جز انواع برنج هیبریدی چینی، سالیان متمادی است که میزان تولید انواع برنج در واحد سطح، ثابت مانده است.
نوشته شده در 2009/12/2 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

روز گذشته، نخستین برخورد پروتونها در ال.اچ.سی با موفقیت انجام شد و آغاز عصر جدیدی از تلاش برای آشکارکردن پنهانترین اسرار گیتی را اعلام کرد.
ال.اچ.سی که مخفف برخورددهنده بزرگ هادرون است، بزرگترین شتابدهنده جهان است که میتواند با شتابدادن ذرات زیراتمی و رساندن آنها به انرژی 7 ترا الکترونولت (هر ده میلیارد میلیارد الکترونولت برابر یک ژول و هر ترا برابر یکهزار میلیارد است)، این ذرات را در دو مسیر مخالف با یکدیگر برخورد دهد و با آزاد کردن انرژی 14 ترا الکترون ولت، شرایطی نزدیک به آغاز عالم را شبیهسازی کند.
ال.اچ.سی در شهریورماه 1387 افتتاح شده بود، اما مشکلات فنی در سیستم هلیوم مایع که وظیفه خنککردن مغناطیسهای ابررسانای این شتابدهنده رابرعهده داشت، به همراه برخی مشکلات دیگر، سبب شد این آزمایشگاه برای 14 ماه خاموش باشد و مهندسان به رفع تمام مشکلات احتمالی بپردازند.

خوشبختانه اوایل این هفته، پژوهشگران نخستین باریکه ذرات را به درون تونل 27 کیلومتری شتابدهنده تزریق کردند. پس از چندروز، انرژی ذرات به 450 گیگا الکترونولت (هر گیگا معادل یک میلیارد است) رسید و نخستین برخورد در آشکارساز اطلس با انرژی 900 گیگا الکترونولت انجام شد.
پژوهشگران امیدوارند پیش از فرارسیدن کریسمس بتوانند انرژی این دستگاه رابه 1.2 ترا الکترون ولت به ازای هر باریکه پرتو برسانند. آنها همچنین قصد دارند در زمستان امسال، انرژی پرتوها را به 3.5 ترا الکترونولت (تی.ای.وی) و تا پاییز سال آینده به 5 تی.ای.وی برسانند.
در برخورد پرانرژی ذرات زیراتمی، این ذرات متلاشی میشوند و ذرات بنیادیتری را آزاد میکنند که در حالت عادی دیده نمیشوند. فیزیکدانان امیدوارند طی سالهای آینده نشانههایی از مرموزترین ذره پیشبینی شده یعنی بوزون هیگز را بیابند؛ اما این احتمال هم وجود دارد که پدیدههای ناشناختهای در این آزمایشگاه مشاهده شود که داستان اوایل قرن بیستم را دوباره زنده کند و دنیای فیزیک با نظریهای جدید منقلب شود.
خبرهای تکمیلی مرتبط با این آزمایش و نتایج آن بهزودی منتشر خواهد شد.
نوشته شده در 2009/11/24 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید
برخي از اين امكانات را به شرح زير مي توان طبقه بندي كرد.
افزودن قابليتي موسوم به DirectAccess كه يك فناوري VPN يا ايجاد شبكه هاي شخصي مجازي بر مبناي پروتكل پيشرفته IPv6 و IPsec مي باشد.
BranchCache كه يك سيستم cache براي تسهيل دسترسي به فايل هاي ذخيره شده بر روي شبكه هاي رايانه اي مي باشد.
AppLocker كه مجموعه اي از تنظيمات بخش Group Policy ويندوز 7 است كه اجراي برنامه هاي كاربردي مختلف بر روي شبكه هاي رايانه اي شركت هاي مختلف را با محدوديت هاي خاص مواجه كرده و به مديران شبكه ها امكان مي دهد تا بر حسب نيازهاي خود در اين زمينه برنامه ريزي كرده و تصميم گيري كنند.
در همين بخش براي رفع اشكالات و ابهامات احتمالي كاربران و كمك به آنها نيز تمهيدات و امكاناتي در نظر گرفته شده است.
در كنار مباحث مربوط به مديريت و هدايت ويندوز 7 ، اشاره به تغييرات ايجاد شده در برخي سرويس ها و نرم افزارها كه به طور پيش فرض در ويندوز 7 وجود دارند نيز خالي از لطف نيست. يكي از تحولات جالب در ويندوز 7 مربوط به زماني است كه قرار است صفحه دسكتاپ ويندوز تكميل شده و در دسترس كاربر قرار گيرد.
روال عادي در ويندوزهاي قبلي اين بوده كه صفحه مذكور موسوم به صفحه start-up سياه و فاقد هرگونه ويژگي خاصي بوده است، اما در ويندوز 7 اين صفحه داراي يك انيميشن رنگي است كه محتواي آن را چهار توپ به رنگ هاي قرمز، زرد، سبز و آبي تشكيل مي دهند. اين توپ ها پس از گردش به دور هم پس از چند ثانيه لوگوي درخشان ويندوز را شكل مي دهند. البته مشاهده اين انيميشن كوتاه تنها زماني براي كاربران ممكن است كه دقت تصوير را معادل 768 پيكسل و به بالا تعريف كنند. در صورتي كه دقت تصوير كمتر از اين رقم باشد، صفحه start-up به صورت سياه رنگ و به شكل سابق به نمايش درمي آيد.
يكي از تغييرات نسبتا مهمي كه توسط مايكروسافت در ويندوز 7 ايجاد شده مربوط به نسخه Starter آن است. نسخه Starter ويندوز ويستا كه براي كاربران مبتدي و شهروندان كشورهاي در حال توسعه طراحي شده بود و نسبتا ارزان قيمت نيز بود، تنها مي توانست در آن واحد سه برنامه و نرم افزار را اجرا كند. اين محدوديت به مذاق بسياري از كاربران ويندوز خوش نيامد و باعث شد از اين نسخه استقبال نشود. مايكروسافت با عبرت گرفتن از اين اشتباه محدوديت مذكور را در نسخه Starter ويندوز 7 برطرف كرده است.
يكي از برنامه هاي ساده اما نسبتا مهم ويندوز 7 كه دستخوش تغيير شده، ماشين حساب اين سيستم عامل است. اين ماشين حساب از نوطراحي شده و امكانات زيادي اعم از حالات برنامه نويسي و آمار به آن افزوده شده است. تبديل واحد ها هم از جمله ديگر قابليت هاي ماشين حساب ويندوز 7 است. تغيير گرافيكي ماشين حساب ويندوز 7 براي اولين بار پس از طراحي آن در ويندوز 95 اتفاق افتاده و در نتيجه يكي از آخرين اجزاي دست نخورده ويندوز طي 14 سال اخير سرانجام دستخوش تحول شده است.
نوشته شده در 2009/11/18 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

سرويسهاي تجاري VoIPمعمولا توانايي رقابت با سرويسهاي تلفن معمولي را در مقوله کيفيت ارتباط حتي بدون مکانيزمهاي کيفيت خدمات (در شرايط عادي) دارند. ولي به محض افزايش ترافيک و زير فشارهاي ارتباطات چندگانه، کيفيت ويپ در حد ارتباطات موبايل و يا حتي پايينتر افت ميکند. محاسبات رياضي بر روي ترافيک پاکتها نشان ميدهد که استفاده از کيفيت خدمات ميتواند تا چهار 4 برابر بيشتر از حالت معمولي از پس بيثباتيهاي سخت بربيايد. (مقدار تغذيه کردن اضافه در ارتباطهاي داخلي براي عوضکردن آن با کيفيت خدمات احتياج است ). اين مساله؟*و بستگي به تعداد کاربران و ترافيک شبکه دارد. البته با توجه به حجم فعلي اينترنتي که حدود يک ميليارد کاربر را پشتيباني ميکند. ، اگر فکر کنيم روش تغذيه جايگزين خوبي براي کيفيت خدمات است، به خطا رفتهايم. ؛ آن هم در شبکهاي که هر روز به ارتباط دقيقتر چه در ويپ و چه در مقوله چندرسانهايها احتياج است.
در شبکههاي با پهناي باند پايين و شبکههاي کوچک اداري، از آنجايي که هزينه پهناي باند مهم است، استفاده يا عدم استفاده از روش زياد تغذيه، جاي سوال دارد. در اين گونه مواقع علاوه بر در نظر گرفتن ميزان هزينهها براي اجراي کيفيت خدمات، دو 2 فلسفه و معماري کلي نيز در حوزه مهندسي پهناي باند براي پاکتها در نظر گرفته شده است که بسته به نوع شبکه، مهندسان ميتوانند يکي از آنها را که از نظر اقتصادي بيشترين بازده را داشته باشد انتخاب کنند.
1- استراتژي ذخيرهسازي منابع شبکه (IntServ)
استانداردهاي اوليه کيفيت خدمات، از اين استراتژي
که بر مبناي ذخيرهسازي منابع شبکه بود استفاده ميکردند. در اين مدل
برنامهها از پروتکل RSVP براي درخواست و سپس ذخيره منابع در طول شبکه
استفاده ميکنند. وقتي IntServ در مرحله فعاليت خودش قرار داشت، اين مساله
مشخص شد که در شبکههاي پهنباند که سرويسدهندگان بزرگ استفاده ميکردند،
مسيريابهاي اصلي فراواني احتياج است تا نزديک به صدها هزار ذخيرهسازي را
انجام داده و کنترل کنند. در گذشته به نظر ميرسيد اين جريان (احتياج به
مسيريابهاي بسيار قوي) با وسيعتر شدن اينترنت بزرگتر نشود و البته
پايهگذاري جرياني براي اينکه مسيريابهاي هسته مرکزي کار بيشتري از
سوييچ پاکت و در حد ممکن بالاتري انجام دهند (ذخيرهسازي)، به نظر نادرست
ميرسيد.
در هر حال IntServ به صورت کامل کنار گذاشته نشد و در شبکههاي استاني و ايالتي بسياري کشورها هنوز هم مورد استفاده قرار ميگيرد.
2- استراتژي دستهبندي و کنترل ترافيک (DiffServ)
مدل
دوم که امروزه از آن استفاده ميشود DiffServ يا همان «سرويسهاي مشتق
شده» است. در اين مدل، پاکتها بر حسب نوع سرويسي که احتياج دارند علامت
ميخورند. در جواب اين علامتگذاري مسيريابها و سوييچها استراتژيهاي
مختلف ايجاد صف را در پيش ميگيرند تا کارايي مورد نياز را فراهم کنند.
(در لايه آدرس IP سرويسهاي مشتق شده از شش 6 بيت سرآيند پاکت IP استفاده
ميکنند2 و در لايه مَک آدرس، VLan3، IEEE 802.1Q و IEEE 802.1D4
ميتوانند همان اطلاعات را جابهجا کنند.)
مسيريابهايي که
DiffServ را پيشتيباني ميکنند از صفهاي متعددي از پاکتها که آماده
ارسال از پهنايباند اجباري هستند، (مثل شبکههاي WAN)، استفاده ميکنند.
کارخانههاي توليدکننده مسيرياب هر کدام تنظيمات و امکانات مختلفي را براي
اين مدل فراهم ميکنند که هر كدام با ديگري در تعداد صفهايي که مسيرياب
پوشش ميدهد، رابطه بين اولويتهاي صفها و پهناي باندي که براي هر کدام
ذخيره شده، ممكن است تفاوت داشته باشد.
در عمل، وقتي که يک پاکت
همراه با صفبندي (در مسير شبکه) پيش بيايد، پاکتهايي که به بيثباتي کمي
احتياج دارند (مثل ويپ يا ويتيسي) الويت بالاتري نسبت به ساير پاکتهاي
داخل صف پيدا ميکنند. به طور کلي، قسمتي از پهناي باند به صورت پيشفرض
توسط پاکتهاي کنترل شبکه (مثل 5ICMP) رزرو شده است. در حاليکه در سيستم،
نهايت تلاش تمام پهناي باند باقيمانده به بقيه چيزها اختصاص داده ميشود.
3- تکنيکهاي مهندسي پهناي باند براي بهبود کيفيت خدمات
مکانيزمهاي
مديريت پهناي باند افزوده، ميتوانند سبب بالا رفتن کارآيي مهندسي شوند.
در ادامه از آنجايي که توضيح دادن اصول مهندسي بسياري از اين مکانيزمها
از حوصله اين مقاله خارج و بسيار تخصصي است؛ به صورت خلاصه اين مکانيزمها
بيان ميشوند:
شکلدهي ترافيک: (شکلدهي
پاکتها) تلاشي است براي کنترل ترافيک شبکههاي کامپيوتري براي تضمين
کارآيي، کم بودن رکود و پهناي باند با تاخيردهي هوشمند. در ارسال پاکتها.
، شکلدهي ترافيک با مفاهيم ردهبندي، نظم صفها، شرايط اجبار، مديريت
تراکم سروکار دارد.
محدودسازي نرخ انتقال: در
شبکههاي کامپيوتري، محدودسازي نرخ انتقال براي کنترل نرخ ترافيک، ارسال
يا دريافتي بر روي يک شبکه استفاده ميشود. ترافيک کمتر و يا مساوي با نرخ
مشخصي، ارسال ميشود و اگر ترافيک از حد مشخصي عبور کرد، نرخ انتقال صفر
شده و يا تاخير داده ميشود. محدودسازي نرخ انتقال توسط دستگاهي به نام
محدودساز نرخ انتقال صورت ميگيرد. روشهاي مختلف محدودسازي انتقال در
شمارههاي قبل كليك بررسي شده است، براي مطالعه بيشتر ميتوانيد بهآنها
مراجعه كنيد.
با وجود تمام امکانات پيچيدهاي که در خدمت کيفيت
شبکه هستند و تنها قسمت کوچکي از آنها در اين مقاله ذکر شده است. ،
بسياري از مهندسان و محققان حوزه مخابرات و شبکه به اين نتيجه رسيدهاند
که هماهنگي در سطح شبکهاي به بزرگي اينترنت، بسيار پرهزينه و مشکل خواهد
بود. گروه تحقيقاتي اينترنت2 در گزارش کاملي که از نتيجه 8 سال مشاهده و
تحقيقات خود ارائه دادهاند، به يک نتيجه رسيدهاند: هزينه ايجاد پهناي
باند بيشتر، کمتر از هزينه ايجاد زيرساختهاي کيفيت خدمات خواهد بود.
پا نوشت:
1- Integrated Services
2- DiffServ Code Point: محدودهاي از سرآيند آدرس IP که به صورت اختصاصي در اختيار خدمات ردهبندي پاکت قرار ميگيرد.
3-
Virtual LAN: يا شبکه محلي مجازي، روشي براي ايجاد شبکههاي محلي کوچکتر
مجازي، داخل يک شبکه محلي فيزيکي بزرگتر است. براي اطلاعات بيشتر
استاندارد IEEE's 802.1Q را مطالعه کنيد.
4- استاندارد مربوط به مفاهيم پلسازي، اينترورکينگ و درخت پوشا. براي اطلاعات بيشتر 802.1D MAC Bridges Standard را مطالعه کنيد.
5- Internet Control Message Protocol: يکي از پروتکلهاي اصلي اينترنت که وظيفهي انتقال پيامهاي خطا را در طول شبکه بر عهده دارد.
فرهاد آذرنوا
نوشته شده در 2009/11/15 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید
It's an important question for those who want mankind to explore the Universe: is there water on the Moon?
The importance of this question, is there water on the Moon, comes from the way that gravity works. If we humans are to go off and explore the universe, or even the Solar System, then we do need to have a source of water. But hauling water up from the Earth is hugely expensive in energy and therefore in everything else as well. If we're able to find a source of water somewhere up there then the whole process of manned space exploration becomes hugely cheaper.
Yes, the Moon has gravity as well but as it's smaller (and less dense) than the Earth the gravity well is shallower and water can thus be lifted off much more cheaply. So if we find that there is water on the Moon (and we already know that there's soil and energy, thus all the things with which we can make food if we have water) then we've just found out that it's going to be easier to explore than we had thought.
And NASA has indeed just answered our question of is there water on the Moon? Yes:
Nasa has found 'a significant amount' of water inside a crater on the Moon in a discovery that could pave the way for the first manned lunar base. The agency announced that last month's audacious attempt to smash two spacecraft into the Moon's rocky surface to find ice was a major success. The £49million bombing raid threw up a mile-high plume of dust - which included chunks of ice locked away in a deep crater at the lunar south pole. The bottom of the crater had not seen sunlight for billions of years.
Other UK papers have further stories on this discovery of water on the Moon:
Scientists said the "exciting" findings had gone "beyond expectations" as fully formed ice was found in a crater on the planet. They said that the ice – thought to be in granules mixed with grains of Moon dust – heralded a major leap forward in space exploration and boosted hopes of a permanent lunar base.

Yes, there is water on the Moon and yes, this does make a permanent lunar base easier and thus more likely.
نوشته شده در 2009/11/14 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

فيزيک بدون شک علمي شگفت انگيز است، ذراتي که وجود ندارند در احتمالات به حساب مي آيند، و زمان متناسب با سرعت حرکت شيئي تغيير مي کند. نشريه تلگراف 10 پديده عجيب از اين عجايب در علم فيزيک را با کمک تعدادي از کاربران توئيتر و کيهان شناسي به نام مارکوس چاون ارائه کرده است که در ادامه ارائه خواهد شد.
خورشيد مي توانست از موز ساخته شده باشد: خورشيد بسيار پر حرارت است زيرا وزن چند ميليارد ميليارد ميليارد تني آن گرانش عظيمي به وجود مي آورد که در نتيجه هسته ستاره را تحت فشاري غير قابل تصور گذاشته و در نتيجه فشار بالا حرارت فوق العاده توليد مي کند. در صورتي که به جاي گاز هيدروژن از ميلياردها ميليارد ميليارد تن موز استفاده مي شد نيز همان ميزان فشار و در نتيجه همان مقدار حرارت در خورشيد به وجود مي آمد. با اين حال با افزايش حرارت، اتمها با بخشهاي مختلف ساختار ستاره اي برخورد کرده و انرژي اتمي را به وجود مي آورند که در اينجا تفاوت ميان حضور هيدروژن و موز در ساختار خورشيد آشکار خواهد شد.
تمام ماده اي که نسل بشر را به وجود آورده است در يک حبه قند جا مي گيرد: اتم ها 99.9999999999999 درصد فضاي خالي هستند و به همين دليل در صورتي که تمامي اتم ها را به گونه اي به هم بفشاريم که فضاي خالي ميان آنها از بين برود، يک قاشق چاي خوري يا حجمي برابر يک حبه قند از اين ماده در حدود پنج ميليارد تن وزن خواهد داشت، وزني 10 برابر مجموع وزن تمامي انسانهايي که در حال حاضر در جهان حضور دارند. اين در واقع همان پديده اي است که در ستاره هاي نوتروني رخ مي دهد و وزن آنها را تا حد غير قابل باوري افزايش مي دهد.
آنچه آينده است مي تواند آنچه گذشته بوده است را تغيير دهد:
شگفتي جهان کوانتوم به اثبات رسيده است، آزمايش دو جداره که نور را در دو
حالت موج و ذره به اثبات مي رساند به اندازه کافي عجيب و غير قابل تصور
هست. به خصوص زماني که اعلام شود مشاهده نور مي تواند آن را از موج به ذره
و يا برعکس تبديل کند. اما پديده هاي عجيبتر اين جهان پس از آزمايش جان
ويلر فيزيکدان در سال 1978 خود را نمايان کرد. آزمايش وي نشان داد مشاهده
يک ذره در حال مي تواند سرنوشت ذره مشابه ديگري در گذشته را متحول سازد.
طبق
آزمايش دو جداره در صورتي که هر يک از پرتوهاي نوري خارج شده از يکي از
شکافهاي صفحه آزمايش را مشاهده کنيد، در واقع پرتو را مجبور کرده ايد
خصوصيات ذره اي به خود بگيرد و اگر به هدف برخورد پرتو چشم بدوزيد خصوصيت
موج گونه به پرتو نور بخشيده ايد اما در صورتي که پس از عبور پرتو نور از
شکاف به مسيري که از آن ناشي شده است چشم بدوزيد آنگاه است که پرتو نور مي
تواند در هر دوحالت شکل بگيرد.
به بياني ديگر زمان حال بر گذشته
پرتو نوري تاثير گذاشته است. اين آزمايش در آزمايشگاه تنها چند صد هزارم
ثانيه به طول مي انجامد اما در مشاهده نورهاي ناشي از ستاره هاي دوردست
نيز صدق مي کند. در واقع مشاهده اکنون ستاره هاي دوردست مي تواند گذشته
چند هزار يا ميليون ساله آنها را تغيير دهد.
تقريبا همه جهان گم شده است: مي
توان به جرات گفت در حدود 100 ميليارد کهکشان در جهان هستي وجود دارد که
هر يک از آنها از 10 ميليون تا 10 تريليون ستاره را در خود گنجانده اند.
خورشيد زمين در مقايسه با اين ستاره هاي يکي از کوچکترين و ضعيفترين ستاره
ها به شمار مي رود و حتي مي توان نام کوتوله زرد رنگ را بر روي آن گذاشت.
در واقع در جهان هستي مقادير ترسناک و عظيمي از ماده مرئي وجود دارد که
انسان تنها قادر به مشاهده دو درصد از آن است.
وجود اين حجم ماده
به واسطه نيروي گرانش آنها پيش بيني مي شود و ماده تاريک نيز که مقدار آن
6 برابر جرم ماده مرئي تخمين زده مي شود، نيز بخش نامرئي جهان را تشکيل
داده است. وجود انرژي تاريک به عنوان بخشي ديگر از جهان که در واقع مابقي
جهان را تشکيل داده است، موضوع را پيچيده تر خواهد کرد، انرژي که با گسترش
سريع جهان در ارتباط است و به همراه ماده تاريک همچنان ناشناخته باقي
مانده است.
جسم مي تواند سريعتر از نور حرکت کند و نور هميشه بسيار سريع حرکت نمي کند:
سرعت نور در خلا 300 هزار کيلومتر بر ساعت است با اين حال نور هميشه در
خلا حرکت نمي کند. براي مثال نور در آب با سرعتي يک سوم سرعت گفته شده
حرکت مي کند. در واکنش هاي اتمي برخي از ذرات به سرعت هاي بسيار بالايي
دست پيدا مي کنند که بخشي از سرعت نور است و در صورتي که از ميان رابطي که
سرعت نور را خواهد کاست عبور کنند، در واقع مي توانند سريعتر از نور حرکت
کنند.
چنين پديده اي درخششي آبي رنگ از خود به وجود مي آورد که
به «تشعشعات شرنکوف» شهرت داشته و با بمبهاي صوتي قابل مقايسه است. کمترين
سرعتي که تا کنون براي نور به ثبت رسيده است 17 متر بر ثانيه يا 61
کيلومتر بر ساعت بوده که به واسطه عبور از ميان روبيديوم منجمد با حرارتي
برابر صفر مطلق ايجاد شده است. در اين حرارت اين ماده حالتي به نام ميعان
«بوز- انشتين» را تجربه مي کند.
تعداد نامحدودي نويسنده مطلب را نوشته و تعداد نامحدودي خواننده آن را مي خوانند:
بر اساس مدلهاي استاندارد کيهان شناسي جهان مرئي با تمامي ميلياردها
کهکشان و تريليون تريليون ستاره هايش تنها يکي از بي نهايت جهانهايي است
که مانند حبابهاي صابون در يک اسفنج در کنار يکديگر قرار گرفته اند. به
دليل بي نهايت بودن آنها مي توان هر تاريخچه ممکني را برايشان در نظر
گرفت. اما تعداد تاريخچه هاي ممکن براي اين جهانها متناهي است زيرا تعداد
محدودي پديده و تعداد محدودي نتيجه در بر داشته اند.
تعداد اين
پديده ها بسيار زياد اما متناهي است پس همين پديده عيني و کنوني که
نويسنده اين مطلب را نوشته و شما آن را مي خوانيد، بايد بي نهايت بار در
زمان رخ داده باشد. شگفت انگيز تر از آن اين است که بدانيم نزديکترين
همتاي ما در چه فاصله اي از ما قرار گرفته است. اين فاصله عددي برابر 10
به توان 10 به توان 28 متر تخمين زده شده است که در صورت علاقمندي به
محاسبه آن مي توانيد از عدد يک و 10 ميليارد ميليارد ميليارد صفر در برابر
آن استفاده کنيد!
سياهچاله ها سياه نيستند: به طور
حتم سياهچاله ها بسيار تاريکند اما سياه نيستند زيرا اين پديده ها درخشان
بوده و به آرامي نور خود را در تمامي طيفهاي نوري از جمله نور مرئي به
اطراف منتشر مي کنند. اين تشعشعات که «تشعشعات هاوکينگ» نام دارد نور خود
و جرم سياهچاله ها را به تدريج کاهش داده و با از دست دادن منبع جرم
سياهچاله ها تبخير مي شوند.
سياهچاله هاي کوچک در مقايسه با
جرمشان و نسبت به سياهچاله هاي بزرگتر با سرعتي بالاتر از خود نور منتشر
مي کنند و بر همين اساس در صورتي که برخورد دهنده بزرگ هادرون بر اساس
برخي نظريه ها از خود ميکروسياهچاله هايي توليد کند، آنها به سرعت تبخير
خواهند شد و دانشمندان پس از آن قادر خواهند بود بقاياي تابشهاي آنها را
مشاهده کنند.
تصور بنيادين از جهان مسئول گذشته، حال و آينده آن نيست: بر اساس نظريه نسبيت خصوصي چيزي به نام اکنون، گذشته يا آينده وجود ندارد و قالبهاي زماني به يکديگر وابسته اند زيرا همه هستي در سرعتي برابر در حرکت است. درصورتي که انسان با سرعتي کاملا متفاوت در حرکت بود شاهد پير شدن زودهنگام يکي از نزديکان و يا دير پير شدن وي نسبت به ديگران مي بود.
ذره اي در اينجا مي تواند به صورت آني بر روي ذره اي در آن طرف جهان تاثير بگذارد:
زماني که يک الکترون همتاي ضد ماده خود يا پوزيترون را ملاقات مي کند، هر
در درخشش کوچکي از انرژي خنثي مي شده و دو فوتون از اين برخورد متولد مي
شوند. ذرات ساب اتميکي مانند فوتونها يا کوارکها از ويژگي به نام اسپين
برخوردارند که به مفهوم چرخش است، اما اين ذرات در واقع حرکت چرخشي ندارند
اما به گونه اي رفتار مي کنند که انگار در حال چرخشند.
جهت اسپين
فوتونها در زمان تولد در برابر يکديگر بوده و در نتيجه خنثي مي شوند. با
توجه به رفتارهاي غير قابل پيشبيني کوانتومي گفتن اينکه کدام فوتون در
مسير چپگرد و کدام يک در مسير راستگرد حرکت خواهد داشت غير ممکن است و در
واقع تا زماني که يکي از آنها مشاهده نشود، هر دو در هر دو جهت حرکت
خواهند داشت اما به محض اينکه يکي از آنها مشاهده شود جهت راست يا چپگرد
را به خود گرفته و به هر جهتي که حرکت کند، همتايش در مسير متضاد آن حرکت
خواهد کرد. اين واقعيتي است که در آزمايشها به اثبات رسيده است.
هرچه سريعتر حرکت کنيد سنگينتر مي شويد: در صورتي که بسيار سريع بدويد به صورت لحظه اي و نه دائم، سنگين وزن خواهيد شد. سرعت نور مرز سرعت در جهان است در اين صورت زماني که جسمي با سرعتي نزديک به نور در حرکت است و شما به آن نيرويي وارد کنيد، به سرعت آن نخواهيد افزود بلکه تنها به آن انرژي اضافي وارد کرده ايد که اين انرژي بايد در جايي قرار بگيرد. بهترين مکان براي قرارگيري اين انرژي جرم جسم است.
بر اساس قانون نسبيت جرم و انرژي با يکديگر برابرند پس هر چه انرژي وارد شده بيشتر باشد جرم افزايش پيدا خواهد کرد. البته اين افزايش وزن در انسان قابل چشم پوشي بوده و درعين حال غير قابل انکار است.
مهر
نوشته شده در 2009/11/14 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

دنيا بهسرعت در حال تغيير است و کسبوکار و کاربران کامپيوتر هم با رشد روزافزوني به بسترهاي سختافزاري و نرمافزاري وابسته ميشوند. مايکروسافت کماکان بعد از بيست سال، هنوز بازار کامپيوترهاي روميزي را در اختيار دارد و رقبايي چون اپل و لينوکس در حوزه سيستم عامل، فايرفاکس و گوگل کروم در مورد مرورگرها پشت سر اين شرکت قرار دارند.
بازار آيتي از ويندوز 7 ميخواهد که موفق باشد. بازبينيهاي اوليه از ويندوز7 بهطرز عجيبي مثبت بوده است و بسياري گفتهاند که مايکروسافت واقعا بسياري از مشکلاتي که در ويستا وجود داشت را حذف کرده است و بالاخره ميتواند مشاغل مختلف را به ارتقا از ويندوز اکسپي ترغيب کند.
اگر تاريخ خودش را تکرار کند، نمودار مقبوليت عرضه ويندوز7 نمودار نرم و زيبا خواهد بود. عرضه در اکتبر، نشان ميدهد که يک ماه فاصله تا تعطيلات باعث ميشود که کامپيوترهاي زيادي تا زمان ژانويه توليد شده و در بازار شلوغ سال نو بهفروش برسند. همچنين کسب و کارهاي مختلف نيز با استفاده از ويندوز7 در سال جديد ميلادي سادهتر انجام خواهد شد.
ويندوز7 درست زماني به بازار آمد که اعتماد به استفاده از کامپيوترهاي منحصربفرد کم شده و رويکرد به خدمات مبتني بر محاسبات ابري بيشتر شده است و هر کسي از گوگل و آمازون گرفته تا شرکتهاي محلي هم نرمافزارهاي مبتني بر محاسبات ابري را عرضه ميکنند. مايکروسافت در ميان اين بازار آشفته، با ارائه Exchange، Sharepoint و Office جاي قابل اطميناني بهدست آورده است. ويندوز ايژور (Azure) نسخهاي مبتني بر محاسبات ابري از يک سيستم عامل است که توسعهدهندگان کد ميتوانند با کمک اين بستر نرمافزارهايي براي محيط ابري بنويسند.
تا آن زمان که ديگر نيازي به تهيه نرمافزار و ارتقا نرمافزاري نباشد، قطعا زمان زيادي طول خواهد کشيد و تا آن موقع، قطعا ويندوز8 از راه خواهد رسيد و دنيا در آن زمان ميتواند جايگزين بهتري براي ويندوز7 پيدا کند. بهرحال موشک هوا شد و ويندوز7 از راه رسيد. ده ويژگي در ويندوز7 وجود دارد که در ويندوزهاي قبلي نميتوانيد آنها را پيدا کنيد، بهتر است به سراغ آنها برويم ببينيم آيا واقعا اين ويژگيها خوب است؟
1- گروه خانگي
سيستم اشتراک فايل سادهاي که در ويندوز قرار داده شده، عالي است اما مساله اينجاست که فقط با ويندوز7 کار ميکند. هر چند در آزمايشي که انجام داديم، يکي از لپتاپها که ويندوز7 داشت بههيچ عنوان نتوانست به گروه خانگيمان متصل شود.
2- فهرست پرشي
کليک راست در ويندوز مفيدتر شده است و ميتوانيد بهجاهاي بهتري از سيستم برويد.
3- Snap، برش صفحه
مشخص نيست چرا اين ويژگي اضافه شده است. يعني واقعا نياز به ابزاري که بهصورت عجيب و غريب صفحه را ببرد و ذخيره کند احساس ميشد؟ آخر مايکروسافت چطور چنين ايدههايي را عملياتي ميکند؟
4- ملزومات ويندوز لايو
مايکروسافت بايد خوب متوجه شود که گوگل نيست و کسي هم قطعا دوست ندارد از ويندوز لايو مسنجر استفاده کند، از Movie Maker (که از اين نرمافزار کندتر براي ويرايش فيلم نداريم) بهره ببرد و نرمافزار ايميل يا هر کدام از آن چيزهايي که ويندوز از ترس آنتيتراست و آن ماجراها حذفش کرده است، روي سيستمش نصب کند.
5- جستجوي ويندوز
جستجوي ويندوز واقعا عالي است. حقيقتا ميشود گفت که تايپ کردن نام برنامهها و اجراي آنها از روي پاسخ جستجو، سريعتر از انتخاب منوها، يا دابل کليک کردن روي آيکونشان روي دسکتاپ انجام ميشود. البته اگر در تايپ کردن سريع باشيد.
6- تسکبار جديد
اولين چيزي است که در ويندوز 7 نظر شما را بهخود جلب خواهد کرد. ادغام تسکبار و QuickLaunch در ويندوز، قابليت تبديل هر برنامه اجراي به برنامه كوئيكلانچ و همچنين امکانات عجيب و غريب و هيجانبرانگيز که در منوي کليک راست آيکونهاي تسکبار وجود دارد، اين ويژگي را به بهترين ويژگي ويندوز7 بدل کرده است.
7- پشتيباني کامل از 64بيت
اگر نرمافزاري داشته باشيد که 64بيتي باشد، قطعا ميتوانيد استفاده عجيب و غريبي از پردازنده خود بکنيد. حتما نرمافزارهاي 64بيتي روي سيستم خود رسم کنيد، سرعت فشردهسازي دادهها و ... در 64 بيت بسيار بيشتر است. ضمن آنکه ديدن فوتوشاپ 64بيتي با 12 گيگابايت رم قطعا لذت زيادي دارد.
8- بازگشت بهعقب با تمهاي ويندوزي
مايکروسافت در XP تمها و صداها را حذف کرد، در ويندوز ويستا کمي اضافه کرد، بعد دوباره در ويندوز7 بيشتر کرد. بايد ديد تکليف مايکروسافت با اين تمها و صداها چطور مشخص ميشود.
9- بهبود سرعت
تفاوت بين ويندوز 7 و ويستا را تنها کساني ميفهمند که کامپيوتر آن چنان قوي ندارند که فرق بين ويستا و اکسپي را نفهميده باشند.
10- PlayTo
در حال حاضر که خير، اما شايد روزي اين ويژگي ويندوز 7 که بشود از کامپيوتر شخصي ديگر به پخش موسيقي يا فيلم پرداخت، امکان جالبي باشد، اما در حال حاضر نظريتر از اين حرفها است.
11- خاموش کردن UAC، يک ويژگي اضافه
عجيب است که مايکروسافت بالاخره توانست اين UAC خود را بهشيوهاي منطقي کنترل کند و بتوان بهسادگي آن را غير فعال کرد و ديگر هر بار از آدم سوالهاي مسخره نپرسد.
در کل بعد از کار کردن با ويندوز 7 متوجه خواهيد شد که بهبودهاي زيادي در هسته ويندوز و ظاهر آن به وجود آمده است. کار کردن با سيستم همان سرعت کار کردن با ويندوز اکسپي را دارد، علاوهبر آن، زيبايي ويستا را هم در کنارش دارد. با گذشت يک هفته از عرضه رسمي اين محصول در دنيا، در ايران نيز اين ويندوز بهصورت قفل شکسته وارد شده است و قطعا با توجه به ويژگيهاي اين سيستم عامل، با استقبال خوبي روبهرو خواهد شد.
شايان اسدي
نوشته شده در 2009/11/1 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

طراحي دوباره سايت (نه محتواي آن) فقط حكم بستهبندي دوباره را دارد و بستهبندي دوباره يك محصول بيفايده، آن محصول را سودمند نميكند. پس واقعا چهچيزي در طراحي وب تغيير ايجاد ميكند؟
اين موضوع كاملا درست است كه طراحي ديداري سايت، حس تغيير را ايجاد ميكند، ولي فاكتور اصلي نيست. آگهيهاي روزنامه، نامههاي الكترونيكي رسمي، آگهيها و ... لزوما جذاب نيستند. اغلب سادگي، صراحت، كسالتبار بودن يا راهحلهاي ناسازگار، جذابيتانگيز است.
فرمول اصلي موفقيت اين است:
تعداد بازديدكننده × ضريب تغيير = ميزان موفقيت
تكنيكهاي افزايش بازديدكنندگان
– بهينهسازي موتور جستجو در وبسايت
– بازاريابي پرداخت با كليك
– ايجاد و توليد لينك
– محتواي خوب (چيزي كه بتوان آن را به اشتراك گذاشت)
– پيشنهاد عالي
– اتصال به شبكه اجتماعي
– نشان تجاري قوي (كه تعهد را به ياد مشتري بيندازد)
– دسترسي آسان به محتواي سايت
– گرافيك (فاكتور كم اهميت.)
تكنيكهاي افزايش نرخ تبديل
– درخواست عمل (در وبسايت خود يك دليل بياوريد كه كاربر بخواهد مطالب سايتتان را بخواند.)
– گزارههاي مجابكننده (كه توجه را جلب ميكند و باعث افزايش اعتماد و هيجان ميشود.)
– سهولت استفاده (تا جايي كه ميشود سايت را ساده نگاه داريد.)
– اطلاعات كافي بدهيد (كاربران را بكشانيد و تا جايي كه ميتوانيد آنها را در سايت نگاه داريد تا مطمئن شويد چيزي را كه بهدنبالش بودند، بهدست آوردهاند. بايد مواظب باشيد كه خودتان در اين ميان به چيزي كه ميخواهيد رسيده باشيد.)
– محتواي قابل دسترسي (تصاوير و متون را به شيوهاي قرار بدهيد كه با حداكثر سرعت ممكن بتوان از آنها استفاده كرد.)
كماهميتترين بخش اين فهرست، ظاهرسازي سايت است؛ گرچه دسترسي ساده و تجربه راحت در اختيار قرار گرفتن اطلاعات، بدون شك احساسي دلپذير بهدست ميدهد.
طراحي جذاب بهخودي خود و نه بهخاطر جذب كاربر، هنر است و هدف هنر، الهامبخشي است. درواقع، هدف طراحي، برقراري رابطه و وادار كردن به انجام عمل است. بنابراين:
– يك طراح خوب، پيغام شما را طراحي ميكند نه بستهبندي را.
– هر چه بيشتر طراحيها روي ظاهر و بستهبندي تمركز كند، از پيغام اصلي فاصله ميگيرد.
پس اگر طراحي دوباره فقط در حد بستهبندي جديد است، بهتر است از آن صرفنظر كنيد.
بيشتر تغييرات، مبتني بر حدسهايي انجام ميشود كه ميتواند حتي از يك منبع آگاه، مطمئن و تحصيلكرده گرفته شود، اما باز هم اطميناني نيست كه قطعا به نتيجه مثبت برسد.
هيچكس نميتواند بهطور قطع بگويد كدام طراحي جواب ميدهد. تنها ميتوان گفت سرمايهگذاري روي عناصر كليدي، ميتواند نتيجه مثبت دهد.
تعدادي از عناصر كليدي:
– تحقيق (شناخت مخاطبانتان، اهدافشان و چگونگي دستيابي به آنها)
- SEO(معماري جستجوي هدفمند محتوا)
- USP(مشترييابي مستقيم)
- CTA(درخواست عمليات)
- MVT(آزمايش چند متغيره)
– برداشت رونوشت از مطالب
– يك قدم نزديك تر به طراحي دوباره.
پيش از اينكه سراغ طراحي مجدد برويد، اين سوالات را از خود بپرسيد:
آيا سايت شما ديده شدهاست؟
اگر سايت شما بازديدكننده زيادي ندارد، روي بخشهايي تمركز كنيد كه بتواند خدمات شما را نسبت به رقيبان بهتر توصيف كند. ببينيد آيا سايتتان در 10 يا 20 جستجو اول گوگل هست يا نه؟! اگر نه، براي جستجوي هدفمند و SEO هزينه بيشتري كنيد.
هدف سايتتان چيست؟
اگر نميتوانيد هدف سايتتان را شفاف بيان كنيد، از خير طراحيهاي جذاب بگذريد و روي بخشبندي اهدافتان كار كنيد.
چه كساني و چرا از سايت شما استفاده ميكنند؟
اگر هنوز نميدانيد كه مخاطبان سايت شما چه كساني هستند، لطفا پيش از اينكه سراغ طراحي وبسايت برويد، نگاهي به دفتر مشتريانتان بيندازيد يا با چند دوست مشورت كنيد. همچنين وقت خود را صرف اين كنيد كه وقتي كاربران به سايت شما مراجعه ميكنند، دنبال چهچيزي هستند و چه كاري در سايت شما انجام ميدهند. سعي كنيد بفهميد چهچيزي در وب درخواست بيشتري داشتهاست.
از بازديدكننده چه انتظاري داريد؟
ممكن است نتوانيد بهسادگي به اين پرسش پاسخ دهيد. اين مساله را براي خود روشن كنيد كه چه بازخوردي در سايت مورد نظرتان است؟ چگونه ميخواهيد محيط را براي افراد جذاب كنيد؟ آيا هدفتان واقعبينانه است؟ جايي يادداشت كنيد كه ميخواهيد چهكسي سايتتان را ببيند، آنها بهدنبال چه چيزي هستند، هدف آنها چيست و علاقه داريد چه كاري انجام بدهند. چهنوع گفتگويي اعتماد آنها را جلب ميكند و آنها را براي قدم بعد ترغيب ميكند؟
اطلاعات خود را به يك طراح وب حرفهاي بدهيد
طراح خوب وب كسي است كه قبل از شروع طراحي، ابتدا درباره سايت اطلاعات بگيرد. از سوي ديگر، هزينه كردن كپيرايتي مناسب و مهارت به خرج دادن در پيش برد، روندي ساده از ورودي تا هدف مساله است. مطمئن شويد اين روند با مدل SEO شما همخوان است.
نظارت، آزمايش و نتيجهگيري
تحليلي عمل كنيد و بياموزيد كه رفتار بازديدكننده را هفتگي، از ابتدا تا آخر هفته تفسير كنيد. بهطور متناوب، طراحي تمام مطالب مهم خود را دوباره بررسي كنيد تا كارايي تغييرات سايتتان بالا برود.
افشين فرشچي امين
نوشته شده در 2009/11/1 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

هرچند ميزان مطالعات انجام شده در خصوص وجود، فعاليت و ديگر ويژگيهاي گسلهاي داخل و اطراف شهر تهران و نقش آنها در تكتونيك ناحيه و مخاطرات لرزهاي از حد مطلوب فاصله زياد دارد، اما ترديدي نيست كه منطقه عمومي شهر تهران، منطقهاي لرزهخيز و وقوع زلزلههاي شديد در آن كاملا محتمل است. از ويژگيهاي لرزهخيزي اين منطقه، تغيير شكل كم و توان ايجاد زلزلههاي بزرگ بويژه پس از طي دورههاي گاه چند صد ساله تجمع انرژي است.
قرار گرفتن يك شهر در چنين موقعيتي كه اغلب با نگراني مردم از وقوع خسارات زلزلهاي شديد همراه است، هرچند مشكلاتي دارد، اما در عين حال بهتر از هر برنامه آگاهيرساني عمومي نظير سمينار، كنفرانس، كارگاه، سخنراني و مانور، در جلب توجه مردم و مسوولان به اهميت خطر زلزله تاثيرگذار است و بايد نهايت بهرهبرداري از آن بشود.
در مناطقي كه فاصله زماني قابل توجهي ميان وقوع زلزلهاي شديد وجود دارد، رفتار دوگانه و بظاهر متناقضي از جانب بسياري از مردم، مسوولان و رسانهها سر ميزند كه در نگاه دقيق در روي يك سكه و به واقع ناشي از يكديگر هستند.
در مواقع عادي كه خطري احساس نميشود، ما به گونهاي رفتار ميكنيم كه گويا خطري به نام زلزله وجود ندارد. شايد به همين دليل باشد كه هنگام ساخت ساختمانها، فقط در پي آن هستيم كه كار طراحي و اجراي ساختمان با سرعت حداكثر و قيمت حداقل تمام شود و به جاي توجه به استحكام كه در زير نازككاري و نماي قشنگ پوشيده شده و مدارك محاسباتي كه در انبوه پروندهها گم ميشود، در پي زيبا و مشتريپسند كردن كار هستيم. به اين گونه است كه از مهندسان محاسب و ناظر خود و نيز ماموران كنترل شهرداري انتظاري بجز امضاي سريع نداريم و اصرار آنان براي كنترل كار را مانعي براي پيشرفت عمليات اجرايي و حتي بهانهاي براي خرجتراشي و مسائل ديگر تلقي ميكنيم.
براي مشتريان ساختمانها نيز وجود هزاران مساله هنگام خريد نظير نوسان قيمتها، مشكل تهيه پول و اخذ وام، مسائل حقوقي و ثانوي قراردادها از يك سو و توجه صرف به موقعيت، نما، نازككاري و... از سوي ديگر در غالب موارد، مجالي براي توجه به كيفيت ساخت و استحكام ساختمان باقي نميگذارد. وقتي خريداران چنين رفتاري دارند، توقع از مستاجران در مورد توجه به استحكام ساختمان مورد نظر براي اجاره، قدري دور از ذهن مينمايد.
به همين ترتيب است هنگام ثبتنام فرزندان خود در مدارس، آموزشگاهها و حتي دانشگاهها تنها چيزي كه برايمان مهم نيست، ايمني آن هنگام زلزله است و گويا چيزي در مورد كشته شدن هزاران كودك و نوجوان در ويرانههاي مدارس در زلزلههاي چين، پاكستان و... نشنيدهايم.
اما از آن طرف كافي است يك نفر از اين سو يا آن سوي دنيا با نيت خير يا شر از راه علم يا شهود با روش علمي يا ارتباط ادعايي با عوامل ديگر، زلزلهاي را برايمان پيشبيني كند يا خود لرزشي ضعيف يا قوي از زمين را احساس كنيم، آنگاه چنان خود را ميبازيم كه گويا دنيا به آخر نزديك شده و با ياس تسليم شايعات ميشويم و با دست زدن به اعمال انفعالي و تصور خود و بستگانمان در زير دهها تن آوار ساختمان يا گودالهاي دهان باز كرده زمين، بهتشويش و ناراحتي رواني مبتلا ميشويم يا به فكر فرار از خانه و كاشانه ميافتيم و در هرصورت زندگي را بر خود و خانواده و شهرمان حرام كرده و به تعطيلي ميكشانيم.
برخي رسانهها نيز طي مصاحبه با افراد مختلف، سعي در سيراب كردن عطش مردم وحشتزده در مورد خطر زلزله و پيامدهاي آن ميكنند و برخي از اين افراد نيز با درآوردن نتايج تحقيقات نهچندان علمي خود از كشورهاي خاك گرفته، باز براي مردم اعلام خطر ميكنند كه ما پيشبيني كرده بوديم كه زلزله در تهران باعث كشته شدن فلان ميليون نفر و زخمي شدن فلانميليون نفر خواهد شد و كسي گوش نداد و... تا چند روز بعد كه آبها از آسياب ميافتد و برميگرديم به سر كار و زندگي روزمره خود و با همان رويه، بيتوجه به مخاطرات لرزهاي ميافزايي تا لرزش بعدي يا شايعه بعدي يا پيشبيني زلزله بعدي و...
براي ارائه تصويري از تاثير ايجاد تشويش در مردم و پيامدهاي آن، ذكر نمونهاي از زلزله سال 2008 چين خالي از لطف نيست.
در جريان اين زلزله با بزرگي 8 ريشتر كه دوره بازگشت آن 2تا 10 هزار سال تعيين شده، حدود 96ميليون نفر تحت تاثير قرار گرفته و به محل زندگي 25ميليون نفر آسيب سخت وارد شد و حدود 87 هزار نفر كشته شدند؛ اما در مركز شهري 4 ميليون نفري، مجتمع شهري چن دو واقع در 40 تا 50 كيلومتري گسل زلزله كه در آن لرزش زمين به صورت قوي (با شدت 6 ريشتر) احساس شد، با وجود تركخوردگي بعضي ديوارها و نماها و نازككاريها و فروريختن بعضي تابلوهاي تبليغاتي و دودكشها، آسيبديدگي مبلمان و وسايل برقي داخل خانهها، قطع موقت آب، برق و گاز و نيز تخليه ساختمانها و بيمارستانها، هيچكس به طور مستقيم بر اثر زلزله در اين شهر كشته نشد؛ اما در عين حال 45 نفر بر اثر بيرون پريدن از پنجرهها يا حمله قلبي، جان خود را از دست دادند.
لذا ضروري است براي اصلاح آسيبهاي موجود در رفتار اجتماعي در مقابل پديده زلزله به نكات ذيل توجه شود:
وقوع زلزله شديد در مقياس زماني طولاني در تهران حتمي است؛ هرچند امكان تجربه زلزلههاي شديد در منطقهاي خاص و در دوره زماني خاص بسيار كم است؛ اما در درازمدت احتمال آن به حتم تبديل ميشود. به بيان ديگر ممكن است براي ما امكان تجربه زلزلهاي شديد و ويرانگر در يك دوره چند ماهه يا چند ساله كم باشد؛ اما اگر دامنه زماني مورد نظر را به تمامي عمر چندنسل گسترش دهيم، آنگاه تجربه زلزله حتمي است. بنابراين حتي اگر احتمال تجربه شخصي زلزله شديد را كم بدانيم؛ اما با گسترش توجه خود به سطح فرزندان و بستگان و آشنايان و همسايگان و كل جامعه، متوجه جديت و حتميت خطر خواهيم شد.
براين اساس، برخورد سيستماتيك و برنامهريزي شده براي پيشگيري از مخاطرات، كسب آمادگي و توانايي مقابله با آن ضروري است و تكتك افراد و مسوولان در افزايش يا كاهش خطر براي خود، خانواده، اطرافيان و جامعه نقش مهمي دارند.
جلب توجه عموم و مسوولان به وجود خطر بسيار مهم است. اما القاي اين آگاهي به مردم كه امكان كاهش خطر نيز وجود دارد و در حال حاضر فرآيند آن به صورت علمي و جامع در شهر تهران شروع شده و ادامه دارد از آن هم مهمتر است. اينجاست كه آموزش عمومي، رسانهها و آگاهيرساني، اهميت خود را نشان ميدهند.
زلزله هرچند غالبا پيامدهاي ناگوار و دردناكي به همراه دارد، ولي به هيچ وجه حتي براي بيشتر افراد تحت تاثير، پايان دنيا نيست. براي داشتن ايدهاي كلي از ميزان خطر زلزلهها ميتوان به زبان ساده اين گونه بيان كرد كه در حالت كلي در هر منطقه جغرافيايي از هر صد زلزله با بزرگي بيش از 4 ريشتر تنها يك زلزله توان ايجاد خسارات قابل توجه دارد و از هر هزار زلزله با بزرگي بيش از 4ريشتر تنها يكي از آنها ميتواند در منطقهاي وسيع خسارات شديد ايجاد كند. همچنين بايد توجه شود كه در غالب زلزلهها تعداد افرادي كه در اثر زلزله و پيامدهاي آن كشته يا مجروح ميشوند به يك درصد افرادي كه زلزله را شديدا احساس كردهاند هم نميرسد.
رسانهها و افراد بايد هنگام انتخاب و ارائه اطلاعات به مردمي كه در شرايط احساس خطر تشنه دريافت آن هستند، دقت كنند. ارقام و اطلاعات برآوردهاي تعداد كشتهشدگان و زخميها براي استفاده در برنامهريزي مديريت بحران تهيه ميشوند و ارائه آنها، بويژه ارقام محيرالعقول، به عموم مردم جز ايجاد تشويش و ياس در جامعه تاثيري نخواهد داشت. بدتر آن كه اين برآوردها به روش متقن علمي و فني و با پشتوانه دادهها و تحليلهاي كافي، تهيه نشده باشند.
افرادي كه اقدام به تهيه و انتشار اين گونه برآوردها ميكنند نيز بايد بدانند هرچند به ظاهر امكان تاييد يا نفي هرگونه برآوردي از تعداد تلفات وجود ندارد، اما امكان تشخيص و تعيين كيفيت اين گونه برآوردها براي اهل فن هست و اين گونه نيست كه بتوان با تكيه بر دادهها و فرضيات نيمبند و روشهاي برآورد غيرعلمي، اعدادي را توليد كرد و به خورد رسانهها و مردم داد.
براي برخورد ريشهاي و نظاممند با مخاطرات زلزله بايد به دنبال برنامهريزي و اقدامات موثر در ميانمدت و درازمدت بود، هرچند امكان انجام اقدامات مفيد كوتاهمدت و فوري نيز به ميزان محدود وجود دارد، اما با توجه به مشكلات جدي و مهم ديگر موجود كه آنها نيز نيازمند توجه هستند (مسائلي نظير مسكن، تورم، آلودگي هوا، اشتغال و ...) در هيچ جامعهاي اقدامات شتابزده، ضربتي و احساسي مگر در شرايط بحراني پذيرفته نميشود. اگر هم موقتا به چنين روشهايي روي آورده شود، بعدا با مرور زمان و خستگي به دست فراموشي سپرده ميشوند و حتي در حساسيت و توجه مردم نسبت به موضوع زلزله نتيجه عكس ميگذارند. عموم مردم نيز به جاي آن كه در مواقع بروز خطر، احساس تشويش و اضطراب كنند بايد در مواقع عادي و در مواردي كه امكان آن را دارند، در پي كاهش مخاطرات از خود و خانوادهشان باشند. اين گونه مواقع و فرصتها، اغلب هنگام اقدام براي دريافت پروانه ساختماني، عقد قرارداد انجام مطالعات مكانيك خاك، طراحي و نظارت ساختمان، انتخاب پيمانكاران براي ساخت ساختمان، انجام تعميرات و مقاومسازي ساختمان، هنگام انتخاب ساختمان براي خريد و اجاره، هنگام ثبتنام فرزندان در مدارس و آموزشگاهها، هنگام تصميمگيري براي شركت در برنامههاي اجتماعي كاهش خطر مانند گروههاي داوطلب واكنش اضطراري محله (دوام) و حتي هنگام خريد و نصب لوازم و مبلمان منزل به وجود ميآيد.
پژوهشگران و دستاندركاران مطالعه و تحقيق در زلزله نيز بايد توجه كنند كه دوره بزرگنمايي خطر براساس دادههاي غيردقيق و ناكافي سپري شده است و اكنون نيازمند پژوهشهاي ناب، سخت و گاه طاقتفرسايي هستيم كه نه با هدف اخذ مدرك يا توليد مقاله و ارتقاي رتبه، بلكه با هدف ايجاد دادههاي واقعي، تدقيق دادههاي موجود، كاهش خلاءهاي علمي و مواردي از اين دست انجام شده باشد.
سعيد منتظرالقائممشاور سازمان پيشگيري و مديريت بحران شهر تهران
نوشته شده در 2009/10/29 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید
نظام مدیریتی Fs
تهیه کننده و نویسنده : امین کروبی
مقدمه:
واژه 5S بیانگر پنج کلمه است که در انجام کارها در سازمان ، کارخانه و یا حتی در زندگی شخصی در منزل قابل اعمال میباشد . منشا 5S همانند خیلی از اصطلاحات و فنون امروزه از ژاپن است.

ترجمه 5S در انگلیسی:
سوا کردن(sort)
سری کردن/دسته بندی کردن (or straighten set in order)
نظافت (shine or sweep)
استانداردسازی (standardize)
نگهداری/خود نظمی (sustain or self-discipline)
5S زمانی که jit (تولید به هنگام) در تویوتا به کار گرفته شد بوجود آمد . اساس 5S این است که محیط کار نباید انباشته باشد .محیط شلوغ و کثیف بسیار دست و پا گیر است و همه انسانها دوست دارند که در یک محیط تمیز و مرتب و با اطمینان کافی کار بکنند.
جهت دانلود و دریافت فایل کامل کلیک کنید.
نوشته شده در 2009/10/27 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید
هفت مرحله جهت اجرای طرح ارگونومی در محیط کار
جهت اجرای برنامه ارگونومی درمحیط کار اکثر کارشناسان با انتخاب یک روش مناسب ارزیابی پوسچر در شرکت را انجام می دهند درحین انجام این ارزیابی اگر از سرپرستان، کارگران و مدیران رده میانی در این مورد سوالی شود شاید بتوان گفت که اکثر افراد هدف از اجرای این برنامه در محیط کار را نمی دانند در ک هدف و پیامدهای ناشی از این موضوع و ایجاد محیط سازمانی مناسب دو مرحله از مراحل پایه ای در کنترل اختلالات اسکلتی عضلانی در محیط کار می باشد در اینجا هفت مرحله جهت کنترل اختلالات اسکلتی عضلانی ذکر شده است.

جهت دانلود و دریافت فایل کامل کلیک کنید.
نظرات و یا پیام شما مشوق ماست.
نوشته شده در 2009/10/24 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید
کتاب و کتابخوانی در زمانه دیجیتال
این مقاله، در پاسخ به چند نفر از دوستان و خوانندگان که در مورد کتابخوانهای الکترونیک پرسیده بودند، نوشته میشود:
- چرا کتابخوان الکترونیک؟!
اخیرا،
کاهش آمار فروش کتاب و سود شرکتهای چاپ و توزیع کتاب در آمریکا ، نگرانی
زیادی را برانگیخته است. حتی اقبال به بعضی از کتابهای عامهپسندتر مثلا
کتاب جدید «دن براون» Dan Brown هم نتوانسته است، این نگرانی را کاهش دهد.
با این وجود، اوضاع خوانندگان و فروشندگان کتابهای الکترونیک به کلی
متفاوت است و شواهد نشان میدهد که کسانی که کتابخوانهای الکترونیک مثل کیندل و یا سونی ریدر
دارند، بیشتر کتاب میخوانند. برای مثال، بر اساس آمار آمازون، کسانی که
کیندل خریدهاند، ۳٫۱ بار بیش از زمانی که کیندل نداشتند، کتاب میخوانند.
طبق این آمار کسانی که قبلا به طور متوسط قبلا ۸ کتاب از آمازون
میخریدند، به واسطه کیندل به طور متوسط ۲۴٫۸ عدد کتاب میخرند.
سونی
که هم که سازنده یکی دیگر از محبوبترین کتابخوانهای الکتورنیک یعنی
سونیریدر است، می گوید که هر مشتریاش ماهانه ۸ کتاب از فروشگاه کتابهای
الکترونیک این شرکت، کتاب میخرد. این عدد را باید با ۶٫۷ عدد کتابی که به
طور متوسط هر کتابخوان آمریکایی ماهانه ابتیاع میکند، مقایسه کرد.
روشن
است که نباید، افزایش علاقه دارندگان کتابخوانهای الکترونیک به خرید و
خواندن کتابها، را به کل جامعه تعمیم داد، چرا که دارندگان این ابزارها
عموما جزو قشری هستند که بیتشر مشتاق کتاب و کتابخوانی هستند.
کتابخوانهای
الکترونیک باعث سهولت و راحتی در قرائت کتابها میشوند، با کمک این
ابزارها میشود، کتابهای مورد علاقه را همه جا با خود حمل کرد و در هر
زمان که فرصتی پیش آمد، خواند. فونتها را هم به هر اندازه که لازم باشد،
می توان تغییر داد.
کتابخوان الکترونیک سبک و قابل حمل هستند و از آنجا که از فناوریای به نام E Ink
استفاده میکنند، با یک بار شارژ میتوان هزاران صفحه کتاب را با آنها
خواند، بدون آنکه نیاز به شارژ مجدد باشد. به همین علت، آسودگی و رفاهی که
کتابخوانهای الکترونیک به ارمغان میآورند، قابل مقایسه با خواندن کتاب
الکترونیک در لپتاپها و کامپیوترهای دستی و یا آیفون نیست.

در صورت
رواج کتابخوانهای الکترونیک در جامعه، میزان مصرف کاغذ به میزان قابل
توجهی کاهش مییابد، پس یک سود ثانویه استفاده از این ابزارها کمک به حفظ
محیط زیست است.
گرچه تابه حال، ۹۴۵ هزار کیندل و ۵۲۵ هزار عدد
سونیریدر به فروش رسیده است، اما بازار کتابخوانهای الکترونیک، هنوز
بازار جوانی است و به نظر میرسد در چند سال بعد، شاهد رشد جهشی فروش این
ابزارها و عرضه مدلهای جدیتر با امکانات بیشتر باشیم.
اما از سوی
دیگر، نمیتوان انکار کرد که حس و حال ویژه کتابهای کاغذی به این زودیها
قابل جانشین شدن با وسایل الکترونیک نیست، بوی کهنگی یا ظاهر مندرس یک
کتاب، حاشیهنویسی کنار یک برگ کتاب، ورق زدن فیزیکی کتاب، چیزهایی نیستند
که به این زودیها فراموششان کنیم.
کسی چه میداند، شاید به زودی شاهد
کتابهای الکترونیک باشیم که بیشتر تداعیکننده فرمت فیزیکی کتابهای
کاغذی باشند، مثلا بشود به صورت مجازی یا حتی واقعی صفحات آنها را ورق زد
و در این حین، صدای ورق خوردن آنها به گوش برسد!
اما پارهای هم بیم آن
را دارند که همانگونه که اینترنت و دزدی آنلاین موسیقی، ضرر و زیان زیادی
را متوجه شرکتهای تهیه و توزیع موسیقی کرد، رواج کتابهای دیجیتال هم در
آینده، انتشاراتیها را دچار مشکل کند. در حال حاضر چنین مشکلی وجود
ندارد، اما علایم نگرانکنندهای از آن مشاهده میشود. برای مثال یک نقص
امنیتی در سامانه آمازون باعث شده که پارهای بتواند با استفاده از اکانت
دوستانشان، کتابهای خریداریشده توسط آنها را بخوانند، بدون اینکه مجبور
باشند، هزینهای بپردازند.
——————————
کدام کتابخوان الکترونیک؟ مشهورترین کتابخوانهای الکترونیک در حال حاضر سونیریدر و کیندل هستند که به ترتیب توسط شرکت سونی و آمازون ساخته میشوند.
دو ماه پیش یک سونیریدر
خریدم و از هزینهای که پرداخت کردم، راضی هستم. با سونیریدر در یکی دو
سفر، خیلی راحت کتاب خواندم و همچنین فکر نمیکنم بدون این وسیله
میتوانستم یکی دو کتاب را که زبان انگلیسی بودند و فونت ریزی داشتند،
بخوانم.
اگر مشتاق خریدن کتابخوانهای الکترونیک هستید، باید بدانید
که این ابزارها تنها برای نمایش کتابهایی که به صورت تکست هستند، مناسب
هستند. بیشتر کتابهای فارسی که میتوان از اینترنت به رایگان آنها را
دانلود کرد، اسکنشده هستند و کتابخوانهای الکترونیک نمیتوانند، آنها
را درستی نمایش دهند. اما خوشبختانه دستکم سونیریدر در نمایش متن فارسی
مشکلی ندارد و به علاوه از فرمت word
هم پشتیبانی میکند. این را هم در نظر داشته باشید که میتواند
یادداشتهای خودتان یا صفحات وب را وارد دستگاه کنید و در فرصت مناسب
بخوانید.
بعضیها عقیده دارند که کیندل، با وضوح بهتری متن را به نمایش میگذارد، اما من شخصا چنین چیزی را متوجه نشدهام.
در
عین حال اگر مقیم خارج کشور هستید، یکی از چیزهایی که در زمان انتخاب
کتابخوان باید به آن توجه کنید، فروشگاه کتاب آمازون و سونی است. به نظر
میرسد که فروشگاه کتاب آمازون چشمگیرتر از سونی باشد، اما سونی گامهای
خوبی برای غنی کردن کتابفروشی خود برداشته است.
از لحاظ زیبایی من
شخصا، سونیریدر را ترجیح میدهم. ظاهر سونیریدر بیشتر تداعیکننده یک
کتاب فیزیکی است. سوینریدر یک محافظ چرمی خوشساخت هم دارد که به خوبی
صفحه نمایش دستگاه را محافظت میکند.
سونیریدر مدل PRS-700BC در حال
حاضر در ایران، قیمتی حدود ۵۳۰ هزار تومان و مدل PRS-505، حدود ۴۶۰ هزار
تومان قیمت دارد. اما به نظرم بد نیست که چند مدتی صبر کنید تا مدلهای
جدیدتر سونیریدر هم وارد ایران شوند. البته مسلما مدلهای جدید در ابتدا
با قیمت بالاتری به فروش خواهند رسید.

مدل PRS-700BC، که من خریدهام، لمسی است. یکی از مزایای خوب لمسی بودن این است که میشود به راحتی هر چه تمامتر سطرهای مهم کتاب را هایلایت کرد. همچنین این مدل سونیریدر، نور LED دارد که خواندن کتاب را در تاریکی هم میسر میکند.
—————————
اما بد نیست
در همین پست، یک کتابخوان الکترونیک جدید را هم به شما معرفی کنیم. این
دستگاه جدید Nook نام دارد و متعلق به Barnes & Noble است. Barnes
& Noble در آمریکا، دارنده بزرگترین فروشگاههای زنجیرهای کتاب است.
«نوک»، سهشنبه همین هفته معرفی شد. قیمت این وسیله ۲۵۹ دلار، یعنی معادل
یک دستگاه کیندل است.
نمایشگر «نوک»، ۶ اینچی و سیاه و سفید است، در
زیر این نمایشگر، صفحه کنترل رنگی لمسی دستگاه قرار دارد. دارندگان این
وسیله میتوانند در ۱۳۰۰ فروشگاه شرکت، با استفاده از Wi-Fi کتاب دانلود
کنند، خارج فروشگاهها هم با استفاده از شبکه اینترنت موبایلی ۳G شرکت
AT&T، دانلود کتابهای میسر میشود.

نوک، ۲ گیگ حافظه دارد که برای ذخیره ۱۵۰۰ کتاب کافی است. حتی میشود با افزودن یک کارت حافظه، ۱۷۵۰۰ کتاب را با خود همراه داشت.
یکی
از ویژگیهای جالب «نوک» این است که، قرض دادن کتاب را ممکن میکند! هر
دارنده «نوک» میتواند به مدت ۱۴ روز، یک کتاب را به دوستش به صورت مجازی
قرض دهد تا بخواند، البته در این حین خودش قادر به خواندن کتاب نخواهد بود!
——————
اما مزایا و
امکانات کتابهای الکترونیک، باعث نشده است، دنیای فناوری در زمینه ارتقای
عرضه کتابهای کاغذی بیکار بماند و به دنبال چاره نباشد.
فرض کنید که
کتابی را در کتابفروشیهای ایران پیدا نکرده باشید و مجبور شده باشید که
یه یکی از آشنایانتان در خارج از کشور بگویید که کتاب را برایتان بخرد و
پست کند یا کتاب را از آمازون سفارش دهید. در این صورت حتما متوجه دشواری
کار میشوید و بابت زمانی که باید به انتظار بنشینید، تأسف میخورید.
اما به تازگی چاپگر ویژهای به نام Espresso Book Machine ساخته شده است که میتواند با دسترسی به دو میلون کتاب کتابخانه گوگل،
هر کتابی را که مشتری درخواست کند، در کوتاهترین زمان چاپ و صحافی کند و
در اختیارش قرار دهد. این وسیله میتواند در هر دقیقه ۱۴۵ صفحه پرینت
بگیرد و هزینه تمامشده هر صفحه، تنها معادل یک سنت خواهد بود! (ویدئو)
این
چاپگر ویژه ۱۰۰ هزار دلاری، هماکنون تنها در مراکز محدودی حضور دارد. اما
تصور کنید که با رواج این فناوری، شاهد چه انقلابی در توزیع کتاب خوهیم
بود! در آن صورت، شاید همانند خودپردازها یا ATMها،
در خیابانها و در جلوی کتابفروشیهای، باجههایی را ببینیم که بتوان به
راحتی به کمک آنها کتاب تحویل گرفت. در چنان روزی دیگر چیزی به نام کتاب
نایاب، وجود خارجی نخواهد داشت. هزینه انتقال کتاب به صفر خواهد رسید و
همزمان با رونمایی از هر کتاب، در همه نقاط دنیا، کتاب قابل خریداری شدن
خواهد بود.
————————
کتابهای دیجیتال و بازار کتاب ایران: در
حال حاضر هیچ کدام از انتشاراتیهای ایران تا جایی که میدانم برنامهای
برای فروش کتاب الکترونیک ندارند. راستش با توجه به وضعیت کپیرایت و
همچنین مهیا نبودن بستر مناسب برای خرید آنلاین کتابهای الکترونیک و ضعیف
بودن سامانههای اینترنتی، چشمانداز روشنی هم به چشم نمیخورد.
اما
مشتاقان خواندن کتابهای به زبان اصلی، از این لحاظ هیچ مشکلی ندارند.
کتابهای الکترونیک بیشماری در اینترنت آپلود شدهاند، که میتوان به
راحتی آنها را دانلود کرد و با استفاده از کتابخوانهای الکترونیک دیگر
لازم نیست کسی هزینه پرینت گرفتن از کل کتاب یا رنج مطالعه کتاب را در پشت
مانیتورها بر خود هموار کند.
نوشته شده در 2009/10/23 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید
تاثیر دیدن فیلم های مستهجن!
+جزئیات مجرمانی که کارهای غیر اخلاقی کردهاند

دکتر " ویکتور کلاین " با
پژوهش بر روی تعداد زیادی از افراد دریافت که موارد فساد و فحشا مانند
فیلمهای مستهجن به سهولت و به وفور در دسترس مردم قرار میگیرد و برخی
افراد مبالغ هنگفتی را برای آنها پرداخت میکنند.
وی همچنین متوجه شد
تماشای شبکه های مستهجن ماهواره ای نتایج وخیمی را به بار میآورد، مانند
رفتارهای جنسی کودکان با خواهرهای کوچکتر و تجاوز جنسی به آنها.
او
همچنین دریافت چه بسا بسیاری از متجاوزین بد اخلاقی و یا عمل بدی از آنها
بطور واضح سر نزند و فردی موفق از خود در جامعه جلوه دهد به عنوان مثال
رئیس شرکت و فردی خیرخواه که بعدا مشخص شد او با چاقو یا اسلحه در دو
منطقه وینکس و توسون به زنان تجاوز کرده است و تنها انگیزه این عمل وی
تماشای فیلمهای مستهجن و غیر اخلاقی بوده است.
سازمان اطلاعات امریکا
از 24 مجرم زندانی که متهم به قتل و تجاوز بودند سوالاتی نمود و دریافت که
81 درصد از آنها فیلمهای مستهجن دیده و پس از آن اقدام به انجام همان
اعمال با دیگران کرده اند مانند مردی بنام «ارتور گری بیشوب» که به 5 کودک
تجاوز کرده و سپس آنها را به قتل رسانده بود و کوچکترین قربانی وی 4 سال
داشت بنام دنی دیویس و وی چنان به این جرایم عادت کرده بود که از انجام
آنها واهمهای نداشت.
مثلا یکی از کودکانی را که کشته بود در ماشین
گذارده و به سرکار میرود و ناهار خود را خورده و سپس که سرش خلوت شده بود
جسد را در جایی رها میکند.
یکی دیگر از قربانیانش «کیم پترسون» 11
ساله بود وی ابتدا او را با شلیک گلوله به قتل رسانده و سپس به وی تجاوز
میکند یکی از افسران که این مرد را دیده بود عنوان میکند وی مردی بسیار
آرام و مهربان و خوش برخورد و ساده به نظر میرسد و اصلا چنین نشان
نمیدهد.
وی بعد از دستگیری و محکوم شدنش اعتراف میکند: گر چه در
کودکی قادر به چنین اعمالی نبودم ولی همیشه آرزو و اشتیاق رابطه جنسی و
چنین جرایمی را داشتم تا به آنها تحقق بخشم.
درمورد ابزار و وسائل
مستهجن گفت : اثر آنها بر من بسیار وحشتناک بود و من اکنون هم جنس باز و
متجاوز به کودکان و قاتل هستم و هیچکدام از اینها انجام نمیگرفت اگر آن
امکانات نبود.
مثال دیگر آدم کش خونخواری است که در تمام امریکا مشهور شده بود بنام «تد باندی» وی مرد قانون، زیبا، جذاب و خوش اخلاق بود.
وی
را بعد از اینکه 40 زن را مورد تجاوز قرار داده و کشته بود دستگیر کردند
وی تنها به شکنجه، خفه کردن و تجاوز به قربانیانش اکتفا نمی کرد بلکه
انواع جنایتهای وحشتناک را بر روی آنها اعمال میکرد او آنها را گاز
میگرفت و گوشتشان را میخورد و دیگران را با چاقو پاره پاره میکرد.
کوچکترین
قربانی او کودکی 10 ساله بود او را ابتدا ربود و شکنجه داد و تجاوز کرد و
گوشتش را خورد و بعد از دار آویزانش کرد و جسدش را رها کرد تا در تعفن
خوکها بگندد.
وی بعد از اینکه جای دندانهایش بر روی جسدی کشف شد محکوم
گردید او به مدت زیادی ادعای بیگناهی میکرد بطوریکه حتی اغلب افراد حرف
او را باور کرده بودند ولی به گناهان خود اعتراف و به دار آویخته شد و در
پایان گفت : شما مرا میکشید و جامعه را از شر من رها خواهید کرد ولی
مادامی که تصاویر مستهجن و سکس در دسترس مردم باشد افرادی مثل من زیاد
هستند و شما نمیتوانید این مشکل را حل کنید.
همچنین او گفت: در ابتدای
تماشای صحنه های مبتذل دیدن صحنههای مستهجن را محکوم میکنیم تا اینکه
کار سختتر و سختتر میشود و بالاخره به حد بالای تحریک میرسی تا جاییکه
دیگر این تصاویر تو را اشباع و ارضا نمیکند و آن وقت با خودت میگویی
میتوان همین اعمال را خود حتی بهتر از آن فیلمها و صحنه ها انجام داد و
خود را ارضا کرد؟!
از این موارد که افراد به خاطر تماشای فیلم یا مجله
و یا شبکه های ماهواره ای مبتذل به چنین اعمالی دست میزنند فراوانند و ما
به همین بسنده میکنیم.
Òعواقب فساد و فحشا و تاثیر آن بر جامعه
بنابر آمار وزارت دادگستری امریکا انتشار و فراوانی موارد فساد و فحشا چون فیلمهای مبتذل باعث گسترش دیگر جرایم در جامعه می شود.
در
تحقیقی که در فینیکس اریزونا در سال 1979 انجام شد مشاهده شد مناطقی که به
تجارت موارد فساد و فحشا مشغول بودند جرایم مالی آنها به نسبت 40 درصد و
جرایم تجاوز به نسبت 500 درصد بیشتر از دیگر مناطق است.
همین تحقیق در تگزاس نشان داد که در اینگونه مناطق ارتکاب به جرایم جنسی بین 177 درصد تا 482 درصد در مقایسه با دیگر مناطق است.
اغلب کسانیکه پخش کننده و توزیع کننده و یا به عبارتی تاجر این موارد هستند در دیگر جرایم نیز دست دارند.
همانطور
که گفتیم ارتکاب به اعمال ضد اخلاقی باعث از هم پاشیدگی خانواده ها و
گسترش زنا و دیگر عواقب ناپسند در خانه و جامعه میگردد.
آمارها نشان میدهند 33 درصد ار تجاوز شدگان به خودکشی فکر میکنند و یا خود کشی میکنند.
80 درصد از پسرانی که مورد تجاوز قرار میگیرند معتاد به مواد مخدر و یا مشروبات الکلی میشوند.
50
درصد از آنها به خودکشی فکر میکنند و 23 درصد از آنها اقدام به خودکشی
میکنند و 70 درصد باقی عمرشان را با مشکلات روانی سر میکنند.
اغلب کسانی که به موارد مستهجن معتاد هستند به مواد مخدر و مشروبات نیز معتادند.
عمق
این فاجعه اجتماعی غیر قابل اندازه گیری است اغلب قربانیان مجرم را
میشناسند، او یا محرم و یا دوست نزدیک او و یا دوست خانوادگی آنهاست و
گاهی این تجاوزات مدتها ادامه مییابد بطوریکه حد متوسط آن به 6 یا 7 سال
نیز میانجامد در حالیکه اولین تجربه تجاوز شان در 6 سالگی بوده است.
محققی
بنام «دیوید ویت »از دانشگاه اکرون اوهایو درباره انتشار و گسترش فحشا
دربین جوانان 16 تا20 ساله از 1940 تا 1990 پرداخت و این نتایج حاصل گردید
:
زنان مردان سال
20درصد 40 درصد 1940
21 درصد 42 درصد 1950
25 درصد 60 درصد 1960
40 درصد 60 درصد 1970
64 درصد 77 درصد 1980
70 درصد 85 درصد 1990
درباره زنای افراد ازدواج کرده آمده که 50 درصد از مردان و 25 درصد از زنان به زنای بعد از ازدواج اعتراف کرده اند.
نوشته شده در 2009/10/23 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید
جهان ما به فوتبال چه نيازي دارد؟
-- قسمت دوم و پاياني --

ممکن است بگويند که فوتبال در زمان ما اولاً شغل است.
ثانياً وقت و برنامه معين دارد و بالاخره بازيکنان موظفند در اوقات معين
تمرين و بازي کنند و مزدهاي کلان هم مي گيرند. نتيجه بازي ها هم تا حدي
معلوم است تيم هاي فوتبال اعم از تيم هاي ملي و باشگاهي جايي در رتبه بندي
هاي جهاني دارند و قهرماني باشگاههاي اروپا و آمريکاي لاتين و جام جهاني
از ابتدا تاکنون نصيب چندين باشگاه معين و بسيار مشهور شده است. گويي
فوتبال نظم بازار و جهان سرمايه را پذيرفته است. معهذا فوتبال يکسره در
خدمت اين نظام نيست زيرا تماشاگران آن هنوز بيشتر تماشاگر بازي اند. نمي
گويم آنها از بازي زمانه آزادند و مثل تماشاگران المپيادهاي يوناني صرفاً
براي تماشا به المپ ميروند اما به هر حال به بازي در زمين فوتبال دل بسته
اند و چندان توجهي به بازي زمانه ندارند.
هنوز هم اصل اينست که در ورزش
ورزشکاران بايد به رسوم و قواعد بازي وفادار باشند و درست و با تسلط و
مهارت بازي کنند. نتيجه هر چه باشد مهم نيست. آيا اين امر در مورد ورزش
حرفه اي هم ميتواند صادق باشد؟ چنانکه قبلاً اشاره شد يکي از اوصاف بازي
فراغ بازيگران و تماشاکنان از سوداي سود و زيان است. پس در مفهوم بازي
حرفه اي تناقض نهفته است. بازي حرفه اي در حقيقت بازي نيست. حرفه غير از
بازي است ولي چندان ساده نباشيم که جهان و کار جهان را با مرزبندي هاي
مشهور ميان مفاهيم و تقابل هاي رايج تفسير کنيم. در عالم کثرت از بساطت و
از موجودات بسيط نميتوان دم زد و هر جا بساطت نباشد، اجزاي ترکيب ضرورتاً
مشکّک يا متباين و متضاد نيستند. مگر اينکه جمع اضداد و متباين ها را
بپذيريم من در اينجا از جمع اضداد نمي گويم و به آنچه هگل و مارکس گفته
اند کاري ندارم. در عالم کثرت متباين ها و متفاوت ها با هم و در کنار هم
در کارند. آيا نديده ايد که کودکان نوزاد يک روز به مادرشان شبيه اند و
روز ديگر بيشتر به پدر شباهت دارند. آنها هم شبيه مادرند و هم شبيه پدر
منتهي وقتي چهره شان تثبيت ميشود در حقيقت يک شباهت غلبه کرده است. به
همين قياس در موجودات و در وجود انسان و حتي در تاريخ، متباين ها و متفاوت
ها با هم جمع مي شوند و وحدتي زماني و موقت به وجود مي آورند. وضع غالب در
جهان متجدد و بخصوص در دوران کنوني مقتضي آنست که همه چيز به کار مصرف
بيايد، حتي بازي هم هر چند در ذات خود مصرف کردني نيست مستثني نشده است.
در اين وضع بازي هم مي تواند حرفه اي باشد و اين تنها تضاد در جهان کنوني
نيست اين جهان پر از تضادها و تعارض ها و تفاوتهاست. مفرماييد که بازي
تفنّني مفرّح است و مردمان به آن نياز دارند و به کارشان مي آيد اين درست
است اما مردمان بازي نمي کنند که داروي درد معين باشد و از آن غايتي نمي
خواهند بلکه به نفس بازي علاقه دارند. نتيجه بازي هم جزيي از بازي و پايان
بازي است نه آنکه بيرون از آن قرار داشته باشد. ولي چه بگوئيم که اکنون
بازي فوتبال (و بعضي بازيهاي ديگر) با اينکه اسم و رسم بازي دارند تابع
سازمان و محاسبه بازرگاني و برنامه اند و در بعضي کشورها سياست هم به
درجات در صدد بهره برداري از آن برمي آيد. ساخت و پاخت ها و تقّلب ها و زد
و بندها و شرط بندي ها نيز همه از عوارض اين وضع است. اگر مي شنويم که
گاهي گله مي کنند که ورزش از روح پهلواني دور شده است، نظر به شأن آزاد
بازي دارند و دلشان نمي خواهد بپذيرند که بازي به کسب و کار و تکنيک و
سياست مبدل شده است. تا سي چهل سال پيش فقط ورزشکاران آماتور مي توانستند
در بازيهاي المپيک شرکت کنند چيزي که اکنون شايد عجيب بنظر آيد. وجود اين
تعارض ها دليل تعلق به عالم متجدد است حتي مي توان گفت که فوتبال مظهر
تعارض هاي تجدد است چنانکه اکنون آزادي و ضرورت در فوتبال چنان با هم جمع
شده است که غالب دست اندرکاران امر ورزش و حتي علاقه مندان متوجه حقيقت
حادثه نيستند و جمع ميان بازي و شغل را نه يک مسئله مهم بلکه وجهي از
پيشرفت و کمال مي دانند گواه و دليل هم دارند مگر نه اين است که فوتبال
جهاني شده و بازيکنان و دوست دارانش روز به روز بيشتر مي شوند و تکنيک ها
و تاکتيک هاي تازه اي در کار مي آيد. قبول کنيم که فوتبال پيشرفت کرده است
ولي اين پيشرفت نه به شأن و حيثيت بازي بلکه به بازاري شدن آن مربوط است.
حتي فوتبال در کنار تکنولوژي هاي ارتباطي در جهاني شدن نظام مصرفي سهم
موثر دارد يا درست بگويم از مظاهر عمده جهاني شدن است. آثار اين جهاني شدن
در همه جاي جهان يکسان نيست و البته ممکن است که بعضي از لوازم و نتايج
اين پيشرفت ها هم چندان مطلوب نباشد. يکبار ديگر آنچه را که گفتيم با توجه
به موارد و شواهد مرور کنيم و مطالب را با عبارات ديگر بخوانيم.
1-
فوتبال حرفه اي نه صرف رقابت در ميدان بازي براي رسيدن به شهرت و سود و
قدرت بلکه جنگي بزرگ در يک ميدان کوچک و سمبوليک است که ميتوان آن را مثال
و نمونه اي از درآميختن آزادي و ضرورت، دوستي و خشونت، قدرت و ضعف، پيروزي
و شکست، شادي و غم، اميد و نوميدي، مهر و کين و سست همتي و استواري همت و
خلاصه رنگ باختن همه تقابل هايي دانست که تا اين زمان در عداد مسلمات بوده
است. البته در تجارت فوتبال اشخاص و سازمان هايي که صاحب تدبير و واجد
درجات بالاي عقل معاشند، بيشتر بهره مالي مي برند و از فوتبال کم و بيش
براي تدارک بي نظمي هاي اجتماعي و رواني استفاده مي کنند. آشوب هاي
تماشاگران فوتبال در بريتانيا و ايتاليا و اسپانيا و... در قبال نظمي که
از نمايش و تماشاي فوتبال پديد مي آيد، قابل اعتنا نيست. هر چند که در همه
جهان اين وضع يکسان نباشد. مثلاً در کشور ما فوتبال هزينه گزاف دارد و
بيشتر اين هزينه را دولت مي پردازد و سود مالي آن اندک است. نمي گويم دولت
به فوتبال کمک مي کند زيرا دولت تقريباً تمام هزينة نسبتاً زياد چند
باشگاه معروف را مي پردازد و بقيه هم کم و بيش به نحو مستقيم يا غيرمستقيم
از منابع مالي دولت بهره مند ميشوند. دولت از پولي که خرج ميکند سودي نمي
برد و اگر نظر به بهره برداري دارد بايد بينديشد که تاکنون چه بهره اي
برده است. در کشور، بازيکنان و مربيان چند باشگاه وضع بالنسبه خوبي دارند
و ديگران بايد با همان درآمد اندکي که به دست مي آورند، بسازند. گفتيم که
فوتبال شأني از تجارت و سياست است اما وقتي به آن با چشم سياست نگاه مي
کنند و مي پندارند که با مداخلة سياسي و گماشتن اين و برداشتن آن مي توان
بر قدرت فوتبال دست انداخت، بهره سياسي نمي برند و به فوتبال زيان مي
رسانند. من گمان مي کنم که اگر دولت مي توانست کار ورزش را به اهلش وا
گذارد و در آن دخالت نکند در بسياري از ورزش ها و بخصوص ورزش هاي دسته
جمعي مورد اقبال عمومي، وضع خوب يا بهتري پيدا مي شد. يکي از دلائل من اين
است که کشتي گيران و واليباليست ها و بسکتباليست ها و فوتباليست هاي
نوجوان و جوان ما جزء بازيکنان شاخص در آسيا و حتي در جهانند اما اينها
وقتي نوجواني را پشت سر مي گذارند، معمولاً همان که بوده اند مي مانند
گويي شرايط رشد و پيشرفت برايشان مهيا نيست و استعدادشان تلف ميشود. ولي
اينها را بايد در عداد عوارض جهاني شدن در شرايط کنوني رشد تجدد در کشورها
دانست. يعني چون فوتبال در جاي مناسب خود قرار نمي گيرد بجاي اينکه بر زخم
ها مرهمي بگذارد بيشتر زخم ميزند.
2- فوتبال عقيده، علاقه و بستگي
جديدي است که جاي بعضي علايق و بستگي هاي سابق و قديم را گرفته است.
تماشاچيان امروز ديگر نه تماشاکنان بستان1 سعدي اند و نه شباهت چنداني به
تماشاگران بازي هاي پهلواني المپ دارند. آنها امروز دوستداران و طرفداران
متعصب و هميشه حاضر در ميدان تيم ها و بازيکنان محبوب خود هستند. آنها
صرفاً براي تماشاي بازي نمي روند بلکه چشم به راه پيروزي تيم يا شخص مورد
علاقه خويشند. در يونان تماشاي بازي هاي المپ جزيي يا وجهي از پايدئيا
(فرهنگ) بود. آيا اکنون هم فوتبال و تماشاي آن يک امر فرهنگي زمان است؟
چنانکه قبلاً گفتيم همه جهان اکنون به فوتبال نياز دارند و حتي آمريکا هم
که تاکنون به فوتبال کمتر اعتنا کرده بود به سمت آن مي رود. ما همه به
فوتبال نياز داريم و اين نياز چندان شديد است که تلويزيون مي تواند در
زماني که مسابقات مهم همزمان برگزار ميشود نتيجه و خبر بـازي را نگويد که
دوستداران ناگزير باشند تا صبح بيدار بمانند و مسابقه را ببينند و مهم و
معني دار اين که کسي هم اعتراض نکند. (براي تلويزيون چه اهميت دارد که
دانش آموزان و دانشجويان و کارمندان و کارگران دير بخوابند و صبح فردا
خسته و کوفته با تأخير سرکار خود بروند. تلويزيون به زندگي و آسايش مردم
کاري ندارد بلکه بايد اقتضاهاي رسانه اي و چيزهايي که در برابر دوربينش
قرار مي گيرد و از جمله فوتبال را رعايت کند). اين نياز، نياز تازه اي است
و ما معمولاً فکر نمي کنيم و نمي پرسيم که از کجا آمده است و اگر هم
بپرسند پاسخ داده مي شود که قضيه ساده است فوتبال هم مثل تلويزيون و
کامپيوتر و موبايل و... مرغوب و مطلوب مردمان شده است اين پاسخشان درست
است. به شرط اينکه بپذيرند که نياز به فوتبال از سنخ نياز به کامپيوتر
است. نياز به کامپيوتر اقتضاي عصر و زمان اوج غلبه تکنيک است آيا فوتبال
هم ربطي به غلبه تکنيک دارد؟ مردم در هر زمان و دوراني بستگي هاي خاص
دارند. بنظر من بستگي هايي نظير بستگي و علاقه مردم به فوتبال يا نظم
پاياني عصر تجدد بسيار مناسبت دارد. فوتبال بازي عصر اطلاعات است و طبيعي
است که در عصر اطلاعات بازي را هم به بازي بگيرند و آن را براي بهره
برداري تحت حساب و کتاب درآورند. عصر جديد با هنر و فلسفه نو آغاز شد و
هنر رمان نويسي نيز در آغاز اين عصر پديد آمد و بعضي علايق فرهنگي و هنري
جاي خالي علايق سست شده ديني را گرفت. اکنون که آن علايق هم سست شده و هنر
بزرگ ديگر وجود ندارد فوتبال مي خواهد آن کاستي ها را تدارک کند. شايد
بسياري اين سخن را نپذيرند زيرا نمي خواهند يا نمي توانند بينديشند که اين
جهان چه جهان عجيبي شده است. اين انديشه آرامش را از ما مي گيرد و زندگي
را بسيار دشوار ميکند.
3- فوتبال را انگليسي هايي که در خوزستان در
صنعت نفت کار ميکردند به کشور ما آوردند. نشر و رواج آن در کشور هم مرهون
همت فوتباليست هايي است که با فرهنگ اروپا آشنا بودند و جاي تأمل دارد که
چند تن از نامدارانشان در رشته تعليم و تربيت تحصيل کرده بودند. تجدد در
هيچ علمي مثل تعليم و تربيت ظاهر و آشکار نيست. علم و فلسفه و تکنولوژي در
نظر ظاهر از زمان استقلال دارند اما وقتي به تعليم و تربيت مي رسيم ناگزير
بايد معلوم باشد که چه چيز را بايد آموخت و زمان اقتضاي چه آموزش هايي
دارد و مردمان را براي چه جامعه اي و چگونه بايد تربيت کرد. اين صرفاً يک
امر اتفاقي نيست که بنيانگذاران فوتبال ايران غالباً معلم و بعضي نيز
استاد تعليم و تربيت بوده اند اگر کسي تجدد را في الجمله درک نکرده باشد
نمي تواند به فوتبال علاقه داشته باشد. اگر اشخاصي را مي شناسيد که در
فوتبال نامدارند اما سواد چندان ندارند. مپنداريد که بستگي اين کم سوادها
به جهان تجدد از بسياري باسوادها کمتر است. در ميان اهالي جهان تجدد، درس
نخوانده و بي سواد و کودن بسيار است چنانکه در بعضي مناطق عالم تجدد زده و
به تجدد نرسيده عدد دانشمندان بزرگ غالباً محبوس در دانش تخصصي کم نيست.
کسي هم که تماشاي بازي فوتبال را دوست مي دارد لازم نيست باسواد باشد بلکه
بايد قواعد بازي را بداند و البته اگر اين قواعد را نداند از بازي چيزي
نمي فهمد و از آن لذتي نمي برد. درک اين قواعد مستلزم آمادگي ذهني خاصّ
است و اين درک در فهم درک کلي، اثر مي گذارد. توجه کنيم که فوتبال نظم و
قاعده دارد اما در نظم و قاعده اش بعضي جابجايي ها مجاز است. داور بازي
متخلف از نظم و قاعده را مجازات ميکند و مربي هر تيم بر نظم کار بازيکنانش
نظارت دارد فوتبال تمرين جنگ براي غلبه در عين رعايت نظم و پيروي از قانون
است. بشر همواره از نظم و قانون پيروي مي کرده است اما نظم قديم شبيه نظم
طبيعي و روگرفت آن بوده و قانونش معمولاً منشاء غيبي و قدسي داشته است اما
قانون فوتبال يک قرارداد معمولي است. مي گويند بازيها همه قاعده دارند و
قاعده هايشان همه قراردادي اند همچنين در همه بازيها بازيگران با آزادي
بازي مي کنند. اين هم درست است ولي براي اينکه اختلاف ميان آزادي در
فوتبال با آزادي در بازيهاي ديگر معلوم شود يکي از قديمي ترين بازي ها را
که جهاني شده است، در نظر مي آوريم. شطرنج قواعد دقيق دارد و آزادي و
امکانهاي بازي در شطرنج با هيچ بازي ديگري جز فوتبال قابل قياس نيست اما
در شطرنج تکنيک دخالت ندارد و هر چه هست تاکتيک است و حال آنکه در فوتبال
تکنيک بازيکنان طرح و اجراي تاکتيک را ميسر ميکند. در شطرنج بازيکن مهره
اي را حرکت ميدهد اما نحوه حرکت مهره در اختيار او نيست. اما در فوتبال
همه بازيکنان گرچه هر يک وظايف معيني دارند در صورت اقتضا سراسر زمين را
در مي نوردند و بازيکنان هر منطقه بازي بهر جاي زمين که بخواهند ميروند.
زمين فوتبال عرضه قانون و آزادي است و اين آزادي چيزي بيش از آزادي اي است
که در همه بازيها هست. وقتي مي گوئيم بازي آزاد است، مقصود اينست که بنابر
ضرورتهاي معيشتي يا بحکم مصلحت بيني به آن نمي پردازند. بعبارت ديگر بازي
تابع قاعده و ضرورت بيرون از خود نيست. در فوتبال علاوه بر آزادي از قيود
خارجي بازيکنان فوتبال آزادند که هر وقت تاکتيک بازي اقتضا کند نقش هاي
متفاوت بعهده گيرند. البته در اين آزادي هر بازيکني در هماهنگي با تيم خود
و با نظر به بازي رقيب و حريف عمل ميکند. در بازي شطرنج بازيگر مهره ها را
حرکت ميدهد و هر مهره اي چنانکه گفته شد حرکت معين دارد. در فوتبال
بازيکنان مهره نيستند و مربي فوتبال نمي تواند بازيکنانش را مثل مهره حرکت
دهد بلکه اينها در يک تفاهم با يکديگر کار مي کنند. در فوتبال ظرافت هاي
تکنيک و تاکنيک با آزادي و نظم جمع شده است. اين بازي در جهان کنوني مي
تواند جاي ممتازي احراز کند و در مواردي ممکن است حامل پيام جهاني شدن
باشد.
4- بازي چنانکه گفتيم شغل يا کار نيست و در وقت فراغت انجام
مي شود. البته در مناطقي که فوتبال صنعت و تجارت است و درآمد دارد،
گردانندگان بازي ها وقت تماشاگران را رعايت مي کنند. چنانکه مثلاً در
اروپا در ايام تعطيل بازي ها هنگام روز انجام مي شود و بازيهاي ميان هفته
را در شب، پس از اتمام کار روزانه تماشاگران برگزار مي کنند. اما اين
ظاهرِ کار است که بازي در وقت فراغت و پس از پايان کار روزانه انجام مي
شود. زيرا بازيکنان همه حرفه اي هستند کساني هم که هر هفته در وقت و ساعت
معين بايد به ورزشگاه بروند يا از صفحه تلويزيون مسابقه فوتبال را تماشا
کنند، اوقات کار خود را با برنامه فوتبال تطبيق مي دهند و مثلاً اگر کسي
در ايران يا در هند و ژاپن و چين بخواهد مسابقات تيم هاي اروپايي را تماشا
کند، بايد از خواب شب صرفنظر کند پس او نه فقط وقت مسابقه را انتخاب نمي
کند، بلکه وقت زندگي خود را با آن ميزان مي کند. آيا اين ها بر تعلق
فوتبال به جهان خاص دلالت دارد؟ اينکه فوتبال شغل شده است و وقت بازي ديگر
وقت فراغت نيست، حداکثر بر اين دلالت دارد که فوتبال بعضي از اوصاف و صفات
بازي را از دست داده است اما ثابت نمي کند که به زمان و عصر و جهان خاص
تعلق دارد. فوتبال براي بازيکنانش شغل است اما تماشاگران، تماشاگر بازي
اند. آنها نه فقط مزدي دريافت نمي کنند بلکه مزد گزاف بازيکنان و مربيان
هم از کيسه آنان پراداخت مي شود. پس در حقيقت بازيگران حقيقي فوتبال،
تماشاچيانند. در تمام طول بازي دل هاي آنهاست که مي تپد و در پايان نيز غم
و شادي بيشتر نصيب آنها مي شود. فوتبال اگر تماشاگر نداشت چيزي که اکنون
هست نمي شد و به صورت بازي به معني درست لفظ براي بازيکنانش باقي مي ماند.
پس در حقيقت فوتبال را از تماشاگرانش نمي توان جدا دانست اگر چنين است
فوتبال نه فقط به دوره تجدد بلکه به عصر ارتباطات تعلق دارد زيرا بيشتر
تماشاگران فوتبال بازي ها را از طريق تلويزيون تماشا ميکنند. هنوز ممکن
است نپذيرند که بازي با تماشاگر بازي مي شود و بگويند مگر گاهي بازي هايي
در ورزشگاه بدون تماشاگر انجام نمي شود و حتي شايد بازيکنان در زمين بدون
تماشاگر با خاطري آسوده تر بازي کنند. اين اشکال به آنچه گفته شد وارد
نيست. زيرا مراد اين نبود که بازي فوتبال ضرورتاً به تماشاگر وابسته است و
اگر تماشاگر نباشد، بازي صورت نمي گيرد. ضرورت ذاتي را نبايد با ضرورت
تاريخي اشتباه کرد. در تاريخ گاهي ميان دو امر پيوستگي ايجاد مي شود و اين
پيوستگي موجب مي شود که هر يک از آن دو چيز صورت و وضع ديگري پيدا کنند.
فوتبال و تماشاگرانش هم تعلق ضروري ذاتي به يکديگر ندارند بلکه در زمان
بهم بستگي پيدا کرده اند و به آساني آنها را از هم جدا نميتوان کرد و اگر
روزي اين دو از هم جدا شوند، نه بازي ديگر بازي کنوني است و نه تماشاگران،
تماشاگران امروزي اند. بازي فوتبال اکنون به صنعت تبديل شده است. پس چگونه
بگوييم که شغل نيست. شايد فوتبال هم مثل همه شئون عمده جهان کنوني جامع
اغيار و اضداد و متعارض ها باشد. چنانکه وقتي مي گوييم فوتبال شغل است يا
شغل نيست هر يک از دو حکم در زمرة قضاياي جدلي الطرفين قرار ميگيرد و هر
يک از آن دو را ميتوان با دلايلي اثبات يا نفي کرد. معهذا بازي بودن
فوتبال را نمي توان تصديق نکرد سخن اين است که فوتبال وجه يا مظهري از
جهان متجدد است.
5- بازي فوتبال در قرن نوزدهم طرّاحي شد. شايد پيش
از آن هم مي توانست بوجود آيد اما به نظر نمي رسد که دانشجويان طراح اين
بازي مي دانستند يا مي توانستند حدس بزنند که روزي بازي ابداعي آنان در
عين حال يکي از بازي ها و شغل هاي مهم و محبوب و شايع مردم سراسر روي زمين
شود اکنون نه فقط فوتبال شايع ترين بازي ورزش در همه جاي جهان است، قواعد
و زبان اين بازي که قواعد و زبان محدودي بود و هنوز هم چنين است اکنون در
زبان عمومي وارد شده است. وقتي زبان يک بازي وارد زبان عمومي مي شود آن
بازي وجهي از زندگي است. ما نه فقط در همه جا تعابيري مثل « دقيقه نود» و
« انداختن توپ در زمين حريف» مي شنويم بلکه بعضي فيلمسازان به صرافت
افتاده اند که نام هاي متعلق به فوتبال به فيلم خود بدهند. فيلم آفسايد
يکي از آنهاست. وقتي زبان عمومي زبان يک حوزه خاص را مي پذيرد بايد انس و
الفتي ميان اين حوزه و قلمرو عام پديد آمده باشد. اگر تعابير تا چندي پيش
نامأنوس فوتبال، بصرافت طبع به زبان مردمان مي آيد بدانيم که فوتبال در
زندگي مردم جاي خود را باز کرده است.
6- هر عالمي مثل يک ارگانيسم
اجزاء و اعضايي دارد که در هماهنگي با هم کار ميکنند. بر اين ارگانيسم
ميتوان عوارض و زوائد بار کرد يا زاوئد و عوارض را از آن زدود. تاريخ يک
ارگانيسم يک ارگانيسم نيست يا ارگانيسمي سيال و بسيار حساس و پيچيده و
کثيرالاعضاء است. ارگانيسم اگر چيزي از خارج بگيرد آن را در نظم خود وارد
يا تحليل يا دورش مي اندازد. يعني ارگانيسم عضو تازه نمي سازد و نظمش به
همان حال که هست مي ماند اما تاريخ گرچه هر چيزي را از بيرون نمي گيرد و
مردمان به ميل خود نمي توانند در نظم و سازمان تاريخ دگرگوني به وجود
آورند، اگر چيزي در نظام تاريخ وارد شود، تابع گردش چرخ آن مي شود و البته
بايد کارکردي خاص و جايگاهي معين داشته باشد. فوتبال بصورتي که هست نمي
توانست در عالم قديم وجود داشته باشد چنانکه مي توانست در جامعة جديد و در
زمان ما نيز وجود نداشته باشد اما اکنون که وجود دارد در عداد چيزهايي
نيست که وجودشان عارضي و زائد است. يعني مي توانند که مثلاً فردا نباشند.
فوتبال جزء لوازم جهان ما شده است و در گردش چرخ اين جهان سهم و جايگاهي
دارد. به قسمي که اگر نباشد گردش کارها مختل مي شود يا اگر مي گوئيد هم
اکنون اختلال در اين گردش پديدار شده است، مي گويم نبود فوتبال اين اختلال
را شدت مي بخشد. فوتبال صرفاً در آن جهت که ما آن را دوست مي داريم وجود
ندارد بلکه جهان ما به آن نياز دارد و علاقه ما نيز بر اثر اين نياز شدت
پيدا کرده است.
-----------------------------------------
پي نوشتها:
1- تنگ چشمان نظر به ميوه کنند ما تماشاکنان بستانيم
هر چه گفتيم جز حکايت دوست در همة عمر از آن پشيمانيم
نوشته شده در 2009/10/23 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید
تماس با میدان مغناطیسی در عملیاتهای تست غیر مخرب

تستهای غیر مخرب:
- تستهای غیر تخریبی (NDT) روشی برای انجام بازرسی در مورد صحت وسایل ساخته شده بدون اینکه از کیفیت آن کاسته شود می باشد.
- بازرسی موقتی مغناطیسی (MPI) یک نوع از تستهای غیر مخرب (NDT) می باشد که در فرایند بازرسی الکترومغناطیسی بکار می رود که در این حالت اپراتور بطور بالقوه در معرض میدان مغناطیسی قرار می گیرد .
مراحل انجام بازرسی موقتی مغناطیسی(MPI):
® شاخص محلولیت (شاخص میزان محلولیت)
® مغناطیسی کردن
- رادیال یا شعاعی
- طولی
® بازرسی
- بازرسی چشمی فضای بیرونی
- بازرسی چشمی فضای درونی
® مغناطیس زدائی
جهت دانلود و دریافت فایل کامل کلیک کنید.
نوشته شده در 2009/10/23 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

روزنامه وال استريت ژورنال پيش از معرفي اين فناوريها نوشته است: اين نوآوري ها قادرند ميزان آلودگي جهاني را کاهش دهند. همچنين مي توانند به موتور چرخه توسعه اقتصادي انرژي تجديدپذير تبديل شوند و در فعاليت هاي مرتبط با انرژيهاي سبز ميليونها شغل ايجاد کنند.
هرچند امروزه هيچ يک از اين فناوريها با قيمت اقتصادي و قابل رقابت با اشکال قديمي مصرف انرژي در دسترس نيستند اما با گذر زمان و حمايت دولتها و بخش خصوصي مي توانند به طور کامل جايگزين منابع انرژي فعلي شوند.
در اين خصوص وال استريت ژورنال نوشت:«پايان وابستگي ما به سوخت هاي فسيلي مي تواند ظرف چند دهه آينده اتفاق افتد. اين پنج فناوري اگر موفق شوند مي توانند سناريوي انرژي جهاني را تغيير دهند».
توليد انرژي خورشيدي در فضا
در رتبه اول اين راه حل هاي تکنولوژيکي، رويايي قرار گرفته است که دانشمندان از 30 سال قبل در تلاش براي تحقق آن هستند. اين رويا استفاده از انرژي خورشيدي به روشي موثر و ارزان است.
راه حل دستيابي به اين انرژي قرار دادن ماهواره اي در مدار اطراف زمين و در ارتفاع 30 هزار کيلومتر و تبديل اين ماهواره ها به مراکز خورشيدي است. پانلهاي فتوولتائيک اين ماهواره ها قادر خواهند بود نور را به برق تبديل کنند. سپس اين برق را به شکل امواج انرژي به زمين انتقال دهند.
اگر اين انرژي به شکل بسته هاي ميکرو امواج به زمين برسند خطري براي سلامت بشر نخواهند داشت. بيشترين هزينه اي که صرف ايجاد اين نيروگاههاي خورشيدي مي شود مربوط به در مدار قرار دادن اين مراکز خورشيدي است که اين هزينه ها نيز به سرعت رو به کاهش هستند. در حال حاضر در 6 کشور، دولتها و شرکتهاي خصوصي در تلاش براي فتح فضا براي راه اندازي اولين مراکز خورشيدي در مدار هستند. اين نيروگاهها مي توانند ظرف 10 سال آينده کاربردي شوند.
باتريهاي فوق قوي براي خودروهاي الکتريکي
در رتبه دوم اين رده بندي، مشکل حمل و نقل شخصي قرار گرفته است که در کنار نيروگاههاي توليد کننده برق به عنوان يکي از مهمترين منابع توليد دي اکسيد کربن در زمين به شمار مي رود. خودروهاي الکتريکي به سرعت در حال گسترش هستند، اما همچنان قيمت توليد و استفاده از آنها بسيار بالا است. يکي ديگر از مشکلات اين خودروها تمام شدن سريع شارژ باتريها است.
راه حل اين مشکل، توليد نسل جديدي از باتريهايي است که به «باتريهاي ليتيومي- هوا» گفته مي شود. بازده اين باتريها 10 برابر بيشتر از باتريهاي ليتيومي فعلي است و مي تواند انرژي خورشيد را تا 600 کيلومتر تامين کند.
سوخت زيستي از جلبک
سومين فناوري انتخابي از سوي وال استريت ژورنال نيز براي انرژي خودروها است. امروزه براي توليد سوختهاي زيستي خودروها زمين هاي کشاورزي که بايد زير کشت محصولات خوراکي روند صرف توليد گياهاني مي شوند که قادر به توليد اتانول زيستي هستند. اين مسئله موجب کاهش محصولات کشاورزي و افزايش قيمت اين مواد در بازار توليدات غذايي مي شود.
پاسخ براي حل اين مشکل استفاده از جلبکها است به طوري که بررسيها نشان مي دهد ميزان بهره وري جلبکها براي توليد سوختهاي زيستي 15 برابر بيشتر از توليد بنزين سبز از غلات است. آمريکا مي تواند به اندازه کافي جلبکهاي دريايي توليد کند و براي تامين سوخت خودروهاي خود کارخانجات توليد جلبک را راه اندازي کند.
باتريهاي خورشيدي - بادي
براي انرژي هاي تجديدپذيري چون انرژي باد و خورشيدي در حال حاضر محدوديتهايي وجود دارد و دستگاههايي که از باتريهاي فتوولتائيک برخوردارند بازده بالايي ندارند به طوري که مصرف انرژي باتري اين دستگاهها خيلي زود به اتمام مي رسد. راه حل اين مسئله مي تواند توليد باتريهاي ليتيومي باشد که علاوه بر خورشيد از باد نيز مي توانند انرژي را جمع آوري و ذخيره کنند.
تهيه زغال پاک از دي اکسيد کربن
يکي از افقهاي چشم اندازي که براي سال 2020 پيش بيني شده است توليد «زغال پاک» است. در حال حاضر نيروگاه هاي در ابعاد کوچکي آزمايش شده اند که قادرند دي اکسيد کربن را جمع آوري کرده و آن را به زغال پاک تبديل کند.
مهر
نوشته شده در 2009/10/21 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

به
گزارش ايسنا ، محققان دريافتهاند افراد مسن و سالخوردهاي كه در سالهاي
بازنشستگي به مشاغلي پارهوقت اشتغال دارند، مدت طولانيتري سلامت
ميمانند.
به گفته پژوهشگران، افرادي كه به سن بازنشستگي ميرسند؛
اما به كار كردن البته در ساعات كمتر ادامه ميدهند ، خيلي كمتر به
بيماريهاي مهم و خطرناك مبتلا ميشوند و در مقايسه با كساني كه خود را به
طور كامل بازنشسته ميكنند، مدت طولانيتري سلامت خود را حفظ ميكنند.
محققان خاطرنشان كردند: مزاياي كار كردن به مدت طولانيتر پس از بازنشستگي هم متوجه سلامت جسمي و هم متوجه سلامت روان ميشود.
محققان دانشگاه مريلند و دانشگاه ايالتي كاليفرنيا در سان برناردينو در اين مطالعه متذكر شدند: مزاياي كار كردن براي حفظ سلامتي در دوران بازنشستگي احتمالا به دليل فعاليتهاي جسمي و رواني است كه در حين كار، انسان درگير آنها ميشود و وجود تماس اجتماعي در اين زمينه نقش قابل ملاحظهاي دارد؛ در حالي كه وقتي فردي از دايره زندگي شغلي خارج ميشود، اين مزايا را از دست ميدهد و از منافع آن بيبهره ميماند. بنابراين دكتر كنت شولتز، پروفسور روانشناس در دانشگاه كاليفرنيا در گزارش خود تاكيد كرد: با انتخاب نوع مناسبي از يك كار نيمهوقت و متعادل ميتوان به بازنشستهها كمك كرد تا اين دوره انتقال شغلي را بهتر پشت سر بگذارند و درعين حال از لحاظ رواني و جسمي در شرايط سلامت و بهداشت مطلوب قرار داشته باشند.
محققان در اين پژوهش اطلاعات حاصل از 12 هزار و 189 آمريكايي در گروههاي سني 51 تا 61 سال را مورد تجزيه و تحليل قرار دادند و هر 2سال يك بار اين افراد مورد مصاحبه قرار گرفتند.
دكتر مو وانگ، استاديار روانشناسي دانشگاه مريلند نيز خاطرنشان كرد: در شرايطي كه شغل را از زندگي بازنشستهها حذف كنيم ، لذت بردن از زندگي و حفظ سلامت روان و جسم آنها كار دشواري خواهد بود.
نوشته شده در 2009/10/20 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

با اينكه گريه كردن يك پديده انساني و جهاني محسوب ميشود كه در تمام تاريخ وجود داشته و همه مردم آن را تجربه كردهاند، اطلاعات ما درباره اين پديده شگفتانگيز، بسيار ناچيز است و ساده از كنارش رد ميشويم. گريه ممكن است براثر حوادث ناگوار، فشارهاي رواني طولانيمدت، تنهايي، فقدان يك شخص در زندگي، درد و در نقطه مقابل به دليل خوشحالي، شعف و آرامش بر چهره جاري شود كه هر كدام از ما آن را تجربه كردهايم.
گريه، اشك ريختن در نتيجه واكنش به حالتي احساسي در انسان است. گريه كردن پديدهاي پيچيده و ناشي از ترشحات اشك از غدد اشكي چشم بدون هيچ گونه تحريك ساختمان چشم است. ميان غدد اشكي و مناطقي از مغز انسان كه مسوول احساسات است، نوعي ارتباط عصبي برقرار است. در واقع، گريه آسانترين و سريعترين راه آزادسازي احساسات است، ولي متاسفانه از لحاظ اجتماعي، گريه زن و بخصوص مرد در جمع پسنديده نيست. طبق تحقيقات، به طور متوسط مردان در ماه يك بار و زنها دستكم 5 بار گريه ميكنند كه ممكن است بدون هيچ دليلي دفعات گريه تا 5 برابر زيادتر شود.
ما معمولا در چند موقعيت اشك ميريزيم يا اشكهايمان از درد يا ناراحتي ناشي ميشوند يا از تحريكات فيزيكي يا احساسي ريشه گرفتهاند. در مورد اشكهايي كه از درد و ناراحتي ميچكند، فرد نياز به تماس فيزيكي پيدا ميكند. به عنوان مثال، با در آغوش گرفتن، زودتر آرام ميشود. اشكي كه ناشي از تحريكات فيزيكي است، معمولا با از بين رفتن آن عامل، خود به خود متوقف ميشود، اما اشكي كه منشاء احساسي دارد، تركيباتش با ساير اشكها متفاوت است. در پي چنين اشك ريختني، سموم بدن دفع ميشود. اين نوع اشك نسبت به اشكهاي ديگر، 24 درصد پروتئين آلبومين بيشتري دارد. مقداري هم كورتيزول دارد كه اين هورمون همزمان با شرايط استرسزا در بدن ترشح ميشود. اين اشك كه منگنز بيشتري هم دارد، منگنز بدن را كم ميكند. اشكهاي احساسي هورمونهايي را كه پس از استرس در بدن جمع شده، به حد سمي رسيده و سيستم ايمني بدن را ضعيف كرده، دفع ميكنند.
آيا واقعا مردها نبايد گريه كنند؟
مرد كه گريه نميكند! اين جمله براي بيشتر ما جملهاي آشناست. معمولا والدين اين جمله را در شرايط مختلف به كودكان پسر خود گوشزد ميكنند، اما اين حرف تا چه حد درست است؟ واقعا گريه كردن نشانه ضعف است؟
معمولا عامه مردم بر اين باورند كه گريه كردن، آن هم در ميان جمع، شرمآور است و نشانه ضعف و عدم قدرت تلقي ميشود. فردي كه گريه ميكند از اعتماد به نفس پاييني برخوردار است، ولي در واقع، با گريه كردن نبايد احساس شرم كرد. مردي يك مرد با تعداد قطرات اشك او سنجيده نميشود، بلكه با عمل او مشخص ميشود. در واقع، چه مرد و چه زن در برهههايي از زندگي، نياز به اشك ريختن و گريه كردن دارند تا سبك شوند و احساسات نهفتهشان سركوب نشود. همان اندازه كه گريه ميتواند مفيد باشد، گريه نكردن و ابراز نكردن احساسات و هيجانات دروني هم ميتواند مضر و براي سلامتي فرد خطرناك باشد. ابراز نكردن احساس در آينده ميتواند باعث بروز ناراحتيهاي جسمي و روحي بسياري مثل افسردگي، بيماريهاي رواني، بيماريهاي قلبي و انواع بيماريهاي ديگر شود. طبق تحقيقات، 85 درصد خانمها و 73 درصد آقايان پس از گريه كردن احساس بهتري داشتهاند و به بيان سادهتر، سبكتر شدهاند.
قطرات اشك چه فوايدي براي انسان دارند؟
خيلي از ما با شنيدن كلمه گريه، ياد غم و غصه و اندوه ميافتيم. به عبارتي، اين واژه در ذهن ما به صورت كليشهاي درآمده كه فقط بخش منفي آن به ذهن خطور ميكند، اما بايد گفت كه گريه و سرازير شدن اشك، ميتواند سيستم عصبي را به تعادل قبلي خود برگرداند. حتما افرادي را ديدهايد كه در غم از دست دادن عزيزي دچار شوك رواني ميشوند و در اين شرايط معمولا به دليل شوك وارده و عدم پذيرش واقعيت، قادر به اشك ريختن نيستند. اين افراد پس از مدتي به بيماريهاي روحي و جسمي مبتلا ميشوند كه شايد يكي از تنها راههاي برگشت به وضع طبيعي، گريه كردن و سوگواري باشد. در واقع، با اشك ريختن، تعادل رواني از دست رفته آنها برميگردد. گريه كردن معمولا باعث آرامش بدن و بازگشت به حالت طبيعي ميشود.
علاوه بر اين، گريه كردن از سركوب شدن احساسات جلوگيري ميكند و مانع افسردگي ميشود. گاهي ما احساساتي در درون داريم كه نياز به برونريزي دارند. گريه، بهترين راه افشا كردن اين احساسات است. گاهي حتي بدون اين كه از احساس درونيمان آگاه باشيم، با كوچكترين اشارهاي شروع به گريه ميكنيم. اين حالت باعث ميشود احساساتمان را هم بهتر بشناسيم.
گريه وضع روحي فرد را بهبود ميبخشد. با گريه كردن، هورموني به نام اندروفين ترشح ميشود كه علاوه بر بهبود حالات فردي، نقش مسكن را هم ايفا ميكند. به همين دليل است كه بيشتر افراد پس از گريستن احساس بهتري دارند.
از فوايد ديگر گريه براي بدن، ميتوان به سمزدايي آن اشاره كرد. گريه يكي از راههايي است كه بدن براي خلاص شدن از شر سموم و مواد زائد بدن استفاده ميكند، بخصوص اشكهايي كه در نتيجه احساسات باشند. چون اين اشكها سموم بيشتري را از بدن دفع ميكنند. گريه باعث كاهش استرس هم ميشود.
علاوه بر تمام مواردي كه گفته شد، اشك، چشم را شست و شو ميدهد و آن را تميز و ضدعفوني ميكند. اشك مانع خشك شدن چشمها ميشود، حركت پلكها و كره چشم را هم راحت ميكند.
حالا شرايطي را در نظر بگيريد كه چشم ما اشكي ترشح نميكند. چشم دچار سوزش، خارش و قرمزي ميشود، به نور حساس ميشود، قرنيه شفافيت خود را از دست ميدهد، خشك ميشود و احتمال عفونت مكرر آن بيشتر ميشود، قرنيه ممكن است زخم شود و در نهايت، فرد ممكن است بينايي خود را از دست بدهد.
گريه در مردان و زنان چه تفاوتي با هم دارد؟
معمولا گريه كردن را به زنان نسبت ميدهند و براي اين پديده يك تقسيمبندي جنسيتي قائل ميشوند. اين كه زنان بيشتر از مردان گريه ميكنند، كاملا درست است و تحقيقات نشان ميدهد، زنان 4 تا 5 برابر بيش از مردان گريه ميكنند. هورمون پرولاكتين و استروژن، 2 هورموني هستند كه تنها در زنان وجود دارند و منجر به بروز گريه ميشوند و شايد اين دليل خوبي براي اين مساله باشد كه به طور متوسط مردان يك بار در ماه و زنان 5 بار گريه ميكنند. البته همه اينها بستگي به عمق ناراحتي و تأثير آن در بدن دارد. جالب است بدانيد كه پيش از بلوغ، ميزان گريه در دختران و پسران به يك اندازه است و اين به دليل ترشح يكسان هورمون پرولاكتين در هر دو جنس است كه باعث تحريك توليد اشك ميشود، اما پس از بلوغ، ميزان توليد اين هورمون در زنان 60 درصد بيشتر از مردان ميشود. علاوه بر اين طي دوره بلوغ، با افزايش ميزان هورمون تستوسترون در مردان، درصد گريه در آنها كمتر از زنان ميشود.
يكي از تفاوتهايي كه ميان گريه كردن مردان و زنان وجود دارد اين است كه غدد اشكي در مردان كوچكتر است و از لحاظ ساختار هم متفاوت با غدد اشكي زنان است. پس گريه، مرد و زن نميشناسد. هر وقت احساس كرديد احتياج داريد گريه كنيد، فارغ از اين كه ممكن است ديگران چه فكري راجع به شما بكنند با خيال راحت گريه كنيد. اين را به ديگران هم بياموزيد كه احساسات خود را بروز دهند تا جسم و روحي سالم داشته باشند. البته گريه كردن تنها يكي از راههاي ابراز احساسات است. موفق باشيد!
نوشته شده در 2009/10/15 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید
حرکت قویترین لیگ بسکتبال جهان به سوی خودکشی؟
فیفا تغییر مقررات داوری در بازیهای جام جهانی را بررسی می کند
شیفتگان بازیهای ویدئویی در 'واقعیت' رقابت میکنند
تکنولوژی تفاوت مردان و زنان را آشکار می کند
ارتباطات در بریتانیا تحت نظارت دقیقتر قرار میگیرد
گام بعد بازیهای قابل حمل از آن کیست؟
اینتل با ۱.۲۵ میلیارد دلار رضایت AMD را جلب کرد
تاثیر مواد شیمیایی موجود در کالاهای پلاستیکی بر رفتار پسربچه ها
استقبال گرم استرالیایی ها از پانداهای چینی
تلاش برای کاهش آروغ گوسفندان استرالیا
وقتی سراپا "گوش" می شویم
توصیه های دارویی برای ایدز تغییر کرد
دستنوشتههای استاندال فرانسوی بر روی شبکه جهانی اینترنت
ژنهای موجود در اسپرم 'عمر مردها را کوتاه می کند'
گوگل دسترسي رايگان به مقالات روزنامهها محدود ميکند
ثبتنام دانشجويان انصرافي و اخراجي در كنكور
حل مسائل فیزیک هالیدی
پمپ ها و علم هیدرولیک
ركوردهایی كه شكسته شد
اسوس، نتبوک با قابلیت ارتباط لمسی را روانه بازار کرد
پیوند اولین دست بیونیک با توانایی برقراری ارتباط با مغز
برنامه مخرب؛ عامل صفحه سیاه مرگ
برترین جستجوهای سال 2009 یاهو اعلام شد
امشب ماه به دیدار خوشه پروین می رود
جريمه 2.6 ميليون دلاري شركت eBay
جايگزيني براي آکروبات
صفحهکليد با شماره!
تکثير سازمان يافته پرتوآبي
مرگ پرتو آبي با ورود لوح فشرده 5 بعدي بي انتهاي 10ترابايتي






