
به همين علت بررسي ريسك لرزهاي شهري و نيز كاربرد روشهاي نوين در ارزيابي خطرپذيري و خسارت لرزهاي در دو بخش كلي قبل و بعد از رخداد زلزله مطرح ميشود. نتايج حاصل از اينگونه برآوردها به عنوان اصليترين اطلاعات ورودي در مديريت واكنش اضطراري به شمار ميآيد. به همين علت گنجاندن اين مباحث در برنامهريزيهاي ارتقاي مديريت خطرپذيري و بحران در سطوح اجرايي كشور ضروري است.
برآورد خطرپذيري و خسارت، اركان اساسي مديريت بحران هستند. در برآوردهاي هر چه واقعيتر بايد به گردآوري اطلاعات شهري، به روز رساني آنها و از طرفي شناخت آسيبپذيري مستحدثات و به طبع آن آسيبپذيري انسانها اشاره كرد.
بر اين اساس، كاربرد فناوريهاي پيشرفته سنجش از دور RS و GIS در هر دو مورد قبل و بعد از زلزله اهميت مييابند. استفاده از اين روشها بخصوص در دهه اخير و در اغلب كشورهاي پيشرفته رو به گسترش است. در بسياري از نقاط ايران نيز سيستم اطلاعات جغرافيايي بهكار گرفته شده و اطلاعات شهري در حال تكميل و توسعه است. همچنين، الگوريتمها و فضاهاي محاسباتي مطلوبي براي به دست آوردن تخمينهاي مورد اشاره مهيا شده است. در ضمن شبكههاي لرزهنگاري مناسب در سطح كشور نيز موجود و در حال توسعهاند كه در تكميل اطلاعات زيربنايي كارايي دارند. همچنين، توانمنديهاي علمي و تخصصي لازم براي به كارگيري اين شبكهها يا ابزارهايي نظيرسنجش از دور براي مديريت خطرپذيري و بحران در كشور وجود دارد.
به گفته دكتر بابك منصوري، عضو هيات علمي پژوهشكده مديريت خطرپذيري پژوهشگاه زلزله، نگرش برآورد خطرپذيري لرزهاي به اجزاي مختلفي وابسته است. يكي از اين اجزا برآورد خطر لرزهاي (قبل از وقوع زلزله)، توليد نقشه پهنهبندي و ريز پهنهبندي لرزهاي يا ثبت و تعيين شدت زلزله (بلافاصله پس از وقوع آن) است كه اين مقادير بهعنوان ورودي سيستم برآورد خطرپذيري يا خسارات در نظر گرفته ميشوند.
از ديگر موارد برآورد ميتوان به گردآوري اطلاعات مرتبط با در معرض خطر بودن مستحدثات و برآورد و تعيين آسيبپذيري لرزهاي اجزاي شهري از قبيل ساختمانها، شريانهاي حياتي، بناهاي عمومي و تاسيسات خطرزا و همچنين بررسي شرايط فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي شهروندان اشاره كرد.
در نهايت، بخش پردازش اطلاعات و توسعه الگوريتم برآورد ريسك يا خسارات مستقيم و غيرمستقيم (انساني، ساختمانها، بناهاي عمومي، شريانهاي حياتي و تاسيسات خطرزا، توقف تجارتها و توليد...) مدنظر قرار ميگيرد.
برآورد خطرپذيري قبل از وقوع زلزله
ثبت نقشههاي خطر زلزله بر حسب اهميت و سناريوهاي مختلف رويداد آن، تشكيل و توسعه بانكهاي اطلاعاتي ساختمانها، شريانهاي حياتي و در عين حال تعيين آسيبپذيري انسانها، مستحدثات و آسيبها و خسارات غيرمستقيم از جمله مواردي است كه در برآورد خطرپذيري قبل از وقوع زلزله مدنظر قرار ميگيرند.
در اين ميان به گفته دكتر منصوري كاربرد GIS در مديريت خطرپذيري و بحران نقش برجستهاي را ايفا ميكند، چراكه برنامهريزي و مديريت صحيح خطرپذيري يا ريسك لرزهاي در سايه جمعآوري اطلاعات مكاني و توصيفي شهر يا هر مكان مورد نظر، امكانپذير است كه البته تجزيه و تحليل اين اطلاعات همراه با بهنگامسازي آنها عملا فقط در سيستم GIS مقدور است.
بهطور كلي مراحل و عملياتي همچون ساماندهي دادههاي شهري برحسب لايههاي مجزاي بانكهاي اطلاعاتي و پيادهسازي توابع و الگوريتمهاي آسيبپذيري، پيادهسازي مدلهاي محاسباتي و توليد نقشههاي دو يا سه بعدي خطرپذيري لرزهاي در اين سيستم قابل اجراست.
نقشههاي موضوعي مهمترين نقشههايي هستند كه در موقع بحران امر تفسير، هدايت و مديريت بحران را براساس الگوهاي از پيش مدلسازي شده به صورت اصولي ممكن، تسريع و تسهيل ميكنند. اين نقشهها حاصل و خروجي سيستم GIS است كه بر حسب نياز تهيه و ارائه ميشوند.
برآورد خسارت بعد از وقوع زلزله
به گفته دكتر منصوري به منظور ارزيابي خسارات مستحدثات و برآورد خسارات جاني (تلفات، جراحات) از زلزله روشهاي مختلفي وجود دارد كه برحسب دقت و سرعت قابل تقسيمبندي هستند. وي ميافزايد: در واقع ميزان دقت و سرعت،برآورد اثرات زلزله تابعي از حجم و دقت اطلاعات و نوع روش است. ارزيابي اثرات زلزله با استفاده از دادههاي شبكه لرزهنگاري يا ساير اطلاعاتي نظير انسداد راهها و آتشسوزيهاي رخ داده پس از وقوع زلزله، قابل انجام است كه مورد اول با سرعت بالا و مورد دوم با سرعت كمتر قابل اجراست. در اين روشها با استفاده از تحليل اطلاعات مرتبط با زمين لرزه به وقوع پيوسته، شدت زلزله در گستره شهر برآورد ميگردد و سپس امكان برآورد اثرات ناشي از آن با استفاده از بانكهاي اطلاعاتي موجود فراهم ميشود. منصوري ميافزايد: يكي ديگر از اين روشها پايش و بررسي عملكرد شريانهاي حياتي است كه ميتوان با استفاده از آن توزيع مكاني شدت زلزله را برآورد كرد. با اين روش، برآورد خسارات شريانهاي حياتي نيز قابل انجام خواهد بود. اين روش در زمره روشهاي سريع قرار ميگيرد. روش ديگر استفاده از فناوري پيشرفته سنجش از دور است كه اين امكان را فراهم ميسازد تا از طريق مشاهده مستقيم (البته توسط گونههاي متفاوت سنجندهها) بتوان با ثبت تغييرات ايجاد شده در سطح زمين (شامل تغييرات هندسي، بافتي و طيفي) ميزان خسارات را برآورد كرد.
به گفته منصوري در روش ارزيابي اثرات زلزله، با استفاده از دادههاي سيستمهاي توزيع شده شبكهاي حسگرهاي لرزهاي شامل شتابنگارها يا حسگرهاي SI و حسگرهاي روانگرايي، محل، گستره و شدت زلزله را ميتوان بلافاصله پس از وقوع زلزله برآورد كرد. در اين روش نقشهها، اطلاعات زمينشناسي، ژئوتكنيك و همچنين زلزلهشناسي در پايگاه دادههاي تخصيص يافته و GIS آماده پردازش هستند. مدلهاي رفتار لرزهاي نيز شبيهسازي شده و اطلاعات آن ذخيره مي باشند.
بلافاصله پس از وقوع زمين لرزه، اطلاعات ثبت شده از حسگرهاي توزيع شده در سطح منطقه به مركز مديريت مخابره و توزيع شاخص شدت لرزهاي در سطح منطقه ثبت ميشود. با داشتن بانك اطلاعات از نوع و گستره مستحدثات، آمارهاي اجزاي شهري، مدلهاي آسيبپذيري شهري منطقهاي، توابع خسارت و مدلهايتراكم جمعيت، برآورد سريعي از ميزان، مكان و گستره خسارت رخ داده بهدست ميآيد.
استفاده از فناوري سنجش از دور
سنجش از دور كاربردهاي گستردهاي را در برآورد خسارات و مديريت بحران دارد كه از آن جمله ميتوان به تصويربرداري هوايي و فضايي اپتيكي اشاره كرد. به گفته منصوري هماكنون اغلب كشورها به سيستمهاي عكسبرداري اپتيكي هوايي مجهزند. سازمانهاي نظامي كشورها چه توسط هواپيماهاي با ارتفاع پروازي كوتاه، چه توسط سيستمهاي پيشرفته پروازي با ارتفاع بلند كه بيشتر به منظور جاسوسياند عكسهاي مهمي را از مناطق سوقالجيشي تهيه ميكنند. امروزه عكسبرداري هوايي اغلب بهطور رقومي، با كيفيت بسيار بالا و در چند باند طيفي انجام ميگيرد كه اين تصاوير معمولا در سوانح طبيعي مانند زلزله كاربرد بسياري دارد. به عنوان نمونه ميتوان به كاربرد فراوان عكسهاي هوايي تهيه شده توسط سازمان نقشهبرداري كشور و تصاوير ماهوارهاي Quickbird مرتبط با زلزله 1382 بم اشاره كرد.
وي در ادامه ميگويد: كاربردهاي تصاوير هوايي يا ماهوارهاي اپتيكي را در مديريت خطرپذيري و مديريت بحران ميتوان به اين شرح طبقهبندي كرد: راهبري تيمهاي واكنش اضطراري، برنامهريزي تخليه امن، تشخيص مكانها با ناپايداريهاي ژئوتكنيكي، آشكارسازي نشت مواد خطرناك، برآورد ميزان تغييرات و تخريب پس از زلزله، برنامهريزي بازسازي، پاسخ به بحران و مستندسازي سوانح.
سيستمهاي هوايي ليزري يكي ديگر از ابزارهاي سنجش از دور در اين شرايط است كه مدلسازي سهبعدي شهرها، وضعيت ساختاري يك شهر (بافت و توپوگرافي) را نشان ميدهد و چنانچه اطلاعات ساختمانها و تغييرات شهري مرتبا به بانك اطلاعاتي وارد و تصحيح شود، گزارشي از وضعيت حاضر و تغييرات حادث شده را ميتواند ارائه كند. منصوري ميافزايد: امروزه بيشتر شهرهاي پيشرفته در حال تدوين و تكميل نقشههاي خطر و خطرپذيري سه بعدياند كه ارتباط بصري قوي و تاثيرگذاري را درميان مردم و مسوولان دارند.
چنانچه نقشههاي سه بعدي در قبل و بعد از سانحه زلزله پردازش و توليد شوند، ميزان خرابي و تغييرات را مشخص ميكنند و لذا در امور برآورد سريع خسارت، مديريت بحران و بازسازي نيز ميتوان از اين نقشهها استفاده كرد.
در ضمن سيستمهاي هوايي راداري غيرنظامي با قابليتهاي انترفرومتريك مختلفي در آمريكا، ژاپن و اروپا به منظور كاربردهاي آموزشي، تحقيقاتي توسعهاي و شهري در دهه اخير طراحي و ساخته شدهاند كه هماكنون مورد استفاده قرار ميگيرند.
به گفته منصوري، سيستمهاي راداري مزيتهاي ويژهاي را در مقايسه با سيستمهاي اپتيكي دارند. رادارها قابليت كار را در هر شرايط آب و هوايي دارند و در مواقع اضطراري، ميتوان سريعا تصاوير مكانهاي آسيب ديده شهري را دريافت كرد تا تصميمات لازم براي اين شرايط گرفته شود.
استفاده از سامانههاي ژئوانفورماتيك ديگر
پس از وقوع زلزلههاي سهمگين، گردآوري سريع و برآورد ميزان تخريب بسيار مهم است. جمعآوري اطلاعات دقيق و سريع در مورد گسترش فضايي و اهميت و شدت تخريب در شهرها از ملزومات تصميمگيرندگان مديريت بحران، تيمهاي نجات، تيمهاي شناسايي عملياتي، تحقيقاتي و... است. به گفته منصوري، معمولا اين اطلاعات در طول هفتهها و ماهها پس از واقعه ثبت و روند مراحل پس از زلزله آرشيو ميشود. اين ابزار يك سيستم شناسايي قابل حمل انفرادي است كه در جهت نظارت، ثبت وقايع و آثار سوانح، تصميمگيري و اولويتبندي عمليات طراحي شدهاست.
به اعتقاد منصوري، يكي ديگر از خصوصيات اين سيستم كاربرد آن در ناوبري در صحنه واقعه است. بهدليل اينكه مرتبا وضعيت مكاني كاربر روي نقشه يا عكس ماهوارهاي مشهود است، براحتي در تشخيص موقعيت و مديريت عمليات موثر خواهد بود. همچنين از اين سيستم ميتوان بهعنوان ابزاري براي مديريت عمليات امداد و نجات با رعايت اولويتهاي مخابره شده استفاده كرد و مرتبا اطلاعات مركز توسط مشاهدات زميني تصحيح و تصديق شود. اين سيستم براي اولين بار در بم پيادهسازي و مورد استفاده قرار گرفت.
منصوري در پايان ميافزايد: خوشبختانه هماكنون امكانات مناسبي در سطح كشور موجود و در حال توسعه است، همچنين توانمنديهاي علمي تخصصي لازم براي بهكارگيري اين ابزار براي مديريت خطرپذيري و بحران در كشور وجود دارد و گنجاندن اين مباحث در برنامهريزيهاي ارتقاي مديريت خطرپذيري و بحران در سطوح اجرايي كشور ضروري است.
بهاره صفوي
نوشته شده در 2009/12/1 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

به
گزارش خبرگزاری مهر، یکی از پیشنهادات ارائه شده در خصوص محدود کردن دی
انتشار دی اکسید کربن در اتمسفر جلوگیری از نشت این گاز از مخازن طبیعی
زیر زمینی است به همین منظور گروهی از دانشمندان موسسه تکنولوژی ماساچوست
مدلی را برای ارزیابی احتمال نشت این گاز از مخازن طبیعی ارائه کردند. دی اکسید کربن این مخازن وارد آبهای زیرزمینی می شود این گاز سبکتر از
آب است به همین علت به محض آنکه وارد جریان آب زیرزمینی شد به سمت بخشهای
فوقانی حجم آب بالا می رود در بخشهای فوقانی آب سنگهای متخلخلی وجود دارند
که به طور معمول همانند یک لایه بسته می شوند و گاز پایدار را برای طولانی
مدت در خود نگه می دارند. این لایه سنگ اغلب نفوذپذیر است و بنابراین گاز به آهستگی از این فیلتر
عبور کرده و به اتمسفر باز می گردد. تحقیقات مستقیم در این عرصه با نقشه
برداری ازساختار بالقوه ژئولوژیکی قابل استفاده و با بررسی مدلها تئوریک
برای پیش بینی مسیر جریان دی اکسید کربن انجام می شود. براساس گزارش ساینس دیلی، در این خصوص این محققان اظهار داشتند: "مدل
جدید ما بیش از آنکه متکی بر روشهای عددی باشد، یک متد تحلیلی است و در
درجه اول سه مکانیزم فیزیکی که دی اکسید کربن در حضور آنها در لایه سنگها
باقی می ماند را با یک فرمول ریاضی بررسی می کند. این فرمول یک راه حل ساده را برای رسیدن به جواب ارائه و احتمال
پارامترهای کلیدی مختلف را تحلیل می کند. به این ترتیب می تواند در کمتر
از چند دقیقه پیش بینی کند که دی اکسید کربن از چه روشی برای رسیدن به سطح
زمین استفاده می کند.
نوشته شده در 2009/11/28 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

مورچه ها و موريانه ها مي توانند محيط زندگي خود را براي کسب غذا تغيير دهند. اکنون نتايج دو تحقيق مجزا نشان مي دهد که استراتژي هاي همزيستي که اين حشرات براي کاشت قارچ ها استفاده مي کنند همزمان مي تواند عملکرد خوبي را براي خاک محل زندگي آنها به همراه داشته باشد.
در تحقيق اول که به دست دانشمندان دانشگاه «ويسکونسين- مديسون» انجام شد نشان مي دهد که مورچه هاي نوع Acromyrmex و Atta باکتريهاي تثبيت کننده نيتروژن را براي کاشت قارچهايي که از آنها به عنوان غذا استفاده مي کنند استخدام مي کنند. اين حشرات اجتماعي نقش بسيار مهمي در اکوسيستم مناطق حاره اي قاره آمريکا ايفا مي کنند و مي توانند به رشد بهتر گياهان و بازيافت مواد غذايي کمک کنند.
اين دو گروه مورچه ها از قارچ هاي خانواده Lepiotaceae تغذيه مي کنند و اين قارچها را در لانه هاي خود و با استفاده از کود گياهي حاصل از برگهاي درختان مي کارند. براي توليد اين کود گياهي مورچه ها به ميزان زيادي نيتروژن نياز دارند.
اين دانشمندان براي کشف چگونگي جمع آوري اين ميزان زياد نيتروژن، 80 کلوني مورچه ها را از آرژانتين، کاستاريکا و پاناما به لابراتوار آورده و آنها را پرورش دادند. سپس مکانيزم باغباني مورچه ها را کشف کردند.
در اين مطالعات مشخص شد که در زيرلايه برگ هايي که تازه جمع شده بودند مورچه ها حجم بالايي از باکتريهاي تثبيت کننده نيتروژن را به کار گماشتند و اين باکتريها نيتروژن را از هوا جمع آوري کرده و به کود گياهي تزريق کردند. به اين ترتيب مورچه ها با استفاده از اين کود غني از نيتروژن قارچهاي خوراکي خود را کشت دادند.
براساس گزارش ساينس، در تحقيق دوم که محققان دانشگاه هلند انجام دادند دريافتند که موريانه هاي آفريقايي از زيرخانواده Macrotermitinae از 30 ميليون سال قبل تنها يک نوع قارچ را براي مصرف غذايي خود مي کارند. اين نشان مي دهد که از 30 ميليون سال قبل تا کنون ميراث ژنتيکي اين حشرات تغيير نکرده است.
مهر
نوشته شده در 2009/11/26 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

دانشمندان دانشگاه ويسکونسين مديسون در اين بررسيها کشف کردند که تولد و رشد جمعيت جديدي از گياهان پهن برگ به خصوص درختان افرا، زبان گنجشک و نارون در آمريکاي شمالي علت انقراض ماموتها بوده است.
اين محققان در اين خصوص اظهار داشتند: "در مدت آخرين عصر يخبندان که بين پليستوسن و اولوسن (بين 18 تا 6 هزار سال قبل) رخ داده است آمريکاي شمالي شاهد بزرگترين تغييرات اکولوژيکي بوده است به طوري که يک گونه گياهي جديد در اين منطقه گسترش يافت درحالي که 34 گونه جانوري نابود شدند."
اين گروه جانوران عظيم شامل ماموتها، فيلهاي بزرگ ماستودون و ببرهاي دندان شمشيري بودند. تا کنون با توجه به بقاياي فسيلي اين جانوران، دانشمندان نتيجه گيري کرده بودند که انقراض اين گونه ها در اثر نابودي محل سکونت آنها و شکار به دست انسان بوده است.
اکنون اين ديرينه شناسان با بررسي رسوبات درياچه "اپلمن" در اينديانا خلاف فرضيات پيشين را نشان دادند و کشف کردند که انقراض و نابوي اين "ابر جانوران" به خصوص گياهخواران عظيم الجثه به دليل رشد گياهان پهن برگ بوده است.
به خصوص اين دانشمندان با بررسي گرده ها، کربن و قارچ Sporomiella که در فضولات جانوران گياهخوار رشد مي کند توانستند روند جمعيتي گونه هاي "ابر جانوران" را بازسازي کنند و نشان دهند که اين جانوران غول پيکر بين 14 هزار 800 تا 13 هزار و 700 سال قبل و پيش از نابودي گونه جديد گياهان پهن برگ و همچنين انقراض جمعيتهاي انساني "کلاويس" نابود شده اند. "کلاويسها" بزرگترين شکارچيان آمريکاي شمالي بوده اند.
براساس گزارش ساينس، اين کشف همچنين فرضيه ديگري را رد مي کند که براساس آن برخورد يک جرم آسماني به زمين در حدود 12 هزار و 900 سال قبل منجر به انقراض اين جانوران شده است.
مهر
نوشته شده در 2009/11/23 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

اين فسيلها که 100 ميليون سال قدمت دارند نشان مي دهند که کروکوديلهاي قديمي همانند پستانداران چهارپا راه مي رفته اند و همچنين قادر بوده اند به چابکي شنا کنند.
محققان دانشگاه شيکاگو اين پنج فسيل عجيب را کشف کردند. يکي از اين فسيلها دندانهايي مثل عاج گراز و ديگري پوزه اي شبيه به نوک اردک دارد.
اين ديرينه شناسان هفته آينده فيلم مستندي را با عنوان "زماني که کروکوديلها دايناسور مي خوردند" از شبکه تلويزيوني National Geographic پخش مي کنند.
اين گونه هاي کروکوديلها در قاره قديمي "گوندوانا" ساکن بودند. "گوندووانا" قاره اي بسيار وسيعي و قديمي بوده است که قاره هاي فعلي نيمکره جنوبي زمين شامل آمريکاي جنوبي، آفريقا، استراليا و بخشهايي از هند و قطب جنوب از تجزيه اين قاره وسيع ايجاد شده اند.
براساس گزارش اينديپندنت، عادات غذايي اين کروکوديلها برپايه محلي که در آن زندگي مي کردند متنوع بوده است. اين خزندگان عجيب که شباهت چنداني به کروکوديلهاي امروزي نداشته اند مي توانستند به سرعت در آب شنا کنند و يا در خشکي بتازند.
مهر
نوشته شده در 2009/11/21 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

فناوری
ری میرز میلیونها نفر را در سراسر دنیا مسحور برنامههای تلویزیونی خود ساخته است. وی فردی مستقل و خوشبین است که دوست دارد به مردم اطمینان بدهد که میتوانند در دنیای وحش زنده بمانند. با این حال حتی او هم خیال نمیکند که با بحران آبوهوایی دنیا، مردم بتواند چنین کاری انجام بدهند.
شما در شهری در انگلستان بزرگ شدهای. چه طور به دنیای وحش و طبیعت علاقمند شدی؟
زمانی
که من بزرگ میشدم، آن منطقه خیلی هم شهری نبود. جایی که ما بودیم دقیقا
لبه کمربند سبز لندن بود که میشد انواع درختان و گونههای نادر را در آن
پیدا کرد. بهار که میشد من در جنگل قارچ، تمشک وحشی و برخی گیاهان نادر
را پیدا میکردم. پیاده حدود 20 دقیقه بیشتر راه نبود، با داشتن این
همه، چه طور میتوانستم به طبیعت علاقمند نشوم؟
شما گفتهای که در دوره نوجوانی و جوانی، زمان زیادی را در
کتابخانههای علمی صرف مطالعه درباره گیاهان کردهای. آیا هنوز هم به این
مطالعات ادامه میدهی؟
این از موضوعاتی است که هر چه در آن
عمیقتر میشوید، پیدا کردن جوابها برایتان سختتر میشود. من هنوز هم
روی بخشهایی از آن کار میکنم. دو چیز مرا نگران میکند، یکی این که در
مورد گیاهان اطلاعات غلط زیادی وجود دارد، یک جور عصر تازه کتابهای ساده
شده پرورش گیاه که مطالب مربوط به مواد شیمیایی پرورش گیاهان را مطرح
نمیکنند. دیگری هم حوزه انسانشناسی است؛ دانش مردم بومی که سبک
زندگیشان در حال ناپدید شدن است. من از همه منابع اطلاعات استفاده می
کنم، کتابها، متخصصین و شهود خودم که نشان داده خوب کار میکند! شهود در
واقع خواندن ناهشیارانه علایم تجربی است و شما را بیشتر با مسئله درگیر
میکند، هر چه بیشتر بدانید که چه طور و کجا جستجوهایتان را اولویتبندی
کنید، شهودتان بیشتر شما را راهنمایی خواهد کرد.
آیا خودت را دانشمند میدانی؟
نه. با اینکه
روشهای من خیلی هم از روشهای دانشمندان فاصله ندارد، اما من خودم را
دانشمند نمیبینم. من فقط مسحور علم هستم و از خواندن علم لذت میبرم.
وقتی تنها 19 سال داشتی، تدریس را آغاز کردی. چهطور؟
روزی
با فردی که در ارتش کار میکرد، کنار یک ردیف بوته قدم میزدیم. از من
پرسید چیزی برای خوردن پیدا میشود؟ من زمین را کندم و ریشه خوراکی گیاهی
از خانواده جعفری را بیرون کشیدم. آن موقع اولین شغلم را گرفتم: تدریس
روشهای زنده ماندن در طبیعت به افراد ارتش.
آیا باید چنین مباحثی را (زنده ماندن در طبیعت وحشی) به طور رسمی تدریس کرد؟
یادگیری
و دریافت مهارتها نیاز به زمان دارد. نگرانی من از سیستم آموزشی، محدود
بودن زمان در آن است. دانش در مورد محیطهای بیرون از شهرها و چگونگی
راحتی در آن مفید است و من فکر میکنم که آموزش این موارد به کودکان خیلی
مهم است. ما از آنها انتظار داریم که در مواجهه با گرمایش جهانی در مورد
گیاهان احساس مسئولیت کنند، برای این کار باید به آنها ابزارهای لازم را
بدهیم.
مردم نسبت به برنامههای زندهماندن در طبیعت بدگمان شدهاند.
آیا تا به حال شده که این چیزها را برای تولید یک برنامه تلویزیونی تنظیم
کرده باشی؟
برنامههای من با خیلی برنامههای دیگر متفاوت
است. آنها برای سرگرمی ساخته میشوند اما برنامه من مستند است. درست است
که ما تصمیم میگیریم از چه چیزی تصویر برداریم، اما فیلمنامه نداریم. من
هرگز زیر بار این نمیروم که کسی بگوید در برنامهام چه چیزی بگویم. درست
است که این روش کار کردن سختتر است و به پول و زمان بیشتری نیاز دارد،
اما من روی برنامهای که میسازم حساسیت خاصی دارم.
آیا شما هم نگران آینده کره زمین هستی؟
این کره
خاکی حالش خوب میماند، اما این که ما هم خوب خواهیم ماند یا نه مسئله
دیگری است. جالب اینجاست که آخرین باری که ما به عنوان یک گونه با
تغییرات آبوهوایی روبرو شدیم، شکارچیانی بودیم که میتوانستیم زندگیمان
را جمع کنیم و محل زندگیمان را عوض کنیم. اما الان نمیتوانیم این کار را
انجام بدهیم و تازه فهمیدهایم که اگر بخواهیم باثبات زندگی کنیم، باید
بیشتر مراقب این سیاره باشیم. من یکی از افرادی که برای طبیعت نگرانند
نیستم، به نظرم این که مثبت رفتار کنیم اهمیت بیشتری دارد.
البته ما
باید نگران باشیم، اما من بیشتر از گرمایش زمین، نگران آلودگی آن هستم.
ما بدون آبوهوای سالم چهطور قرار است زنده بمانیم. ما هر روز شاهد
بیماریهای بیشتری هستیم و علل این بیماریها به انتها نمیرسد. من بعید
میدانم که جواب ساده باشد یا به شرایط محیطی برگردد، برای همین باید
همان اندازه که برای رفع گرمایش جهانی تلاش میکنیم، به رفع آلودگیها هم
اهمیت بدهیم.
افراد بشر چه طور میتوانند با تغییر آبوهوایی کنار بیایند؟
من
فکر نمیکنم افراد زیادی زنده بمانند. یک فاجعه خواهد بود. ما برای زنده
ماندن باید بتوانیم با تغییر سازگار شویم. نگرانی عمده من از این است که
مردم دارند در تکامل داروینی پسرفت میکنند.
آیا الان لازم است که همه ما مهارتهای را یاد بگیریم؟
خیر.
من فکر میکنم نه برای اینکه با یک بحران روبرو هستیم، بلکه به دلیل این
که یاد گرفتن در مورد دنیای طبیعی لذتبخش است، مردم باید این مهارتها را
یاد بگیرند. مهم این است که بدانیم فارغ از اینکه دنیا چه قدر عینی و فنی
به نظر برسد، هنوز زیر پاهای ما دانهها و ریشهها و خاک وجود دارد و ما
هنوز بخشی از طبیعت هستیم.
بهترین توصیههای شما برای بقا چیست؟
باید حس
شوخطبعی داشته باشید، چون کارها همیشه درست پیش نمیروند. از طبیعت
نترسید. بقا یعنی نگه داشتن یک نگرش ذهنی مثبت. اگر در یک موقعیت دشوار
قرار دارید تلاش کند و آن را بفهمید. فقط باور کنید که شما میتوانید.
نیوساینتیست - ترجمه: بهنوش خرمروز
نوشته شده در 2009/11/20 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

با
وجود اين كه آب و هواي جهاني و دماي اقيانوسها در حال گرم شدن و افزايش
است، اما مقدار يخها در محدوده قطب جنوب نهتنها روبه كاهش نيست، بلكه
در واقع روبه افزايش است.
كاهش يخهاي دريايي ديگر نقاط كره
زمين در سالهاي اخير سر فصل خبرها بوده است چرا كه با سرعت زيادي در حال
انجام شدن است. اندازهگيريهاي ماهوارهاي سال 1970 و دنبال كردن اين
جريان تاكنون نشان ميدهد به طور ميانگين در هر دهه ميزان يخهاي دريايي
به اندازه 4 درصد كاهش داشته است. در مقابل يخهاي دريايي قطب جنوب رشد يك
درصدي از خود نشان ميدهد كه معادل 100 هزار كيلومتر مربع در يك دهه است.
چرا چنين تفاوت فاحشي بين اتفاقات رخ داده در قطب شمال و قطب جنوب وجود دارد؟
دانشمندان دانشگاه سياتل، واشنگتن و Goddard بتازگي 3 نظريه در اين باره ارائه كردهاند: اول تخليه ازن، دوم تغيير ديناميك اقيانوس و سوم طغيان يخهاي دريايي.
سال 1980 دانشمندان دريافتند انتشار مواد سردكننده و كاتاليزور كه كلروفلورو كربنها (CFCS) ناميده ميشوند، باعث تهي شدن لايه ازن بخصوص در قطب جنوب ميشود. تخليه ازن باعث ميشود اشعه ماوراء بنفش سرطانزاي بيشتري به سطح زمين برسد به علاوه نقش ديگري دارد كه كمتر شناخته شده است.
تخليه ازن باعث ميشود استراتوسفر در منطقه قطب جنوب بين 2 تا 6 درجه سردتر شود. استراتوسفر لايهاي از اتمسفر است كه بين 1 تا 6 كيلومتري بالاي سطح زمين قرار دارد. اين سرد شدن باعث تغيير ديناميك بين استراتوسفر و لايههاي پاييني جو شده و در نتيجه بادهاي تند آنتاركتيك تقويت ميشود.
در اقيانوس جنوبي كه به دليل بادهاي دورهاي شديد
و توفانهاي قوي در زمستان مشهور است، جريانهاي گردابي قطبي باعث ايجاد
يك دوره زماني انجماد بر خلاف ديگر نقاط زمين ميشود. در سال 1980مشخص شد
شدت جريانهاي گردابي قطبي در نتيجه تخليه ازن 15 درصد بيشتر ميشود.
مدلهاي
جديد كه براساس ارتباط بين سرعت باد، لايه ازن و آب و هواي قطب جنوب ايجاد
شد، ميتواند پارادوكس (تناقض) موجود بين قطب شمال و قطب جنوب را توضيح
دهد. جايي كه يخهاي دريايي در قطب جنوب به سرعت رشد ميكند، در حالي كه
در قطب شمال با سرعت زيادي روبهكاهش گذاشته است.
مدل جديد نشان
ميدهد بادهاي سردتر و شديدتري بر فراز آبهاي احاطهكننده قطب جنوب
ميوزد و باعث رشد يخها با سرعت زياد ميشود. اكنون دانشمندان شاهد الگوي
مختلطي از ذوب و رشد يخها در آنتاركتيك هستند كه معتقدند تغيير در
الگويهاي دورهاي در نتيجه سوراخ شدن لايه ازن يكي از بهترين دلايل
توجيه اين وضعيت است.
مترجم: آتنا حسنآباديمنبع: Physorg
نوشته شده در 2009/11/19 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

زمین شناسان : يك اقيانوس جديد در قلب قاره آفريقا شكل ميگيرد.
محققان تاييد كردند وجود شكاف عظيم در قاره آفريقا فرصتي براي خلق يك
اقيانوس جديد در اين منطقه به وجود خواهد آورد. دانشمندان اعلام كردند:
در حال حاضر يك شكاف 60 کیلومتری در بيابان اتيوپي به وجود آمده است كه
احتمالا در نهايت به يك اقيانوس جديد تبديل خواهد شد. البته نظر
دانشمندان در اين باره متفاوت است و اين شكاف به يك موضوع بحث برانگيز
تبديل شده است. پژوهش جديدي كه اخيرا از سوي يك تيم بينالمللي از
دانشمندان صورت گرفته، حاكي است شكل پروسه ايجاد اين شكاف شبيه به
پروسههاي قبلي شناخته شدهاي است كه در زير اقيانوسهاي فعلي و در زمان
شكل گيري آنها اتفاق افتاده است. به علاوه فعاليت شكافي مشابهي در گذشته
سبب جداسازي درياي سرخ با روندي آرام شده است. به گفته محققان شكل گيري
اين شكاف از سال 2005 آغاز شده است. به گفته محققان فلاتهاي آفريقا و شبه
جزيره غرب در يك بيابان دور افتاده در شمال اتيوپي به نام «افر» در فرايند
شكل گيري يك شكاف از هم فاصله گرفتهاند كه سرعت اين تفكيك كمتر از يك
اينچ در سال است. حاصل اين شكاف شكل گيري تپه «افر» و درياي سرخ بوده است.
محققان معتقدند همين فرايند در مورد اين شكاف جديد در آفريقا رخ خواهد داد
و اقيانوسي تازه بر سطح زمين شكل خواهد گرفت.
rochester.edu
نوشته شده در 2009/11/11 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

دانشمندان اعلام کردند: مطالعات جديد بر روي شکاف مرموز و بزرگي که در صحراي اتيوپي به وجود آمده است نشان مي دهد فرايندي که منجر به شکل گيري اين پديده شده مشابه فرايندهايي است که در کف اقيانوسها رخ مي دهد و مي تواند نشانه اي از شکل گيري اقيانوسي بزرگ در اين منطقه در آينده به شمار رود.
اين شکاف با عرض 6 متر در صحراي اتيوپي از سال 2005 به وجود آمده است اما در آن زمان مطالعات دقيقي بر روي آن انجام نگرفته بود. همچنين شکافي مشابه در بستر درياي سرخ در حال دو نيم کردن اين دريا است.
محققان با استفاده اطلاعات لرزه اي جمع آوري شده از سال 2005 فرايند شکل گيري اين شکاف 35 مايلي را در طي يک روز شبيه سازي کرده و اعلام کردند اين شکاف در اثر انفجار آتشفشان داباهو در انتهاي شمالي شکاف به وجود آمده و خروج ماگماها از دل زمين باعث شکافته شدن لايه زمين از دو جهت شده است.
اين فرايند در بستر درياها نيز به صورت مکرر اتفاق مي افتد. نتيجه مطالعات جديد همچنين نشان مي دهد مرزهاي فعال آتشفشاني در مسير صفحه هاي اقيانوسي تکتونيکي مي تواند به صورت ناگهاني صفحه اي بزرگ را از ميان به دو نيم تقسيم کند. پديده اي که مي تواند براي ساکنان منطقه بسيار خطرساز به شمار رود.
محققان مي گويند با انجام اين مطالعه در تلاش بوده اند تا ارتباط ميان آنچه در صحراي اتيوپي رخ داده است را با آنچه در بستر اقيانوسها رخ مي دهد دريابند و بر روي آن تحقيقات دقيقتري انجام دهند زيرا بررسي لايه هاي اقيانوسي در بستر درياها تقريبا غير ممکن است. در واقع دانشمندان اين بخش از صحراي اتيوپي را به عنوان لابراتواري ويژه و منحصر به فرد براي مطالعه بر روي لايه صفحه هاي اقيانوسي مي دانند.
صفحه هاي آفريقايي و عربي در بخشي از صحراي آفار در اتيوپي شمالي به يکديگر رسيده و طي فرايند ايجاد شکافي با سرعت 2.54 سانتيمتر در سال طي 30 ميليون سال پيش از يکديگر جدا شده اند. اين شکاف خوردگي فرونشستگي 300 کيلومتري آفار و درياي سرخ را به وجود آورده است.
بر اساس گزارش فاکس نيوز، محققان بر اين باورند درياي سرخ به تدريج و طي ميليونها سال يا بيشتر به اين نشستگي وارد خواهد شد و اين بستر جديد براي آب درياي سرخ مي تواند درياي سرخ را به خليج عدن اتصال دهد.
مهر
نوشته شده در 2009/11/4 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

رئيس پژوهشگاه علوم زمين در گفتگو با مهر با بيان اين مطلب با اشاره به طرح انتقال پايتخت سياسي کشور افزود: اين طرح به منظور انتقال مرکز سياسي کشور به مکاني مناسب با هدف بهبود و اصلاح استقرار جمعيت تا پايان چشم انداز بيست ساله تصويب شده است که اين طرح در ادامه بررسي و تدوين سياستهاي کلي در بخش آمايش سرزمين است.
وي با تاکيد بر اينکه اجرايي کردن اين طرح در اين مدت امکانپذير نيست، اظهار داشت: با انتقال وزارتخانهها به بيرون تهران مشکلات به قوت خود باقي مي ماند چرا که تهران همچنان با معضل تراکم جمعيت و آلودگيهاي زيست محيطي دست به گريبان خواهد بود.
قريشي به موضوع زمين شناختي ايران اشاره کرد و اضافه كرد: از نظر زمين شناختي ايران جزو کشورهاي جوان و داراي پوسته هاي جوان و فعالي است. از اين رو شهرهاي کشور مصون از خطر زلزله نيستند. به فرض اينکه از نظر لرزه خيزي مصون باشند، قابليت و پتانسيل هاي پايتخت شدن را ندارند. 90 درصد شهرهاي کشور داراي پتانسيلهاي لرزه خيزي هستند.
رئيس پژوهشگاه علوم زمين در زمينه مشکلات موجود در تهران به عنوان پايتخت فعلي کشور به وجود بافتهاي فرسوده اشاره کرد و گفت: اين معضل به همراه باريک بودن معابر باعث مي شود که در زمان بروز حوادث طبيعي راههاي دسترسي به اين مناطق با مشکلاتي همراه باشد. اين وضعيت محدود به تهران نيست بلکه در سراسر کشور اين وضعيت حاکم است.
نوشته شده در 2009/11/3 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

محققان آمريكايي مهمترين علت آن را گرمايش زمين ميدانند و در تحقيقي اعلام كردهاند صفحه يخي كه در سال 1912 كليمانجارو را پوشانده بود در سال 2007 با 75 درصد كاهش روبرو شده است و از سال 2000 نيز اين صفحه با 26 درصد كاهش روبرو بوده است.
يافتهها افزايش دماي زمين را مهمترين عامل از بين رفتن يخها مي دانند. تغييرات در تشكيل ابرها و بارش نيز نقشي را در اين زمينه داشتهاند.
به نوشته خبرگزاري فرانسه ، در حاليكه ميزان سالانه ذوب يخچالهاي كوهستاني با توجه به پسرفت حاشيه آنها ارزيابي مي شود اما محققان در اين تحقيق جديد كاهش ضخامت صفحات يخي را نيز مقياس مهم ديگري ميدانند.
ضخامت لايههاي يخي شمال و جنوب كليمانجارو به ترتيب با 1.9 متر و 5.1 متر كاهش روبرو بوده است و دانشمندان تخمين زدهاند كه در چند سال آينده بخشهايي از اين لايههاي يخي و سرانجام كل آن ناپديد شود.
پژوهشگران اعلام كردند در بررسي سوابق 11700 سال گذشته در هيچ نقطه اي به الگوي ذوب مداومي مانند الگوي ديده شده در دهههاي اخير مواجه نشدهاند و به گفته آنها اوضاع جوي كنوني در كليمانجارو در 11 هزار سال گذشته بي سابقه بوده است.
فارس
نوشته شده در 2009/11/3 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

از بعد جغرافيايي و علوم زمينشناختي، آتشفشانها از جمله عوارض مهم زمين به شمار ميآيند كه فعاليت و ساختار كلي آنها با علوم و پديدههاي ديگري نظير ديرينهشناسي در هم گره خورده است.
همواره اين عقيده وجود داشته است كه برخوردهاي شهابسنگي مهمترين نقش را در انقراض نسلهاي مختلف روي زمين داشتهاند و شايد كمتر كسي به آتشفشانها به عنوان فاكتوري همپاي شهابسنگهاي آسماني فكر ميكرده، اما تحقيقات اخير دانشمندان نشان ميدهد آتشفشانها نقش كليدي در تغيير و تحولات عصر يخ داشته و ميتوان از آنها به عنوان فاكتورهاي تاثيرگذار در انقراض نسلهاي دورههاي بسيار دور زمين نام برد. در حقيقت اكنون مشخص شده است كه اين آتشفشانها بودهاند كه مقدمات لازم براي سرد شدن زمين و آغاز عصر يخبندان را فراهم كردهاند، عصري كه در آن بسياري از گونههاي حياتي زمين از ميان رفتهاند.
450 ميليون سال از آن دوران ميگذرد، دوراني كه از آن به عصر يخ زمين ياد ميشود، دوراني كه دانشمندان از آن به عنوان يكي از جالب توجهترين و در عين حال مرموزترين دورههاي زمينشناسي ياد ميكنند. تحقيقات گستردهاي كه درخصوص اين دوره از حيات زمين صورت گرفته اكنون با كشفيات جديد دانشمندان وارد مرحله جديد و حساسي شده است. گروهي از محققان دانشگاه اوهايو دريافتهاند آتشفشانها در عصر يخ زمين نقش كليدي در تغيير و تحولات و نوسانات آن دوران زمين داشتهاند. نوسانات آب و هوايي و جغرافيايي عمدتا با انقراض نسلهاي گسترده همراه بوده است. گمانهزنيها درباره آتشفشانها و نقش آنها در دورههاي مختلف زمين همواره براي دانشمندان جذاب بوده است. برخي حتي آنها را نخستين فاكتورهاي گرمايش زمين و دليل چنين ادعايي را انتشار مقادير قابل توجه گاز دياكسيدكربن به اتمسفر زمين عنوان ميكنند. وقتي فعاليت عمده و هميشگي آتشفشانها نيز به پايان رسيد، اوضاع جوي زمين با بيثباتي گسترده همراه شد كه در نتيجه آن يخهاي زمين شروع به آب شدن كردند. اين يافته جالب توجه، بار ديگر اهميت پرداختن به كربن در چرخه آب و هوايي امروز زمين را نشان ميدهد.
تا پيش از اين محققان دانشگاه اوهايو چنين نظريهاي را درخصوص عصر يخ زمين به پيدايش كوههاي آپالاچ (در شرق آمريكاي شمالي) مرتبط كرده بودند. همزمان با اينكه صخرههاي اين كوهها در معرض جريانهاي آب و هوايي قرار ميگرفتند، واكنشهاي شيميايي مخصوصي كربن را از اتمسفر زمين خارج ميكردند كه در نتيجه زمين با سرمايش كلي روبهرو شد و در نهايت حدود دوسوم تمام گونههاي حياتي روي زمين نابود شدند. اما اين تنها نيمي از داستان مرموز 450 ميليون سال پيش و نقش تحولات آب و هوايي صورت گرفته در انقراض نسلهاي مختلف بوده است. اكنون محققان نيمه ديگر اين داستان را ارائه ميكنند. آتشفشانهاي غولپيكري كه در طول بسته شدن مراحل نخستين اقيانوس اطلس شكل گرفته بودند و به اقيانوس Iapetus شهرت داشته است مقدمات لازم براي پيدايش و بالا آمدن كوههاي آپالاچ و عصر يخ كه به دنبال آن زمين را در برگرفته بود فراهم نموده بودند.
دكتر سالتزمان از دانشگاه اوهايو كه در را‡س اين پروژه تحقيقاتي قرار دارد، ميگويد: مدلهاي جديدي كه در نتيجه اين بررسيها ترسيم كردهايم نشان ميدهند آتشفشانهاي آتلانتيكي دقيقا در همان زماني مقادير قابل توجه كربن را روانه اتمسفر زمين ميكردند كه كوههاي آپالاچ آنها را از اتمسفر زمين خارج ميكردند. وي اينگونه ادامه ميدهد: براي تقريبا 10 ميليون سال، اوضاع جوي زمين در بنبست عجيبي گرفتار شده بود. اما زماني كه فورانهاي آتشفشاني با توقف ناگهاني همراه شدند، سطوح كربني اتمسفر زمين به زير سطحي كاهش يافتند كه تا پيش از فعاليتهاي آتشفشاني وجود داشته است. در نتيجه دوران عصر يخ زمين آغاز شد.
اين نخستين يافته مستند علمي است كه نشان ميدهد كاهش در حجم كربن متصاعد شده از آتشفشانها در تركيب با تداوم در معرض هوا قرار گرفتن كوههاي آپالاچ موجب شكلگيري دوران مرموز زمينشناسي اوردوويشن (بخش دوم دوران پالئوزوئيك) و انقراض نسل مربوط به آن شده است.
اكنون و با تكيه بر چنين اطلاعاتي، دانشمندان تصور كلي از آنچه در اين فرآيند روي داده است را ترسيم ميكنند: 460 ميليون سال پيش و در دوران زمينشناسي اوردوويشن آتشفشانهاي حاشيه منطقهاي از جهان كه اكنون به آن اقيانوس اطلس گفته ميشود، مقادير عظيمي از دياكسيد كربن را راهي اتمسفر زمين ميكردند كه در نتيجه زمين به «خانهاي داغ» تبديل شده بود. در ادامه گدازههاي آتشفشاني اين كوههاي آتشفشاني با منطقه آمريكاي شمالي برخورد كرده كه اين برخورد عظيم به شكلگيري كوههاي آپلاچ منجر ميشود.
بارانهاي اسيدي كه غني از دياكسيد كربن بودهاند بر سطح صخرههاي تازه شكل گرفته كوههاي آپالاچ برخورد كرده و آنها را از هم پاشيدند. از سوي ديگر واكنشهاي شيميايي نيز ذرات كربن را در رسوبات شكل گرفته به دام ميانداختند كه خود آبسنگها يا صخرههاي زير آبي را در سطح وسيعي از بستري تشكيل ميدادند كه سراسر آمريكاي شمالي را ميپوشاندند.
براي 10 ميليون سال كوههاي آتشفشاني كاري جز افزودن كربن به اتمسفر زمين نداشتهاند و اين در حالي بوده است كه كوههاي آپالاچ آنها را از اتمسفر خارج ميكردهاند. بنابراين وضعيت «زمين داغ» براي مدتهاي بسيار طولاني حالتي پايدار داشته است. بتدريج حيات در اقيانوسهاي گرم شكل ميگيرد، حياتي كه از آن جمله ميتوان به گونههاي فراواني از تريلوبيتها (رده Trilobita از بندپايان منقرض شده) و بازوپاها (از شاخه بازوپايان)Brachiopoda اشاره كرد.
در ادامه حدود 450 ميليون سال پيش فورانهاي آتشفشاني متوقف ميشود، اما كوههاي آپالاچ همچنان در معرض اوضاع جوي و آب و هوايي زمين قرار دارند و نقش غيرقابل انكار خود در كاهش سطوح كربني اتمسفر را ادامه ميدهند. در نتيجه اين فرآيند زمين از وضعيت زمين داغ خارج و وارد مرحله عصر يخبندان ميشود. تا 445 ميليون سال پيش تودههاي يخ قطب جنوب زمين را در نوك ابرقاره Gondwana پوشانده بودند. (كه البته نهايتا ابرقاره Gondwana از هم پاشيده شده و قارههاي نيمكره جنوبي زمين تشكيل ميشود.) در خلال اين دوران بوده است كه دوسوم از تمام گونههاي زمين منقرض ميشوند.
البته تا پيش از آغاز اين تحقيقات، محققان دانشگاه اوهايو از اين نكته آگاه بودهاند كه آب و هواي زمين بايد در پايان دوران زمينشناسي اوردوويشن با تغييرات قابل توجهي روبهرو شده باشد، اما هيچگاه دقيقا تصور نميكردند آتشفشانها نقش كليدي در اين ميان داشتهاند. آنها حتي چنين تصور و پيشبيني قبلي را نيز نداشتهاند اما زماني كه قطعات مختلف اين پازل گيجكننده در كنار يكديگر قرار گرفتند، چنين داستاني شكل گرفت.
مترجم:مهدي پيرگزيمنبع: Science Daily
نوشته شده در 2009/11/2 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

در اين روز مرگبار، شهر 250 هزار نفري ليسبون، پايتخت بسيار زيبا و مرفه امپراتوري استعماري پرتغال خود را آماده تدارك جشن مذهبي توسن ميكرد. مردم از همه جا بيخبر در مراسم اين جشن مذهبي شركت كرده بودند.
ناگهان شهر ليسبون بر اثر وقوع 3 زلزله پياپي با قدرت فوق العاده اي كه امروز قدرت اين زلزلهها بين 8.7 و 9 درجه در مقياس ريشتر تخمين زده شده است به ويرانهاي تبديل گرديد.
ساعاتي پس از وقوع اين زلزلهها نوبت به سونامي «ابر موج هاي» اقيانوس اطلس كه بر اثر زلزله ايجاد شده بودند رسيد تا پيكر ويران شده ليسبون و سواحل پرتغال را زير ضربات مرگبار خود بگيرند.
روز اول نوامبر سال 1755 ميلادي مصادف با جشن مذهبي «توسن» بود و مردم ليسبون مانند همه كاتوليكهاي ديگر در كليساها شاهد برگزاري مراسم اين جشن مذهبي بودند.
بسياري از مردم شهر در صومعه گوتيك كارمس در مركز شهر ليسبون در مراسم مذهبي شركت داشتند.
ناگهان، ساعاتي قبل از ظهر، 3 زلزله با فاصله اندك زماني و شدت فوق العاده شهر ليسبون را ميلرزانند.
بخش اعظم اين شهر زيبا ويران ميشود و بيش از 60 هزار نفر از مردم ليسبون در زير آوار كشته ميشوند.كليساها فرو ميريزند و مردمي كه شاهد مراسم جشن مذهبي «توسن» بودند در زير آوار گرفتار شده و جان ميبازند.
صومعه گوتيك كارمس به كلي ويران شده و هنوز آثار ويرانههاي آن در مركز شهر امروزي ليسبون قابل مشاهده است.
شدت زلزله به اندازه اي بود كه از سواحل شمالي قاره آفريقا تا فنلاند واقع در اسكانديناوي لرزههاي آن احساس شدند.
پس از اين زلزله، ماركي دو پومبال، صدراعظم پرتغال در تمام كشور تحقيقي را در مورد پيش نشانههاي زلزله را در پيش ميگيرد.اين نخستين بار بود كه براي بروز زمين لرزهها به جستجوي يك توضيح علمي ميپردازند.
به اين ترتيب، در روز اول نوامبر سال 1755 ميلادي شهر ليسبون پايتخت زيبا و مرفه امپراتوري پرتغال بر اثر 3 زمين لرزه مهيب به يك ويرانه تبديل ميشود.
به گفته تاريخشناسان 85 درصد از ساختمانهاي ليسبون از جمله كاخ سلطنتي و بندر ليسبون كه در آن دوره مهمترين بندر اروپا بود بازارهاي طلا و ادويه و اپرا ويران شدند.
بيش از 60 هزار نفر معادل يك چهارم جمعيت اين شهر در اين زلزلههاي مهيب و ابرموجها جان خود را از دست دادند.
پس از زلزله، صدراعظم پرتغال، دانشمندان را بسيج ميكند تا در مورد پيش نشانههاي زلزله و يك توضيح علمي در مورد وقوع آن تحقيق كنند.
شايد امروز بشر توضيح علمي وقوع زلزله را يافته باشد اما هنوز نتوانسته زمان و مكان وقوع اين بلاي طبيعي را تعيين كند.
بهرام افتخاري
نوشته شده در 2009/11/1 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

بسياري از صاحب نظران معتقدند بحرانهاي کنوني جهان را مي توان با کمک ساده ترين و ارزان قيمت ترين راه حلها برطرف کرد. نمونه مثال زدني اين راه حلها شيوع فلج اطفال در ايالات متحده بود که پس از آزمايشهاي روشهاي بسيار پيچيده در نهايت استفاده از واکسن به عنوان راه حلي ساده معرفي شد.
شرکت IV از سال 2000 تاکنون به ارائه راه حلهاي متفاوت براي رفع مشکلات مختلف پرداخته است، اين شرکت که از حضور گروهي از چيره دست ترين دانشمندان، رياضيدانان، مهندسان نرم افزار و متخصصان سياره اي بهره مي برد، گاهي اوقات ايده هاي غريب و خنده آوري نيز ارائه مي کنند اما با اين حال کليد اصلي ارائه راه حلهاي اين شرکت سادگي، کم هزينه بودن و تاثير گذاري است. در ادامه به پنج راه حل ساده براي رفع بحرانهاي جهان که توسط متخصصان اين شرکت پيشنهاد شده است، خواهيم پرداخت.
بحران طوفانها
راه حل: شناورهايي که سطح اقيانوسها را خنک نگاه مي دارندبه اعتقاد اين شرکت اين شيوه مي تواند با صرف کوچکترين هزينه و به ساده ترين روش ممکن کنترل طوفانها را که تنها در آمريکا هزاران کشته و ميلياردها خسارت بر جا مي گذارد، در دست بگيرد. ابزار ابداع شده توسط اين شرکت تيوب شناوري است که به دو استوانه قابل انعطاف اتصال يافته است. فشار امواج بر روي استوانه ها مي تواند آبهاي گرم را به انتهاي استوانه ها انتقال داده و به تدريج از حرارت سطحي آبها بکاهد.
بحران افزايش حرارت زمين
راه حل: شلنگ معلق براي نجات جان خرسهاي قطبيشرکت IV معتقد است راه حلي ساده را که تنها به شلنگ قطع پنج سانتيمتري نيازمند است، ارائه کرده است. راه حل ارائه شده پمپ کردن دي اکسيد سولفور با کمک شلنگ باغباني به داخل اتمسفر زمين است که بر اساس محاسبه شرکت IV چندين شلنگ که با کمک صدها بالن در هوا معلق قرار گرفته اند مي توان حرارت زمين را به همين شيوه کاهش داد. به گفته محققان اين شرکت چنين راه حلي حداقل مي تواند از ذوب شدن يخهاي قطبي جلوگيري کرده و با ايجاد ثبات حرارتي در آن منطقه از انقراض خرسهاي قطبي جلوگيري کند.
بحران مالاريا
راه حل: ليزرسالانه 500 ميليون مبتلا به مالاريا در سرتاسر جهان شناسايي مي شوند و در حدود يک ميليون نفر از اين بيماري جان خود را از دست مي دهند. اين بيماري توسط حشرات ماده انتقال داده مي شوند و بر همين اساس محققان سپر فوتوني را براي نابودي اين آفات طراحي کرده اند. به اين شکل اين حشرات از طريق نور و رادارهاي مخصوص رديابي شده و پس از رديابي حسگري بر روي حشره قفل مي شود و در نهايت شليک پرتو ليزري آنها را از پا در خواهد آورد. ايده اين شيوه از فناوري دفاع موشکي جنگهاي ستاره اي برگرفته شده است.
بحران نگهداري واکسن در روستاهاي دور افتاده
راه حل: ابر فلاسکمحققان IV راه حلي را ارائه کرده اند که با کمک آن مي توان واکسنها را بدون توجه به دماي هوا از 6 ماه تا يک سال خنک نگه داشت. حرارت مکان نگهداري واکسنها در حفظ تاثيرگذاري ايمني آنها بر روي بدن بسيار حياتي است و حرارت بالا مي تواند توانايي و قدرت آن را در جلوگيري از بيماري از بين ببرد. IV اميدوار است فريزر ارزان قيمتي که ابداع کرده است بتواند جان هزاران انسان را در دور افتاده ترين شهرهاي جهان نجات دهد.
بحران گازهاي گلخانه اي مخرب لايه اوزون
راه حل: خوردن کانگروبه گفته دانشمندان اين شرکت گاوها، گوسفندها و ديگر نشخوار کننده ها با هر بار نشخوار ميزان زيادي گاز متان وارد هوا مي کنند که مي تواند آسيب فراواني به لايه ازون وارد آورد. اما در عوض با استفاده از گوشت کانگروها که گاز متان از خود ساطع نمي کنند مي توان از ميزان انتشار اين گاز گلخانه اي که تاثير مخرب آن يک دوم تاثير دي اکسيد کربن است تا ميزان قابل توجهي جلوگيري کرد.
مهر
نوشته شده در 2009/10/25 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید
آرایش شوم ابرها
مردم روسیه را از یک حمله فضایی ترساند

اگر شما این چنین چیزی را
بالا سرتان می دیدید چه فکری می کردید؟ فضایی ها آمده اند تا نابودمان
کنند، یا عذاب الهی نازل شده؟ اما ظاهرا این ابر های عجیب که اخیرا در
مسکو دیده شده اند فقط یک پدیده طبیعی هستند و به گفته یک کارشناس
هواشناسی شهر مسکو در اثر برخورد توده های هوا ایجاد شده اند.
جریان
دقیق از این قرار است که چند جبهه هوا با خیال راحت در حال عبور از آسمان
مسکو بوده اند که یک جبهه هوای مربوط به قطب شمال بهشان حمله می کند پس از
مدتی خورشید نیز وارد عمل می شود و میدان نبرد را گرم تر می کند، تمام این
عوامل دست به دست هم می دهند و باعث ایجاد این پدیده طبیعی می شوند.
کارشناس هواشناسی تصریح کرد: "این یک پدیده کاملا بصری و در عین حال تاثیر برانگیز است."
پس
بنابراین در دنیای واقعی این ها فقط ابر هستند، اما اگر در یک فیلم این ها
را دیدید شک نکنید که این ابر یک کشتی فضایی است و از حفره وسط آن اشعه
لیزر بیرون می آید.
نوشته شده در 2009/10/23 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

روزنامه وال استريت ژورنال پيش از معرفي اين فناوريها نوشته است: اين نوآوري ها قادرند ميزان آلودگي جهاني را کاهش دهند. همچنين مي توانند به موتور چرخه توسعه اقتصادي انرژي تجديدپذير تبديل شوند و در فعاليت هاي مرتبط با انرژيهاي سبز ميليونها شغل ايجاد کنند.
هرچند امروزه هيچ يک از اين فناوريها با قيمت اقتصادي و قابل رقابت با اشکال قديمي مصرف انرژي در دسترس نيستند اما با گذر زمان و حمايت دولتها و بخش خصوصي مي توانند به طور کامل جايگزين منابع انرژي فعلي شوند.
در اين خصوص وال استريت ژورنال نوشت:«پايان وابستگي ما به سوخت هاي فسيلي مي تواند ظرف چند دهه آينده اتفاق افتد. اين پنج فناوري اگر موفق شوند مي توانند سناريوي انرژي جهاني را تغيير دهند».
توليد انرژي خورشيدي در فضا
در رتبه اول اين راه حل هاي تکنولوژيکي، رويايي قرار گرفته است که دانشمندان از 30 سال قبل در تلاش براي تحقق آن هستند. اين رويا استفاده از انرژي خورشيدي به روشي موثر و ارزان است.
راه حل دستيابي به اين انرژي قرار دادن ماهواره اي در مدار اطراف زمين و در ارتفاع 30 هزار کيلومتر و تبديل اين ماهواره ها به مراکز خورشيدي است. پانلهاي فتوولتائيک اين ماهواره ها قادر خواهند بود نور را به برق تبديل کنند. سپس اين برق را به شکل امواج انرژي به زمين انتقال دهند.
اگر اين انرژي به شکل بسته هاي ميکرو امواج به زمين برسند خطري براي سلامت بشر نخواهند داشت. بيشترين هزينه اي که صرف ايجاد اين نيروگاههاي خورشيدي مي شود مربوط به در مدار قرار دادن اين مراکز خورشيدي است که اين هزينه ها نيز به سرعت رو به کاهش هستند. در حال حاضر در 6 کشور، دولتها و شرکتهاي خصوصي در تلاش براي فتح فضا براي راه اندازي اولين مراکز خورشيدي در مدار هستند. اين نيروگاهها مي توانند ظرف 10 سال آينده کاربردي شوند.
باتريهاي فوق قوي براي خودروهاي الکتريکي
در رتبه دوم اين رده بندي، مشکل حمل و نقل شخصي قرار گرفته است که در کنار نيروگاههاي توليد کننده برق به عنوان يکي از مهمترين منابع توليد دي اکسيد کربن در زمين به شمار مي رود. خودروهاي الکتريکي به سرعت در حال گسترش هستند، اما همچنان قيمت توليد و استفاده از آنها بسيار بالا است. يکي ديگر از مشکلات اين خودروها تمام شدن سريع شارژ باتريها است.
راه حل اين مشکل، توليد نسل جديدي از باتريهايي است که به «باتريهاي ليتيومي- هوا» گفته مي شود. بازده اين باتريها 10 برابر بيشتر از باتريهاي ليتيومي فعلي است و مي تواند انرژي خورشيد را تا 600 کيلومتر تامين کند.
سوخت زيستي از جلبک
سومين فناوري انتخابي از سوي وال استريت ژورنال نيز براي انرژي خودروها است. امروزه براي توليد سوختهاي زيستي خودروها زمين هاي کشاورزي که بايد زير کشت محصولات خوراکي روند صرف توليد گياهاني مي شوند که قادر به توليد اتانول زيستي هستند. اين مسئله موجب کاهش محصولات کشاورزي و افزايش قيمت اين مواد در بازار توليدات غذايي مي شود.
پاسخ براي حل اين مشکل استفاده از جلبکها است به طوري که بررسيها نشان مي دهد ميزان بهره وري جلبکها براي توليد سوختهاي زيستي 15 برابر بيشتر از توليد بنزين سبز از غلات است. آمريکا مي تواند به اندازه کافي جلبکهاي دريايي توليد کند و براي تامين سوخت خودروهاي خود کارخانجات توليد جلبک را راه اندازي کند.
باتريهاي خورشيدي - بادي
براي انرژي هاي تجديدپذيري چون انرژي باد و خورشيدي در حال حاضر محدوديتهايي وجود دارد و دستگاههايي که از باتريهاي فتوولتائيک برخوردارند بازده بالايي ندارند به طوري که مصرف انرژي باتري اين دستگاهها خيلي زود به اتمام مي رسد. راه حل اين مسئله مي تواند توليد باتريهاي ليتيومي باشد که علاوه بر خورشيد از باد نيز مي توانند انرژي را جمع آوري و ذخيره کنند.
تهيه زغال پاک از دي اکسيد کربن
يکي از افقهاي چشم اندازي که براي سال 2020 پيش بيني شده است توليد «زغال پاک» است. در حال حاضر نيروگاه هاي در ابعاد کوچکي آزمايش شده اند که قادرند دي اکسيد کربن را جمع آوري کرده و آن را به زغال پاک تبديل کند.
مهر
نوشته شده در 2009/10/21 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید
یکی از آخرین بذرهای جمع آوری شده توسط این گروه بذر گونه ای به نام "موسا ایتینرانز" یا همان موز صورتی است که میوه محبوب فیل آسیایی است.

بذر این گیاه که به دلیل تهدید کشاورزی در معرض خطر قرار دارد به یک
میلیارد و 700 میلیون بذری می پیوندد که قبلا توسط "بانک بذر هزاره کیو"
ذخیره شده است.
این پروژه به عنوان یک "استراتژی بیمه کننده" در برابر نابودی تنوع زیستی در آینده توصیف می شود.
این پروژه با مشارکت بیش از 120 سازمان در 54 کشور جهان اکنون قصد
دارد تا سال 2020 بذر یک چهارم گونه های گیاهی گلدار زمین را جمع آوری و
ذخیره کند.
تمامی بذرها هم در کشوری که آنجا یافت شده اند و هم در مرکز "باغ های
گیاهی رویال کیو" در "ویکهرست پلس" در وست ساسکس در دمای منهای 20 درجه
سانتیگراد در محفظه های زیرزمینی ذخیره می شوند.
بذرها خشک، پاک و دستچین می شوند تا اطمینان حاصل شود که بهترین نمونه ها در فریزرهای بزرگ این مرکز ذخیر خواهند شد.
به این ترتیب بذرها در هوای سرد و خشک این مرکز برای چند سال تا
هزاران سال در شرایط اولیه باقی می مانند. دوام بذرها بسته به نوع گیاه
دارد.
هدف این است که در صورت نیاز بتوان این بذرها را دوباره کاشت و پرورش داد.
موز وحشی از سوی شرکای بین المللی این بانک به عنوان گیاه تکمیل کننده
مرز 10 درصدی تعیین شد زیرا چند معیار را در زمینه حفاظت از محیط زیست
برآورده می کرد.
جنت تری مدیر پردازش بذر در این بانک گفت: "این موز انتخاب شد چون
نماینده تمام هدف این پروژه است - بومی است، در خطر است و یک گیاه اقتصادی
است. و به علاوه موز مورد علاقه عموم است."
موسا ایتینرانز 24 هزار و 200 مین گونه ای است که در این بانک بذرها ذخیر می شود.
این هدف اولیه دایر بر جمع آوری 10 درصد بذرهای وحشی زمانی که تاسیسات ویکهرست پلس در سال 2000 تکمیل شد مورد توافق قرار گرفت.
در آن زمان تخمین زده می شد که 242 هزار گونه گیاهی در جهان وجود
داشته باشد هرچند اخیرا این تخمین افزایش یافته و تصور می شود که 300 هزار
گونه گیاهی وجود داشته باشد.
نوشته شده در 2009/10/20 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید
چرازلزله امروزدرمرجع جهانيUSGSگزارش نشد؟
دكترزارع:
هيچ شاهدي برپيشنشانگربودن زلزله امروزنداريم
زلزله امروزشاهدي ديگربرلرزهخيزي جدي جنوب تهران است
![]()
معاون پژوهشي پژوهشگاه بينالمللي زلزله شناسي و مهندسي زلزله رخداد زمينلرزه امروز تهران را شاهدي ديگر بر لرزهخيزي و فعال بودن گسلهاي جنوب تهران خواند و با تاكيد بر ضرورت توجه دائمي به لرزهخيزي تهران تاكيد كرد: در حال حاضر هيچ شاهدي براي اين كه زلزله امروز پيشنشانگر زلزله ديگري باشد نداريم.
دكتر زارع در گفتوگو با خبرنگار علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) درباره
گسل مسبب زمينلرزه ساعت 14 و 23 دقيقه و 56 روز شنبه جنوب تهران گفت: حدس
قوي خود من بر گسل ايوانكي يا شاخهاي از آن است البته اين احتمال هم هست
كه مسبب اين زلزله گسل ري باشد كه انتهال گسل ايوانكي به آن ميرسد. البته
اين زلزله با توجه به عمق 15 كيلومتري و بزرگي 4 شاهد سطحي ندارد و فقط
بايد شواهد احساس شدن زلزله در روستاهاي منطقه را دنبال كرده يا محل دقيق
زلزله را از ايستگاههاي لرزهنگاري مستقر در منطقه گرفت كه خوشبختانه
زلزله امروز هم در داخل شبكه لرزهنگاري موسسه ژئو فيزيك و هم نزديك
ايستگاههاي قم و دماوند پژوهشگاه است لذا به خوبي ثبت شده است.
وي با بيان اين كه
سازوكار رخداد اين زلزله احتمالا فشاري بوده است درباره احتمال رخداد
زلزلههاي ديگر در پي اين زلزله گفت: هيچ شاهدي بر پيش نشانگر بودن اين
زلزله نداريم و به نظر ميرسد اين زلزله، يك پيش آگاهي خوب بوده كه در
گسترهاي با 15 ميليون نفر جمعيت در جنوب شرق تهران و در عمق 15 كيلومتر
رخ داده ولي خوشبختانه به دليل بزرگي 4، تلفات و خساراتي در پي نداشته است
و ميتوان گفت يك پيش هشدار جدي براي توجه به لرزهخيزي منطقه بوده است.
وي گفت: توصيههاي ما
همان توصيههايي است كه هميشه داريم ولي الان بايد با شفافيت و صداي رساتر
توجهات را به اهميت لرزه خيزي تهران جلب كرد.
زارع خاطر نشان كرد: اين
زلزله نشان داد همچنان كه هشدار دادهايم مساله لرزه خيزي جنوب تهران جدي
است و امكان وقوع چنين زلزلههايي در آن وجود دارد همچنان كه حدود هزار
سال پيش دو زلزله بزرگ تاريخي ري در اين منطقه اتفاق افتاده است.
معاون پژوهشي پژوهشگاه
بينالمللي زلزله شناسي در پاسخ به سوال ايسنا در خصوص فعال بودن گسل مسبب
زلزله روز شنبه تهران گفت: طبق استاندارد دانش زمينشناسي گسل فعال تعريف
خاصي دارد كه بر اساس آن شواهد مشخصي براي فعال بودن گسل شمال تهران، گسل
ايوانكي و گسل ري وجود دارد. گسلهاي جوان و فعال حالتي است كه آبرفتهاي
جوان (كواترنر) را جابجا ميكنند لذا حتما لازم نيست كه مرتب زلزله بيايد
تا گسلي را فعال بدانيم مثلا گسل شمال تهران كه آبرفتها را بريده و جابجا
كرده گسل فعال است و اين گسلها را حتي اگر هزار سال هم زلزلهاي رخ ندهد
نميتوان غيرفعال دانست.
وي افزود: رخداد
زلزلههاي كوچك و متوسط در واقع نشان دهنده اين است كه يك گسل در حال حاضر
هم از خود فعاليت نشان ميدهد. معمولا اگر يك گسل در زمان ما فعاليت نشان
ندهد مردم نسبت به آن دچار فراموشي ميشوند و زلزله شناسان مرتبا بايد
نسبت به خطرناك بودن آن و ضرورت جدي گرفتن آن هشدار بدهند ولي زلزله امروز
شاهدي افزون بر شواهد زمينشناسي بر فعال بودن منطقه جنوب شرق تهران از
لحاظ زمين ساختي است؛ ولي در اين منطقه به خودي خود شواهد متعددي از
فعاليت گسلها وجود دارد.
زارع در پاسخ به اين
سوال كه با توجه به رخداد زلزله عصر شنبه آيا اساسا احتمال رخداد زلزلهاي
ديگر بيشتر از روزهاي عادي است يا نه، گفت: نميتوان چنين چيزي را گفت و
حتي اگر زلزله بزرگي هم رخ دهد باز هم كسي نميتواند با قطعيت علمي اين دو
زلزله را به هم ربط بدهد مگر اينكه دقيقا در يك نقطه اتفاق بيفتد. در حال
حاضر هيچ شاهدي براي اين كه بعد از اين زلزله اتفاق مهمي بيفتد نداريم.
وي در بيان شاهدي براي
پيچيدگي و غير قابل پيشبيني بودن زلزله به تجربه زلزله مهر 1359 الاصنام
الجزاير اشاره كرد و گفت: يك سال قبل از آن زلزله بررسيهاي لرزهنگاري در
منطقه انجام ميشد ولي احتمال زلزلهاي روي گسل الاصنام ثبت نشد ولي در
اكتبر 1980 زلزلهاي با بزرگي 7 آمد كه يكي از بزرگترين زلزلههاي شمال
آفريقاست. اظهار نظر در مورد اينكه احتمال رخداد زلزله در تهران بيشتر شده
يا نه مستلزم وجود يك مدل است كه نداريم.
وي درباره پسلرزههاي
زلزله عصر شنبه هم به ايسنا گفت: اين زلزله تا حدود ساعت 17 امروز تنها يك
پسلرزه كوچك داشته و اصولا زلزلهاي نبود كه پس لرزههاي پي در پي داشته
باشد با اين حال وقوع پس لرزههاي احتمالي در چند روز آينده هم دور از ذهن
نيست.
دكتر زارع در پايان
درباره علت عدم درج اين زلزله در سايت زلزلهنگاري سازمان زمينشناسي
آمريكا(USGS) هم گفت: بزرگي اين زلزله حدود 4 بوده كه چنين زلزلههايي
تنها در صورتي در سايت USGS ثبت ميشود كه بلافاصله پس از وقوع از طرف
ايستگاههاي محلي گزارش شوند و در صورت تاخير بيش از 20 دقيقه با توجه به
عدم امكان لوكيت دقيق چنين زلزلههايي از سوي شبكه جهاني، زلزله در USGS
ثبت نميشود و حتما بايد شبكههاي محلي سريع آن را گزارش كنند تا در
فهرستهاي جهاني ثبت شود؛ لذا عدم درج زلزله امروز در اين سايت مساله
عجيبي نيست.
نوشته شده در 2009/10/18 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

به گزارش ايسنا ، به زعم عدهاي زلزله تهران، قابل کنترل و مهار است ؛ اگر مکانيزم هاي دفاعي را به موقع و درست به کار گيريم. به هر حال براي اينکه هنگام رويارويي با اين واقعيت و بروز زلزله احتمالي، غافلگير نشويم و نيز براي اطلاع از وضعيت فعلي شهر تهران در مقابل بروز زلزله؛ بد نيست از زبان اساتيد، متخصصان و كارشناسان اين حوزه نگاهي داشته باشيم به وجوه و ابعاد متاثر از زلزله.
پيش بيني زلزله
صحبت در خصوص زلزله، پيش از هر چيز، توجه انسان را به بحث پيش بيني مي کشاند. آيا مي توان بازه زماني و مکاني زلزله و بالاخص زلزله تهران را پيش بيني کرد؟
رييس پژوهشکده زلزله شناسي پژوهشگاه بين المللي زلزله شناسي و مهندسي زلزله، در پاسخ به اين سوال ميگويد: به طور کلي ادعاي پيش بيني زلزله، موضوع قابل قبولي نيست. در حال حاضر چه به لحاظ تکنولوژي و چه به لحاظ علمي اين امکان وجود ندارد که بتوانيم در يک زمان مشخص و در يک نقطه خاص، زلزله را پيشبيني کنيم.
دکتر مهرداد مصطفي زاده مي افزايد: البته اين بدان معنا نيست که ما اين موضوع را رها کنيم، چرا که در عرصه علمي موارد ناشناخته متعددي وجود دارد که پاسخ قطعي آنها تاکنون مشخص نشده است؛ به هر حال فعاليت و مطالعات علمي در اين خصوص همچنان ادامه دارد.
دکتر مهدي زارع نيز در خصوص امکان پيش بيني بازه زماني و مکاني زلزله تهران مي گويد: آنچه در تاريخ به ثبت رسيده حاکي از آن است که از زماني که تمدن انساني در شمال تهران به وجود آمده، رکورد زلزله مخرب وجود نداشته است؛ اما از نظر زمينشناسي تمامي شواهد دلالت بر فعال بودن اين گسل دارند. نکته مهم در مورد اين گسل آن است که احتمالاً دوره هاي بازگشت زلزله هاي مهم در گسل هاي نزديک تهران طولاني تر از آن است که بشر بتواند ثبت کند. يعني تکرار زلزله ها آنقدر زمان برده که تمدن بشري قادر به ثبت آن نبوده؛ و تئوري اي که ميتواند در اين مورد وجود داشته باشد اين است که طي پنج، شش هزار سال گذشته در اين گسل زلزله اي رخ نداده است.
معاون پژوهش و فنآوري پژوهشگاه بين المللي زلزله شناسي و مهندسي زلزله مي افزايد: در مورد گسل مشا هم ميتوان اذعان داشت که هر 2500 تا 3000 سال يکبار، زلزله اي بزرگ در اين منطقه رخ داده است.همچنين بر اساس مطالعه اي که در دانشگاه استراسبورگ فرانسه در مورد اين گسل انجام شده، نقطه نقشهبرداري ايستگاه آبعلي با نقطه رود شور واقع در جاده ساوه با برداشت هاي دقيق گراويمتري سنجيده شده؛ که جمعبندي اين مطالعات نشان مي داد، فاصله اين دو نقطه سالي يک سانتي متر بالا مي رود. براي کساني که با زمينشناسي آشنايي دارند مشخص است که سالي يک سانتي متر چه رقم بزرگي است. البته اين مجموع برآيند چندين گسل است که چنين حرکتي را سبب ميشود ولي در مجموع هر ساله در منطقه جنوب البرز اين تغييرات را داريم.
عملکرد شبکه باند پهن و رابطه آن در پيش بيني زلزله
از مدير شبکه باند پهن و رييس پژوهشکده زلزله شناسي پژوهشگاه بين المللي زلزله شناسي و مهندسي زلزله در مورد نقش اين شبکه و تاثير افزايش تعداد ايستگاه ها در پيش بيني زلزله جويا مي شويم؛ وي پاسخ مي دهد: شبکه باند پهن مانند شبکه لرزه نگاري، اطلاعات لرزه اي را از قسمت هاي مختلف کشور جمع آوري مي کند، و اطلاعات بنيادي را در اختيار مجموعه علمي کشور مي گذارد؛ اطلاعاتي از قبيل وقوع آن لاين اتفاق لرزه اي در نقطه خاصي از کشور.
دکتر مصطفي زاده مي افزايد: اما براي پيش بيني زلزله، اکتفاي صرف به داده هاي اين شبکه نمي تواند کارساز باشد؛ چون سنسورهاي موجود در اين شبکه طوري طراحي شده اند که براي دريافت اطلاعات لرزه اي فقط يک فاکتور را در نظر مي گيرند و ديگر عوامل دروني زمين ساختي را مشخص نمي کند. لذا اگرچه گسترش تعداد ايستگاه ها مي تواند به پيش بيني زلزله کمک کند، اما اطلاعات آن به تنهايي براي بحث پيش بيني، قابل اتکا نيست.
وي عملکرد اصلي شبکه باند پهن را، جمع آوري اطلاعات لرزه اي از 19 ايستگاه موجود در سراسر کشور و ثبت فعاليت لرزه اي کشور دانسته و مي گويد: پس از جمع آوري، اين اطلاعات در مرکز پردازش داده ها، مستقر در پژوهشگاه، ارزيابي شده و اطلاعات اوليه مربوط به کانون زمين لرزه ها که اطلاعاتي بنيادي است مشخص مي شود.
هدف از کاربرد اين اطلاعات بنيادي آن است که با استفاده از آنها ابزارهاي لازم براي امور مهندسي را فراهم کنيم تا پژوهشگران با استفاده از آنها بتوانند نقشه خطر زمين لرزه و يا نقشه پهنه بندي لرزه اي را ترسيم کنند؛ و از کنار هم قرار دادن همه اين اطلاعات مي توان برآورد خطر وقوع يک زمين لرزه در يک منطقه خاص را انجام داد؛ لذا رسالت اصلي شبکه باند پهن کشور، تهيه ملزومات لازم براي جمع آوري اطلاعات بنيادي و نهايتاً استفاده کاربردي آنها براي آينده مي باشد.
زلزله و وضعيت شهر تهران در مواجهه با آن
معاون پژوهش و فنآوري پژوهشگاه بين المللي زلزله شناسي و مهندسي زلزله، در مورد چگونگي وضعيت شهر تهران در مواجهه با زلزله گفت: وضعيت شهر تهران واقعاً پيچيده است. از يک سو، زمين لرزههاي مخرب تاريخي در ناحيه شهر ري در زمان چهار سده پيش از ميلاد مسيح و همچنين زلزله هاي تاريخي743، 855، 958 شهرري و رخداد زلزلههاي مهم 1177 و 1962 ميلادي بوئين زهرا در جنوب دشت قزوين در غرب تهران که برآورد مي شود همگي بزرگايي بيش از 7 ريشتر داشتهاند، نمايانگر احتمال رخداد زلزلههاي مخرب در ناحيه شهري يا در نزديکي گستره شهر تهران است.
از سوي ديگر، گسل شمال تهران با جابه جا کردن نهشتههاي کواترنر در ناحيه شمالي تهران همراه بوده است و آخرين بررسيهاي ديرينه لرزه شناسي گوياي لرزهزا بودن آن حتي در مدت زمان عهد حاضر- هولوسن ميباشد. همچنين در شمال و جنوب تهران گسل هاي فعالي وجود دارند که به دليل نامشخص بودن زمان وقوع زلزله مخرب قبلي در آنها احتمال فعال شدن اين گسل ها بسيار زياد است و از طرف ديگر، موضوع جمعيت شهر تهران است که حدود 10 درصد جمعيت کشور را به خود اختصاص داده و از 50 سال اخير به بيش از 10 برابر افزايش پيدا کرده، به نحوي که امروزه جمعيت تهران بزرگ، حدود 13 ميليون نفر برآورد ميشود؛ که اين تعداد جمعيت در ساخت و سازهاي خود به وضعيت گسل ها و ضرورت مقاوم سازي ساختمان ها توجهي نداشتهاند.
دکتر زارع خاطرنشان کرد: در منطقه شمال شهر تهران در فاصله روستاي کلان در ناحيه پشت درياچه سد لتيان تا جنوب کرج و از آنجا تا ماهدشت و اشتهارد و بويين زهرا در نواري به طول 250 کيلومتر قطعات گسلي بسيار خطرناکي وجود دارند که بخشي از آنها در سدههاي اخير فعال شده و قسمت لرزه خيزي برخي ديگر از آنها مشخص نيست. در منطقه جنوب تهران هم چهار گسل مهم ايوانکي، کهريزک و شمال و جنوب ري وجود دارند که ميتواند کانون بروز زمينلرزههاي بسيار شديدي باشند. از سوي ديگر، ساخت و ساز در حريم گسل هاي فعال در محدوده شهري کرج بزرگ، مارليک و ماهدشت نيز در حال انجام است.
وي گفت: مساله مهم ديگر در تهران وجود لايههاي آبرفتي ضخيم در زير پوسته سطحي زمين به ويژه در مناطق شمالي شهر است که سبب تشديد امواج زلزله و افزايش شدت و ميزان خسارت و تلفات آن ميشود. علاوه بر اين، لايه آبرفتي ساختار نرم خاک هاي سطحي در جنوب شهر نيز در تشديد امواج زمين لرزه احتمالي تهران موثرمي باشند.
خصوصيات ژئوتکنيکي شهر تهران
رييس پژوهشکده مهندسي ژئوتکنيک، خصوصيات ژئوتکنيکي مصالح تشکيل دهنده يک ساختگاه را بر مشخصات زمينلرزه بسيار اثرگذار دانسته و مي گويد: زمينلرزههاي گذشته نشان دادهاند که اغلب، خسارت وارده بر سازههايي که بر روي خاک هاي نرم ساخته شدهاند به مراتب بيش از سازههاي ساخته شده بر روي خاک هاي سخت است. مطالعات بر روي جنبش نيرومند زمين به خوبي نشان دهنده تغيير دامنه و محتواي فرکانسي امواج لرزهاي به وسيله آبرفت ميباشد.
به گزارش خبرنامه پژوهشگاه ، دکتر علي شفيعي، تعيين تاثير شرايط ساختگاهي بر خصوصيات جنبش نيرومند زمين در شهرهاي بزرگ در مناطق مستعد زمين لرزههاي شديد را امري ضروري دانسته و مي افزايد: تهران، در کوهپايه هاي جنوبي رشته کوه هاي البرز واقع شده که به نوبه خود در منطقهيي با شرايط لرزه زمين ساختي فعال قرارگرفته است که براساس طبقه بندي آيين نامه 2800، تهران به عنوان منطقهيي با خطر زمين لرزه بسيار زياد طبقه بندي ميشود.
وي خاطرنشان مي کند: در سال 1376 پژوهشگاه بين المللي زلزله شناسي و مهندسي زلزله، دو پروژه را براي تعيين تاثير شرايط ساختگاهي برخصوصيات زلزله در شمال و جنوب تهران آغاز كرد که اين پروژه ها تا سال 1381 به طول انجاميد.
براساس اين مطالعات، شتاب حداکثر روي سنگ بستر و شتاب حداکثر روي سطح زمين براي زلزله اي با دوره بازگشت 475 سال ارايه شده، که نشان مي دهد در شمال تهران عملا تشديدي صورت نمي پذيرد و شتاب روي سنگ بستر باشتاب روي سطح زمين تقريبا برابر است؛ ليکن در مرکز و مخصوصا جنوب تهران، شتاب روي سنگ بستر وابسته به نوع آبرفت تا حدود40 درصد در سطح زمين افزايش مي يابد.
وضعيت ساختمان هاي شهر تهران در مقابل زلزله
رييس پژوهشکده مهندسي سازه، وضعيت ساختمان هاي موجود در تهران در مواجهه با يک زلزله احتمالي را اسف بار توصيف کرده و مي گويد: از لحاظ کمي برآوردهايي در زمينه آسيب پذيري ساختمان هاي تهران شده است؛ از جمله مطالعه جايکا (آژانس همکاري هاي بين المللي ژاپن) ، و پژوهشگاه، که درصد آسيب پذيري ساختمان ها با روش هاي تقريبي مشخص شد و با توجه به آسيب پذيري ساختمان هاي مصالح بنايي و اينکه حدود 80 الي 85 درصد ساختمان هاي تهران از اين دست مي باشند، بسته به شدت زلزله احتمالي تا اين حدود خرابي تخمين زده مي شود.
دکتر عبدالرضا سروقد مقدم، تدوين دستورالعمل هاي مقاوم سازي ساختمان هاي معمولي توسط مراکز تحقيقاتي زلزله در کشور را از جمله راه هاي موثر براي مقاوم سازي ساختمان ها در تهران دانسته و مي افزايد: اجباري سازي شناسنامه فني لرزه اي براي ساختمان ها که توسط مراکز فني – تحقيقاتي ذيصلاح تدوين شده باشند، نيز مي تواند از جمله اقدامات موثر ديگر براي مقاوم سازي ساختمان ها در تهران باشد.
وي اجباري کردن بيمه زلزله براي ساختمان ها، فعال سازي و يکنواخت سازي فعاليت گروه هاي نظارت مضاعف در شهرداري ها و نيز ارايه تسهيلات لازم براي مقاوم سازي ساختمان هاي مردم را از ديگر راهکارهاي مقاوم سازي ساختمان ها در تهران مي داند.
شريان هاي حياتي در تهران و وضعيت آنها در مواجهه با زلزله
مدير گروه شريان هاي حياتي پژوهشکده مهندسي سازه، منظور از شريان هاي حياتي را سامانه هاي تامين انرژي برق، گاز، نفت و تامين آب و دفع فاضلاب، ترابري يا حمل و نقل و اطلاع رساني و مخابرات دانسته و مي گويد: هر سامانه شريان حياتي خود از سه دسته مولفه هاي اصلي که عبارتند از تاسيسات کليدي، خطوط انتقال و شبکه هاي توزيع تشکيل شده است. براي مثال در مورد سامانه تامين برق، تاسيسات کليدي شامل نيروگاه، پست هاي انتقال و مرکز کنترل شبکه، خطوط انتقال مشتمل بر خطوط فشار قوي انتقال برق و شبکه توزيع شامل خطوط فشار ضعيف داخل شهر مي باشند.
دکتر محمود حسيني با اشاره به وجود تمام انواع شريان هاي حياتي در تهران به صورت فشرده و در کنار يکديگر، افزود: با توجه به فشردگي و تراکم شريان هاي حياتي در تهران از يک سو و عدم مقاومت بسياري از آنها در برابر زلزله از سويي ديگر، در صورت وقوع زلزله در تهران بايد انتظار گسيختگي هاي متعددي در شبکه هاي آب و فاضلاب، گاز، سقوط برخي از دکل هاي برق، فروريزي برخي پل ها و حوادثي از اين قبيل را داشته باشيم؛ که البته در اثر برخي از آنها آتش سوزي هاي گسترده اي نيز مي تواند رخ دهد.
وي، اصول ايمني به کار رفته در شريان هاي حياتي تهران را ناکافي دانسته و مي گويد: به دليل قدمت سامانه آب در تهران، اصول مقاومت در برابر زلزله براي آن لحاظ نشده؛ در مورد فاضلاب نيز عليرغم تازگي سامانه، اصول ايمني در برابر زلزله آنطور که بايد در آن رعايت نشده است. سامانه برق در قسمت هاي جديد نسبتاً داراي مقاومت است، ولي بخش هاي قديمي همچنان فاقد مقاومت مي باشند. در مورد سامانه گاز نيز، اگرچه از لحاظ طراحي، نکات مربوط به ايمني لرزه اي لحاظ شده، لکن به لحاظ اجرايي ضعف هايي در اين خصوص موجود است.
دکتر حسيني تصريح مي کند: در مورد شبکه ترابري و حمل و نقل نيز، بسياري از پل ها داراي آسيب پذيري بالا هستند و برخي شيب هاي مشرف به بزرگراه ها نيز احتمال لغزش دارند.
وضعيت مديريت بحران شهر تهران در مواجهه با زلزله
رييس پژوهشکده مديريت بحران و خطرپذيري، مفهوم مديريت بحران را بسيار گسترده خوانده و شامل يک رشته مراحل مختلف، از پيشگيري و کاهش خطرپذيري تا آمادگي مردم و واکنش اضطراري و نيز بازسازي دانست.
دکتر اميني حسيني مي افزايد: مديريت بحران شامل فعاليت مجموعه اي از ارگان هاي دولتي، نيمه دولتي، غير دولتي و مردم است که مسووليت آن در تهران به عهده سازمان مديريت بحران شهر تهران، تحت پوشش شهرداري تهران و در کل کشور به عهده ستاد حوادث و سوانح غيرمترقبه وزارت کشور مي باشد.
وي در خصوص توان و امکانات پيکره مديريت بحران در تهران، هنگام وقوع يک زلزله احتمالي مي گويد: در شهرداري تهران ستادي مرکب از نمايندگان نهاد هاي مختلف نظير وزارت کشور، بهداشت و درمان و نيز نيروهاي نظامي و انتظامي تشکيل شده است که اين ستاد فرماندهي عمليات را به عهده مي گيرد و داراي امکانات مخابراتي و اطلاع رساني است که در صورت بروز هر زلزله اي مي تواند هماهنگي و ارتباط لازم را داشته باشد.
وي مي افزايد: اما وضعيت عملياتي و اجرايي ارگان هاي امدادرساني در تهران طور ديگري است. به عنوان مثال، در تهران حداکثر بين 60 تا 70 ايستگاه آتش نشاني وجود دارد؛ تعداد نيروهاي تخصصي آموزش ديده و حتي داوطلب سازمان هلال احمر هم محدود است؛ لذا در صورت وقوع يک زلزله بزرگ حتي اگر اطلاع رساني هم صورت گيرد، به علت محدوديت نيروها و يا مسدود شدن راه ها، امکان امداد رساني و اطفاي حريق در کل پهنه شهر وجود نخواهد داشت.
رييس پژوهشکده مديريت بحران و خطرپذيري، خاطرنشان مي کند: اين مشکل فقط مختص تهران و ايران نيست و در ساير کشورها نيز چنين مشکلاتي وجود دارد و لذا نبايد توقع داشت که سازمان هاي دولتي، در يک رويداد لرزه اي بزرگ به تنهايي همه امور مربوط به واکنش اضطراري را انجام دهند.
دکتر اميني حسيني از توسعه فعاليت هاي خود امدادي يا دگر امدادي در جهان و ايران نام برده و مي گويد: اين فعاليت عبارت است از دادن آگاهي و آموزش هاي لازم و نيز توانمندسازي مردم براي کمک و امداد رساني به خودشان در زمان وقوع سوانح بزرگ.
وي، اثربخشي خودامدادي را به مراتب بيشتر از اقدامات نيروهاي امدادگر دانسته و متذکر مي شود: از آنجا که در امداد رساني پس از وقوع زلزله، بحث زمان بسيار حياتي است؛ و در صورتي که زمان از دست برود روند مرگ و مير به شدت افزايش مي يابد، لذا منتظر رسيدن نيروهاي امدادي شدن که مي تواند چندين روز به طول انجامد؛ چندان معقول نيست.
دکتر اميني حسيني گفت: اگر مصدومان زير آوار مانده را ظرف مدت حداکثر 72 ساعت از زير آوار بيرون نياوريم، اميد کمي به زنده ماندشان خواهد بود؛ لذا خودامدادي مردم پس از وقوع زلزله ميتواند بسيار اثربخش باشد. مثلاً در زلزله کوبه ژاپن، نقش نيروهاي مردمي براي نجات زير آوارماندگان بيش از 80 درصد و سهم نيروهاي امدادي در اين مورد کمتر از20 درصد بود. در زلزله بم هم گزارش ها حاکي از آن است که تا رسيدن نيروهاي امدادگر زمان زيادي صرف شد و بيشتر نجات يافتگان توسط همسايگان، اهل فاميل و مردم از زير آوار خارج شدند.
وي براي اجراي موفقيت آميز فرايند خودامدادي، وجود يک برنامه جامع، هماهنگي لازم بين ارگان هاي مسوول و وجود ضمانت اجرايي و نيز اختصاص بودجه به اين امر را ضروري مي داند.
چه بايد کرد؟
دکتر مهدي زارع در اين باره مي گويد: اولين قدم براي کاهش تلفات ناشي از زلزله به نظر بنده جلوگيري از ساخت و ساز بي رويه و بدون رعايت اصول در منطقه تهران ميباشد. بايد مردم را مطلع کرد که تمهيدات ساخت و ساز مقاوم، تمهيدات ساده اي است که با رعايت آن در هر پروژه مي توان سازه مورد نظر را در برابر زلزله ايمن کرد.
وي، مطالعه کارشناسان بر روي گسل ها را راهکار ديگري براي کاهش خسارات زلزله عنوان کرده و افزود: ايران از توان علمي بالايي برخوردار است ولي بر بسياري از گسل ها هنوز مطالعه انجام نگرفته است. ضمن اينکه ورود تجهيزات مدرن در سيستم شبکه هاي زلزله نگاري در ايران ضروري است. در ايران يک هزار و100 دستگاه در شهرها و روستاها مستقرند که متاسفانه اين دستگاه ها با سيستم مدرن ماهواره اي و يا مخابراتي به پژوهشکده هاي زلزله شناسي متصل نيستند و تنها در صورت حضور کارشناسان در محل مي توان به علائم ثبت شده در دستگاه دست پيدا کرد؛ اين روش عملا پاسخگو نبوده و نخواهد بود.
در کشور لرزه خيز ايران فنآوري براي استفاده از ارتباطات ماهواره اي و راديويي براي سرعت بخشي دسترسي کارشناسان به اطلاعات، ضروري است؛ چرا که در اين صورت متخصصان مي توانند به شکل کشيک در تمام ساعات شبانه روز اطلاعات را مدل کنند و به صورت احتمالي حدس بزنند رخداد زلزله در کدام مکان و زمان مي تواند اتفاق بيافتد و در نهايت اطلاع رساني به مردم سريعتر صورت مي گيرد. به عقيده من اين روش موثر ترين روش در تسريع اطلاع رساني و جلوگيري از وقوع فجايع انساني ناشي از زلزله است.
رييس پژوهشکده زلزله شناسي با بيان اين مطلب که مراکز استراتژيک موجود در تهران بايد مقاوم سازي شوند؛ مي گويد: تخريب مراکز استراتژيک از قبيل بيمارستان ها و کارخانه هاي صنعتي متمرکز در اطراف تهران، در صورت بروز زلزله، خسارت هاي اقتصادي زيادي را بر کشور تحميل خواهد کرد که چه بسا غيرقابل جبران باشد.
مصطفي زاده مي افزايد: تقويت تجهيزات و نيروهاي امدادرساني نيز مي تواند در کاهش خسارت هاي زلزله، نقش مهمي داشته باشد. مديريت واحد، هماهنگي و تعامل معقول ميان سازمان هاي درگير در امر سوانح به طور يکپارچه، راهکاري اجتناب ناپذير براي مقابله با زلزله و کاهش خسارات آن مي باشد.
مدير گروه شريان هاي حياتي پژوهشکده مهندسي سازه، مقاوم سازي سامانه هاي موجود را اولين اقدام براي کاهش خطرپذيري شريان هاي حياتي موجود در تهران عنوان کرده و مي گويد: بايد هرگونه توسعه در اين سامانه ها نيز با رعايت اصول ايمني در برابر زلزله انجام گيرد.
دکتر محمود حسيني، آخرين گام در اين راستا را تدوين سناريوهاي زلزله و اقدام به پيش بيني شرايط احتمالي پس از وقوع زلزله در شهر دانسته و مي افزايد: در نهايت پيش بيني نيروهاي انساني متخصص و ابزارهاي مورد نياز براي رويارويي با شرايط بحراني و آماده سازي برنامه هاي عملياتي لازم از جمله ضروري ترين راهکار کاهش خطرپذيري شريان هاي حياتي در تهران است.
وي خاطرنشان مي کند: نکته مهمي که در خصوص شريان هاي حياتي مطرح است، آن است که تمام اين سامانه ها در اختيار دولت مي باشد و بخش خصوصي نقش چنداني در بهره برداري و نگهداري آنها ندارد؛ لذا اين وظيفه مسوولان و متصديان امر است که هر چه سريع تر نسبت به راهکارهاي مذکور اقدام كنند؛ چرا که در غير اين صورت وقوع زلزله در تهران مي تواند در اثر عملکرد نامناسب شريان هاي حياتي به فاجعه اي بزرگ تبديل شود.
رييس پژوهشکده مديريت بحران و خطرپذيري، کاهش خسارات ناشي از زلزله را در گرو عزم ملي، تامين بودجه و آموزش نيروهاي کارآمد در مدت زمان معقول دانسته و مي گويد: تهران يک شهر با سابقه اي حدود 200 ساله است که طي اين مدت بسيار آسيب پذير رشد کرده و نبايد انتظار داشت در کوتاه مدت ريسک و خطرپذيري آن به حد زيادي کاهش يابد.
اميني حسيني مي افزايد: طرح جامع مديريت بحران براي شهر تهران توسط سازمان مديريت بحران تدوين شده که در آن کاهش ريسک در تهران در سه بخش: کوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت در نظر گرفته شده است. در اقدامات کوتاه مدت که ظرف مدت سه سال قابل انجام است، بخش پاسخ به بحران تقويت مي شود و توانمندي ها و ظرفيت شهر تهران افزايش مي يابد؛ تعداد ايستگاه هاي آتش نشاني افزايش يافته و بيمارستان ها و ساير مراکز استراتژيک مقاوم سازي مي شوند؛ که البته اجراي اين برنامه ها مستلزم همکاري همه نهادها و ارگان هاي درگير مي باشد.
وي برنامه هاي ميان مدت را در بازه زماني سه تا پنج سال قابل اجرا دانسته و مي گويد: در اين مقطع از برنامه، شريان هاي حياتي، پل ها و ساختمان هاي عمومي مقاوم سازي مي شوند و راه هاي باريک، تعريض مي شوند.
دکتر اميني حسيني، مقاوم سازي و بازسازي ساختمان هاي مسکوني را از جمله اقدامات بلند مدت در طرح جامع دانسته و مي گويد: اين برنامه در يک مقطع زماني 10 تا 12 ساله قابل اجرا است؛ که طي اجراي آن بايد تسهيلات لازم در اختيار مردم قرار داده شود و نيز نظارت هاي سختي بر ساخت و سازهاي جديد صورت پذيرد.
وي خاطرنشان مي کند: اين برنامه جامع در حال حاضر براي تهران تدوين شده و در حال اجراست؛ که اگر به درستي اجرا شود، مي تواند ريسک شهر تهران را به نحو چشمگيري کاهش دهد.
رييس پژوهشکده مديريت بحران و خطرپذيري، ارتقاي آمادگي هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي را نيز يکي از مهمترين مسايل دخيل در کاهش خسارات زلزله دانسته و مي گويد: اگر چه اين مبحث بسيار مغفول مانده اما مي توان گفت اهميت آن حتي از مسايل فني و مهندسي نيز بيشتر است؛ چرا که اگر مردم صرفاً معتقد به تقدير باشند و اينکه قادر به انجام هيچ کاري در مقابل زلزله نيستند؛ دولت هر قدر هم تلاش کند، نتيجه اي نخواهد داشت لذا تغيير نگرش و باورهاي مردم در اين زمينه، اصلي انکارناپذير است که تحقق آن مستلزم تعامل حوزههاي مختلف علمي، فرهنگي و... با يکديگر است.
دکتر اميني حسيني تصريح مي کند: ترويج مشارکت مردمي با ايجاد تشکل هاي محلي، جلسات مذهبي، هياتهاي مساجد و سخنان ائمه جمعه و جماعات از جمله راهکارهايي است که اثربخشي فراواني دارد.
وي مي افزايد: تاکنون سياست ها بر اين اصل استوار بود که پس از وقوع زلزله ، واکنش نشان داده شود و به امداد رساني، آواربرداري و بازسازي پرداخته شود؛ حال آنکه بايد رويکرد پيشگيري از بحران، جايگزين رويکرد پاسخ به بحران شده؛ بخشي از منابع و سرمايه گذاري هاي واکنش اضطراري و بازسازي به مقاوم سازي و پيشگيري اختصاص يابد تا علاوه بر کاهش خسارات و فجايع انساني زلزله - که چه بسا غيرقابل جبران هستند - اثربخشي آن افزايش يافته و هزينه هاي بازسازي کاهش يابد.
نوشته شده در 2009/10/18 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

رئيس پژوهشگاه زلزله در گفتگو با مهر در خصوص احتمال وقوع مجدد اين زلزله در طي روزهاي آينده گفت: به لحاظ علمي هرگز نمي توان وقوع و يا عدم وقوع زلزله را پيش بيني کرد.
وي با اشاره سابقه مطالعات اين پژوهشگاه در زمينه گسله هاي تهران گفت: طبق مطالعات ما، انتظار وقوع زلزله در منطقه جنوب شرقي تهران نمي رفت ولي اين زلزله برخلاف پيش بينيهاي ما رخ داد و نشان داد که اين گسله مانند ببري خفته است.
تسنيمي با تاکيد بر اينکه به دليل عمق کم حرکت اين گسل، مردم کل تهران اين زلزله را احساس کرده است اظهار داشت: اين زلزله در حاشيه تهران رخ داد و هر کس به نسبت ساختماني که در آن بوده حرکتهايي را احساس کرده است.
رئيس پژوهشگاه زلزله با اشاره به رخ دادن مجدد اين زلزله گفت: از آنجايي که پيش بيني زلزله ممکن نيست از اين رو بايد احتياط هاي لازم در اين زمينه انجام داد. البته اين احتياط امري عقلي است.
وي با تاکيد مجدد بر ضرورت مقاوم سازي ساختمانها اضافه کرد: اين زلزله براي ما هشداري است و نشان مي دهد که نقاط مختلف تهران متاثر از زلزله است از اين رو بايد نسبت به مقاوم سازي ساختمانها اهتمام ويژه صورت گيرد.
تسنيمي با بيان اينکه پيش بيني زلزله براي شهروندان مصونيت نمي آورد، خاطرنشان کرد: ما براي مقابله با اين پديده طبيعي راهي جز مقاوم سازي نداريم که اين امر نيز در يک زمان کوتاه ميسر نمي شود بلکه با برنامه ريزيهاي بلند مدت مي توان به اين هدف رسيد.
معاون پژوهشي پژوهشگاه زلزله نيز با بيان جزئياتي جديد از زلزله شنبه تهران گفت: طبق مشخصات ژئوتکتيکي منطقه و نوع گسله هاي جنوب شرقي تهران به نظر مي رسد که حرکت اين گسل فشاري باشد اما صحت اين موضوع پس از آناليز داده هاي ايستگاه هاي لرزه نگاري مشخص مي شود.
دکتر مهدي زارع به بيان جزئيات حرکت گسل جنوب شرقي تهران پرداخت و گفت: طبق مشخصات ژئوتکتيکي منطقه و نوع گسله هاي جنوب شرقي تهران به نظر مي رسد که حرکت اين گسل فشاري باشد.
وي با اشاره به بزرگي اين زلزله افزود: به دليل کم بودن بزرگي اين زلزله به سرعت نمي توان نوع حرکت را تعيين کرد از اين رو اين موضوع پس از آناليز داده هاي ايستگاههاي لرزه نگاري مشخص مي شود.
زلزله ساعت 14 و 23 دقيقه و 56 ثانيه بعداز ظهر امروز شنبه در تهران روي داد.
نوشته شده در 2009/10/17 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید
حرکت قویترین لیگ بسکتبال جهان به سوی خودکشی؟
فیفا تغییر مقررات داوری در بازیهای جام جهانی را بررسی می کند
شیفتگان بازیهای ویدئویی در 'واقعیت' رقابت میکنند
تکنولوژی تفاوت مردان و زنان را آشکار می کند
ارتباطات در بریتانیا تحت نظارت دقیقتر قرار میگیرد
گام بعد بازیهای قابل حمل از آن کیست؟
اینتل با ۱.۲۵ میلیارد دلار رضایت AMD را جلب کرد
تاثیر مواد شیمیایی موجود در کالاهای پلاستیکی بر رفتار پسربچه ها
استقبال گرم استرالیایی ها از پانداهای چینی
تلاش برای کاهش آروغ گوسفندان استرالیا
وقتی سراپا "گوش" می شویم
توصیه های دارویی برای ایدز تغییر کرد
دستنوشتههای استاندال فرانسوی بر روی شبکه جهانی اینترنت
ژنهای موجود در اسپرم 'عمر مردها را کوتاه می کند'
گوگل دسترسي رايگان به مقالات روزنامهها محدود ميکند
ثبتنام دانشجويان انصرافي و اخراجي در كنكور
حل مسائل فیزیک هالیدی
پمپ ها و علم هیدرولیک
ركوردهایی كه شكسته شد
اسوس، نتبوک با قابلیت ارتباط لمسی را روانه بازار کرد
پیوند اولین دست بیونیک با توانایی برقراری ارتباط با مغز
برنامه مخرب؛ عامل صفحه سیاه مرگ
برترین جستجوهای سال 2009 یاهو اعلام شد
امشب ماه به دیدار خوشه پروین می رود
جريمه 2.6 ميليون دلاري شركت eBay
جايگزيني براي آکروبات
صفحهکليد با شماره!
تکثير سازمان يافته پرتوآبي
مرگ پرتو آبي با ورود لوح فشرده 5 بعدي بي انتهاي 10ترابايتي





