تبليغاتX
,علمی,کتاب,مجله,مقاله,خبری,برنامه,جزوه,هک,دانلود,science
عید قربان روایت زیباترین حکایت عشق آسمانیِ یک انسان الهی است. این روز، فرجامِ نیک یک مناسکْ و آغاز یک راه است.

آغازی بر یک پایان

عید قربان، تنهاروزی از بی شماری ایام نیست تا در تعیّن یک نامْ معنا، در قاموس واژه های یک قومْ توضیح، و در فرهنگ یک آیینْ تفسیر شود. این روزْ روایت اوج مند زیباترین حکایت عشق آسمانیِ یک انسان الهی است. این روز، فرجامِ نیک یک مناسکْ و آغاز یک راه است؛ پایان رنج های سفر، اشک های شوق، تن پوش های برابری، درس های برادری، بارقه های رحمت، لحظه های خاکْ ساری، هنگامه های برائت، و آغاز راهی است برای حفظ همه این ره یافت ها، فصلی برای همه این شکفتن ها و ترنّمی برای آفریده شدن دوباره. عید قربان، عید بشارت های الهی و روزی برای باز یافتن خودِ گم شده انسان است. http://www.bebinnews.com/Picture/711/160/
عید در فرهنگ دینی
واژه «عید» تنها یک بار در قرآن آمده و به معنای روزی است که نعمت های آسمانی بر مؤمنان فرود می آید. در فرهنگ اسلام نیز از روزی که انسان در آن گناه و معصیتی مرتکب نشود، به عید تعبیر کرده اند. اعیاد اسلامی هم چون فطر، مبعث، غدیر و قربان، افزون بر این که خاطره رخ داد مهمی را در یادها زنده می کنند و بزرگ داشت، درس آموزی و تبلیغ آن روی داد را یادآور می شوند، روزهای ویژه رحمت و لطف خداوندی نیز به شمار می آیند. در این عیدها، عطایا و نعمت های الهی، در سریرهایی از نور بر بندگان فرود می آیند و دریچه های بخشش و آمرزش پروردگار، به مِهر بر مردمان گشوده می گردد. از این رو، آنان که لحظه های ناب را قدر می شناسند، در این روزها با عطر نیاز و راز، غبار غفلت را از دل های آلوده شان می زدایند و دل را از زنگار گناه، پاک می سازند.

عید قربان، عرصه جهاد اکبر
واژه «عید» به معنای رجوع و برگشتن است و «قربان» به معنای قربانی یا هر آن چه با آن بر پروردگار، تقرب جویند. از این رو، می توان عید قربان را به معنای بازگشت انسان به مقام تقرّب الهی دانست. این مقام در سایه مبارزه با هواهای نفسانی و در پرتو تهذیب، خودسازی و بهره وری از فرصت های ناب به دست می آید. زایران خانه خدا که پس از تحمّل مرارت های بسیار و پرهیز از آلایش های دنیوی، اینک به منزل گاه آخر رسیده اند، و نیز مردمانی که این روز را از روزهای ویژه الهی می دانند، عید قربان را جشن می گیرند. در این روز، مردمان مسلمان، با بزرگ داشت خاطره ابراهیم و اسماعیل و با درس آموزی از ایثار تأثیرگذار آن دو بزرگ مرد یکتاپرستِ تاریخ، بار دیگر با نهیب بر اندیشه های خویش، باورهای خود را به ستیز با خودخواهی ها و منیّت ها می فرستند، تا در پیکار اصلی با هواهای نفسانی ـ که به جهاد اکبر تعبیر شده ـ پیروز میدان باشند.

پایان ماندگار
هر عمل، خُرد یا کلان، خوب یا ناروا، در فرجامِ خود به بار می نشیند و نیکی و زشتی آن به درستی رخ می نمایاند. پایان عبادت ها نیز، رازها و رمزهایی برازندهْ در خود نهان دارند، و از این روست که رمضان در منزل فطر، نماز با سلام، هفته با جمعه و حج با عید قربان به شکوفه می نشیند. قربان، عید شادمانه ای است که چون حُسن ختامی زیبا، در پایان غزل معرفت حج آمده و به آن شکوهی بی کران بخشیده است. در عید قربان، همه مرادها، مرارت ها، مداومت ها و مناسک ها، در فرجامی ماندگار معنا می شود و در بارگاه بلند خداوندی به ثمره ثواب و قرب الهی پاداش می یابد.

عید حسرت و شادی
عید سعید قربان، شادی و شور و شعف را با حُزن و حرمان و حسرت به هم آمیخته است. آنان که با دست رفاقتِ توفیق، راهی حرم بوده اند و میهمان مکّه و مدینه و مروه و منا، اینک به هنگام عید قربان ـ که اندک اندک، آهنگ بازگشت نواخته می شود ـ از سویی با مِهر و لبخند از حلاوت عبادتی می گویند که به انجامش موفق بوده اند و از سویی دیگر، از اندوه انبوهی که آوار دلشان شده، و قصه سنگین فراقتی که غصه قلب هایشان. در آن سوی دیگر، مردمانی که سالیان پیش، شیرینی سفر به سرزمین عشق را در ذایقه های معنوی شان به خاطر سپرده اند، شهد شیرین آن خاطره ها را بار دیگر در دفتر ایّام مرور می کنند. مردمی نیز که هنوز فرصت زیارت حج را نیافته اند، دستان خود را نردبان نیایش می کنند و حسرت دیدار را با گل برگ های دعا، بهانه توفیق می سازند. عید قربان، یادمان همه این حسرت ها و شادی هاست.

عید تقرّب
حج، تبلور تمام عیار تمامت اسلام و اسلام، آیین عبودیت و بندگی و بندگی، شیوه تقرّب با مبدأ هستی است؛ یعنی حج، هنگامه حضور حق است و حالِ قرب عبد از این رو، باید که هر عمل عبادی، با نیّت نزدیک شدن به پروردگار باشد و الا همه عبادت ها، صورت هایی بی معنا می شود که جز رنج ریا، حاصلی به همراه ندارد. در تمامی مناسک و مراتب حج نیز از آغاز تا فرجام، اگرچه در قالب های گونه گون و در اشکال مختلفْ صورت می پذیرد، ولی روحی منسجم و کلیتی هم تافته دارد و زندگی و زایندگی آن، در پرتو همین روح منسجم ـ که همانا رسیدن به مقام تقرّب الهی است ـ رخ می نماید. این امر در عید قربان و با سنّت قربانی که به شکل نمادین ذبح حیوان نمایش داده می شود، بیش تر تجلّی می یابد؛ چرا که این سنّت، یادگار و یادآور عمل انسانی است که برای یافتن قرب الهی، در اوج تسلیم و رضا، عزیزترین کس خویش را به قربان گاه ذبح فرستاد.

آزمایش آشکار
پروردگار متعال در قرآن مجید، زیباترین تصویر عشق الهی انسان را در داستان رضای ابراهیم و تسلیم اسماعیل، این گونه ترسیم کرده است: «و وقتی با او به جایگاه «سعی» رسید، گفت: ای پسرک من! من در خواب [چنین] می بینم که تو را سر می بُرم، پس ببین چه به نظرت می آید؟ گفت: ای پدر! آن چه را مأموری انجام ده! ان شاءالله مرا از شکیبایان خواهی یافت. پس وقتی هر دو تن در دادند [و هم دیگر را بدرود گفتند] و [پسر [را به پیشانی برخاک افکند، او را ندا دادیم که ای ابراهیم! رؤیای [خود] را حقیقت بخشیدی، ما نیکوکاران را چنین پاداش می دهیم. راستی که این همان آزمایش آشکار بود».

اندکی تأمل
امروز که در شادی عید قربان قدم می زنیم، لختی با خود بیندیشیم که اگر آن روز، ابراهیم خلیل، اسماعیل را ـ که همه هستی و نمادی از تعلق دنیایی اش بود ـ به قربان گاه برد، امروز، اسماعیل ما کیست؟ کدام تعلق، بر بال پرواز ما زنجیر شده است؟ مال؟ مقام؟ موقعیت؟ جوانی؟ زیبایی؟ یا... باید که هر چه بهانه ماندن است، هر که ما را به دنیا گره زده، هر چه بر چشمان دلمان بسته اند تا خدا را نبینیم، و هر غبار غفلتی که بر قلبمان نشسته و فطرت پاکمان را سیاه اندود کرده است، همه و همه را چون گوسفندی قربانی، به مذبح ببریم و شاه رگ دل بستگی هایمان را با تیغ پیکار با نفس قطع کنیم:

بگذر از فرزند و جان و مال خویش تا خلیل اللّه ِ دورانت کنند
سَر بِنه بر کف، برو در کوی دوست تا چو اسماعیل، قربانت کنند

دوستیِ خدا گوارایت باد
صحرایی تفته، ریگ زاری خشک و بی آب و علف، لحظه هایی که به کندی می تپید و پدری که با پروردگارش میثاق و پیمانی داشت. برای پدر سخت است اگر خاری به پای فرزند خَلد، ناگوار است اگر جان او را فسرده بیابد؛ پس بار خدایا! این چه پیمانی است که تو باپیامبرت بسته ای؟! .
و ابراهیم با دستان پسر در دست، استوارگام می پیمود. او مأمور بود که فرزند را با دستان خویش قربانی کند. پدر هرگز به چنین امری رضا نمی دهد، ولی ابراهیم که هم چون دیگر پدران نیست. نام مقدّسِ خداوند را بر زبان می راند، خنجر بر حنجر اسماعیل می نَهد و می فشارد. خدایا! پس چرا این کاردْ کارگر نمی افتد؟!... به ناگاه از دل آسمان، از پی برقی و رعدی، قوچی سپید، پای بر زمین می نهد. بیا ابراهیم، این گوسفند را قربانی کن. تو از این آزمون سربلند بیرون آمدی؛ پس دوستی خدا گوارایت باد.

قربانی کربلا
عید قربان، حکایت آزمایش ابراهیم و اسماعیل و هاجر، و تاریخ عبودیت است. این حکایت و این آزمون، در طول تاریخ، همواره تکرار شده، اگرچه هیچ گاه بر آن شیوه و به آن گونه نبوده است. تکرار حیات بخش آن واقعه، در کربلا و در آزمایشی متفاوت تجلی یافت. در آن سرزمین، حضرت سیدالشهداء علیه السلام ابراهیم، زینبْ هاجر و فرزندان و یاران حسین علیه السلام اسماعیل این واقعه بودند. اینان حماسه این آزمون را پر شکوه تر از ابراهیم و اسماعیل و هاجر، بر پهنه ابدیت رقم زدند؛ چرا که ابراهیمِ کربلا، نه تنها یک اسماعیل، که اسماعیل هایش را به مذبح برد و در پایان خود نیز به قربان گاه شهادت رفت. هاجر اگر بر جدایی اسماعیلی که به دامانش بازگشت صبر پیشه ساخت، زینب علیهاالسلام بر مصیبتِ فراقِ ابدی 72 عزیز، صبورانه سوخت. اگر آنان خانه کعبه را بنا نهادند تا مردمان به آن جا رو آورند و با خدای کعبه تجدید عهد کنند، امام حسین و امام زین العابدین علیه السلام و زینب علیهاالسلام نیز با ایثار خون و رشادت های بی شمار، غبار غفلت و حجاب و نفاق را از چهره اسلام زدودند.

عید تسلیم
عید قربان با تجدید خاطره ابراهیم و اسماعیل، سمبلی از تسلیم در برابر اوامر الهی را فرا روی مؤمنان حقیقت جو به نمایش می گذارد و می آموزد که مسلمان راستین، نه تنها بایدکه با زبان و گفتار، وحدانیت خدا و نبوت پیامبرش را تصدیق کند، بلکه باید با تمام وجود خویش، تسلیم حق و حقیقت باشد. در مناسک حج نیز، زایر نمی پرسد که چرا باید از کوه صفا به سوی کوه مَروه هفت بار بدود، چرا باید این چنین گرد خانه خدا بچرخد، چرا باید شب را در مَشعر به روز آورد، چرا باید قربانی کند. او با فریادِ: «لَبِّیْکَ اللهمَّ لَبِّیْکَ»؛ لبیک بارالها لبیک. تو بی شریکی، لبیک. سپاس و نعمت و فرمان روایی از آنِ توست، تو بی شریکی، تسلیم بودن خود را اعلام می دارد و با ابراهیمِ پیامبر که سرسلسله اسلام آوردگان و تسلیم شدگان به حق است، هم زبان می شودو رو به کعبه ای که ابراهیم علیه السلام بنا کرده می گوید: «همانا نماز من و عبادات من و زندگی و مرگ من، برای خداوندی است که پروردگار جهانیان است. او شریکی ندارد و به من چنین امر شده است».

عید بیزاری از دنیا
عید قربان، جشن تقرّب به درگاه خداوند است و این معنا، جز در سایه بُریدن از همه تعلقاتِ دامن گیر و رَستن از همه وابستگی های ناروای دنیایی به انجام نمی رسد. حضرت علی علیه السلام ـ که بزرگْ راهنمای راه طریقت است ـ در یکی از روزهای عید قربان، با اشاره بدین معنا، در بیزاری از دنیا فرموده اند: «آگاه باشید! گویا دنیا پایان یافته و وداع خویش را اعلام داشته است. خوبی هایش ناشناخته مانده، به سرعت پشت کرده، می گذرد. ساکنانش را به سوی نابودی می کشاند و همسایگانش را به سوی مرگ می راند... . ای بندگان خدا! از سرایی کوچ کنید که سرانجام آن نابودی است. مبادا آرزوها بر شما چیره گردد [و [مپندارید که عمر طولانی خواهید داشت».

قربانی؛ مقدّمه قُرب
راز زندگی مردان راستین الهی، در آن است که آنان برای رسیدن به کوی دوست و کسب رضایت محبوب، هرچه جز خدا در دل دارند، بر جای می گذارند تا پاک و مطهر به بارگاه ربوبی حضرت حق وارد شوند. در این عرصه، قربانی، وسیله قرب است و عید قربان، روز تقرّب و نزدیکی به درگاه پروردگار. خداوند متعال به مابسیار نزدیک است، حتی نزدیک تر ازرگ گردن، ما نیز باید که به او نزدیک شویم و قربانی کردنِ هر آن چه غیر اوست و در دل و جان ما مسکن گزیده، مقدمه قُرب است. این همان رمز قربانی و یکی از ارکان مهم حج ابراهیمی است، و چه خوب گفته اند:
ز اسماعیل جانْ تا نگذری مانند ابراهیم به کعبه رفتنت تنها نماید شاد شیطان را
کسی کو روز قربان، غیر خود را می کند قربان نفهمیده است هرگز معنی و مفهوم قربان را
قطع تعلق از همه چیز در مسیر بندگی، گاه ممکن است که علم و عمل صالح انسان نیز، حجاب حق و دام راه مؤمنان گردد. در آزمایش الهی قربانی، اسماعیل، نه تنها فرزند دل بند و حاصل عمری درد و امید و دل بستگی و هجران، بلکه «عمل صالح» ابراهیم است که خداوند خود بشارت تولدش را در سنین پیری به او داده بود. در این آزمون الهی، حضرت ابراهیم در حالی که دیگر از خود و خودبینی هیچ نداشت، از حاصل عمر و عمل صالح خود نیز قطع امید کرد تا تنها به یکی تعلق داشته باشد. او با شکست شیطان، همه مراتب عالی توحید را سپری کرد و از امتحان مهم پروردگار سربلند گام بیرون نهاد.
قربانی؛ آزمون انفاق در ورای احکام حیات بخش اسلام، اسرار شگرف و غنایی بی کران از معنای نابْ نهفته که کاوش پژوهش گران و ادراکِ اندک آدمیان، به هزار توی ژرف بسیاری ازآنان دست نیافته است. درباره فلسفه قربانی نیز، سخن بسیار گفته شده، ولی می توان یکی از مهم ترین اسرار این آیین را، امتحان مردمان در بذل مال و جان خویش در راه خدا دانست. در سنّت قربانی، آدمی در آزمونی الهی، با بریدن گلوی طمع و با جدا ساختن اندکی از مال خود، از سر رضا و تسلیم و بدون بخل و تنگ نظری، هدیه ای در خور را نثار دوست می کند. بدون تردید، همان گونه که در آیه 37 سوره حج آمده، خداوند متعال از گوشت و پوست و خون قربانی بهره ای نخواهد برد، بلکه تقوا، پرهیزکاری و فرمان بُرداری انسان است که خدا را خشنود کرده و نردبان رشد و تعالی آدمی می شود.

فدا کردن بهترین داشته ها
هر ساله در روز عید قربان، میلیون ها زایر مشتاق، گردهم می آیند تافریضه قربانی را به انجام رسانند. در تعالیم اسلام برای پذیرفته شدن قربانی، افزون بر رعایت احکام فقهی ویژه آن، می بایست به بسیاری از ملاک های معنوی نیز توجه داشت؛ اموری هم چون قصد تقرب، اخلاص و این که انسان، برترین داشته های خود را پیشکش بارگاه الهی کند. قرآن مجید نیز در سوره مائده، در اشاره به ماجرای فرزندان حضرت آدم علیه السلام ، بر این مهم تأکید دارد. در این داستان آمده که: «هابیل» یکی از بهترین شتران خود را برای قربانی حاضر کرد، ولی «قابیل» ـ که بهره کاملی از ایمان نداشت ـ دسته ای از گندم های نامرغوبش را به این امر اختصاص داد. پروردگار، قربانی هابیل را ـ که از روی صدق و اخلاص بود ـ پذیرفت، و هدیه قابیل را ـ که در آن نشانی از اخلاص نبود ـ نپذیرفت.

اسوه های دین داری
سرگذشت و آزمایش ابراهیم و هاجر و اسماعیل، حکایت همه بندگان وارسته و صالح و صدیق خدا و اسوه تمام دین داران است. در قصه ابراهیم، آن حضرت برای رسیدن به مقام قُرب، تمام امیدهای خود را به قربان گاه برد و قهرمانِ مقام رضای به امر حق شد. هاجر نیز بارها بی پناهی و بیم و امید را آزمود و با توکل بر خدا، به مقام صبر رسید. قربانی بزرگ یعنی اسماعیل نیز، به رضای دوست راضی بوده، حتی صبر خود را نیز تسلیم کرده بود. رضای ابراهیم، صبرهاجر و تسلیم اسماعیل، هر کدام درسی جاودانه اند و اینان، خود معلمان ماندگار. ابراهیم و هاجر و اسماعیل، سه اسوه اند که هر کدام در بندگی، مرتبه ای دارند و هر کس که سیری به سوی خانه حقیقت خویش دارد، با آنان احساس خویشی و خویشاوندی می کند.
قدمت قربانی در روز عید قربان، زایران بیت اللّه الحرام در سرزمین مِنا، و بسیاری از کسانی که سال های پیش به حج رفته اند، سنّت قربانی را به جا می آورند. این آیین، اگرچه در فرهنگ اسلامْ فلسفه، اسرار و اهمیت ویژه ای یافته، ولی در امت ها و ادیان پیشین نیز به گونه های متفاوت رایج بوده است. از این رو، نمی توان آن را آیینی ویژه اسلام دانست. قرآن مجید در سوره مائده، با اشاره به داستان آزمایش فرزندان حضرت آدم و پذیرفته شدن قربانی هابیل و قبول نشدن قربانی قابیل از سوی خداوند، قدمت این امر را به درازای عمر آدمی دانسته است. مرحوم علامه طبرسی، صاحب تفسیر مجمع البیان نیز در تبیین آیه 34 سوره حج، این آیه را، دلیلی بر عدم اختصاص سنّت قربانی بر مردمان مسلمان می داند.

اعمال زایران در عید قربان
زایران بیت اللّه الحرام، در روز عید قربان، چند عمل را به انجام می رسانند. ابتدا با پرتاب هفت سنگ ریزه برای هفت بار به ستون هایی چهارگوش از سنگ های برهم چیده شده ـ که نماد ابلیس رجیم است ـ تنفّر خود را از همه شیطان های درون و برون ابراز می کنند. این عمل را «رَمْیِ جَمَره» گویند. سپس با کوله باری از عقیده و جهاد، رو به سنّت قربانی می آورند و آن را به پیش گاه پروردگار هدیه می کنند. سومین و آخرین عملی که حاجیان باید در روز دهم ذی الحجه به انجام رسانند، عمل «حَلق» یا تراشیدن موهای سر برای مردان و کوتاه کردن قدری از مو و ناخن برای زنان است. زایران خانه خدا، در روز عید قربان، شکوه مندترین و آرمانی ترین گام ها را برای رام کردن نفْس خویش برمی دارند و کمال تسلیم و رضا را در تصویری زیبا از عبودیت و بندگی به نمایش می گذارند.

زدودن خرافات
دین مقدس اسلام، آیین قربانی را از پلیدیِ خرافات و انحرافت زدود و آن را به صورت برنامه ای پویا، سازنده و رشدآفرین، در عرصه جامعه عرضه داشت. پیش از این، چهره این سنّت الهی، با اعمالی زشت، آلوده شده بود. در برخی از اقوام پیشین هم چون فینیقی ها، کنعانیان و مصریان، عادت نکوهیده قربانی کردن فرزندان یا افراد بشری رایج بود. بعضی، قربانیان خود را به بت های چوبی و سنگی پیشکش می کردند و دسته ای دیگر نیز قربانیان را باسوزاندن، تقدیم معبودهای خود می ساختند. دین مقدس اسلام، ذبح انسان، قربانی برای بتان و سوزاندن آن را رد کرد و کشتن قربانی را، به عنوان عبادتی مقدس در راه منفعت رساندن به مردمان و انفاق به تهی دستان به کار گرفت.

اطعام غیرمسلمان
بسیاری از فقها با استدلال به آیه 36 سوره حج، بر این باورند که گوشت قربانی را حتی به غیر مسلمان نیز می توان بخشید. از این رو، شایسته است فقیران را از هر مذهب و مرام، از منافع قربانی بهره مند ساخت. در کتاب مناسک حج حضرت امام خمینی رحمه الله آمده است: «احتیاط آن است که ذبیحه را سه قسمت کنند، یک قسمت را هدیه بدهند و یک قسمت را صدقه بدهند و قدری هم از ذبیحه بخورند و صدقه را به مؤمنین بدهند،... و اگر صدقه را به فقرای کفار بدهد یا آن که تمام ذبیحه را به آن ها بدهد، اشکال ندارد».
در دنیایی که هر گروه و دسته، برای استثمار دیگران نقشه می کشند و تنها به منافع خویش می اندیشند، بدون تردید، تنها مکتبی چون اسلام ـ که دارای چنین تفکری بشر دوستانه و خیرخواهانه است و در عمل آن را به اثبات رسانده ـ قابل اعتماد و اطمینان است. اسلام، دین زدودن فقر است؛ حالْ هر کس و هر کجا که باشد. این گونه جامع نگری هاست که توجه مردمان گیتی را به این مکتب انسان ساز متوجه کرده است.


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:مناسبت ها
نوشته شده در 2009/11/28 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

25 سال پيش در روز 31 اكتبر سال 1984 ميلادي خانم اينديرا گاندي نخست وزير هند توسط 2 گارد محافظش كه از فرقه سيك ها بودند به ضرب گلوله به قتل رسيد.با توجه به سركوب خونين جنبش استقلال طلبان سيك در چند ماه پيش از اين واقعه اعتماد اينديرا گاندى به محافظان امنيتى سيك يك بى احتياطى جبران ناپذير بود.

اينديرا گاندى يگانه دختر جواهر لعل نهرو در روز 19 نوامبر سال 1917 ميلادى در شهر الله آباد هندوستان متولد شده بود.

اينديرا از دانشگاه ويسوا بهارارى در بنگال فارغ التحصيل شد و در سن 21 سالگى به عنوان عضو حزب كنگره ملى هند انتخاب گرديد و فعالانه در جنبش استقلال هند مشاركت كرد.

در سال 1942 ميلادى ، اينديرا با فيروز گاندى يك حقوقدان پارسى ازدواج كرد.شوهرش كه فقط تشابه اسمى با مهاتما گاندى داشت نيز از فعالان حزب كنگره محسوب مى شد.مدتى بعد ، زن و شوهر توسط انگليسى ها دستگير شده و 13 ماه را در زندان سپرى مى كنند.

در سال 1947 ميلادى ، هند استقلالش را كسب مى كند و اينديرا كه پدرش جواهر لعل نهرو نخست وزير هند شده بود ، نقشى رسمى را در كنار پدر ايفا مى نمايد.

در سال 1955 ميلادى ، اينديرا عضو كميته اجرايى حزب كنگره شده و به يك چهره سياسى ملى تبديل مى شود. در سال 1959 ميلادى براى مدت يك سال اينديرا دبيركل حزب مى شود.

در سال 1964 ميلادى پس از درگذشت جواهر لعل نهرو ، اينديرا در دولت لعل بهادر شسترى به عنوان وزير اطلاع رسانى و راديو و تلويزيون منصوب مى گردد.

هنگامى كه شسترى در سال 1966 ميلادى به طور ناگهانى فوت مى كند ، اينديرا جانشين او در مقام نخست وزيرى هند مى شود.

در سال بعد ، نمايندگان حزب كنگره در پارلمان هند اينديرا گاندى را براى يك دوره 5 ساله به مقام نخست وزيرى انتخاب مى كنند.حزب كنگره به رهبرى اين زن پولادين در انتخابات سال 1971 ميلادى به پيروزى خردكننده اى دست مى يابد.

در سال 1975 ميلادى اينديرا گاندى به تخلف در جريان انتخابات سال 1971 ميلادى متهم مى شود.او در بيگناهى خود پافشارى كرده و مى گويد اين اتهامات براى دور كردن او از مسووليت هاى سياسى عنوان شده اند.

اينديرا به جاى استعفا در روز 26 ژوئن سال 1975 ميلادى اعلام وضعيت فوق العاده مى كند.اينديرا از آن زمان با قدرت به حكومت خود ادامه مى دهد.

در سال 1977 ميلادى به اميد كسب حمايت عمومى از سياستش ، اينديرا انتخابات عمومى را برگزار مى كند اما در جريان انتخابات كرسى نمايندگى اش در پارلمان را از دست مى دهد و حزب كنگره شكست مى خورد.

در 25 مارس سال 1977 ميلادى يك دولت ائتلافى توسط موراجى دساى دبيركل حزب جاناتا تشكيل مى شود.

با اين حال ، در انتخابات ژانويه سال 1980 ميلادى ، اينديرا گاندى به طور چشمگيرى پيروز شده و قدرتمندانه به صحنه بازمى گردد.

در ماه هاى مه و ژوئن سال 1984 ميلادى ، جنبش استقلال طلبى سيك ها در ايالت پنجاب بالا مى گيرد و بيش از 1000 نفر از آنها به معبد زرين آمريتسار ، معبد مقدس فرقه سيك پناه مى برند.ارتش دستور حمله به معبد را دريافت مى كند.

نيروهاى ارتش به معبد زرين حمله كرده و در جريان تصرف آن 90 سرباز و 712 استقلال طلب سيك كشته مى شوند. از آن پس جامعه سيك ها در جستجوى موقعيتى براى انتقام جويى از اينديرا گاندى بودند.

به اين ترتيب ، در روز 31 اكتبر سال 1984 ميلادى اينديرا گاندى نخست وزير هند به ضرب گلوله هاى 2 گارد محافظش كه از فرقه سيك ها بودند به قتل مى رسد.

آخرين جمله اى كه توسط اينديرا گاندى قبل از مرگ در يك جمع عمومى بيان شده بود اين جمله بود:«اگر امروز بميرم ، هر قطره خون من كشور و ملت را مستحكمتر خواهد كرد». در واقع روح اينديرا گاندى با روح هند عجين شده است.


بهرام افتخاري


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:مناسبت ها
نوشته شده در 2009/11/1 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

ميراث نجومي گاليله شامل ابزارآلاتي از جمله تلسكوپ‌هاي اوليه و ناقص، مدل كرات سماوي و دستخط‌هاي اصيل وي طي هفته اخير در موزه واتيكان و به عنوان بخشي از يك نمايشگاه نجوم در معرض ديد علاقه‌مندان قرار گرفته است.

 به گفته مقامات واتيكان به عنوان برگزاركنندگان نمايشگاه نجوم، اين مراسم با هدف تكريم گاليله و چهارصدمين سالگرد نخستين رصدهاي فلكي اين منجم برگزار مي‌شود.

نمايشگاه «استروم 2009: نجوم و ابزارآلات» به دنبال ترسيم نشاني از تاريخچه اخترشناسي از طريق ابزارآلات آن است كه موارد جالب توجهي را از يك كره زيج مربوط به قرن 3 ميلادي گرفته تا تلسكوپ‌هاي كامل شده‌تري كه در دوره‌هاي متاخر براي چشم دوختن به ستارگان به كار مي‌رفته است را شامل مي‌شود.

اين نمايشگاه در حالي برگزار مي‌شود كه كشيش جيانفرانكو راواسي، مقام رسمي ارشد فرهنگي واتيكان در توجيهي براي راه‌اندازي آن از تمايل واتيكان براي تجديد عهدي با محكوميت گاليله در كليساي قرن 17 اشاره مي‌كند كه طي آن وي را به واسطه كشف چرخش زمين به دور خورشيد محاكمه كردند، در حالي كه آموزش كليسا در آن زمان بر مركزيت زمين در عالم استوار بود.

اين مقام ارشد واتيكان طي اظهارنظري جالب، خاطرنشان مي‌كند در عين حال كه جسارت پذيرفتن اشتباهاتي كه كليساي آن عصر مرتكب شده بود ضروري است، اما من بر اين باور مي‌مانم كه ضرورت اصلي نگاه بيشتر به سوي آينده است.

اين نمايشگاه و اظهارات مقامات واتيكان در دلجويي و تكريم مقام گاليله در حالي صورت مي‌گيرد كه همين كليسا سال 1633 نظريه گاليله را به عنوان خطرناك براي دين و ايمان تقبيح و تلاش كرد تا وي را به عنوان بدعت‌گذار و مرتد مجبور به تكذيب گفته خود و اعتراف به خطا كند. محكوميت حبس مادام‌العمر گاليله بعدها به بازداشت خانگي تقليل يافت البته اين حكم موجب دامن زدن به اتهام كليسا مبني بر عنادورزي با علم شد و اين شهرتي بود كه واتيكان از آن زمان تاكنون سعي در خلاص شدن از زير سايه آن را داشته است البته اين مراسم نمادين تكريم كليسا از گاليله و تاريخ اخترشناسي در حالي است كه پيش از اين و در سال 1992 ژان پل دوم، رهبر كاتوليك‌هاي جهان اعلام كرد كه حكم صادره عليه گاليله يك اشتباه و ناشي از عدم درك متقابلي غم‌انگيز بوده است و به اين شكل عذرخواهي رسمي و تاريخي كليساي كاتوليك را به عموم جهانيان تقديم كرد.

به اعتقاد كارشناسان و منتقدان، نمايشگاه حاضر و ديگر اقدامات ابتكاري واتيكان براي توجه دادن به چهارصدمين سالگرد تلسكوپ گاليله و همچنين نامگذاري سال نجوم از سوي سازمان ملل، بخشي از تداوم اقدامات واتيكان درخصوص احياي شهرت و تجديد اعتبار قلب كليساي كاتوليك به شمار مي‌رود.

در اين ميان موارد اصيل مربوط به خود گاليله از نكات شاخص اين نمايشگاه محسوب مي‌شود. يكي از آثار برجسته به نمايش گذاشته شده مربوط به دستخط اصيل رساله ثوابت نجومي گاليله موسوم به «Sidereus Nuncius» است كه سندي مكتوب از سال 1610 است كه وي در آن با هيجان و علاقه وافر به ضبط و ثبت نخستين اكتشافاتش با استفاده از تلسكوپ دست‌ساز خود پرداخته است.

در همين رابطه رئيس انجمن ملي اختر فيزيك ايتاليا خاطرنشان مي‌كند كه مشاهده ابزارآلات نه تنها از منظر علمي بلكه از ديدگاه فرهنگي نيز بسيار جالب توجه و مهم است، چون اخترشناسي به واقع چنين تاثيري را بر راه و روشي كه خودمان را ادراك و مشاهده مي‌كنيم، گذاشته است.

وي با توضيحاتي براي اصحاب رسانه مي‌افزايد، در واقع اين رصدهاي نجومي بوده كه به ما امكان درك و شناخت زمين را بخشيده و بشر از امتياز يا نقشي خاص در اين عالم برخوردار نبوده است.

اكنون و در ميان ابزاري كه 400 سال قبل گردش زمين به دور خورشيد را ثابت كرده و هم اينك بشر را تا مرزهاي دانش حاضر رسانده، بايد از خود بپرسيم 400 سال بعد از چه ابزارآلاتي استفاده خواهيم كرد و انسان‌هاي آن عصر چه تحولات شگرفي در درك و فهم عالم به ارمغان مي‌آورند.

دستيابي به مرزهايي از دانش همچون رازگشايي اسرار ظهور كيهان و عالم هستي ما از جمله اين پرسش‌هاست كه دانش نجوم و ديگر شاخه‌هاي مرتبط با آن مي‌توانند در برابر آن پاسخگو باشند.

نمايشگاه «استروم 2009: اخترشناسي و ابزارآلات» روز جمعه 24 مهر افتتاح شده و تا 26 دي ادامه مي‌يابد.

مترجم : مهريار ميرنيامنبع: ديسكاوري


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:مناسبت ها
نوشته شده در 2009/11/1 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

دوران حيات امام هشتم شيعيان، ‌حضرت رضا(ع) دوراني است كه افكار و انديشه‌هاي مختلف فلسفي و كلامي بسياري در معرض برخورد و تعاطي با يكديگر قرار داشتند و خليفه وقت مامون نيز به ظاهر به ترجمه و بحث و گفتگو ميان اين انديشه رغبت نشان مي‌داد.

 يكي از دلايل قابل بررسي تاريخي در پذيرش منصب ولايتعهدي حاكم ظالمي چون مامون از جانب امام رضا(ع)، استفاده از همين فرصت مهيا شده براي نشر و تبيين انديشه ناب اسلامي در مقياس جهاني آن روزگار بوده است. چرا كه در آن عصر تمدن اسلا‌مي بيشترين متصرفات را در اختيار داشت.

مناظرات امام هشتم را آن‌گونه كه در تاريخ ثبت شده و به ما رسيده است در مقابل سه گروه ملحدان، اهل كتاب و متكلمان فرق ديگر اسلامي تقسيم‌بندي مي‌كنند و معمولا در بيان آغاز اين مناظرات چنين روايت كرده‌اند كه مامون به فضل بن سهل، وزير مخصوصش دستور داد كه پيروان مكاتب مختلف مانند جاثليق ( عالم بزرگ مسيحي ) و راس الجالوت ( پيشواي بزرگ يهوديان ) و روِساي صائبين و هربذ اكبر ( پيشواي بزرگ زرتشتيان ) و نسطاس رومي ( عالم بزرگ نصراني ) و همچنين علماي ديگر علم كلام را دعوت كند تا سخنان آن حضرت را بشنوند و آن حضرت هم سخنان آنها را.

همچنين گفته‌اند هدف مأمون از اين كار اين بود كه به پندار خويش مقام امام(ع) را در انظار مردم پايين بياورد، به گمان اينكه امام(ع) تنها به مسائل ساده اي از قرآن و حديث آشناست و از فنون علم و استدلال بي بهره است.

اما منطق علمي و صداقت در كردار امام طرف هاي مقابل را جذب خود مي‌كرد.

روش شناس مناظرات امام رضا(ع)

پيش از بيان شمه‌اي از اين مناظرات بايد به چند نكته روش شناختي موجود در شيوه مناظره امام(ع) اشاره كرد كه همواره و در تمام مناظرات آن حضرت رعايت مي‌شده كه برخي از اين نكات روش شناسانه امروز نيز در ميان متفكران مغرب زمين بدون ادعاي آشنايي اين متفكران با تعاليم اسلامي و علوي مورد توجه است كه خود گوياي اتكاي بزرگان دين اسلام بر مواجهه عقلي در مباحث معرفتي و دوري از مغالطات رايج و اختلاط‌هاي ناصواب روشي در اين زمينه است.

1- شايد مهم ترين نكته روش شناسانه در اين مناظرات اين است كه: ايشان علاوه بر استدلالات خود با عمل و رفتار توحيدي، مردم را دعوت به انتقال اعتقادات ذهني به عملي مي‌كرد. ( گفتگوي علامه سيد جعفر مرتضي العاملي، مورخ و انديشمند لبناني با سايت آينده) و اين بدان معناست كه تنها عقل و آگاهي انسان نيست كه بايد در پذيرش حقيقت قانع شود بلكه عواطف و ساير امكانات وجودي آدمي هم بايد مورد توجه در حقيقت جويي قرار بگيرد و اين نكته‌اي است كه امروزه در ميان مباحث جديد معرفتي نيز مورد توجه بسياري از متفكران قرار دارد

2- رويه امام رضا(ع) در مناظراتش اين نيست كه اعتقادات اسلام [يا اعتقاد خود] را براي طرف مقابل حق بالقوه فرض كند. در واقع حضرت رضا(ع) در مناظرات خود با سران اديان به دنبال برتري جويي نبودند و با استفاده از عنصر عقل و منطق به اثبات حقانيت اعتقادات اسلامي مي‌پردازند..(همان)

3- يك اصل در مناظره وجود دارد و آن اين‌كه نمي‌شود با هيچ فردي مناظره كرد مگر اين‌كه مشتركاتي بين افراد وجود داشته باشد، به عبارت ديگر هر انسان حتي اگر بخواهد از ديگري سؤالي داشته باشد، بايد يك امر مشترك بين آنها وجود داشته باشد و از آن نقاط مشترك براي رفع مجهولات استفاده شود، در واقع بايد از مشتركات براي رسيدن به اختلاف ها و رفع آن حركت كرد.(همان)

4 در مواجهه با اهل كتاب نيز ايشان از طريق استدلال عقلي و براساس مشتركات اعتقادي و ديني به رفع اشكالات و به اثبات حقانيت اسلام مي‌پرداختند، زيرا بدون تعقل نمي‌توان تناقضات بين اديان را رفع كرد. (همان)

5- نكته بسيار مهم ديگر و قابل استنباط از ماجراي مناظرات آن حضرت اين است كه ايشان به رغم علم به نيت سوء مامون از برگزاري اين مناظرات از مناظرات سر باز نزدند و ضمن پرهيز از نيت خواني (هر چند دقيق و درست كه خود مبتني بر بصيرت اهل بيت(ع) است) در مقام بحث و نظر به آن اعتنايي نكردند و بالعكس، از برگزاري اين مناظرات استقبال كردند. به بيان ديگر سخن گوينده،( البته در مقام بحث و نظر نه در ميدان جنگ مانند ماجراي مواجهه خوارج با علي(ع) در جنگ صفين) نه شخصيت و نيت وي بايد مورد توجه باشد.

در مناظره با ملحد

خدمتگزار امام رضا عليه‌السّلام مي‌گويد يكي از زنادقه در حالي كه جماعتي نزد آن حضرت بودند، خدمت امام رسيد، امام رو به او نمود و فرمود: اگر فرضاً نظريه شما، در رابطه با مبدا‡ و معاد صحيح باشد - و حال آنكه چنين نيست - آيا قبول داري كه در نهايت ما و شما يكسان هستيم و نمازها و روزه‌ها و زكات هاي ما و اعتراف ما به مبدا‡ و معاد براي ما زياني ندارد؟ زنديق كه پاسخي نداشت، سكوت اختيار كرد.

امام ادامه داد و فرمود: اگر نظريه ما در رابطه با مبدا‡ و معاد صحيح باشد - در حاليكه چنين هم هست -آيا قبول داري كه شما هلاك شده‌ايد و ما نجات يافته‌ايم؟ زنديق كه باز پاسخي نداشت، سخن را به جاي ديگر كشيد و گفت: خدا رحمت كند تو را ،به من بگو كه او (خدا) چگونه است و كجا است؟ امام: واي بر تو، راه را اشتباه رفتي، او «كجا» را بوجود آورد، او بود و «مكاني» نبود، ونيز او «چگونگي» را ايجاد كرد، او بود و «چگونگي» وجود نداشت، خداوند با كيفيت و مكان شناخته نمي‌شود و با حواس، قابل درك نيست و او را با هيچ چيز نمي‌توان مقايسه نمود. زنديق گفت: بنابراين او چيزي نيست، چون با هيچيك از حواس قابل درك نمي‌باشد.

امام: واي برتو، چون حواس نمي‌تواند او را ادراك كند منكر او ‌مي‌شوي، و ما درست بر عكس، بدليل اين‌كه حواس ما از ادراك او ناتوان است يقين مي‌كنيم كه او پروردگارما است، و شباهتي با ساير موجودات ندارد.

زنديق گفت: به چه دليل مي‌گويي كه او هست؟ امام فرمود: به دليل اين‌كه وقتي به خويش مي‌نگرم مي‌بينم كه نمي‌توانم در طول و عرض، چيزي به خود اضافه كنم و يا كم نمايم و نمي‌توان ناخوشي‌ها را از خويش دفع و منفعت را به سوي خود جلب كنم، روي اين حساب فهميدم كه بنياد هستي من بنايي دارد و لذا به او اعتراف كردم. علاوه بر اين با روِيت پديده ابرها و گردش بادها و جريان خورشيد و ماه و ستارگان و غيره كه آيات شگفت انگيز و متقن آفرينش هستند، دانستم كه اين امور تدبير كننده و پديد آورنده‌اي دارند.

زنديق گفت: پس حد و مرز او را براي من بيان كن. امام فرمود: او بي‌نهايت است، حد و مرزي ندارد.

زنديق: چرا؟ امام پاسخ داد: چون هر چه محدود باشد، نهايت دارد و احتمال محدوديت مساوي است با احتمال زياده و نقصان. بنابراين او محدود نيست و زياده و نقصان نمي‌پذيرد قابل تجزيه نمي‌باشد و به وهم نمي‌آيد. زنديق گفت: توضيح بدهيد، اين‌كه مي‌گوييد خداوند لطيف، شنوا، بينا، دانا و حكيم است، آيا شنيدن جز با گوش و ديدن جز با چشم، و ظريف كاري جز با دست و حكمت جز با سازندگي امكان پذيراست؟ امام فرمود: مقصود از اين‌كه مي‌گوييم خداوند لطيف و ظريف كار است اين كه او در پديد آوردن مصنوعات، ظرافت و دقت دارد. نمي‌بيني وقتي شخصي در اخذ چيزي ظرافت و دقت به خرج مي‌دهد، مي‌گويند فلاني چقدر با لطافت كار مي‌كند، بنابراين چرا اين معني به آفريننده با شكوه جهان گفته نشود؟... و اين‌كه ما مي‌گوييم خداوند شنوا است، براي اين است كه هيچ صدايي از او پنهان نيست... و در تشخيص هيچ لغتي اشتباه نمي‌كند بنابراين او شنوا است ولي نه بوسيله گوش و گفتيم او بينا است زيرا او جاي پاي مورچه ريز سياه در شب تاريك بر سنگ سياه را مي‌بيند، او حركت مور را در شب قيرگون مشاهده مي‌نمايد... بنابراين او بينا است ولي نه به وسيله چشم همانند آفريده‌هاي خود. اين مناظره آنقدر طول كشيد، تا اين‌كه در همان جلسه، زنديق اسلام اختياركرد. (احتجاج طبرسي ج 2 ص173 171 .)

استدلال اول اين مناظره مبتني بر همان نكته‌اي است كه امروزه به رغم قدمت آن نزد مسلمين به نام پاسكال دانشمند فرانسوي ثبت شده و به شرطيه پاسكال معروف است كه البته پيشتر از امام رضا(ع) در مناظره امام صادق(ع) با يكي از زنادقه مشهور عرب (ابن ابي العوجاء) از سوي ايشان بيان شده است.

مناظره با جاثليق

مأمون، امام را كنار خود نشاند، مدّتي با او گرم صحبت شد و سپس به جاثليق گفت: « اي جاثليق! ايشان پسر عموي من، علي بن موسي الرضا، از فرزندان فاطمه، دختر پيامبراسلام، و علي بن ابيطالب است. دوست دارم با او بحث كني اما انصاف را هم رعايت نمايي.» جاثليق گفت:« اي اميرمؤمنان! چگونه بحث كنم با مردي كه مي‌خواهد با من از كتابي سخن گويد كه من آن را قبول ندارم و از سخنان پيامبري براي من دليل بياورد كه به او ايمان ندارم؟»

حضرت رضا (ع) در كمال آرامش فرمود:« اي نصراني! اگر من با انجيلي كه تو قبول داري، با تو بحث كنم، آيا مي‌پذيري؟» جاثليق گفت: « مگر من مي‌توانم آنچه را انجيل بگويد، رد كنم؟ بله؛ به خدا قسم، حتي اگر خوشايندم نباشد و به ضررم تمام شود، هر چه انجيل بگويد قبول دارم.» امام فرمود:« اينك هر چه مي‌خواهي بپرس»! جاثليق گفت:« درباره‌ي نبوّت حضرت عيسي چه مي گويي؟»

امام فرمود:« به نبوت حضرت عيسي و كتابش اعتقاد دارم ولي به عيسايي كه نبوّت حضرت محمد(ص)‌ را انكار كند، ايمان ندارم.» جاثليق پرسيد:« آيا شاهدي وجود دارد كه حضرت عيسي به آمدن محمد مژده داده است؟» امام فرمود:« آيا يوحناي ديلمي را قبول داري؟» جاثليق گفت: « به به! نزديكترين دوست مسيح»! امام فرمود:« آيا يوحنا نگفت عيسي مرا به دين محمد(ص)‌ مژده داد و خبر داد كه بعد از او ظهور خواهد كرد؟ و آيا يوحنا اين مژده را به ياران خود نگفت؟ و آيا آنها به محمد ايمان نياوردند؟»! جاثليق گفت:« بله، ولي ما پيامبر عرب نمي شناسيم.»

استدلال امام از انجيل: امام شروع كرد به خواندن سفر سوم انجيل تا رسيد به نام مبارك محمد صلي الله عليه و آله و سلم. بعد فرمود:« اي نصراني! به حق مسيح و مادرش سوگند، آيا من عالم به انجيل هستم؟»

گفت: « آري » امام مطالب مربوط به حضرت رسول اكرم (ص)‌ و اهل بيت و امتش را از انجيل قرائت كرد و سپس پرسيد:« اي نصراني، در برابر اين گفته‌هاي انجيل چه مي‌گويي؟! اگر انجيل را قبول نكني و حضرت عيسي و حضرت موسي را تكذيب كني كه قتلت واجب است»! جاثليق گفت: « من به مطالب انجيل ايمان دارم.» سپس از حضرت رضا (ع) اسامي حواريون (ياران نزديك حضرت عيسي) را پرسيد.

امام نام آنها را يك به يك بيان كرد و سپس فرمود:« اما ما به عيساي شما به جهت ضعفي كه در عبادت و روزه و نماز داشت، اعتراض داريم»! جاثليق عصباني شد و گفت: « من گمان مي كردم امروز در ميان ملت اسلام، از شما داناتر كسي نيست! عيسي همه‌ شب‌ها بيدار بود و روزها روزه مي‌گرفت و در عبادت هرگز كوتاهي نمي‌نمود»! امام فوراً فرمود:« اگر چنين است، حضرت عيسي براي چه كسي نماز مي‌خواند و روزه مي‌گرفت؟! شما كه مي‌گوييد عيسي خداست»! جاثليق چيزي نگفت.

امام فرمود:« اي جاثليق! من زنده كردن مردگان را به دست حضرت عيسي (ع) را انكار نمي‌كنم، ولي او به اذن خداوند مردگان را زنده مي‌كرد.» جاثليق گفت:« زنده كردن مرده از افعال خداوند است و هر كس چنين كند يا كر و كور را شفا دهد، شايسته عبادت است.»

امام فرمود: (اليسع (يكي از پيامبران) نيز مانند حضرت عيسي، مردگان را زنده مي‌كرد و كورها را شفا مي‌داد و روي آب راه مي‌رفت، ولي امت او هرگز او را خداي خود ندانستند. حضرت حزقيل( يكي ديگر از پيامبران) 35 هزار مرده را در يك روز زنده كرد؛ در حالي‌كه 60 سال بود از دنيا رفته بودند و اين مطلب در تورات هست. اي ... آيا اين مطلب در تورات نيست؟» گفت:« چرا.»

امام فرمود: «قريش نزد رسول خدا آمدند و گفتند:« مردگان را زنده كن»! رسول اكرم اميرالمؤمنين علي(ع) را خواست و فرمود: « به گورستان برو و افرادي را كه اينها نام مي‌برند، صدا بزن و بگو محمد مي‌گويد به اذن خداوند از جاي خود حركت كنيد»! آنان زنده شدند و به رسالت پيامبر اسلام اقرار كردند.

آري، پيامبر اسلام بيماران و ديوانگان را شفا مي‌داد و با حيوانات سخن مي‌گفت ولي ما مسلمان‌ها او را خداي خود نگرفتيم. همچنين يكي از انبياي بني اسرائيل به امر خداوند به يك مشت استخوان پوسيده خطاب كرد كه « به اذن خداوند از جاي خود حركت كنيد.» آنها همه زنده شدند. ابراهيم خليل پرندگاني را قطعه قطعه كرد و آنها را كوبيد و هر قسمت را سر كوهي قرار داد؛ وقتي آنها را خواند، همه زنده شدند. ... زنده كردن مردگان به دست پيامبران الهي نمونه‌هاي بسيار دارد. من اين داستان‌ها را نقل كردم تا نتواني آنها را رد كني. آيا هر كس مردگان را زنده كند بايد پرستش شود؟ اگر چنين است پس همه‌ اين پيامبران بايد پرستش شوند. چه مي گويي؟» جاثليق گفت:« حق به جانب تو است و خدايي جز خداي يگانه نيست.»

دليل اختلاف اناجيل چهارگانه: سپس امام رضا (ع) به راس الجالوت رو كرد و فرمود:« تو را به حق آن 10 آيه‌اي كه بر حضرت موسي(ع) نازل شد، آيا خبر محمد (ص) را در تورات نديده‌اي؟» را‡س الجالوت گفت: «بله.»

امام پرسيد:« آيا در انجيل گفتار عيسي (ع) را ديده اي كه فرمود « من به‌زودي نزد خداي خود مي‌روم و بعد از من «فارقليطا» خواهد آمد و به حقانيت من گواهي خواهد داد، همان‌گونه كه من به حقانيت او گواهي مي‌دهم؟» جاثليق گفت:« آري؛ اين سخنان در انجيل هست.» امام فرمود:« به شما بگويم انجيلي را كه گم كرديد، در كجا يافتيد؟» جاثليق گفت:« ما فقط يك روز آن را گم كرديم و دوباره بدون هيچ كم‌و‌كاستي پيدايش نموديم.»

امام فرمود:« اطلاع تو نسبت به انجيل بسيار كم است. اگر آن را فقط يك روز گم كرده‌ايد، چرا در آن اين همه اختلاف است؟ بدان هنگامي كه انجيل از ميان شما گم شد، نصاري دور هم جمع شدند تا ببينند چه بايد بكنند. «لوقا» و «مرقابوس» گفتند انجيل در سينه‌ ما محفوظ است، آن را خواهيم نوشت. سپس با «يوحنا» و «متي» دور هم جمع شدند و اين چهار انجيل را نوشتند. لذا اناجيل چهارگانه با هم اختلاف دارد.» جاثليق گفت:« من امروز فهميدم كه مطلب از چه قرار بوده؛ و بر فهم و علم من افزوده شد.»

سپس امام رضا (ع) نمونه‌هايي از اختلاف ميان انجيل‌ها را بيان فرمود؛ به طوري كه جاثليق گفت:« لوقا و مرقابوس و متي در مورد حضرت مسيح، شهادت دروغ داده‌اند.» سپس گفت: « اي دانشمند مسلمانان! مرا معاف بدار و بگذار ديگران سؤالات خود را مطرح كنند كه به مسيح سوگند، در ميان علماي مسلمانان، كسي مانند شما نيست.»

مناظره حضرت با راس الجالوت

امام رضا (ع) رو به را‡س الجالوت، بزرگ يهوديان كرد و فرمود: «تو مي‌پرسي يا من بپرسم؟» گفت:« من مي‌پرسم؛ ولي بايد از تورات و انجيل يا زبور داوود و صحف ابراهيم و موسي با من صحبت كنيد. شما نبوت حضرت محمد (ص) را چگونه اثبات مي كنيد؟» فرمود: « موسي بن عمران و عيسي بن مريم و داوود به نبوت او شهادت داده‌اند.» راس الجالوت گفت: « كجا؟»

امام فرمود:« مگر حضرت موسي به بني اسرائيل وصيت نكرد كه به زودي پيغمبري از برادران شما خواهد آمد؛ او را تصديق كنيد؟» گفت:« بله؛ اين سخن موسي است.» امام فرمود: « آيا از برادران بني اسرائيل پيغمبري جز محمد آمده است؟» گفت: « نه » امام فرمود:« مگر در تورات نيامده كه نور از كوه طور و كوه ساعير و كوه فاران ظهور كرد؟» گفت:« بله؛ اما تفسيرش چيست؟» امام فرمود:« ظهور نور در طور سينا همان وحي خداوند است بر موسي (ع) و روشني كوه ساعير همان وحي است به حضرت عيسي (ع)؛ و مقصود از نوري كه از كوه فاران آمده، رسالت حضرت محمد (ص) است. زيرا فاران نام يكي از كوه هاي اطراف مكه است كه رسول خدا از آنجا مبعوث شده است.» سپس حضرت رضا (ع) نمونه‌هايي از مژده‌هاي پيامبران را كه در تورات آمده، ذكر كرد و از قول « شعياي پيغمبر » و « حيقوق پيغمبر» نشانه‌هاي حضرت محمد (ص) را بيان فرمود و از كتاب زبور داوود، قسمتي را براي راس الجالوت خواند كه تنها درباره‌ حضرت محمد (ص) صدق مي‌كرد.

مناظره با عمران صائبي

امام با هربذ اكبر كه عالم زرتشتيان بود سخني كوتاه گفت و او نيز از جواب عاجز شد.

سپس فرمود:« هر كس سؤالي دارد، بپرسد.»

عمران صائبي كه از علماي زبردست بود، گفت: «من با افراد زيادي در كوفه و بصره بحث كرده‌ام ولي كسي نتوانسته به من ثابت كند كه اين جهان خداي واحدي دارد. شما براي من ثابت كنيد.»

امام با او به مباحثه پرداخت و آن‌قدر درباره وجود خداوند و صفاتش صحبت كردند كه سرانجام عمران گفت:« شهادت مي دهم كه الله همان گونه است كه شما وصف كرديد و او را يگانه شمرديد؛ و شهادت مي دهم كه محمد بنده اوست كه به دين حق و هدايت از جانب او مبعوث شد.» سپس خود را به خاك انداخت و سجده كرد و مسلمان شد. ساير حضار كه ديدند عمران با اينكه در مباحثه بسيار قوي بود، مسلمان شده، جرا‡ت نكردند چيزي بگويند و همگي از مجلس خارج شدند.

عمران پس از مسلمان شدن

حسن بن محمد نوفلي در ادامه‌ روايت مي‌گويد: آن شب امام (ع) عمران را براي شام دعوت كرد. سپس يك دست لباس و يك مركب با 10 هزار درهم به عمران هديه كرد و او را سرپرست صدقات بلخ قرار داد. مأمون هم 10 هزار درهم و فضل بن سهل نيز پول زيادي به او بخشيدند. از آن پس عمران در دفاع از اسلام با علماي اديان ديگر بحث مي‌كرد و آنها را شكست مي‌داد.

بيت الحكمه؛ نخستين بنياد علمي در تمدن اسلامي

بيت الحكمه به معناي خانه دانش جايي است كه ترجمه آثار علمي در عصر رضوي به دستور مامون خليفه عباسي انجام مي‌شد. بيت الحكمه، نخستين بنياد علمي در تمدن اسلامي است كه در زمان هارون‌الرشيد، خليفه عباسي، بنيانگذاري شد و در زمان مامون عباسي، در سده دوم هجري(هشتم ميلادي)، به شكوفايي رسيد. در آن بنياد علمي، كه ايرانيان در بنيانگذاري و شكوفايي آن نقش چشمگيري داشتند، كتاب‌هايي از زبان‌هاي گوناگون، به‌ويژه پهلوي، سرياني و يوناني، به عربي برگردانده شد. به‌زودي، خانه دانش از يك مركز ترجمه‌اي به يك مركز پژوهشي دگرگون شد و رصدخانه‌اي نيز در كنار آن ساخته شد.

ترجمه آثار علمي بيگانگان از زمان امويان شروع شد و در عصر عباسيان بويژه در زمان هارون و مأمون به اوج خود رسيد. (همانگونه كه در اين زمان وسعت كشور اسلامي به بالاترين حد خود در طول تاريخ رسيد) مأمون نامه‌اي به پادشاه روم نوشت و مجموعه‌اي از علوم قديم و آثار ارسطو را درخواست كرد و جمعي از دانشمندان مانند «حجاج بن مطر» و «ابن بطريق» و «سلما» سرپرست «بيت الحكمه» كتابخانه بزرگ بغداد را مأمور ترجمه آنها نمود.«خالد بن يزيد»، طب وشيمي را مي‌خواست از راه شيمي طلاي مصنوعي به دست آورد «حنين بن اسحاق» بعضي از كتب سقراط و جالينوس را، ابن مقفع، كليله و دمنه و همين طور كتاب اقليدس را، به عربي برگرداندند. خود مأمون نيز ترجمه مي‌كرد. يعقوب ابن اسحاق كندي كه در طب، فلسفه، حساب، منطق، هندسه و نجوم خبره بود و درتأليفات خود از روش ارسطو پيروي مي‌كرد، بسياري از كتاب‌هاي فلسفه را به عربي برگرداند و مشكلات آن را توضيح داد.

كساني را به قسطنطنيه فرستاد تا كتاب‌هاي كمياب فلسفه، هندسه، موسيقي و طب را بياورند. محمد بن موسي خوارزمي رياضيدان بزرگ، جبر را از حساب جدا كرد. بيت‌الحكمه تا زمان ابن النديم (385ه.) و تا زمان حمله مغول به بغداد (656) داير بوده است آمار دقيقي از كتب موجود در كتابخانه بيت‌الحكمه وجود ندارد. از چهارصد هزار جلد تا رقم مبالغه‌آميز چهار ميليون جلد را هم برخي نوشته‌اند.

از آنجا كه منابع تاريخي، بيت‌الحكمه را بزرگ‌ترين و مهم‌ترين كتابخانه صدر اسلام ذكر كرده‌اند، معلوم مي‌شود كه منابع و كتاب‌هاي بسياري در آن بوده است. اين كتاب‌ها در دفتري ثبت مي‌شده كه گويا فهرست آن كتابخانه بوده است و اين فهرست را مأمون بررسي مي‌كرده است. در برخي منابع، ضمن اشاره به اين مطلب، نوشته‌اند كه مأمون در يك نوبت كه اين فهرست را بررسي مي‌كرده متوجه مي‌شود كه كتاب «جاويدان خرد( »كتابي در حكمت عملي تأليف ابوعلي مسكويه (متوفي 421) حكيم، مورخ و اديب عهد آل بويه . اين كتاب اندرزنامه‌اي است شامل ادب و حكمت اقوام ايراني، هندي، عرب و رومي ؛ به همين سبب گاهي آن را آداب الفرس و الهند و العرب و الروم نيز ناميده‌اند) در آن فهرست ثبت نشده است و حال آن كه اين كتاب را براي مأمون آورده بودند، لذا از كتابداران در مورد اين كتاب و علت ثبت نكردن آن در فهرست سوال مي‌كند.

خلفاي معاصر امام

10 سال از مدت امامت حضرت با هارون الرشيد. و 5 سال با محمد امين پسر هارون سپري شد.

10 سال با عبدالله مأمون پسر ديگر هارون كه با برادرش جنگيد، همزمان بود.

امام در حدود 20 سال از مأمون بزرگ تر بود.

مناظرات امام

1 . مناظره با جاثليق (اين كلمه لقب پيشواي عيسويان بود.)

2 . مناظره با را‡س الجالوت (اين كلمه لقب پيشواي يهود بود.)

3 . مناظره با هربذ اكبر (اين كلمه لقب پيشواي زرتشتي بود.)

4 . با عمران صائبي (از پيروان حضرت يحيي عليه السلام )

5 . با سليمان مروزي؛ وي عالم بزرگ علم كلام در خطه خراسان بود.

6 . علي بن محمد بن جهم؛ دشمن اهل‌بيت:

7 . مناظره با ارباب مذاهب مختلف در بصره.

منابع مناظرات:

بحار الانوار، ج 49، ص 173، ح 12.

از عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 178 154.

اخبار و آثار حضرت امام رضا (ع) ص 600 تا 614

ابوالفضل فيضي‌خواه


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:مناسبت ها
نوشته شده در 2009/10/30 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

مجموعه آهنگهایی بمناسبت ميلاد امام رضا (ع)

نام موزیک خواننده

دريافت

آرزوي زيارت جابر عبدي دريافت
آسمان عشق احمد مرتضي پور دريافت
آشناي غريب حميد غلامعلي دريافت
آهو عليرضا قرباني دريافت
آهوي تو مسعود خادم دريافت
آهوي سرگردان حشمت الله رجب زاده دريافت
امام رضا ( ع ) مهرداد كاظمي دريافت
بلالي جانيم علي خدائي دريافت
تولد امام رضا (ع) نادر اسماعيل زاده دريافت
زائر رسول اكبريان دريافت
زائر امام رضا(ع) ابراهيم غريب دريافت

زيارت مجتبي شاه علي دريافت
سلطان قضا فرمان بيژن خاوري دريافت
شاه بهتران حضرت رضا (ع) حميد غلامعلي دريافت
شاه خراسان رضا رضوي دريافت
شوق يا رضا (ع) محمد گلريز دريافت
ضامن آهو احد جنگ زاده دريافت
ضامن آهو عليرضا براتيان دريافت
ضامن غريبان حميد غلامعلي دريافت
ضامن غريبان حميد غلامعلي دريافت
عمر گذران علي خدائي دريافت
فروغ ايزدي حميد غلامعلي دريافت
كبوترهاي حرم حميد غلامعلي دريافت
منظومة راز پرويز طاهري دريافت
مهمان داود فراهاني دريافت
ميلاد امام رضا (ع) بهرام گودرزي دريافت
ميلاد غنچه مهرداد كاظمي دريافت
ميلاد نور گروه كر دريافت
ميلاد گل محمد گلريز دريافت
پابوس امام رضا نادر جوادي دريافت
پابوس امام رضا(ع) نادر جوادي دريافت


لينک دانلود
براي دانلود، روي هر يک از لينک بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:مناسبت ها
نوشته شده در 2009/10/28 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

درمدح ثامن الحجج

طلوع شمس ندیدی ز نجم اگر محسوس
بین ز نجمه بعالم طلوع شمس شموس
نموده انفس آفاق را قرین سرور
شهی که نفس نفیسش بود انیس نفوس
تبارک الله از این روز اسعد میمون
که هست مولد شاه حجاز خسرو طوس
خدیوِ خِطه طوس آنکه عارفان ندهند
گدائی درِ او را به حشمت کاوس
امام جن و بشر کش بر آستانه قدس
ملایکند دمادم بذکر یا قدوس
مه سپهر ولایت ، شهی که در هر صبح
زند بخاک درش آفتاب گردون بوس
ز رشگ خادم کویش رواست خازن خلد
همی گزد لب و بر هم زند کف افسوس
عجب نباشد اگر فایق آمد از هر باب
گه مباحثه با عالم یهود و مجوس
چه جلوه ذرّه کند در مقابل خورشید
چه صرفه قطره برد در کنار اقیانوس
چه شد دنائت مأمون و کینه توزی او
کجاست آن همه تزویر و حیله و سالوس
بگو بیا و ببین حشمت خدائی وی
که آن بدیده خلق خدا بود محسوس
همیشه بر سر بام جهان بکوری خصم
بنام نامی آنشه فلک نوازد کوس
درون جسم گدازد دل حسودانش
چنانکه شمع گدازد میانه ی فانوس
شهی که وحش بیابان از او گرفته مراد
صغیر کی شود از لطف و رحمتش مأیوس


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:مناسبت ها
نوشته شده در 2009/10/28 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

امروز گوگل به مناسبت روز جهانی بارکد لوگو جدیدی گذاشته. بنا به عادت، گوگل در هر مناسبتی یه لوگوی جدید داره و امروز هم همین کار رو انجام داده.

هفت اکتبر 1952 روز ثبت جهانی بارکد است.
بارکد علامتی است که کلیه اطلاعات مربوط به کالا را علاوه بر قیمت به سیستم کامپیوتری مربوطه می دهد. این علامت، تمام مسیر تولید تا فروش کالا را قابل ردیابی نموده و امکان بررسی هر مشکل و پیشامدی را ممکن می کند.
درباره بارکد در ویکیپدیا انگلیسی
درباره بارکد در ویکیپدیای فارسی

http://www.googleblogging.com/uploaded_images/bar-google1-749693.jpg
Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:گوگل,google
نوشته شده در 2009/10/7 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید


خنده، تفکر، نوبل


 - هرسال در آستانه معرفی برترین دانشمندان جهان، گروهی دیگر که موفق شده‌اند خنده و تفکر را برای مردم به ارمغان می‌آورند، مفتخر به دریافت جایزه ایگ‌نوبل می‌شوند. با برندگان ایگ‌نوبل در سال 2009 آشنا شوید

ذوالفقار دانشی: آیزاک آسیموف، نویسنده مشهور علمی-تخیلی می‌گفت: هیجان‌انگیزترین عبارتی که می‌توان در دنیای علم شنید، همان عبارتی که نویدبخش اکتشافات تازه و بدیع است، نه واژه «فهمیدن» که این عبارت است: «چه بامزه!». این همان ایده‌ای است که برگزارکنندگان جایزه ایگ‌نوبل را به فکر اهدای این جایزه انداخت.


جایزه ایگ‌نوبل هر سال پیش از معرفی برندگان جایزه نوبل اهدا می‌شود و بنیاد ایمپروببل ریسرچ، آن را به برترین تحقیق‌ها درمورد مواردی اختصاص می‌دهد که انسان را در ابتدا به خنده و سپس، به تفکر وادارد.


نوزده سال است که جایزه ایگ‌نویل (نوبل خنده‌دار) به یکی از مهم‌ترین رویدادهای علمی جهان تبدیل شده و در اوایل مهرماه که آرام‌آرام، تب معرفی برندگان جایزه معتبر نوبل بالا می‌گیرد، بخشی از اخبار دنیای علم را به خود اختصاص می‌دهد. جالب اینجاست که برای انتخاب برندگان ایگ‌نوبل؛ دانشمندان بزرگ و حتی برخی از برندگان جایزه نوبل نظر می‌دهند.


بنیاد ایمپروببل ریسرچ، فعالیت‌های خود را به شیوه‌های مختلفی به مردم عرضه می‌کند. آنها هر2 ماه یک‌بار، مجله منتشر می‌کنند و علاوه بر سریال‌ها و برنامه‌های زنده تلویزیونی، هر سال جایزه ایگ‌نوبل را بر برترین ایده‌های خنده‌دار و تفکر برانگیز اهدا می‌کنند.


مراسم جایزه ایگ‌نوبل امسال نیز پنج‌شنبه شب گذشته در دانشگاه هاروارد برگزار شد و برگزیدگان در ده رشته، جوایز خود را دریافت کردند. این برندگان هم‌چنین شب گذشته در دانشگاه ام.آی.تی سخنرانی‌هایی برای عموم مردم برگزار کردند.


دامپزشکی
کاترین داگلاس و پیتر راولینسون از دانشگاه نیوکسل نشان داده‌اند که گاوهای اسم‌دار بیشتر از گاوهای بدون اسم، شیر تولید می‌کنند. آنها مقاله‌ای را نیز با عنوان «کاوشی در مشاهدات مدیران فروش درمورد ارتباط انسان و دام درون مراکز دام‌پروری با افزایش تولید» در نشریه آنتروزوس منتشر کرده‌اند. در مراسم اهدای جوایز که پنج‌شنبه شب گذشته در تالار سندرز دانشگاه هاروارد برگزار شد؛ خانم کاترین داگلاس که تازه دختر خود را به دنیا آورده بود، نتوانست حاضر شود و به جای آن، تصویری از خود و دخترش را درحالی‌که لباسی شبیه به گاو پوشیده بود (!) به مراسم ارسال کرد.


صلح
اشتفان بولیگر، استیفن راس، لارس اوسترهلوگ، مایکل تالی و بیت نیوبوئل از دانشگاه برن در سوئیس موفق شدند جایزه ایگ‌نوبل صلح را از آن خود کنند. آنها با آزمایش‌های فراوان، بررسی کردند که ضربه زدن به سر انسان با بطری پر بهتر است یا با بطری خالی! نتایج این آزمایش‌ها که در مقاله‌ای با عنوان «آیا بطری‌های خالی و پر نوشابه محکم‌ترند، و آیا آستانه شکست آنها برای شکستن جمجمه انسان کافی است؟» که در مجله پزشکی قانونی به چاپ رسید؛ نشان می‌دهد بطری‌های خالی بیشتر آسیب می‌زنند.
آنها بطری‌های خالی و پر را در سطحی افقی و درون لوله‌هایی محافظ قرار دادند و سپس، گلوله‌های فلزی یک کیلوگرمی را از ارتفاع‌های مختلف روی آن رها کردند. درنهایت مشخص شد بطری‌های خالی با 40 ژول انرژی و بطری‌های پر با 30 ژول انرژی شکسته می‌شوند. اما هر دو بطری برای آسیب زدن به نقاط ضعیف جمجمه به‌اندازه کافی استحکام دارند.


اقتصاد
مدیران، معاونان اجرایی و حسابرسان چهار بانک در ایسلند (کاپ‌تینگ، لندسبنکی، گلیتنیر و بانک مرکزی ایسلند) به‌دلیل نشان دادن فرآیند تبدیل بانک‌های کوچک به بانک‌های بزرگ، مفتخر به دریافت جایزه ایگ‌نوبل اقتصاد شدند. آنها نشان دادند که نوسان در بازارهای مالی می‌تواند به سرعت، بانکی کوچک را به بانکی بزرگ تبدیل کند و هم‌چنین، روند معکوس را در زمانی اندک پدید آورد و بدین ترتیب، ضربات سنگینی به اقتصاد ملی کشورها وارد کند.

شیمی
خاویر مورالس، میگوئل آپتیگا و ویکتور کاستانو از دانشگاه ملی مکزیک، ایگ‌نوبل شیمی را برای تولید الماس از مایعات (بخصوص نوعی نوشیدنی مکزیکی) از آن خود کردند. با استفاده از این روش می‌توان نوارهای باریکی از الماس نیمه‌رسانا را تولید کرد. از آن‌جایی‌که نوارهای الماس به مراتب سخت‌تر از سیلیکون هستند، می‌توان از آنها برای ساخت ابزارهایی استفاده کرد که در دماهای بالا و شرایط محیطی سخت کار می‌کنند.


پزشکی
دونالد آنگر که تحصیلات دانشگاهی آن‌چنانی ندارد، توانست با کشف دلایل احتمالی ابتلا به آرتروز در انگشتان، ایگ‌نوبل پزشکی را از آن خود کند. او شصت سال است که هر روز، دو بار بند انگشتان دست چپ خود را می‌شکند، اما به دست راست خود کاری نداشته و بر این اساس، موفق شده مقاله‌ای را با عنوان «آیا شکستن بند انگشتان دست می‌تواند آرتروز انگشتان را به دنبال داشته باشد؟» به نگارش درآورد.
آنگر می‌گوید که هدفش از انجام این آزمایش، بررسی ادعای مادرش بود که در کودکی به او هشدار می‌داد شکستن بند انگشت، او را به آرتروز مبتلا می‌کند. اما او که بیش از شصت سال آزمایش کنترل‌شده‌ای را برای بررسی این ماجرا انجام داد، هنوز به آرتروز مبتلا نشده و به همین دلیل، اکنون می‌تواند با قاطعیت به مادرش بگوید که اشتباه می‌کرده است. او هم‌اکنون قصد دارد پاسخ یکی دیگر از پرسش‌های کودکی خود را بفهمد که آیا واقعا نیاز بود آن همه کلم بروکلی بخورد یا نه!


فیزیک
کاترین ویت‌کام از دانشگاه سینسیناتی، دانیل لیبرمن از دانشگاه هاروارد و لیزا شاپیرو از دانشگاه هاروارد موفق شدند با استفاده از روابط ریاضی، اثبات کنند که چرا زنان باردار از پشت بر زمین نمی‌افتند. این سوال برای آنان پیش آمده بود که چطور وقتی زنان باردار، جنین چند کیلوگرمی را در بخش جلویی بدن خود حمل می‌کنند، کماکان می‌توانند تعادل خود را روی دوپا حفظ کنند. این موضوع بخصوص وقتی اهمیت پیدا می‌کند که در دوره انسان‌های نخستین، زنان بیشتر وقت‌ها باردار بودند و از نوزادان خود نگهداری می‌کردند و چنین وضعیتی در آن زمان بسیار دردسرساز بود. بررسی‌های بیشتر نشان داد که گودی و انحنای کمر زنان بسیار بیشتر از مردان است و در زمان بارداری، نیم‌تنه فوقانی زنان عقب‌تر می‌رود و تعادل بدن را ایجاد می‌کند.


ادبیات
سرویس پلیس ایرلند موفق شد ایگ‌نوبل ادبیات را برای نگارش و ارایه پنجاه برگ جریمه به متخلف‌ترین راننده ایرلند از آن خود کند. نام این راننده متخلف، پراوو جازدی است که در زبان لهستانی به معنی گواهینامه است!


ریاضیات
گیدئون گونو، مدیر بانک ذخیره زیمباوه موفق شد جایزه ایگ‌نوبل ریاضی را از آن خود کند. به دلیل سیاست‌های اشتباه اقتصادی و افزایش شدید نرخ تورم در زیمباوه، او مجبور شده بود که روشی برای ارایه ساده و هر روزه حساب‌های بانکی مردم تدوین کند. مبالغ رد و بدل شده در این حساب‌ها بسیار گسترده بود، از 0.01 (یک‌صدم) دلار گرفته تا (100000000000000) یکصدهزار میلیارد دلار.


زیست‌شناسی
فومیاکی تاگوچی، سانگ گووفو و ژانگ گوانگ‌لی از دانشگاه علوم پزشکی کیتاساکو در ژاپن، ایگ‌نوبل زیست‌شناسی را از این جهت کسب کردند که توانستند نشان دهند با استفاده از نوعی باکتری که در صورت خرس‌های پاندا رشد می‌کند، می‌توان حجم زباله‌های آشپزخانه‌ای را تا 90 درصد کاهش داد.


بهداشت عمومی
النا بودنار، رافائل لی و ساندرا ماریجان از دانشگاه شیکاگو توانستند با اختراع لباس‌هایی که در شرایط اضطراری می‌تواننند عملکردی همانند ماسک هوا داشته باشند، ایگ‌نوبل بهداشت عمومی را دریافت کنند. خانم بودنار که در زمان فاجعه هسته ای چرنوبیل در اوکراین زندگی می‌کرد، شرایط اضطراری را به‌خوبی درک می‌کند و از این‌رو، به این فکر افتاد که تجهیزات اضطراری را به نحوی در لباس‌های روزانه مردم قرار دهد. به گفته او، می‌توان از این ماسک‌های هوا در شرایطی مانند آتش‌سوزی، حملات بیوتروریستی و غیره استفاده کرد



Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:مقالات,Article
نوشته شده در 2009/10/5 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

52 سال پيش در روز 4 اكتبر سال 1957 ميلادي اتحاد جماهير شوروي اسپوتنيك 1، نخستين قمر مصنوعي تاريخ جهان را در مدار زمين قرار داد. اسپوتنيك يك كلمه روسي به مفهوم «همسفر» است.

ماهواره اسپوتنيك 83 كيلو و 600 گرم وزن داشت و در ارتفاع 900 كيلومتري در مدار زمين قرار گرفت.

اسپوتنيك در مداري كه قرار گرفته بود دور كره زمين را در مدت 96 دقيقه پيمود. صداي «بيپ – بيپ» آن به زودي به يك صداي آشنا تبديل شد.

پرتاب اسپوتنيك در بحبوحه جنگ سرد و  پس از سركوب وحشيانه قيام مجارستان در سال 1956 ميلادي توسط شوروي،‌ صورت گرفت.

موفقيت شوروي در پرتاب اسپوتنيك 1 به مدار زمين مديون دانشمندان آلماني بود كه در زمينه موشك‌هاي V2 هيتلر كار مي‌كردند و پس از جنگ جهاني دوم خواه ناخواه به خدمت فاتحان جنگ درآمده بودند.

پرتاب اين قمر مصنوعي كوچك ثابت كرد كه آمريكا ديگر يك قلعه جغرافيايي نيست و شهروندان ايالات متحده متوجه شدند كه ديگر از يك حمله توسط موشك‌هاي هسته‌اي در امان نيستند.

بسياري از روزنامه‌هاي آمريكايي‌ آن دوره قرار گرفتن اسپوتنيك 1 در مدار زمين را به حمله بي‌مقدمه ژاپني‌ها به پايگاه نظامي پرل هاربر آمريكا در سال 1941 ميلادي تشبيه كردند.

آمريكا در زمينه موشك‌هاي بالستيك و نيز فتح فضا از شوروي شكست خورده بود.با پرتاب اسپوتنيك 1 به فضا مسابقه فضايي ميان شوروي و آمريكا آغاز شد.

به اين ترتيب، در روز 4 اكتبر سال 1957 ميلادي اتحاد جماهير شوروي اسپوتنيك 1، نخستين قمر مصنوعي تاريخ جهان را در مدار زمين قرار داد.

پرتاب اسپوتنيك به كمك يك موشك قاره‌پيما صورت گرفت. اين سرآغاز مسابقه فضايي ميان اتحاد جماهير شوروي و ايالات متحده بود.

اين مسابقه با سفر يوري گاگارين روسي نخستين انساني كه به فضا رفت و نيل آرمسترانگ آمريكايي نخستين انساني كه پا روي كره ماه نهاد، دنبال شد.


بهرام افتخاري


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:مناسبت ها
نوشته شده در 2009/10/5 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

گوگل جمعه 2 اكتبر (10 مهر) به مناسبت صد و چهلمين سالگرد تولد مهاتما گاندي، حرف G در لوگوي خود را با تصويري از قهرمان استقلال هند جايگزين كرد.

به گزارش خبرگزاري فرانسه كليك كردن روي اين لوگو خواننده را به لينك‌ها در موتور جستجوي گوگل هدايت مي‌كند كه وب‌سايت‌هايي در مورد گاندي هستند.

مهاتما كارامچاند گاندي در 2 اكتبر 1869 به دنيا آمد و در 30 ژانويه 1948 ترور شد.

 گوگل لوگوي رنگي‌اش روي صفحه خانه مشهور سفيدش را براي يادآوري تعطيلات، سالگردها يا حوادث مهم مورد استفاده قرار مي‌دهد.

 ماه قبل گوگل به لوگويش بشقاب‌پرنده اضافه كرد تا از نويسنده علمي - تخيلي انگليسي،‌ اچ جي ولز، نويسنده رمان كلاسيك "جنگ دنياها" در سال 1898 تجليل كند.


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:گوگل,google
نوشته شده در 2009/10/3 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

8 مهرماه: امروز روز بزرگداشت مولانا جلال‌الدين رومي است. شاعري كه اگرچه طي سال‌هاي گذشته كشوري چون تركيه در معرفي و ثبت كردن نام او به عنوان يكي از مفاخر ملي‌اش تحركات زيادي داشته و كارهاي زيادي كرده، اما با اين حال شاعر و عارفي ايراني است كه حالا تمام جهان در برابر درياي معني كلمات وحي‌گونه‌اش سر تعظيم فرود آورده است. داستان زندگي مولانا را خيلي‌ها مي‌دانند. اين كه او پسر بهاءالدين ولد يكي از بزرگ‌ترين علماي عصر بوده و در كودكي با عطار ملاقات داشته است. اين كه خانواده‌اش از ترس حمله مغول راهي غربت مي‌شوند و در قونيه سكني مي‌گزينند و اين كه او درست در اوج شهرت علمي و فقهي‌اش با شمس تبريزي برخورد مي‌كند تا شمس او را ويران كند و مولانايي ديگرگونه بسازد. مولانايي كه قرن‌هاست از نفيرش مرد و زن مي‌نالند و با اين كه هر كسي از ظن خود يارش مي‌شود باز او يكه و يگانه است. امروز روز بزرگداشت شاعري است كه مسوولان فرهنگي كشور ما شايد بيشتر از هر كس ديگري در معرفي او به عنوان يك شاعر ايراني همت كنند. چراكه او نه‌تنها مايه فخر ايران كه مايه فخر بشريت است.

درگذشت ارسطو

9 مهرماه: امروز روز درگذشت ارسطو است. فيلسوف و متفكر يونان باستان كه يكي از تاثيرگذارترين فلاسفه در دوران كلاسيك بوده است. ارسطو در 384 ق.م در شهر يوناني چشم به جهان گشود، اما هنوز بسيار كوچك بود كه پدر و مادرش هر دو درگذشتند و بنابراين، بعيد است كه او از اين آموزش بهره‌مند شده باشد.

ارسطو در 17 سالگي به آتن رفت و وارد آكادمياي افلاطون شد و تا هنگام مرگ وي در 348 ق.م همچنان شاگرد و همكار او بود و آنجا ماند. پس از مرگ افلاطون‌، ارسطو از آتن رفت. 3 سال آنجا عضو محفل كوچكي از متفكران بود. در 349 ق.م ارسطو به دعوت فيليپ مقدوني به پلا پايتخت آن سرزمين رفت و مربي فرزند او، اسكندر كبير شد كه پسري 13 ساله بود. پس از پايان دوره تربيت اسكندر، ارسطو به استاگيرا بازگشت و چند سال آنجا بود و سپس باز به آتن رفت و به تعليم فلسفه پرداخت. او بعد از مرگ افلاطون از آتن رفت و در موطن خويشاوندان مادري‌اش، به علت بيماري در‌گذشت.


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:مناسبت ها
نوشته شده در 2009/10/2 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

«من از همه شما مي‌خواهم كه دست به كار شويد. همه ما بايد با يكديگر همكاري كنيم تا بتوانيم نه‌فقط يك محصول غذايي، بلكه تمام محصولات گياهي و حيواني را بهبود بخشيم. هر سال84 ميليون نفر به جمعيت بشر روي زمين افزوده مي‌شود. مسووليت سنگيني بر دوش ما نهاده شده است.»

 اين جملات نورمن بورلاگ، دانشمند برجسته‌اي است كه تنها كمي پيش از مرگش و در 95 سالگي ايراد كرده بود.

در دنياي علوم معاصر از او به عنوان« پدر زمين» و «پدر انقلاب» سبز ياد مي‌شود. نورمن بورلاگ دانشمند سرشناسي بود كه بدون شك بسياري از كشورهاي فقير جهان كه همواره با گرسنگي دست و پنجه نرم مي‌كرده‌اند، ادامه حيات جوامع، خود را مديون تحقيقات و دستاوردهاي محققاني از جمله نورمن بولارگ هستند.

وي در دهه60 ميلادي موفق شد روشي را ابداع كند كه از طريق آن امكان منحصربه‌فردي فراهم شده كه در آن محصول و بار گياهان و غلات را افزايش داد و آنها را مقابل آفات مقاوم ساخت. استفاده از روشي كه او مبتكر آن بود و« انقلاب سبز» نام گرفت، سبب شد محصول غلات از جمله گندم بسرعت افزايش يابد و به اين ترتيب از بروز قحطي در بسياري از كشورها جلوگيري شود.

وي چندي پيش و در 95 سالگي بر اثر ابتلا به سرطان از دنيا رفت. در گزارشي كه پيش رو داريد، به بررسي دستاوردهاي تحقيقاتي وي و تاثيرگذاري آن بر صنايع مختلف از جمله كشاورزي و غذايي پرداخته شده است.

نورمن بورلاگ سال 1970 به پاس تلاش‌هاي گسترده علمي‌اش كه با عنوان انقلاب سبز شناخته شده است، جايزه صلح نوبل را از آن خود كرد. هدف كلي كه وي در قالب اين تلاش‌ها دنبال مي‌كرد، افزايش قابل توجه توليدات غذايي در كشورهاي در حال توسعه و نجات ميليون‌ها گرسنه از قحطي و فقر غذايي بوده است.

كميته نوبل در گراميداشت اين دانشمند بزرگ اعلام كرده وي بيش از هر انسان ديگري در چنين سن و سالي براي جوامع گرسنه جهان، نان توليد كرده است. در حقيقت در آمريكا و در سال‌هاي جواني و آغاز تحقيقات علمي، كمتر كسي شناختي از وي داشت، اما همان زمان در كشورهايي نظير هند و مكزيك كه عمده مردم با گرسنگي و فقر شديد غذايي مبارزه مي‌كردند، نورمن بورلاگ توانست با تلاش‌هاي علمي خود براي افزايش ظرفيت‌هاي غذايي در اراضي كشاورزي به عنوان شخصيت برجسته علمي شناخته ‌شود.

آوازه وي حتي تا روسيه پهناور نيز رسيد. يكي از نزديكان هميشگي نورمن بورلاگ كه وي را در سفر به روسيه همراهي كرده بود، مي‌گويد: نورمن براي بازديد از يكي از مراكز تحقيقاتي گندم به روسيه سفر كرده بود. وقتي وارد اين مركز شد، دانشمنداني كه آنجا حضور داشتند از مشاهده وي به گريه افتادند!

بورلاگ همواره بر اين عقيده بود كه كشاورزان در سراسر جهان مي‌توانند با استفاده از كودهاي جديد، روش‌هاي نوين كشاورزي ارگانيك يا تركيبي از هر دو روش، غذاي بيشتري توليد كنند. يكي از نگراني‌هاي اصلي وي، سهيم نشدن فناوري‌هاي نوين در توسعه زيرساختارهاي كشاورزي بود.

او همواره از اين نكته بيم داشت كه با نهادينه شدن كشاورزي سنتي در جهان، پاسخگويي به نياز غذايي در سال‌هاي آتي به امري غيرممكن تبديل شود.

وي سال 1993 و در جريان سخنراني در نيواورلئان آمريكا خطاب به حاضران گفت:‌ جمعيت زمين در حال افزايش است و گرسنگي نيز به دنبال آن بيشتر مي‌شود.

متاسفانه اين امكان وجود ندارد كه عقربه‌هاي ساعت را به دهه 30 عقب برد، زماني كه جمعيت زمين تنها 2.2 ميليارد نفر بود، در حالي كه تخمين زده مي‌شود سال 2025 جمعيت زمين به 8.3 ميليارد نفر برسد.

سال 1953، وي كار روي نوع خاصي از نژاد گياه گندم را آغاز كرد كه دربرگيرنده ژن عجيبي بود. عملكرد اين ژن موجب مي‌شد گياه گندم، جثه به مراتب كمتري پيدا كند، اما هيچ لطمه‌اي به باروري آن وارد نشود.

بورلاگ به اين باور قطعي رسيده بود كه چنين گياه كوچكي مي‌تواند همچون گياه عادي گندم، حجم قابل توجهي محصول به بار آورد. در ادامه و با انجام تحقيقات بيشتر و به‌كارگيري يافته‌هاي اين تحقيق روي برنج، زمينه مناسبي براي برداشت چند برابر محصول برنج از اراضي كشاورزي اين گياه فراهم شد.

تداوم اين تحقيقات موجب پيدايش جرياني موسوم به انقلاب سبز شد كه همواره از بورلاگ به عنوان سردمدار آن ياد مي‌شود.

بورلاگ همواره معتقد بودكشاورزاندرسراسر جهان مي‌توانند با استفاده از كودهاي جديد وكشاورزي ارگانيك غذاي بيشتري توليد كنند

راهبرد كلي بورلاگ استفاده از توانمندي‌هاي علمي و تحقيقاتي براي افزايش توليدات غذايي در سراسر جهان بود.

وي همواره بر اين نكته تاكيد داشت كه بايد از بازوي علم براي تقويت ظرفيت‌هاي توليد محصولات كشاورزي و نظاير آن، همپاي افزايش خيره‌كننده جمعيت زمين استفاده كرد.

او نياز مبرم به منظور توليد غذاي بيشتر براي جمعيت روزافزون جهان را احساس مي‌كرد و بر اين باور بود كه تمام دانشمندان در همه رشته‌ها بايد براي يافتن راه‌حل اين معضل پيشقدم شوند.

تاكيد اين دانشمند برجسته بر تامين منابع غذايي براي تمام مردم زمين به عنوان يك اصل بنيادين همواره مورد توجه محافل علمي و تحقيقاتي جهان قرار داشت.

او در زمان دريافت جايزه نوبل با اشاره به اهميت تامين منابع غذايي براي تك‌تك افراد در دنيا گفت:‌ تامين منابع غذايي آن هم به ميزان كافي، نخستين بخش از عدالت اجتماعي محسوب مي‌شود، در غير اين صورت هيچ صلحي وجود نخواهد داشت.

وي كه دكتري خود را در حد فاصله سال‌هاي 1939 تا 1942 در رشته پاتولوژي گياهي از دانشگاه مينه‌سوتا اخذ كرد، توجه موشكافانه‌اي به بيماري‌هاي گياهي داشت.

«يوجي 99» (نوعي آفت گندم) از مهم‌ترين اين بيماري‌ها بود كه او سال‌هاي طولاني از عمرش را صرف بررسي اين بيماري و راه‌هاي غلبه بر آن كرد.

اين آفت كه محصول گندم آفريقا را از ميان مي‌برد، نوعي خطر براي فعاليت‌هاي او و همكارنش به شمار مي‌رفت. همين مساله موجب شده بود وي و ديگر پژوهشگران، ده‌ها سال روي توليد نژادهاي گياهي كه در برابر آفات مقاومند، تحقيق كنند.

بورلاگ در حالي چشم از دنيا فرو بست كه جوامع علمي را متوجه خطرات زياد ناشي از گرسنگي فزاينده و غفلت از بهره‌برداري از ابزارهاي علمي براي افزايش توليدات غذايي كرد در حالي كه انتظار مي‌رود جمعيت زمين تا 2 دهه آتي از مرز 8.5 ميليارد تن نيز فراتر رود. به همين دليل نياز بشر به توليد غذاي بيشتر همچنان افزايش مي‌يابد.

در سطح بين‌المللي و همچنين داخلي از نورمن بورلاگ به عنوان شخصيت تاثيرگذار علمي ياد مي‌شود. وي سال 1986 دفتر جايزه جهاني غذا را در ايالت آيوا راه‌اندازي كرد كه هر سال جايزه‌اي به مبلغ 250 هزار دلار به شخصي كه كار و مطالعات او به بهبود عرضه آذوقه در جهان كمك كند، اهدا مي‌كند.

او همچنين سال 2007 مدال طلاي كنگره آمريكا را دريافت كرد كه مهم‌ترين مدال غيرنظامي اين كشور محسوب مي‌شود.

عقيده بر اين است كه كشاورزي نوين بر پايه تلاش دانشمنداني همچون بورلاگ استوار شده است؛ تلاشي كه در آن استفاده از ابزارها و توانمندي‌هاي علمي به عنوان اهرم خروج از بحران‌هاي غذايي و اقتصادي و شكوفايي زيرساختارهاي مختلف جوامع در نظر گرفته مي‌شود.

مهدي پيرگزي


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:مناسبت ها
نوشته شده در 2009/9/21 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

مسلمانان روزه دار  كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند:

 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مى‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود اين است كه فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گويد:

�هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.�

عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است: �عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند ونيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، بر آوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمى‏برند.�

روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده ‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن، ابتداى خوردن و آشاميدن است و نيز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشاميدن است پس از مدتى از نخوردن و نياشاميدن. ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مى‏نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار مى‏كند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين(ع) به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز آمده است.

از سخنان معصومين(ع) چنين مستفاد مى‏شود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عيد مى‏خوانيم:

 �... اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏�

بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شايسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند.


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:مناسبت ها
نوشته شده در 2009/9/20 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

فتحی:

تقدیم به توئی که هیچوقت برای دیدنت زود نیست......

                                شاید تولدی دیگر.....مبارک است

 

----------------------------------------مرد بار فروش

دیگه همه سرمایمو از دست داده بودم

و چاره ای جز حراج آخرین سرمایه نبود...

بلور سینه را برداشتم و درون گاری دستی ام قرار دادم..

                                              به سمت بازار شهر رفتم.

در بازار شهر گاری را هول میدادم وداد میزدم: 

                                                           بار دارم

 

خیلی ها دورم جمع شدند و هر کسی ناخنکی به بارم میزد.

با هر ناخنکی بلورم ترکی بر میداشت...

ولی خریدار واقعی پیدا نمیشد.

دیگه شب بود و بارم  کاملا شکسته...

                                             هیچکسی آن را نخرید.

 

ناامیدو خسته بودم که پیرمردی اومد سراغم و گفت:

برو بسمت کلبه شب جائی خارج از شهر و بارتو بفروش.......

                                           انگار حرفشو باور کردم.

 

از مسیر کرمهای شب تاب گاری ام هول میدادم.....

شب ار نیمه گذشته بود که به خارج شهر رسیدم.

پیرمرد درست گفته بود.

                                از دور کلبه زیبائی میدرخشید.....

 

من بودم و جاده....

ترس و سکوت تمام وجودمو گرفته بود....

بسمت کلبه .............                  گاریمو هول میدادم.

 

ولی شک داشتم اینجا نیز بار شکسته منو  بخرند...

نمیدونم چی فکر میکردم که از حرکت ایستادم...

 

     ناگهان دستی بر روی شانه هایم قرار گرفت..........

 

  

و صدائی که میگفت:چه داری ای مرد بارفروش؟

گفتم : 

                      یک دل شکسته....

                                            ناقابله...

 

گفت :چرا داخل نمیشوی؟

گفتم :میترسم اینجا نیز بارم را با ناخنکهای بازاری بشکنند...

 

باصدائی بلندتر گفت :

ای بنده من در شب فطرتنها ما خریدار دلهای شکسته ایم...

 

 

ناگهان زیر شانه های خسته ام را گرفت...

 

 

                         و گاری ام  را هول میداد.....

 

----------------------بچه ها عید فطر مبارک

برگرفته ای از وبلاگ علیرضا فتحی

منبع


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:مناسبت ها
نوشته شده در 2009/9/16 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

جام جم آنلاين: اَللّهُمَّ اجعَل سَعيي فيهِ مَشكُوراً؛ وَ ذَنبي فيهِ مَغفُوراً وَ عَمَلي فيهِ مَقبُولاً وَ عَيبي فيهِ مَستُوراً؛ يا اسمَعَ السّامِعينَ.

خداوندا در اين روز تلاشم را ستوده گردان و گناهم، آمرزيده فرما و كردارم پذيرفته كن و عيبم پوشيده دار؛ اي شنواترين شنوندگان.


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:مناسبت ها
نوشته شده در 2009/9/16 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

جام جم آنلاين: شوراي مرکز تقويم موسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران از امکان رويت هلال ماه شوال در روز شنبه 28 شهريور ماه در ايران خبر داد.

به گزارش خبرگزاري مهر، شوراي مرکز تقويم موسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران اعلام کرد: امکان رويت هلال ماه شوال در روز و به ويژه در هنگام غروب خورشيد در روز شنبه 28 شهريور ماه جاري مقارن با 29 رمضان 1430 در ايران وجود دارد.

جدايي 9/11 درجه اي زاويه ماه از خورشيد، 3 دقيقه مکث و 2/0 درجه ارتفاع از جمله مشخصه هاي رصدي اين هلال در تهران هنگام غروب خورشيد است.

طبق اين گزارش در صورت مطلوب بودن شرايط جوي، کارشناسان رويت هلال ماه شوال را محتمل پيش بيني مي کنند ولي از سوي ديگر با توجه به افزايش غبار جوي در تابستان امسال در بخشهاي وسيعي از کشور، احتمال ناکامي گروههاي رصدي در رصد هلال ماه شوال وجود دارد.

اين شورا در عين حال نتيجه تحقيق رويت هلال ماه را منوط به دريافت گزارشهاي رصدي دقيق و موثق دانست.


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:نجوم,Astronomy
نوشته شده در 2009/9/15 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

جام جم آنلاين: 36سال پيش در روز 11 سپتامبر سال 1973ميلادي حکومت منتخب سالوادور آلنده ، رئيس جمهور شيلي در يک کودتاي نظامي که سازمان سيا آن را طراحي کرده بود توسط ژنرال آگوستو پينوشه سرنگون شد و سالوادور آلنده در جريان کودتا به طرز مشکوکي کشته شد. کودتاي نظامي شيلي نقطه پاياني به چندين دهه دموکراسي در اين کشور بود که به آن لقب «سوئيس آمريکاي جنوبي» را داده بودند.


3 سال پيش از اين تاريخ ، در روز 4 سپتامبر سال 1970ميلادي سالوادور آلنده با پيروزي در انتخابات رياست جمهوري رئيس جمهور شيلي شده بود.

آلنده بر يک ائتلاف شکننده که از ميانه روها تا جناح چپ افراطي مائوئيست تشکيل شده بود ، اتکا داشت. او نخستين رئيس جمهور سوسياليستي بود که با پيروزي در يک انتخابات قدرت را در يک کشور آمريکاي لاتين به دست گرفت. از همان بدو رياست جمهوري آلنده با مشکلات زيادي مواجه شد.

برخي از اين مشکلات ناشي از مخالفت اعضاي جناح ائتلافي دولت با اصلاحاتي بود که آلنده به آنها اقدام کرد. افزايش سطح دستمزدها ، ملي کردن معادن مس و شرکت هاي بزرگ شيلي از جمله تدابير اجتماعي بودند که آلنده اجرا کرد.

در عين حال ، سالوادور آلنده دشمن بزرگتري داشت و آن مخالفان جناح راست بودند که در مجلس داراي اکثريت بوده و به طور پنهاني از سوي سازمان جاسوسي سيا حمايت مي شدند.

جناح راست از حمايت مالي شرکت هاي چند مليتي به ويژه تراست مخابراتي آتي اند تي برخوردار بود. عوامل سازمان سيا و شرکت هاي چند مليتي به منظور تضعيف دولت آلنده بي وقفه در حال دسيسه چيني و توطئه بودند.

اعتصاب ها اقتصاد کشور شيلي را فلج کرده بودند.نرخ تورم افزايش يافته و موجب شد تا زنان خانه دار در خيابان ها دست به تظاهرات بزنند.

سالوادور آلنده براي مقابله با تهديدهايي که از هر سو احاطه اش کرده بودند ناگزير متوسل به نظاميان شد. در نوامبر سال 1972 ميلادي ، ژنرال کارلوس پراتس ، فرمانده نيروي زميني به مقام نخست وزيري و وزير کشور منصوب گرديد.

مجلس شيلي که اکثريت کرسي ها در اختيار جناح راست بود عرصه را به آلنده تنگ کرده و مانع هرگونه اقدام از سوي رئيس جمهور شده بود ، حتي مجلس قصد برکناري او را از مقام رياست جمهوري داشت.

بزودي براي آلنده هيچ چاره اي به جز متوسل شدن به يک همه پرسي باقي نماند.

در اين هنگام و زماني که آلنده قصد برگزاري يک همه پرسي را داشت ، ژنرال آگوستو پينوشه، فرمانده کل نيروهاي مسلح شيلي با کمک توطئه و طرح يک نقشه کودتا توسط سازمان جاسوسي آمريکا سيا تصميم مي گيرد با توسل به زور به تجربه سوسياليسم خاتمه دهد.

هنري کيسينجر ، وزيرخارجه آمريکا که از همان آغاز مخالف سرسخت سالوادور آلنده بود ، دستور طراحي اين کودتا را به سازمان سيا داده و از نزديک اوضاع را زير نظر داشت.

صبح روز 11 سپتامبر واحدهاي نيروي دريايي شيلي بندر والپازرو را اشغال مي کنند.

اندکي بعد ، سربازان ارتش به کاخ رياست جمهوري لاموندا در شهر سانتياگو که در سال 1804 ميلادي ساخته شده بود ، حمله کرده و کاخ را محاصره مي کنند.

افراد وفادار به آلنده به همراه شخص او دست به مقاومت مي زنند. حوالي ظهر به دستور پينوشه هواپيماهاي نيروهاي هوايي کاخ رياست جمهوري را بمباران کرده و سرانجام سربازان موفق به ورود به داخل کاخ مي شوند. سالوادور آلنده از مدافعانش مي خواهد تا کاخ را ترک کنند.

پس از اشغال کاخ توسط نظاميان ، آلنده به طور مشکوکي کشته مي شود. کودتاچيان ادعا مي کنند او با يک رگبار مسلسل خودکشي کرده است. سالوادور آلنده هنگام مرگ 65 سال داشت.

به اين ترتيب ، در روز 11 سپتامبر سال 1973 ميلادي حکومت منتخب سالوادور آلنده ، رئيس جمهور شيلي در يک کودتاي نظامي که سازمان جاسوسي سيا آن را طراحي کرده بود توسط ژنرال آگوستو پينوشه سرنگون شد.

پس از کودتا ، ده ها هزار نفر از مردم پايتخت دستگير شده و در استاديوم فوتبال شهر سانتياگو که به يک قتلگاه مبدل مي گردد ، محبوس مي شوند.

هزاران نفر در زندان هاي نظامي با توسل به وحشيانه ترين روش ها کشته شده و هرگز سرنوشت آنها مشخص نمي شود. حکومت وحشت بر شيلي سايه مي افکند ، دوره ديکتاتوري تحت حمايت امريکاي ژنرال آگوستو پينوشه که 16 سال طول کشيد ، سياهترين دوران تاريخ شيلي محسوب مي شود.

سرانجام در سال 1989 ميلادي ژنرال پينوشه ناگزير به كناره گيري از قدرت شد و كشور شيلي  به طور مسالمت آميزي بار ديگر راه دموكراسي را در پيش گرفت.

پينوشه به خاطر جناياتش هرگز مجازات نشد و در 10 دسامبر سال 2006 در سن 91 سالگي در شهر سانتياگو درگذشت.


بهرام افتخاري


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:مناسبت ها
نوشته شده در 2009/9/12 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

جام جم آنلاين: 33 سال پيش در روز 9 سپتامبر سال 1976 ميلادي مائوتسه تونگ ، رهبر چين كمونيست در سن 82 سالگي در شهر پكن درگذشت. مائو هنگام مرگ ديگر قهرمان بزرگ «راهپيمايي طولاني» نبود بلكه مرد سالمندي روان پريش و وابسته به نزديكانش محسوب مي شد.

مائو هنگام مرگ كشوري را به يادگار گذاشت كه بر اثر ناكامي هاي فاجعه بار طرح هايش مانند «جهش بزرگ به جلو» در سال 1958 ميلادي و «انقلاب فرهنگي» كه از سال 1966 ميلادي اغاز شده بود در گرسنگي ، فقر و فلاكت ، پريشاني عمومي مردم و اختلاف نظر مقامات حزب كمونيست غوطه ور بود.

در پي مرگ مائو ، بيوه اش جيانگ كينگ كه در جريان سال هاي گذشته در سختگيري هاي ايدئولوژيك رژيم چين نقش بزرگي داشت بي آنكه منتظر پايان يافتن مراسم سوگواري مائو بماند تلاش كرد با يارانش كه موسوم به «باند 4 نفره» بودند ، قدرت را در دست بگيرد.

اما جيانگ كينگ توسط جناح اصلاح طلب دنگ شيائو پينگ از قدرت بركنار شده و سرانجام همراه يارانش محاكمه و محكوم مي شود.

مائو فرزند يك دهقان ثروتمند بود و در روز 28 دسامبر سال 1893 ميلادي در هونان در قلب كشور چين متولد شده بود.

او در ماه مه سال 1919 ميلادي در جنبش دانشجويي و سپس در سال 1921 ميلادي در تاسيس حزب كمونيست چين شركت داشت.

مائو توانست با كمك چوئن لاي كه يكي از مقامات برجسته و بسيار با نفوذ و خوش نام حزب كمونيست بود به رياست حزب دست يابد.

مائو و يارانش براي فرار از حملات مكرر حزب رقيب راست گرا كومينتانگ به رهبري چانگ كاي چك دست به يك راهپيمايي طولاني 12 هزار كيلومتري زدند.

كمونيست ها پس از پيمودن اين مسير خود را به استان دورافتاده شانگسي در شمال غربي چين رساندند.

در آن زمان بخش اعظمي از خاك چين در اشغال ژاپن بود و چيني ها علاوه بر جنگ با ژاپن ، درگير جنگ داخلي ميان كمونيست ها و نيروهاي چيانگ كاي چك رهبر حزب كومينتانگ بودند.

مائو موفق شد در جريان راهپيمايي بزرگ رهبري خود بر كمونيست هاي چين را تثبيت كند و در فوريه سال 1935 ميلادي به دبيركلي كميته مركزي حزب كمونيست چين برگزيده شد.

مائو در مدتي كه كمونيست ها در استان شانگسي بودند به تحكيم ساختار حزب و گسترش مرام كمونيستي در نواحي روستايي چين پرداخت.

او براي مدت كوتاهي يك اتحاد تاكتيكي با كومينتانگ بر عليه اشغالگران ژاپني ايجاد كرد.

اما پس از شكست ژاپن در سال 1945 ميلادي ، دوباره جنگ ميان كمونيست ها و حزب كومينتانگ چيانگ كاي چك از سر گرفته شد.

سرانجام كمونيست ها بر نيروهاي كومينتانگ غلبه كردند و چيانگ كاي چك و طرفدارانش به جزيره فرمز (تايوان امروزي ) پناه بردند.

مائو و كمونيست ها در روز اول اكتبر سال 1949 ميلادي پيروزمندانه وارد پكن شدند و مائو تاسيس جمهوري خلق چين را اعلام كرد.

مائو تسه تونگ به عنوان دبيركل حزب كمونيست ، رئيس جمهور و چوئن لاي يار وفادارش نخست وزير جمهوري خلق چين شدند.

پس از به قدرت رسيدن كمونيست ها بار ديگر چين شاهد صحنه هاي فاجعه باري بود.

ميليون ها نفر در جريان مصادره زمين ها به قتل رسيدند و تمام مخالفان سياسي كشته شدند.

در سال 1958 ميلادي ، مائو طرح «جهش بزرگ به جلو» را اعلام كرد.

هدف اين طرح استفاده از تمام منابع توليدي چين بود اما اين طرح پايان غم انگيزي داشت كه به مرگ ده ها ميليون چيني بر اثر قحطي منجر گرديد.

مائو سپس در اقدامي ديگر در سال 1966 ميلادي براي تحكيم قدرتش طرح «انقلاب فرهنگي» را اعلام كرد و نوجوانان و جوانان حزب كمونيست را به جان اعضاي قديمي حزب ، افراد باسواد و تحصيلكرده چين انداخت كه نتيجه آن نيز مرگ ميليون ها نفر بود.

چين در اثر اين سياست هاي غلط و اغلب جنون آميز كاملا فلج شده بود تا اين كه با مرگ مائو ، چشم انداز يك چين جديد پديدار مي شود.

به اين ترتيب ، در روز 9 سپتامبر سال 1976 ميلادي مائو تسه تونگ رهبر چين كمونيست در سن 82 سالگي در شهر پكن درگذشت.

مائو با سياست هايي كه اتخاذ كرد موجب شد بيش از 100 ميليون نفر از مردم چين در اثر گرسنگي و قحطي جان خود را از دست بدهند.

با مرگ مائو دوره اي تازه در تاريخ كشور پهناور چين آغاز شد و رهبراني پراگماتيك تحت هدايت دنگ شيائو پينگ به قدرت رسيدند و توانستند با عملكردهاي صحيح چين را به يك قدرت بزرگ اقتصادي تبديل كنند.


بهرام افتخاري


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:مناسبت ها
نوشته شده در 2009/9/12 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید

ماجرای خواندنی شعر معروف

 

شهریار درباره حضرت علی(ع)

آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می‌فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم. آن شب در عالم خواب دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند.
حضرت فرمودند: شاعران اهل بیت را بیاورید. دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند. فرمودند: شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید. آن گاه محتشم و جند تن از شاعران فارسی زبان آمدند.
فرمودند: شهریار ما کجاست ؟ شهریار آمد.
حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان!
شهریار این شعر را خواند:

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا


آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند: وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم.فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست؟
گفتند: شاعری است که در تبریز زندگی می‌کند.گفتم: از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید.
چند روز بعد شهریار آمد. دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیده ام.
از او پرسیدم: این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساخته ای؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام ؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام.
مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی به شهریار می‌فرمایند: چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند. حضرت،شاعران اهل بیت را احضار فرمودند: ابتدا شاعران عرب آمدند. سپس فرمودند: شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند. آنها نیز آمدند. بعد فرمودند شهریار ما کجاست؟ شهریار را بیاورید! و شما هم آمدید. آن گاه حضرت فرمودند: شهریار شعرت را بخوان! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید.
شهریار فوق العاده منقلب می‌شود و می‌گوید: من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم. تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام.
آیت الله مرعشی نجفی فرمودند: وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت،معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده، من آن خواب را دیده ام.
ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند: یقینا در سرودن این غزل، به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید. البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است.


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes

بسم الله الرحمن الرحیم 

انا انزلناه فی لیلة القدر * و ما ادراک ما لیلة القدر * لیلة القدر خیر من الف شهر * تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر * سلام هی حتی مطلع الفجر

به نام خداوند بخشایشگر مهربان 

 ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم * و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟! * شب قدر بهتر از هزار ماه است * فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان هر امری را نازل می‌کنند * شبی است سرشار از سلامت تا طلوع سپیده. (قرآن کریم، سوره قدر)

 

 

حقیقت شب قدر

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(‏3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)

بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.

استاد مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5) پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مكانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمى‏گیرد.

این معنا از روایات استفاده مى‏شود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)

در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»

بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریده‏ها از حیث هستى و آثار و ویژگى‏هایشان محدوده‏اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علت‏ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگى‏هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالب‏هایى از داخل و خارج، اندازه‏گیرى و قالب‏گیرى مى‏شود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى‏هاى مادى آن به شمار مى‏آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستى‏شان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالب‏گیرى شده‏اند. (8)

اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه هر حادثه‏اى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.

(9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودى‏اش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10)

اما علل موجودات مادى تركیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است كه هر یك تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را شكل مى‏دهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، كنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مى‏شود و معلول خود را ضرورت و وجود مى‏دهد كه از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مى‏شود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد كه عوارض و ویژگى‏هاى وجودى‏اش را مى‏سازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مى‏شود.

با روشن شدن معناى قدر، امكان فهم حقیقت شب قدر نیز میسر مى‏شود. شب قدر شبى است كه همه مقدرات تقدیر مى‏گردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازه‏گیرى مى‏شود.

به عبارت روشن‏تر، شب قدر یكى از شب‏هاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یكى از شب‏هاى نوزدهم یا بیست و یكم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارك رمضان است.(11) در این شب - كه شب نزول قرآن به شمار مى‏آید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه‏اى كه در طول سال واقع مى‏شود، تقدیر مى‏گردد.(12) شب قدر همیشه و هر سال تكرار مى‏شود. عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیكویى سرنوشت یك ساله بسیار مؤثر است.(13) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»(14)

پس شب قدر شبى است كه:

1. قرآن در آن نازل شده است.

2. حوادث سال آینده در آن تقدیر مى‏شود.

3. این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به كارهایى مى‏گردد.

بنابراین، مى‏توان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازه‏گیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است.

این مطلب مطابق آیات قرآنى نیز مى‏باشد؛ زیرا در آیه 185 سوره مباركه «بقره» مى‏فرماید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»؛ ماه رمضان كه در آن قرآن ‏نازل شده است.» طبق این آیه، نزول قرآن (نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است. و در آیات 3 - 5 سوره مباركه دخان مى‏فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ* فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ* أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ.» این آیه نیز تصریح دارد كه نزول [دفعى‏] قرآن در یك شب بوده است كه از آن به شب مبارك تعبیر شده است. همچنین در سوره مباركه قدر تصریح شده است كه قرآن در شب قدر نازل شده است.

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است. «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد.

پس با جمع آیات سه گانه بالا روشن مى‏شود:

1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است.

2. قرآن در شبى مبارك از شب‏هاى ماه مبارك رمضان نازل شده است.

3. این شب، در قرآن شب قدر نام دارد.

4. ویژگى خاص این شب بر حسب آیات سوره مباركه دخان دو امر است:

الف. نزول قرآن.

ب. هر امر حكیمى در آن شب مبارك جدا مى‏گردد.

 

اما سوره مباركه قدر كه به منزله شرح و تفسیر آیات سوره مباركه «دخان» است، شش ویژگى براى شب قدر مى‏شمارد:

الف. شب نزول قرآن است (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ).

ب. این شب، شبى ناشناخته است و این ناشناختگى به دلیل عظمت آن شب است ( وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ).

ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است. (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ).

د. در این شب مبارك، ملائكه و روح با اجازه پروردگار عالمیان نازل مى‏شوند (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) و روایات تصریح دارند كه آنها بر قلب امام هر زمان نازل مى‏شوند.

ه. این نزول براى تحقق هر امرى است كه در سوره «دخان» بدان اشاره رفت (مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) و این نزول - كه مساوى با رحمت خاصه الهى ‏بر مومنان شب زنده‌دار است - تا طلوع فجر ادامه دارد (سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ).

و. شب قدر، شب تقدیر و اندازه‏گیرى است؛ زیرا در این سوره - كه تنها پنج آیه دارد - سه بار «لیلة القدر» تكرار شده است و این نشانه اهتمام ویژه قرآن به مسئله اندازه‏گیرى در آن شب خاص است.

مرحوم كلینى در كافى از امام باقر علیه السلام نقل مى‏كند كه آن حضرت در جواب معناى آیه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مى‏شود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى درباره‏اش فرموده است: «فیها یفرق كل امر حكیم؛ در آن شب هر، امرى با حكمت، متعین و ممتاز مى‏گردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثه‏اى كه باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مى‏شود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى كه قرار است متولد شود یا اجلى كه قرار است فرارسد یا رزقى كه قرار است برسد و ... .»(15)

 

پى‏نوشت‌ها:

1- قاموس قرآن، سید على اكبر قرشى، ج ‏5، ص 246 و 247 .

2- همان، ص 248.

3- المیزان، سید محمد حسین طباطبایى، ج‏12 ص 150 و 151.

4- همان، ج‏ 19، ص 101.

5- انسان و سرنوشت، شهید مطهرى، ص 52.

6- المحاسن البرقى، ج‏1، ص 244.

7- بحار الانوار، ج ‏5، ص 122.

8- المیزان، ج ‏19، ص 101 - 103

9- انسان و سرنوشت، ص 53

10- همان، ص 55 و 56

11- اقبال الاعمال، سید بن طاووس، تحقیق و تصحیح جواد قیومى اصفهانى، ج‏1، ص 312 و 313 و 374 و 375 .

12- الكافى، كلینى، ج ‏4، ص 157 .

13- المراقبات، ملكى تبریزى، ص، 237 - 252

14- الكافى، ج‏1، ص 248

15- المیزان فى تفسیر القرآن، ج 20، ص، 382/ بحث روایى ذیل سوره مباركه قدر.

 

منبع:

ماهنامه پرسمان، 1382، سید سعید لواسانى .

 


 

ادله اى كه نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى كند به شرح زير تقديم مى گردد:

 

۱- حالات و دريافت هاى شخصى

 كسانى كه اهل دعا و راز و نياز و اهل شب قدر هستند، نقش خويش را در شب قدر به خوبى دريافته اند. گاهى اين حالات آن چنان ژرف و تاثيرگذار است كه تا شب قدر آينده و بلكه تا آخر عمر، در همه افكار، اخلاق، كردار و رفتار شخص رخنه كرده و آن را در يك خط و سير معنوى قرار مى دهد. ديگرانى هم كه به اين حد از معنويت راه پيدا نمى كنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داریهای شب قدر بهره بردارى كرده و فيض معنوى مى برند. ريشه اصلى اين دگرگونى ها و حالات، به خود افراد بر مى گردد و اينكه تا چه حد خود را آماده بهره بردارى از بركات شب قدر و فضيلت هاى آن كرده باشند. اگر معنوياتى كه در شب قدر نصيب انسان شده و در زندگى آن ها تحولى آفريده، هيچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نويسندگان مربوط باشد كه هر چه بخواهند، براى هر كس بدون ملاحظه حالاتش تقدير كنند در اين صورت مقتضاى حكمت و مصلحت اين است كه يا به هيچ كس هيچ ندهند و يا آنچه مى دهند، به همه يكسان و على السويه بدهند؛ در حالى كه ما مى دانيم همه بركات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازير مى گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى شود؛ پس نتيجه مى گيريم تنها دليل اين تفاوت، كارها و اعمال و ميزان تلاش خود بندگان است و بس. نتيجه اينكه يكى از راه هاى رسيدن به اينكه آيا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند يا نه، اين است كه ببينيم چه اندازه دگرگونى در همين شب با بركت در آنان ايجاد گشته است.


٢- شناساندن شب قدر

 خداوند تبارك و تعالى با نزول سوره اى خاص، شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آيه اين سوره مباركه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود مىآيند. سپس افزوده است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است. فردى به امام باقر (ع) عرض كرد: مراد و مقصود از اينكه شب قدر بهتر از هزار ماه است چيست؟ حضرت فرمودند: ((والعمل الصالح فيها من الصلاه والزكاه و انواع الخير خير من الف شهرليس فيها ليله القدر)) (1)؛ كار شايسته از قبيل نماز و زكات، صدقات و انفاقات و، انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر كار شايسته اى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نيست، انجام شود. اگر كارهاى نيك بندگان و چند برابر پاداش آن تاثيرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد، از گفتن و دانستن آن چه سودى عايد بندگان مى شود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بيان كردن اين مطلب، سود و زيانى را متوجه هيچ كس نمى كند، چه انگيزه اى در اعلام اين شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان، در نتيجه تلاش افراد سودمند نباشد، چرا بايد مردم در جريان آن باشند و دانستن آن چه گره ای از كار بندگان مى گشايد؟ مى دانيم كه كار بيهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسنديده نيست، چه رسد به پروردگار آسمان و زمين كه هيچ كارى را بدون حكمت و مصلحت انجام نمى دهد. حكمت معرفى شب قدر به عنوان شبى كه قرآن در آن نازل شده و شبى كه مقدرات در آن سامان داده مى شود، اين است كه بنده سرنوشت و مقدرات خويش را به قرآن پيوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فكر و عمل خويش قرار بدهد،اگر كردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد، عمل كننده به آن سعادتمند است واگر خداى نكرده مخالف با قرآن باشد، فاعل آن شقى خواهد بود.


۳- اجماع و سيره مسلمانان

مى دانيم كه همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر فرقه و گروهى، بر اهميت شب قدر و احياى آن تاكيد فراوان دارند و به شب زنده دارى آن شب، اهتمام مى ورزند. نقل شده كه يكى از دانشمندان بزرگ اسلام، براى اينكه شب قدر را درك كند، يك سال تمام يعنى حدود 357 شب، از سر شب تا به صبح شب زنده دارى كرد.(2) اين همه اقبال و توجه به تشكيل اجتماعات با شكوه براى خواندن دعا و مناجات و راز و نياز و تضرع و ابتهال، همراه گريه وزارى و استغفار، برخاسته از يك واقعيت انكارناپذير است و آن دخالت انسان ها در سرنوشت خودشان است.


۴- سفارش امامان دين بر احياى شب قدر حتى در حال بيمارى

 امام صادق(ع) به ابوبصير مى فرمايد: ((وصل فى كل واحده منهما مئه ركعه))؛ در هر يك از دو شب بيست و يكم و بيست و سوم صد ركعت نماز بخوان ((واحيهما ان استطعت الى النور))؛ تا مى توانى آن دو شب را تا سپيده صبح شب زنده دارى كن ((واغتسل فيهما))؛ در آن دو شب غسل كن. ابو بصير عرض كرد اگر نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابيده بخوان.
اگر باز هم نتوانستم؟ ايرادى ندارد كه سر شب كمى بخوابى و باقى مانده شب ر، به هر نحوى كه مى توانى به عبادت بپردازى، چون در ماه رمضان، درهاى آسمان گشوده است، شيطان ها در زنجيرند و اعمال مومنان پذيرفته مى شود. از حديث فوق، مى توان تاثير فراوان كارهاى انسان را بر سرنوشت او ارزيابى كرد. مى بينيم ابوبصير كه يك راوى زبردست و كار كشته در فن روايت است، با پيش بردن مرحله به مرحله سوال ها در صدد آن است كه ژرفاى شب قدر و اهميت عمل در آن شب را به دست آورد؛ امام (ع) هم، چنان بر اهميت عبادت در شب قدر پافشارى مى فرمايند كه رضايت نمى دهند بنده حتى اگر بيمار باشد، از نتيجه اعمال صالح خويش محروم گردد. نكته در خور توجهى كه تاثير انسان را مشخص مى كند، جمله پايانى امام (ع) است كه آن را به عنوان ريشه و علت تاكيد و تشويق بر عمل صالح بيان فرموده اند؛ آنجا كه فرمودند: ((و تقبل اعمال المومنين))؛ اعمال مومنان در شب قدر پذيرفته مى شود. (3)

 
٥- تشويق زياد به دعاهاى ماثور و راز و نياز

 مى دانيم كه دعاهاى شب قدر، از طولانى ترين و پر محتواترين دعاهاست؛ دعاهايى مانند ((جوشن كبير))، ((ابوحمزه ثمالى)) و امثال آن ه، كه اگر با حال و توجه خوانده شود، مايه انقلاب و دگرگونى روحى است، ادعيه اى كه انسان را با دريايى از معارف آشنا مى كند. انسان با خواندن دعا از يك طرف، با ياد آورى لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بى پايان خداى مهربان او را در كنار و دستگير خويش مى بيند و نور اميد در دلش مى درخشد و از ديگر سو، با ياد آوردن سختى هاى جان كندن، تنگى و فشار قبر، گرفتارىهاى عالم برزخ، حساب و كتاب فرداى قيامت، شعله هاى دردناك و سوزان دوزخ و حسابرسى دقيق در صحراى محشر، تمام وجودش، سرشار از ترس و نگرانى گرديده و آنچه عيش و نوش است فراموش كرده و گذشته خود و آنچه بوده و كرده است را با آنچه بايد باشد مى سنجد و زيانى كه در گذشته متوجه وى شده است را در مى يابد و علاوه بر شك و ترديدى كه نسبت به راه و روش نا مطلوب خويش پيدا مى كند، ندامت سراسر وجودش را پر كرده و تصميمى سرنوشت ساز مى گيرد و مسير زندگى اش را دگرگون مى كند. اگر هم به اين مرحله نرسد، لااقل بر كردار خود بيشتر مواظبت خواهد داشت؛ زيرا بيم و اميدى كه دستاورد شب قدر است در مراحل زندگى به يارىاش مى شتابد. در مقابل، اگر كسى از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپرى كند، در همان جمود و غفلت، زندگى را به پايان خواهد برد و سرنوشتى شقاوت بار در انتظارش مى باشد. از گفتار فوق، اين نتيجه به دست مىآيد كه در واقع خود انسان وارد مسير سرنوشت خويش گشته و آن را تغيير مى دهد. گاهى براى پيمودن مسير مقدرات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مى نشيند؛ گر چه دعا هم نوعى عمل محسوب مى شود. بنابراين، دعا در شب هاى قدر كه يك كار اختيارى است منشااثر است و در سرنوشت افراد دخالت دارد؛ به همين دليل به آن سفارش اكيد شده است. علاوه بر سفارش شفاهى بزرگان دين و علماى اسلام به خواندن دعاها در طول سال، در شب هاى قدر تاكيد بيشترى بر اين امر شده است؛ پس حتما منشا اثر است وگرنه كار لغو و بيهوده از بزرگان سر نمى زند.

 


٦- نكوهش بهره نبردن از شب قدر

 پيامبر گرامى اسلام (ص) فرمودند: ((من ادرك ليله القدر، فلم يغفر له فابعده الله )) (4)؛ از خداوند به دور باد و نفرين بر كسى كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود. با اين حديث نقش انسان در تعيين سرنوشت خود واضح تر مى گردد و معلوم مى شود كه بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر، نتيجه كار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پيامبر گرامى (ص) قابل قبول نيست كه آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن كارى بى اثر و بى خاصيت، سهل انگاران را نكوهش و مذمت فرمايند. ((انس بن مالك)) از پيامبر(ص) نقل كرده كه فرمودند:((ان هذا الشهر قد حضركم))؛ ماه مبارك به شما رو آورده است. ((و فيه ليله خير من الف شهر))؛ در اين ماه شبى است كه برتر از هزار ماه است. ((من حرمها فقد حرم الخير كله))؛ هر كس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بى نصيب مانده است. ((ولا يحرم خيرها الا محروم)) (5)؛ و محروم نمى ماند از بركات شب قدر، مگر كسى كه خويشتن را محروم كرده است. روايات، بعضى از گناهان را مانع بهره بردارى گناهكار از شب قدر دانسته اند، از جمله آن كارها ميخوارگى يا ((دايم الخمر)) بودن و نيز آزار پدر و مادر است.


٧- شب قدر مكمل اعمال صالح

 يكى از دلايل تفضل شب قدر به امت اسلام، كامل و پر كردن پيمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران كمبودهاى آنان است، تا با دستى پر اين جهان را ترك كنند. پيش از اين گفتيم كه امام صادق(ع) در تفسير آيه شريفه ((ليله القدر خير من الف شهر)) فرمودند: مراد اين است كه انجام كار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است. روايتى نيز از امام باقر(ع) وارد شده، در پاسخ به اين پرسش كه چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت ديگر فلسفه شب قدر چيست؟ ايشان مى فرمايند: ((و لولا ما يضاعف الله للمومنين، لما بلغوا ولكن الله عز و جل يضاعف لهم الحسنات))؛ اگر خداوند كارهاى مومنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمى رسند، اما از راه لطف كارهاى نيكوى آن ها را چند برابر مى فرمايد تا كاستى هايشان جبران شود. از اين روايت و روايت قبلى به خوبى مى توان فهميد كه مبنا و اساس، عمل صالح خود بنده است؛ هنگامى كه يك عمل صالح معمولى با زمانى پر بركت و مقدس همراه گردد، از ارزشى چند برابر برخوردار مى شود و گاه همراه شدن يك عمل صالح با ولايت و اعتقاد و امامت مى تواند انسان را به اوج شرافت برساند؛ پس، راز سعادتمند شدن انسان ها در شب قدر، عمل اختيارى صالحى است كه با عنايت خداوند، بركت يافته و چند برابر مى شود. در روايات به پاره اى از اعمال سفارش شده كه نتيجه ويژه آن در شب قدر نهفته است.


٨- نتيجه بخش بودن بعضى از اعمال در شب قدر:

 1- نماز ((انس بن مالك)) از پيامبر گرامى(ص) روايت كرده كه فرمودند: ((من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعه فقد اخذ بحظا من ليله القدر)) (6)؛ كسى كه از اول تا آخر ماه مبارك، در نماز جماعت حاضر شود، بهره اى از شب قدر نصيبش شده است.
2- افطارى دادن با مال حلال ((ابو شي ابن حيان)) از پيامبر اكرم(ص) نقل كرده كه فرمودند: ((من فطر صائما فى شهر رمضان من كسب حلال صلت عليه الملائكه و ليالى رمضان كلها و صافحه جبرائيل(ع) ليله القدر و من صافحه جبرائيل(ع) يرق قلبه و تكثر دموعه...)) (7)؛ كسى كه با مالى كه از راه حلال به دست آورده، روزه دارى را افطار دهد، در تمام شب هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئيل در شب قدر با وى مصافحه كند، نشانه مصافحه جبرئيل آن است كه دل مصافحه شونده نرم و اشكش جارى مى شود.
3- صدقه درباره امام زين العابدين(ع) آمده است: ((كان اذا دخل شهر رمضان تصدق فى كل يوم بدرهم فيقول: لعلى اصيب ليله القدر)) (8)؛ در هر روز ماه مبارك يك درهم صدقه مى دادند، آن گاه مى فرمودند: شايد با اين كار، شب قدر را دريابم و از آن بهره گيرم. ((عبدالله بن مسعود)) روايت مى كند كه شبى رسول خدا(ص) از نماز عشا فارغ شد، مردى از ميان صفوف برخاست و گفت: اى مهاجران و انصار، مردى غريبم و بر هيچ چيز قدرت ندارم. مرا طعامى دهيد. رسول خدا گفت: اى فقير، ذكر غريب مكن كه دل مرا اندوهگين ساختى. بعد از آن فرمودند: غريبان چهار قسمتند: 1- مسجدى كه در ميان قومى باشد كه در آنجا نروند و نماز نخوانند. 2- مصحفى و قرآنى كه در خانه اى باشد و مردم آن خانه از آن تلاوت نكنند. 3- عالمى كه در ميان جماعتى باشد و ايشان تفقد وى نكنند و از او مسايل دينى سوال نكنند. 4- اسيران اهل اسلام كه در ميان كفار باشند، پس فرمود: كيست كه موونه و غذاى اين مرد را كفايت كند تا در فردوس اعلا خدا او را جاى دهد؟ حضرت على(ع) برخاست و دست سائل را گرفت و به حجره فاطمه زهرا(س) رفت و گفت: اى دختر رسول خد، در كار اين ميهمان نظرى كن. حضرت زهرا فرمود: در خانه طعام اندكى موجود است و حسن و حسين گرسنه اند و شما روزه داريد و آن طعام يك نفر را بيشتر كفايت نمى كند. على(ع) فرمود: آن را حاضر كن.
فاطمه(س) طعام را پيش آورد. حضرت امير آن طعام را پيش ميهمان نهاد و با خود گفت كه اگر من از اين طعام بخورم ميهمان را كافى نباشد و اگر نخورم سبب خجالت ميهمان شود، پس دست دراز كرد به سوى چراغ و چنان نشان داد كه چراغ را اصلاح مى كنم و آن را خاموش كرد و فاطمه(س) را گفت در روشن كردن چراغ ديگر تعلل كن تا ميهمان از خوردن غذا فارغ شود و خود حضرت دهان را مى جنباند تا مهمان تصور كند كه على غذا مى خورد. و چون ميهمان از غذا خوردن فارغ شد فاطمه(س) چراغ را آورد و طعام همچنان برجاى بود. اميرالمومنين فرمود: اى فقير، چرا طعام خود را نخوردى؟ گفت: سير شدم؛ پس على(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسين(ع) و فضه و همسايگان از آن طعام خوردند و هنوز باقى بود. (9)

4- شب زنده دارى حضرت رسول (ص) فرمودند: ((من احيا ليله القدر حول عنه العذاب الى السنه القابله)) (10)؛ كسى كه شب قدر را شب زنده دارى كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.
5- غسل و شب زنده دارى امام موسى بن جعفر(ع) فرمودند: ((من اغتسل ليله القدر و احياها الى طلوع الفجر خرج من ذنوبه)) (11)؛ كسى كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب زنده دارى كند، گناهانش آمرزيده مى شود. رواياتى كه ذكر شد به خوبى دلالت دارند كه برخى مقدرات و پاداش ه، مانند دور شدن عذاب دوز كه در حديث پيامبر اكرم(ص) ذكر شده بود، نتيجه كار خود بندگان است. موارد فوق مى تواند براى نشان دادن اينكه سرنوشت هر انسانى در شب قدر به دست خودش رقم مى خورد، كافى باشد، ولى براى تكميل بحث، نكاتى چند كه خارج از چارچوب شب قدر و نشان دهنده موثر بودن انسان در تعيين سرنوشت خويش است را مطرح مى كنيم. اين بحث تكميلى را در دو بخش انجام مى دهيم:  

1-عمل و پاداش آن در ماه مبارك رمضان. 2-عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص.
1
- پاداش ها در ماه مبارك رمضان

امام هشتم على بن موسى الرضا(ع) فرمودند: در ماه مبارك كارهاى خوب پذيرفته و كارهاى زشت بخشيده شده است. خواندن يك آيه قرآن در اين ماه، برابر با يك ختم قرآن در ماه هاى ديگر است. كسى كه برادر خود را با يك لبخند شاد كند، در روز واپسين خداوند دلش را شاد كرده و مژده بهشت به او دهد. كسى كه مومنى را در اين ماه يارى كند، خداوند در روزى كه قدم ها بر پل صراط مى لغزند او را دستگيرى كرده و از پل صراط عبورش خواهد داد. هركس خشم خود را نگه دارد، خداوند در روز قيامت بر وى خشم نكند. هركس درمانده اى را فريادرسى كند، خداوند در روز قيامت وى را از رسوايى بزرگ ايمن گرداند و رسوايش نكند. كسى كه ستمديده اى را يارى كند، خداوند او را در دني، در مقابل دشمنانش يارى كرده و در روز قيامت نيز، در موقف حساب و ميزان ياريش فرمايد. (12) و در روايت ديگر امام صادق(ع) از پيامبر اكرم(ص) روايت كرده كه فرمودند: كسى كه ماه مبارك رمضان را روزه دارد و از حرام و تهمت زدن به ديگران اجتناب ورزد، خدا از او خشنود شده و بهشت را بر او واجب و حتمى مى كند. (13) دو روايت بالا ارتباط محكم پاداش ها و اعمال بنده در ماه مبارك و نقش انسان در ترسيم سيماى درونى او را كاملا آشكار نموده است.
2- پاداش عمل با صرف نظر از زمان خاص آيات و روايات فراوانى هست كه بعضى دگرگونى ها و پاداش هاى خاص را نتيجه كار بنده دانسته، يا عمل او را تنها عامل معرفى كرده اند.
نمونه اى از اين آيات و روايات: ((ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم))(14)؛ در حقيقت خدا حال قومى را تغيير نمى دهد، تا آنان حال خود را تغيير دهند. ((ظهر الفساد فى البر والبحر بما كسبت ايدى الناس ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلهم يرجعون)) (15)؛ به سبب اعمال مردم، فساد در خشكى و دريا آشكار شد تا به آنان جزاى بعضى از كارهايشان را بچشانند، باشد كه باز گردند. دعا دگرگون كننده سرنوشت ((ابن حبان)) و ((حاكم)) از پيامبر اكرم(ص) روايت كرده اند كه فرمود: فقط دعاست كه تقدير و سرنوشت ها را دگرگون مى كند و تنها نيكى است كه مايه افزايش عمر مى گردد. گاهى شخص گناهى را مرتكب مى شود و به واسطه آن از روزى و نعمتى محروم می ماند.

 

 


 

التماس دعا

 


 

منابع :

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=46949

http://www2.irna.ir/occasion/ramezan84/ghadr/index.htm

http://www.roshd.org/per/beliefs/?BEL_CODE=83

 


Addthis to otherارسال به شبکه هاي اجتماعی Addthis to otherباکلیک روی ستاره یک امتیازبه این مطلب بده OyaxMohandes
نوع مطلب:مناسبت ها
نوشته شده در 2009/9/10 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh |نظر دهید



عناوين آخرين مطالب ارسالي
داویدنکو، آخرین قهرمان سال 2009
حرکت قوی‌ترین لیگ بسکتبال جهان به سوی خودکشی؟
فیفا تغییر مقررات داوری در بازیهای جام جهانی را بررسی می کند
شیفتگان بازی‌های ویدئویی در 'واقعیت' رقابت می‌کنند
تکنولوژی تفاوت مردان و زنان را آشکار می کند
ارتباطات در بریتانیا تحت نظارت دقیق‌تر قرار می‌گیرد
گام بعد بازی‌های قابل حمل از آن کیست؟
اینتل با ۱.۲۵ میلیارد دلار رضایت AMD را جلب کرد
تاثیر مواد شیمیایی موجود در کالاهای پلاستیکی بر رفتار پسربچه ها
استقبال گرم استرالیایی ها از پانداهای چینی
تلاش برای کاهش آروغ گوسفندان استرالیا
وقتی سراپا "گوش" می شویم
توصیه های دارویی برای ایدز تغییر کرد
دست‌نوشته‌های استاندال فرانسوی بر روی شبکه جهانی اینترنت
ژنهای موجود در اسپرم 'عمر مردها را کوتاه می کند'
گوگل دسترسي رايگان به مقالات روزنامه‌ها محدود مي‌کند
ثبت‌نام دانشجويان انصرافي و اخراجي در كنكور
حل مسائل فیزیک هالیدی
پمپ ها و علم هیدرولیک
ركوردهایی كه شكسته شد
اسوس، نت‌بوک با قابلیت ارتباط لمسی را روانه بازار کرد
پیوند اولین دست بیونیک با توانایی برقراری ارتباط با مغز
برنامه مخرب؛ عامل صفحه سیاه مرگ
برترین جستجوهای سال 2009 یاهو اعلام شد
امشب ماه به دیدار خوشه پروین می رود
جريمه 2.6 ميليون دلاري شركت eBay
جايگزيني براي آکروبات
صفحه‌کليد با شماره!
تکثير سازمان يافته پرتوآبي
مرگ پرتو آبي با ورود لوح فشرده 5 بعدي بي انتهاي 10ترابايتي
درباره وبلاگ
این سایت/ وبلاگ با اصلاحات سئو توصیه شده توسط گوگل موفق به افزایش پیج رنک شده است شما هم قادر به استفاده از« آنالیزر گوگل» هستید ( توضیحات بیشتر در google-analysts.com)
oonieknafar.blogfa.com
amir hossein sotoudeh beydokhti
امیر حسین ستوده بیدختی
منو اصلی
صفحه نخست
آرشيو مطالب
پروفایل مدیر
عناوین مطالب
نقشه
پست الکترونیک
آرشیو موضوعی
پر بازديدترين هاي وبلاگ
بهترين هاي وبلاگ
منتخب کاربران
بهترین مطالب سایت به توصیه گوگل
بیشترین ورودی
زبان ها,languages
سيستم خبرنامه و خوراک
تماس با ما
rss
موضوعات مطالب
کتاب الکترونیکی,ebook
Magazine,مجله
ریاضیات,Mathematics
مکانیک,Mechanics
علوم هوافضا,Aerodynamic
فیزیک,Physics
جزوات درسی,NoteBooks
تکنولوژی,نانو,Nano,technology
معرفی سایت,WebSites
مقالات,Article
نجوم,Astronomy
برق,Electrical
برنامه نویسی,Programming
نرم افزار,Softwares
فرهنگ,هنر,ادب,مذهب,تصویر
سیاست,نظامی
اجتماعی,حوادث,خانواده
علم,فناوری
دانستنی ها
ورزش
Mobaile,موبایل,بازی,تم,آهنگ
الكترومغناطيس
طنز
اخبار,News
دانشمندان
جواب بة سوالات
کنکور,آموزش عالی
Civil,عمران
گوگل,google
یاهو,yahoo
اینترنت,internet
کامپیوتر ,بینگ,bing,Computer
مناسبت ها
تاریخ,تاریخچه,باستان شناسی
نمونه سوال,آزمون
سینما,تلویزیون,رادیو
زیست شناسی,محیط زیست
زمین شناسی،جغرافيا,آب وهوا
گیاه شانسی,میوه شانسی
کارگاه,آزمایشگاه,گزارش,تحقیق
شیمی,Chemistry
ایمنی,بهداشت,کار
معماري
ترفند
پزشکی,تغذیه,بهداشتی
آرشيو مطالب
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
دیگر صفحات
نويسندگان وبلاگ
امیرحسین amir hossein ستوده بیدختی sotoudeh beydokhti
پيوندهاي روزانه
دانلود سرای کتب و جزوات دانشگاهی
مرجع سریال فارسی 1
طراحان گرافیک
سيستم سوخت رساني انژكتوري
مرکز آموزش مهندسی عمران
خطای دید باورنکردنی!
♥♥امار سـایت خودتون رو بترکونیــد♥♥
پاییز عشق
سرگرمي و تفريحي
عنوان دیدنی های اینترنت
آمار و امكانات
وضعیت مدیر در یاهو :



لوگو ی ما :


پيوند به وبلاگ :

علمی





widgeo.net

counter