منظومهی شمسی به وسیلهی حبابی از ذرات حاصل از بادهای خورشیدی احاطه شده است که اصطلاحا خورشیدکره (heliosphere) نامیده میشود. هر فضاپیمایی که بخواهد از منظومهی شمسی خارج شود باید از مرز بین خورشیدکره با فضای بینستارهای عبور کند. به این مرز اصطلاحا «شوک پایانی» گفته میشود

پژوهشگران مسئول ویجر 2 مشاهده کردند که این کاوشگر در فاصلهای نزدیکتر از فاصلهی مورد انتظار از ناحیهی شوک پایانی عبور کرده است. این رخداد میتواند به این معنی باشد که خورشیدکره نامتقارن است و در محلی که ویجر 2 از آن عبور کرده است، به وسیلهی یک میدان مغناطیسی میانستارهای به طرف خورشید فشرده شده است. این یافتهها به محققان کمک میکند تا درک بهتری از نحوهی برهم کنش خورشید با محیط بینستارهای داشته باشند.
دو کاوشگر ویجر 1 و 2 در سال 1977 به هدف بررسی مشتری و زحل به فضا پرتاب شدند. مسیر پرواز ویجر 1 به هنگام عبور از زحل به سمت بیرون از صفحهی مداری منظومهی شمسی تغییر کرد. اما ویجر 2 در این صفحه به مسیر خود ادامه داد تا علاوه بر مشتری و زحل، با اورانوس و نپتون نیز ملاقات کند. این دو فضاپیما دورترین ساختههای بشر در کیهان هستند. ماموریت کنونی ویجرهای 1 و 2 رسیدن به مرز فضای بینستارهای است.
نوشته شده در 2009/4/10 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh | لينك ثابت|نظر دهید

خانمي در ساختماني نزديك جنگل هاي حاشيه اي شهر المشتاين آلمان صداهايي عجيب شنيد كه گاه به قهقهه و گاه به ناله شباهت پيدا مي كرد. خانم فكر كرد كه شايد تبهكاري در جنگل در حال آزاد و شكنجه قرباني اش است و به همين دليل خبر را با تلفن به گروه امداد اطلاع داد.
پليس امداد يك ماشين و يك بالگرد پر از امدادگر را به محل واقعه روانه كرد. تعجب آقاي رولان هافمن- قهرمان ماجرا- كه خود را در حلقه ماشين، بالگرد و مأموران پليس ديد، حد و مرز نداشت: مأموران پليس از او مي خواستند به سرعت خود را تسليم كند!
آقاي هافمن تسليم درخواست پليس شد و سپس تعريف كرد كه براي لذت بردن از سكوت و آرامش به جنگل رفته بوده است. وي با خود كتابي را به جنگل برده بوده و آن كتاب آنقدر خنده دار بوده كه نتوانسته خودش را كنترل كند و با اين تصور كه كسي آن اطراف نيست، با صداي بلند شروع به خنديدن كرده است.
يكي از مأموران پليس اظهار داشت: «ما به خوبي درك مي كنيم كه خنديدن يك آلماني براي خیلی ها عجيب و غيرعادي است و ما مطمئنيم خانمي كه با ما تماس گرفته هم همين نظر را دارد». مأمور پليس كتابي را كه باعث چنان قهقهه سختي شده است، نام نبرد.
نوشته شده در 2009/4/10 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh | لينك ثابت|نظر دهید
یک اجاق خورشیدی ارزان قیمت جایزه اول یک مسابقه ارائه طرح های "سبز" را به خود اختصاص داد.
این اجاق که "کیوتو باکس" نام گرفته توسط شرکتی مستقر در کنیا، از مقوا ساخته شده و می توان از آن برای تهیه آب آشامیدنی جوشیده، یا پختن غذا استفاده کرد.
این رقابت توسط موسسه خیریه "مجمع آینده" (Forum for the Future) برگزار شد و مجموع جوایز آن به 75 هزار دلار بالغ شد.
پیتر مدن، مدیرعامل این سازمان خیریه گفت: "کیوتو باکس ظرفیت آن را دارد که زندگی میلیون ها نفر را متحول کند و نمونه یک اختراع قابل تولید در مقیاس بالا و ماندگار محسوب می شود."
این اجاق از دو جعبه مقوایی ساخته شده که درون یکدیگر قرار داده شده اند. برای به حداکثر رساندن میزان جذب انرژی خورشیدی سطح داخلی جعبه داخلی با رنگ سیاه، و سطح داخلی جعبه بیرونی با ورقه آلومینیومی پوشانده شده است.
ظرف حاوی آب یا غذا درون جعبه داخلی قرار داده می شود و پوشاندن روی جعبه با سطحی شفاف که بتواند مانع فرار آب و حرارت شود، دمای داخل آن را تا 80 درجه سانتی گراد بالا می برد.
در حال حاضر منبع انرژی اصلی نزدیک به دو میلیارد نفر در جهان آتش ناشی از سوزاندن چوب است.
کاهش استفاده از چوب به عنوان منبع انرژی نه تنها از فرایند جنگل زدایی کم می کند، بلکه از بروز بیماری های دستگاه تنفس به واسطه استنشاق دود آتش چوب هم می کاهد.
استفاده از انرژی خورشید برای پخت و پز فکر تازه ای نیست اما به اعتقاد جان بومر، بنیانگذار شرکت کیوتو انرژی در کنیا می تواند با دخیل کردن شرکت های مقواسازی، به تولید انبوه این وسیله ساده منجر شود.
از دیگر پروژه هایی که به فینال این رقابت رسیدند می توان به دستگاهی برای کاهش مقاومت آیرودینامیک کامیون ها و ابداع یک کاشی برای سقف که درجه حرارت اتاق های داغ را کاهش می دهد اشاره کرد.
منبع: بيبيسي
نوشته شده در 2009/4/10 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh | لينك ثابت|نظر دهید
حسين توكلي روز يكشنبه به خبرنگار فرهنگي ايرنا، گفت: اطلاعات ثبت نامي تمام داوطلبان آزمون سراسري سال ۱۳۸۸دانشگاهها و مراكز آموزش عالي كشور كه تعداد آنها به بيش از يك ميليون و ۲۵۲هزار نفر ميرسد در آخرين هفته فروردين ماه به مدت سه روز بر روي سايت اينترنتي سازمان سنجش به نشاني www.sanjesh.orgقرار ميگيرد.
وي با اشاره به اينكه اين اطلاعات شامل مواردي است كه توسط داوطلب در تقاضانامه الكترونيكي ثبت نام تكميل شده است، اظهارداشت: داوطلبان مي توانند در مدت زمان اعلام شده با مراجعه به سايت سازمان سنجش ، اطلاعات ثبت نامي خود را مشاهده كنند و نسبت به صحت اطلاعات وارد شده در تقاضانامه مطمئن شوند.
توكلي توضيح داد: تمام داوطلبان آزمون سراسري سال ۱۳۸۸لازم است در روزهاي تعيين شده با مراجعه به سايت سازمان سنجش آموزش كشور و با استفاده از اطلاعات شخصي و محرمانه مندرج بر روي كارت اعتباري ثبت نام خود، اطلاعات ثبت نامي خود را مشاهده كنند و چنانچه نياز به اصلاح مورد يا مواردي باشد بر اساس دستورالعملهاي مندرج در سايت اقدام كنند.
به گفته وي امكان اصلاح مشخصات ثبت نامي داوطلبان از جمله محل سكونت يا اقامت و همچنين گروه آزمايشي آنان از طريق سايت سازمان سنجش در فاصله زماني تعيين شده فراهم خواهد بود.
معاون سازمان سنجش آموزش كشور، خاطرنشان كرد: با توجه به اينكه در آزمون سراسري سال ۱۳۸۸نمرات دروس امتحانات نهائي سال سوم دبيرستان نظام جديد ديپلمه سالهاي ۸۶ ، ۸۵ ،۸۴و ، ۸۷به ميزان ۱۵درصد در نتيجه آزمون سراسري آنان اعمال خواهد شد از همين رو علاوه بر اطلاعات ثبت نامي داوطلبان ، اطلاعات دريافتي از وزارت آموزش وپرورش درخصوص نمرات امتحانات نهايي سال سوم دبيرستان براي اين دسته از داوطلبان نيز بر روي سايت قرار داده مي شود.
بيش از يك ميليون و ۲۵۲هزار داوطلب براي شركت در آزمون سراسري سال ۱۳۸۸ دانشگاهها و مراكز آموزش عالي كشور ثبت نام كردهاند كه نزديك به ۱۴۰ هزار نفر از آنان متقاضي شركت در گروههاي آزمايشي هنر و زبانهاي خارجي به عنوان رشتههاي امتحاني دوم هستند، بنابراين بيش از يك ميليون و ۳۹۲ هزار كارت ورود به آزمون از سوي سازمان سنجش براي داوطلبان اين آزمون صادر شده است.
نوشته شده در 2009/4/10 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh | لينك ثابت|نظر دهید
اطلاعيه اين سازمان در خصوص شرايط و ضوابط و نحوه ثبت نام از داوطلبان در روزهاي دوشنبه 31/1/88 و 7/2/88 در سايت سازمان و نشريه پيك سنجش منتشر مي شود .
نوشته شده در 2009/4/10 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh | لينك ثابت|نظر دهید
شاید برای شما نیز جالب باشد که از این پس بتوانید برای ورود به سایت های معروف نظیر گوگل، یاهو، مایکروسافت و... از آدرس های میانبر دیگری به جز آدرس اصلی سایت استفاده کنید. آن هم از طریق یک تکنولوژی نوین در آدرس دهی! به طوریکه میتوانید به سریعترین شکل ممکن از نظر منطقی وارد سایت مورد نظر خود شوید. هم اکنون قصد داریم تا این ترفند بکر را به شما معرفی کنیم.
شما از این پس میتوانید برای ورود به هر یک از سایت های موجود در لیست زیر از آدرس دیگری که در کنار آن نوشته شده است استفاده کنید.
کلیه آدرس های زیر شش حرفی هستند و شاید به نظر شما چندان هم کوتاه نیایند ، اما اگر اندکی بیشتر دقت کنید به ظرافت به کار رفته در اسامی پی خواهید برد.
به شکلی که کلیه آدرس ها از کنار هم قرار گرفتن 3 حرف کیبورد و تکرار آنها به وجود آمده اند! این همسایگی حروف از چهار جهت اصلی یعنی چپ، راست، بالا و پایین وجود دارد.
تعدادی از آدرس ها را امتحان کنید، خودتان به اصل موضوع و از همه مهمتر نبوغ فردی که این روش را ابداع کرده است پی خواهید برد.
برای استفاده از آدرس های ذکر شده (ترفند سیتی) دقت کنید که هر کدام از آدرس های اختصاری را ابتدا در مرورگر تایپ کنید و سپس کلید Ctrl و Enter را همزمان فشار دهید تا آدرس به صورت کامل ظاهر شود.
AtoAll.com = aawwss.com (زاویه اولین حرف از حروف انگلیسی و آدرس اینترنتی سازنده این روش)
BseIndia.com = bbnnmm.com (همسایگی از چپ به راست)
www.bbc.co.uk = bbhhuu.com (همسایگی از پایین به بالا به سمت راست)
Badoo.com = bbggtt.com (همسایگی از پایین به بالا به سمت چپ)
www.bsnl.co.in = bnmbnm.com (همسایگی از چپ به راست)
Coolbuddy.com = ccvvbb.com (همسایگی از چپ به راست)
www.cnn.com = ccfftt.com (همسایگی از پایین به بالا به سمت راست)
Dailymotion.com = ddffgg.com (همسایگی از چپ به راست)
www.Ebay.com = eerrtt.com (همسایگی از چپ به راست)
Epicwar.com = eesszz.com (همسایگی از بالا به پایین از سمت چپ)
ExpressIndia.com = eszesz.com (همسایگی از بالا به پایین از سمت چپ)
Easy-share.com = eeddcc.com (همسایگی از بالا به پایین از سمت راست)
Facebook.com = ffgghh.com (همسایگی از چپ به راست)
news.google.com = xxddrr.com (همسایگی از پایین به بالا از سمت راست)
Google.com = gghhjj.com (همسایگی از چپ به راست)
HindustanTimes.com = hhjjkk.com (همسایگی از چپ به راست)
Image search = iioopp.com (همسایگی از چپ به راست)
IndiaTvNews.com = vvggyy.com (همسایگی از پایین به بالا از سمت راست)
www.Irctc.co.in = iuyiuy.com (همسایگی از راست به چپ)
IndianExpress.com = ijnijn.com (همسایگی از بالا به پایین به سمت چپ)
IndianRail.gov.in = iijjnn.com (همسایگی از بالا به پایین به سمت چپ)
Microsoft = mmjjuu.com (همسایگی از پایین به بالا به سمت چپ)
merinews.com = mmkkoo.com (همسایگی از پایین به بالا به سمت راست)
News search = nnjjii.com (همسایگی از پایین به بالا به سمت راست)
tarfandcity.com = tarfandcity.com = (همسایگی از چپ و راست!)
nlujodhpur.ac.in = nnhhyy.com (همسایگی از پایین به بالا به سمت چپ)
Orkut.com = ookkmm.com (همسایگی از بالا به پایین از سمت چپ)
Rapidshare.com = rrttyy.com (همسایگی از چپ به راست)
Rediffmail.com = rrddxx.com (همسایگی از بالا به پایین از سمت چپ)
Search Engine = ssddff.com (همسایگی از چپ به راست)
TribuneIndia.com = ttyyuu.com (همسایگی از چپ به راست)
Teamxbox.com = ttffcc.com (همسایگی از بالا به پایین از سمت چپ)
Usercash = uuiioo.com (همسایگی از چپ به راست)
Uncoverthenet = uuhhbb.com (همسایگی از بالا به پایین از سمت چپ)
Utoronto.ca = uujjmm.com (همسایگی از بالا به پایین از سمت راست)
Video search = vvbbnn.com (همسایگی چپ به راست)
Vinagames.com = vvffrr.com (همسایگی از پایین به بالا از سمت چپ)
Wikipedia.org = wweerr.com (همسایگی از چپ به راست)
www.Wrtch.cc = wwssxx.com (همسایگی از بالا به پایین به سمت راست)
Xanga.com = xxccvv.com (همسایگی از چپ به راست)
www.Xing.com = xxssww.com (همسایگی از پایین به بالا از سمت چپ)
Yahoomail.com = yyhhnn.com (همسایگی از بالا به پایین از سمت راست)
YouTube.com = yyggvv.com (همسایگی از بالا به پایین از سمت چپ)
نوشته شده در 2009/4/10 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh | لينك ثابت|نظر دهید
Heil-Lasten

Heil-Lasten: Arzneimittelrückstände in Gewässern (German Edition)
By Fritz H. Frimmel, Margit B. Müller
نوشته شده در 2009/4/10 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh | لينك ثابت|نظر دهید
پیشرفت در داده پردازی سه بعدی

Headway
in Spatial Data Handling: 13th International Symposium on Spatial Data
Handling (Lecture Notes in Geoinformation and Cartography) (Lecture
Notes in Geoinformation and Cartography)
By Anne Ruas, Christopher Gold
نوشته شده در 2009/4/10 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh | لينك ثابت|نظر دهید
براي جسم جامد كه مجموعه اي از اتم هاي نزديك به هم مي باشد، ترازهاي انرژي الكترون ها براساس نظريه ي نواري تعريف مي شود. ويژگي هاي اين نظريه عبارت اند از:
الف : ترازهاي انرژي الكترون ها در جسم جامد (مانند مدارهاي اتمي) مقدارهاي انرژي ويژه ي خود را دارند.
ب : ترازهاي انرژي الكترون ها در جسم جامد نيز همانند ترازهاي اتمي گسسته اند
پ : هر تراز انرژي تنها توسط يك الكترون مي تواند اشغال شود.
ت : از همه مهم تر اين كه ترازهاي انرژي الكترون در جسم جامد تشكيل نوارهايي را مي دهند. هر نوار شامل تعداد بسيار زيادي ترازهاي گسسته است كه از نظر مقدار انرژي بسيار نزديك به هم هستند. ولي بين نوارهاي مختلف در برخي از موارد ممكن است از نظر انرژي فاصله ي زيادي باشد.
در فاصله ي بين نوارهاي انرژي هيچ تراز انرژي وجود ندارد. اين فاصله را ناحيه ي ممنوع يا گاف انرژي مي نامند.

ترازهاي انرژي از پايين به بالا توسط الكترون ها اشغال مي شوند تا جائيكه ديگر تراز خالي در نوار اول موجود نباشد حال اگر تعداد الكترون ها در جسم جامد بيش از تعداد ترازها در نوار اول باشد، ترازهاي انرژي نوار بعدي نيز به ترتيب از پايين به بالا اشغال مي شوند. آخرين نوار ممكن است پر شود يا بخشي از آن پر شود يا خالي باشد.
الكترون هاي نوارهاي پر در رسانش الكتريكي سهمي ندارند. تنها آن دسته از الكترون ها در رسانش الكتريكي نقش دارند كه در نوارهاي بخشي پر هستند.
الكترون با جذب انرژي از يك تراز به تراز خالي بالاتر گذار مي كند. گذار الكترون از يك تراز به تراز ديگر در همان نوار به انرژي كمي نياز دارد. اما گذار از يك نوار به نوار ديگر انرژي بسيار زيادي لازم دارد. در اين جا ذكر دو نكته ي مهم ضروري است.
1- وقتي مي گوييم يك الكترون از يك تراز به تراز بالاتر مي رود، منظورمان اين است كه الكترون انرژي خود را به مقدار معيني افزايش داده است، نه اين كه الكترون از جايي درون جسم جامد به جاي ديگررفته است.
2- انرژي مورد نياز الكترون براي انجام گذار بين ترازهاي مختلف در يك جسم جامد از دو منبع مي تواند تأمين شود. يكي ميدان الكتريكي كه جسم جامد در آن قرار گرفته و ديگري برانگيختگي گرمايي.
مقدمه
شواهد تجربي بسياري وجود دارد كه گرانش، انرژي الكترومغناطيسي توليد مي كند. به همين دليل از زماني كه نيروهاي الكتريكي و مغناطيسي مورد توجه و آزمايش قرار گرفت، فيزيكدانان به وابستگي شديد نيروهاي الكترومغناطيسي و گرانشي پي بردند. فارادي نخستين كسي است كه اين وابستگي را متذكر شد. پلانك نيز نظري مشابه داشت. اينشتين نيز مدت 35 سال تلاش كرد تا روابطي مشابه وابستگي الكتريسيته و مغناطيس، بين گرانش و الكترومغناطيس ارائه دهد. اما اين كوششها بي نتيجه ماند.
اما سئوال اين است كه چرا با تمام شواهد تجربي موجود و تصريح فيزيكدانان بزرگي نظير فارادي و پلانك هنوز نتيجه ي قابل قبولي به دست نيامده است؟
براي يافتن پاسخ اجازه دهيد يكبار ديگر وابستگي الكتريسيته و مغناطيس را بررسي كنيم شايد بتوانيم علت اين شكستها را دريابيم.
همچنانكه مي دانيم در اطراف يك بار ساكن ميدان مغناطيسي احساس نمي شود. اما اگر بار حركت كند، ما شاهد ايجاد يك ميدان مغناطيسي خواهيم بود. همچنين تغيير ميدان مغناطيسي نيز موجب توليد جريان القايي مي گردد. در اين تجربه ما شاهد ايجاد پديده هايي هستيم كه قبلاّ وجود نداشت. در اطراف يك سيم (كه جرياني از آن نمي گذرد) هيچگونه اثري از ميدان مغناطيسي ديده نمي شود. اما به محض عبور جريان الكتريكي از سيم، در اطراف آن ميدان مغناطيسي ايجاد مي شود. يا در مورد سيملوله اگر ميدان مغناطيسي ثابت باشد، جريان الكتريكي در سيم بوجود نمي آيد، اما با تغيير شار مغناطيسي، جريان الكتريكي ايجاد مي شود
اما در مورد گرانش مسئله بسيار پيچيده تر است. زيرا گرانش همواره وجود دارد و ما نمي توانيم شرايطي بوجود آوريم كه آثار گرانشي نباشد و بعد آزمايشي ترتيب دهيم كه ببينيم چه پديده اي مي تواند ميدان گرانشي توليد كند.
از طرف ديگر چگونه مي توانيم ببينيم هنگاميكه نيروي گرانش روي يك جسم كار انجام مي دهد، خود گرانش دستخوش چه تغييري مي شود؟ اگر ما مي توانستيم اين تغييرات را به تجربه درآوريم و بصورت كمي مورد بررسي قرار دهيم، آنگاه مي توانستيم بسادگي وابستگي گرانش را به ساير پديده ها نظير الكترومغناطيس يا كار انجام شده بيان كنيم. اما چنين امري اگر ناممكن نباشد، بسيار مشكل و يا از حد فناوري موجود خارج است. زيرا در شرايطي كه ما آزمايش مي كنيم، اگر از مقدار گرانش موجود در محل آزمايش كاسته شود، فوري از اطراف آن اين كسري جبران مي شود.
به عنوان مثال سنگي را از ارتفاع دلخواه رها كنيد تا بطرف زمين سقوط كند. آنچنانكه در فيزيك مطرح است، انرژي پتانسيل گرانشي به انرژي جنبشي تبديل مي شود. آيا در اينجا از مقدار گرانش اطراف زمين كاسته مي شود؟ اگر جواب منفي باشد آنگاه اين سئوال پيش مي آيد كه كدام اندازه گيري موجب اين جواب منفي شده است؟
حال آزمايش ديگري را در نظر بگيريد. يك گلوله ي فلزي را از ارتفاعي رها كنيد تا بطرف زمين سقوط كند. در محل رسيدن گلوله به سطح زمين يك صفحه ي فلزي قرار دهيد. هنگاميكه گلوله به زمين مي رسد و با صفحه برخورد مي كند، مقداري گرما توليد مي شود و حتي ما شاهد جرقه يعني امواج الكترومغناطيسي خواهيم بود. عادت شده اين پديده را با اينكه انرژي پتانسيل گرانشي به انرژي جنبشي تبديل مي شود و انرژي ها به يكديگر قابل تبديل هستند، توجيه كنند. همين توجيه موجب مي شود كه ماهيت اين فرايند كمتر مورد توجه و بررسي موشكافانه ي علمي قرار گيرد. اما اجازه دهيد يك ديد متفاوت به اين تجارب داشته باشيم
اهميت توجه به ساختمان فوتون
ارتباط و اطلاعات ما از اجسام فرازميني اعم ماه و خورشيد كه جزئي از منظومه ي شمسي هستند تا ستارگان و كهكشانهاي دور، تنها از دو طريق امكان پذير است. يكي آثار گرانشي اين اجرام و دومي نوري است كه از آنها به ما مي رسد. اما اطلاعات مربوط به آثار گرانشي اجرام آسماني نيز از طريق مشاهدات و در نتيجه نور دريافتي از آنها قابل مشاهده است. بنابراين تنها پيام آوران فرازميني امواج الكترومغناطيسي كه نور بخش كوچكي از آن است مي باشد. لذا توجه و شناخت نور از اهميت منحصر به فردي برخوردار است. بنابراين شناخت هرچه بيشتر نور به منزله ي استحكام بينش جهان شناختي و درك واقعي تر از فيزيك جهان است. چگونه مي توان به اطلاعات دريافتي از كهكشانها اطمينان داشت، در حاليكه حامل اين اطلاعات را بخوبي نشناخته باشيم؟
آنچه كه تا به حال در فيزيك مورد توجه بوده است، رفتار نور در محيط هاي مختلف و كنش آن با ساير ذرات از جمله الكترون است. اثر دوپلر، اثر فوتوالكتريك، اثر كمپتون، اثر موسوئر، انحناي فضا ... همه و همه بدون توجه به ساختمان فوتون تجزيه و تحليل مي شود. هرچند كه ظاهراً براي بررسي اينگونه پديده ها توجه به ساختمان فوتون ضروري به نظر نمي رسد، اما براي يك سفر ميليارد سالي كه فوتون طي مي كند تا از كهكشاني دور به زمين برسد، توجه به ساختمان فوتون بسيار مهم است. زيرا بايد ديد آيا خود فوتون در اين مسافرت چند ميليارد سالي (تحت شرايط داخلي) دچار دگرگوني مي شود يا نه؟
آنچه در اين زمينه مورد توجه و پذيرش فيزيكدانان قرار گرفته اين است كه به گفته ي ديراك فوتون يك ذره ي بنيادي است كه نمي توان به ساختمان آن پرداخت. و تنها چيزي كه در اختر فيزيك و كيهان شناختي مورد توجه و بررسي قرار گرفته، اثر دوپلري نور و جابجايي بسمت سرخ گرانش است. مشاهدات هابل نشان داد نوري كه از كهكشانها به ما مي رسد، جابجايي بسمت سرخ از خود نشان مي دهد
مشاهدات وي نشان داد كه كهكشانها در حال دور شدن از ما هستند و هرچه فاصله ي آنها از زمين بيشتر باشد، و هرچه فاصله ي آنها از ناظر (در اين حالت ما) بيشتر باشد، سرعت دور شدون نيز بيشتر مي باشد
اين مشاهدات فيزيكدانان را به ارائه ي نظريه انبساط فضا و بيگ بنگ رهنمون گرديد. در اواخر قرن بيستم مشاهدات كيهاني نشان داد كه انبساط جهان داراي شتاب است و در نتيجه مسئله ي انرژي تاريك مطرح گرديد كه هنوز از رموز حل نشده ي فيزيك است. اگر همانطور كه ديراك تصريح كرده، فوتون را بدون ساختمان در نظر بگيريم، راهي نداريم بجز اينكه تنها با استفاده از اثر دوپلر مشاهدات خود را در مشاهدات خود را بررسي كنيم و به نتايج جديدي دست يابيم كه ما را در درك بهتري از جهان ياري كند
زماني مي توانيم به درستي اطلاعات دريافتي باور داشته باشيم كه يقين داشته باشيم كه علائم حامل اطلاعات در طول مسير دستخوش هيچگونه تغييري نشده باشند. آيا حقيقتاً خود فوتون بدون هيچ اثر خارجي در يك سفر ميلياردها سالي دستخوش هيچگونه تغييري نمي شود؟
آيا فوتونهاي دريافتي از يك كهكشان دور است، هماني است كه كهكشان را ترك كرده است؟
بنابراين بدون شناخت ساختمان فوتون، نمي توان به صحت اطلاعات دريافتي اعتماد كامل داشت. لذا تلاش براي شناخت و توضيح ساختمان فوتون يك ضرورت انكار ناپذير است. بهمين دليل نظريه سي. پي. اچ. براساس تعريف ساختمان فوتون شكل گرفته است. براي تعريف ساختمان فوتون از كجا و چگونه مي توان شروع كرد؟ چنين تعريفي الزاماً بايستي از دو پشتوانه ي منطقي برخوردار باشد، يكي نظريه هاي معتبر و ديگري تجاربي كه اين نظريه ها را به اثبات رسانده است
از كدام نظريه مي توان كمك گرفت؟ نسبيت يا مكانيك كوانتوم؟
هر يك از اين دو نظريه به تنهايي از چنان اعتباري برخوردارند، كه استناد به آنها نيز اعتبار دارد. اما خوشبختانه اين نظريه ها داراي زمينه هاي مشتركي نيز هستند كه استناد به اين زمينه هاي مشترك مي تواند ما را در تركيب اين دو نظريه ياري رساند. لذا كار را از همين زمينه هاي مشترك پي مي گيريم
بار - رنگ و مغناطيس-رنگ
اجازه دهيد يك نگاه جديد به رفتار الكترومغناطيسي در ميدان گرانشي بيندازيم، اين نگرش مي تواند در حل اين معما كه فوتون از چه ذراتي تشكيل شده، مفيد واقع گردد. همچنانكه مي دانيم يك موج الكترومغناطيسي از دو ميدان الكتريكي و مغناطيسي عمود بر هم تشكيل شده است كه با سرعت خطي برابر با سرعت نور حركت مي كنند. شكل زير
با توجه به توصيف امواج الكترومغناطيسي و نظريه هيگز و تركيب اين دو نظريه به نتيجه بسيار جالبي خواهيم رسيد.
در اينجا دو ميدان داريم، يكي ميدان الكتريكي و ديگري ميدان مغناطيسي كه با توجه يه نظريه هيگز، اين ميدانها توسط ذرات هيگز ايجاد مي شوند. اما در اينجا ميدانها متفاوتند، يكي ميدان ابكتريكي كه توسط ذراتي ايجاد مي شوند كه از خود، خواص الكتريكي بروز مي دهند و با سرعت خطي برابر سرعت نور منتقل مي شوند. اما علاوه بر سرعت خطي كه در موج الكترومغناطيسي دارد، روي محور عمود بر آن نيز داراي حركت است. لذا مجموع مسيري كه اين ذرات در واحد زمان طي مي كند، بيشتر از سرعت نور است
در اينجا سه نكته كاملاً مشهود و قابل تعمق است
1 – اين ذرات خواص الكتريكي دارند. چون به اندازه بار الكتريكي پايه (بار الكتريكي الكترون يا پروتون) نيستند، لذا آنها را بار – رنگ مي ناميم. بطور مشابه در مورد ميدان مغناطيسي و ذرات تشكيل دهنده ي آن ميتوان چنين تعبيري داشت كه ميدان مغناطيسي اطراف فوتون از مغناطيس – رنگ تشكيل شده است
2 – حركت اين ذرات را مي توان شامل سه نوع حركت دانست، يكي سرعت خطي كه برابر سرعت انتقال موج الكترومغناطيسي (برابر سرعت نور)، دوم سرعتي كه در ميدان دارند (در شكل بالا مشخص شده است) و سوم اسپين اين ذرات. لذا مجموع مقادير سرعتها برابر مقدار سرعت اين ذرات است كه آن را با Vc نشان مي دهيم. بطور وضوح مشخص است كه Vc > c كه در آن Vc, c بترتيب مقدار سرعت نور و مقدار سرعت بار – رنگ و مغناطيس – رنگ هستند
3 – ميدان گرانشي از ذراتي (گراويتون) تشكيل مي شود كه داراي خواص - بار رنگي و مغناطيس – رنگي مي باشند. زيرا همچنانكه در فصل قبل مشاهده شد، هنگاميكه فوتون در ميدان گرانشي در حال سقوط است، انرژي و در نتيجه شدت ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي آن افزايش مي يابد (جابجايي بسمت آبي)، لذا ورود گراويتونها (بار – رنگ و مغناطيس – رنگ) به ساختمان فوتون موجب افزايش انرژي آن مي شود
با توجه به اين اطلاعات به تعريف سي. پي. اچ. پرداخته و اصل سي. پي. اچ. را بيان مي كنيم. لازم به ذكر است كه
براي سي. پي. اچ. از كلمه ي ذره استفاده شده است، منظور از ذره همان نقطه ي مادي نيست و در فارسي كلمه اي كه گوياي مفهوم سي. پي. اچ. باشد نديدم. بهمين دليل از لغت ذره استفاده شد. همچنين توجه شود كه در مورد شكل آن نيز هيچ نظر خاصي وجود ندارد. لذا هر كس بنا بر برداشت و سليقه ي خود مي تواند براي آن شكل مورد نظر خويش را تجسم كند
CPH تعريف
فرض كنيم يك ذره با جرم ثابتm وجود دارد كه نسبت به هر دستگاه لختي با مقدار سرعت ثابت Vcحركت مي كند. و
Vc>c c, is speed of light
بنابراين سي. پي. اچ. داراي اندازه حركت خطي برابر mVc مي باشد. شكل زير
CPH اصل
پي. اچ. يك ذره بنيادي با جرم ثابت است كه با مقدار سرعت ثابت حركت مي كند. اين ذره داري لختي دوراني است. در هر واكنش بين اين ذره با ساير ذرات يا نيروها در مقدار سرعت آن تغييري داده نمي شود، بطوريكه
gradVc=0 in all inertial frames and any space
توجه: هنگاميكه نيروي خارجي بر آن اعمال شود، قسمتي از سرعت انتقالي آن به سرعت دوراني (يا بالعكس ) تبديل مي شود، بطوريكه در مقدار Vc تغييري داده نمي شود. يعني اندازه حركت خطي آن به اندازه حركت دوراني و بالعكس تبديل مي شود. بنابراين مجموع انرژي انتقالي و انرژي دوراني آن نيز همواره ثابت است. تنها انرژي انتقالي آن به انرژي دوراني و بالعكس تبديل مي شود
هنگاميكه سي. پي. اچ. داراي حركت دوراني حول محوري كه از مركز جرم آن مي گذرد است، يعني زمانيكه سي. پي. اچ. داراي Spin است،آن را گراويتون مي ناميم
When CPH has Spin, It calls Graviton
تشريح
هنگاميكه يك سي. پي. اچ. وجود سي. پي. اچ. ديگري را احساس مي كند. داراي اسپين مي شوند كه گراويتون ناميده مي شود. علت ايجاد اسپين در اصل موضوع سي. پي. اچ. نهفته است كه بايد با مقدار سرعت ثابت Vc حركت كند بطوريكه
gradVc=0 in all inertial frames and any space
بنابراين هر مقدار كه از سرعت آن روي يك محور مختصات كاسته مي شود، به همان ميزان بر مقدار سرعت روي دو محور ديگر افزوده مي شود. يعني
بعبارت ديگر مجموع مقدار شتاب هاي سي. پي. اچ. روي سه محور مختصات برابر با صفر است. حال دو سي. پي. اچ. را در نظر بگيريد كه متوجه بار- رنگي و مغناطيس – رنگي يكديگر شده اند. شكل زير
شكل بالا نشان مي دهد كه دو گراويتون با جرم m و اندازه حركت p=mVc ، درفاصله r تحت تاثير بار – رنگي و مغناطيس رنگي يكديگر قرار گرفته، با هم تركيب مي شوند، اما چون مقدار سرعت آنها ثابت است، حركت انتقالي آنها به حركت دوراني
Spin
تبديل مي شود. فاصله ي بين آنها تا جايي مي تواند كاهش يابد كه باهم برخورد نكنند. در صورت برخورد به دليل اسپيني كه دارند، از يكديگر دور مي شوند. لذا تراكم (چگالي) آنها تا زماني مي تواند افزايش يابد كه به حالت تماس نرسند. در صورت تماس طي برخوردي شديد يكديگر را مي رانند و به اطراف پراكنده مي شوند
يكبار ديگر جابجايي بسمت آبي را به خاطر آوريد كه طي آن يك فوتون در حال سقوط در ميدان گرانشي است. (اثر مسبوئر و آزمايش پوند – ربكا). فوتوني با انرژي
به اندازه y سقوط مي كند و انرژي آن به اندازه ي mgy افزايش مي يابد و به مقدار
مي رسد
انرژي و جرم فوتون افزايش ميابد. شكل زير حركت يك فوتون در حال سقوط در يك ميدان گرانشي را نشان مي دهد كه با ورود گراويتونها به آن انرژي (جرم)، فركانس و شدت ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي آن افزايش مي يابد
بنابراين يك فوتون از تعدادي گراويتون تشكيل مي شود كه داراي اسپين هستند. شكل زير
همچنين فوتون داراي اسپين است. بنابراين هنگاميكه فوتون با سرعت نور حركت مي كند، گرايتون هايي كه فوتون را تشكيل داده اند داراي حركتهاي زير مي باشند:
حركت انتقالي برابر سرعت نور، زيرا فوتون با سرعت نور منتقل مي شود و اجزاي تشكيل دهنده آن نيز الزاماً با همين سرعت منتقل مي شوند.
حركت دوراني (اسپين)، زيرا طبق اصل سي. پي. اچ. مقدار سرعت سي. پي. اچ. بيشتر از سرعت نور است و هنگاميه سي. پي. اچ. ها با يكديگر ادغام مي شوند و ساير ذرات را تشكيل مي دهند، مقداري از سرعت انتقالي آنها به اسپين تبديل مي شود.
و حركت ناشي از اسپين فوتون، زيرا گراويتون ها در ساختمان فوتون هستند و از حركت اسپيني فوتون سهم مي برند
زير كوانتوم انرژي، جرم و نيرو
در فرآيند بالا نشان داده شد كه چگونه گراويتونها وارد ساختمان فوتون شده و انرژي آنرا افزايش مي دهند. از طرفي ديگر مي دانيم كه گراويتونها حامل نيروي گرانشي هستند. لذا بسادگي مشاهده مي شود كه نيرو قابل تبديل به انرژي است. گراويتونهايي كه به اين ترتيب تبديل به انرژي مي شوند.
در يك ميدان گرانشي، هنگاميكه فوتون بسمت آبي جابجا مي شود، گراويتون ها تبديل به انرژي مي شوند و زمانيكه فوتون بسمت قرمز جابجا مي شود، انرژي فوتون به گراويتون تبديل مي شود و و سرانجام با تباه شدن انرژي ، ماده و پادماده پديد مي آيد. شكل زير
در حقيقت سي. پي. اچ. يك زير كوانتوم هستي در طبيعت است كه همه ي ذرات از آن ساخته شده اند
CPH is Sub Quantum of existence in Nature
اين زير كوانتوم داراي جرم است، پس جلوه ي ماده است، داراي اندازه حركت است كه بيان كننده ي انرژي است. همچنين داراي خواص بار-رنگي و مغناطيس – رنگي است. يك كوانتوم انرژي از تعدادي سي. پي. اچ. تشكيل مي شود و امواج الكترومغناطيسي ظاهر مي شوند.
بدين ترتيب مشخص است كه چرا نمي توان فوتون را در حالت سكون مشاهده كرد، زير يك فوتون در شرايط سرعت نور و از تعدادي ذرات زير فوتون (بار-رنگها و مغناطيس-رنگها) توليد مي شود كه خود اين ذرات زير فوتوني با مقدار سرعتي بيشتر از سرعت نور حركت مي كنند
بار-رنگ و مغناطيس رنگ در امواج الكترومغناطيس معادلات
فرض كنيم دو سي. پي. اچ. نسبت به يك دستگاه لخت با سرعت خطي Vc حركت مي كنند كه به دليل خواص بار-رنگي و مغناطيس - رنگي با يكديگر تركيب شده و فوتون توليد مي شود. چون
gradVc=0
داراي اسپين خواهند شد و مي توان نوشت
gradVc=0 => axi+ayj+azk=0
يعني مجموع شتاب ها روي سه محور برابر صفر است
فرض كنيم كه سي پي. اچ. ( در پرتو الكترومغناطيسي) روي محور xحركت انتقالي برابر با سرعت امواج الكترومغناطيسي(سرعت نور) دارد. شكل زير
اما اشاره كوتاهي در مورد اصطلاح سي. پي. اچ. را لازم مي دانم. اميدوارم مفيد واقع شود.
بنابراين مقدار سرعت آن تنها روي محور هاي y, zتغيير مي كند و شتاب روي محور x صفر است، يعني
ax=0
تنها روي دو محور ديگر شتاب خواهد داشت بطوريكه:
vyj+vzk=0
هنگاميكه
vy=0 => vz is maximum. And vy is maximum when vz=0
فرض كنيم يك بار- رنگ در ساختمان فوتون همراه با يك پرتو الكترومغناطيسي روي محور y در حركت است. اين بار-رنگ تحت تاثير ميدان مغناطيسي موجود (مغناطيس-رنگها) دائماً در حال شتاب روي اين محور است. بهمين دليل اسپين بار-رنگها دائماً در حال تغيير است و اين تغييرات از مقدار سرعت آنها روي همين محور تامين و تبديل مي شود. با افزايش اسپين، از مقدار سرعت روي محور y كاهش مي يابد و با كاهش اسپين بر مقدار سرعت روي همين محور افزوده مي شود و در صورتي كه شدت ميدان گرانشي ثابت باشد، مانند فضاي بين ستارگان، سرعت نور ثابت خواهد ماند. بهمين دليل مشاهده مي كنيم كه همانطور كه نسبيت خاص تصريح كرده، مقدار سرعت نور در فضاي تهي نسبت به همه ي دستگاه هاي لخت ثابت و برابر c است.
به همين ترتيب حركت و اسپين مغناطيس – رنگها روي محور z قابل توجيه است. توجه شود كه اين تغييرات در در مورد بار – رنگها و مغناطيس – رنگها هماهنگ هستند. اگر به شكل انتشار امواج الكترومغناطيسي توجه فرماييد، مشاهده خواهيد كرد كه هم زمان دامنه ي ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي ماكزيمم و صفر مي شوند
حال مي توان معادله حركت بار – رنگ را نوشت. با توجه به شكل بالا، سي. پي. اچ. ي كه بصورت بار رنگ ظاهر شده حركتي متناوب دارد كه معادله ي حركت آن را مي توان بصورت زير نوشت.
Ec=EcmCosw(t-x/c)
كه در آن Ec مقدار بار-رنگ است و Ecmمقدار مازيمم بار-رنگ است.
Bc=BcmCosw(t-x/c)
كه در آن Bc مقدار مغناطيس-رنگ است و Bcm مقدار ماكزيمم مغناطيس رنگ است. فرض كنيم يك فوتون شامل n بار – رنگ و mمغناطيس – رنگ است كه معادله ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي آن بصورت زير خواهد شد
E=nEcmCosw(t-x/c)
B=mBcmCosw(t-x/c)
هنگاميكه يك فوتون در حال سقوط در يك ميدان گرانشي است، تعداد بار – رنگها و مغناطيس – رنگهاي آن افزايش مي يابد و در نتيجه جابجايي بسمت آبي خواهيم داشت. و هنگام صعود فوتون در ميدان گرانشي، از تعداد آنها كاسته مي شود و شاهد جابجايي بسمت قرمز خواهيم
معادلات الكترومغناطيس در گرانش
همجنانكه در بالا تشريح شد، هنگام سقوط فوتون در ميدان گرنشي، گراويتون ها خواص بار-رنگي و مغناطيس-رنگي از خود نشان مي دهند. بهمين دليل بر شدت ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي فوتون افزوده مي شود. بنابراين يك رابطه ي تنگاتنگ بين گرانش و امواج الكترومغناطيسي وجود دارد. اما مي دانيم كه امواج الكترومغناطيسي از معادلات ماكسول پيروي مي كنند. لذا وابستگي گرانش و امواج الكترومغناطيسي نيز بايد از معادله اي شبيه معادلات معادلات ماكسول تبعيت كند. سئوال اين است كه اين معادله را چگونه مي توانيم به دست آوريم؟
يكبار ديگر سقوط فوتون را در ميدان گرانشي مورد بررسي قرار مي دهيم. محور قائم را در جهت شتاب گرانش در نظر مي گيريم. جهت حركت نور بطرف پايين و با شتاب گرانش همجهت است. بنابراين جهت ميدان الكتريكي افقي (عمود بر جهت حركت فوتون) خواهد بود. با سقوط فوتون، شدت ميدان الكتريكي افزايش مي يابد و بنابر نظريه سي. پي. اچ. همان مقدار تغييرات روي ميدان گرانش ايجاد خواهد شد. يعني تعدادي بار-رنگ از ميدان گرانش وارد ساختمان فوتون خواهند شد(شكل زير). توجه شود كه مجموع انرژي فضايي كه فوتون در آن حركت مي كند و انرژي فوتون مقدار ثابتي است. بنابراين هر تغييري روي يكي از آنها برابر است با همان مقدار تغيير روي ديگري با علامت مخالف
در اينجا دو تابع برداري داريم. يكي شدات ميدان گرانشي و ديگري شدت ميدان الكتريكي
g and E
حال اگر عملگر
را بصورت ضرب برداري روي ميدان برداري گرانش اعمال كنيم، نتيجه يك ميدان برداري عمود بر جهت حركت فوتون به دست مي آيد و خواهيم داشت
هنگام سقوط فوتون، شدت ميدان الكتريكي نسبت به زمان افزايش مي يابد و به همان ميزان از تعداد بار-رنگهاي موجود در ميدان گرانش كاسته مي شود. جدول زير را كه با توجه به شكل بالا تنظيم شده ملاحظه كنيد
Point A; Photon contains k1 CPH
Point B; Photon contains k2 CPH
k2 > k1
لذا به همين مقدار كه بر تعداد سي. پي. اچ. هاي فوتون افزوده مي شود، از تعداد بار-رنگهاي ميدان گرانشي كاسته مي شود. اما اين تمام فرايند انجام شده نيست، زيرا ميدان الكتريكي تغيير مي كند و اين تغيير ميدان الكتريكي موجب تغيير ميدان مغناطيسي نيز مي شود، يعني
لذا به همين ميزان نيز كه بر شدت ميدان مغناطيسي افزوده مي شود، از تعداد گراويتوننهاي ميدان گرانشي كاسته مي شود.
در حالت كلي اگر بخواهيم معادلات ماكسول را براي فضاي واقعي كه در آن آثار گرانشي نيز وجود دارد بنويسيم، بايد معادلات شش گانه ي زير را بكار ببريم
هر فضايي كه آثار گرانشي داشته باشد و امواج الكترومغناطيسي از آن عبور كند، شدت ميدانهاي گرانشي و مغناطيسي و در نتيجه انرژي آن تغيير خواهد كرد
گرانش در نظريه سي. پي. اچ
دقيقاً نظير گلوئون ها(گلوئون به معني چسب است) كه موجب كشيده شدن كواركها بطرف يكديگر مي شود. با توجه به اينكه پروتونها خود نيز از كواركها با بار الكتريكي كسري ساخته شده اند، در واقع بار – رنگ هاي ورودي (گراويتونها) با كواركها كنش خواهند داشت. در مورد الكترون نيز بحث مشابهي مي توان ارائه داد
فوتون و بار الكتريكي
مي دانيم يك فوتون حامل دو ميدان الكتريكي و مغناطيسي عمود بر هم است. اما اين تنها كافي نيست كه بتوانيم به نتيجه مورد نظر برسيم، بلكه بايد تاثير ميدان گرانشي را بر فوتون نيز مد نظر قرار دهيم و آنگاه با ديدي متفاوت همه ي اين موارد را جمع بندي كرده و نتيجه گيري كنيم
بياييد يكبار ديگر به رفتار فوتون در ميدان گرانشي توجه كنيم. در فصل دوم ديديم كه يك فوتون داراي جرمي برابر
m=hv/c2
است. بنابراين وزن اين فوتون در ميدان گرانشي زمين برابر خواهد شد با
mg=(hv/c2)g
فرض كنيم فوتون در سقوط قائم بطرف زمين به فاصله yسقوط كند. در اينصورت طبق قانون بقاي انرژي خواهيم داشت
hv'=hv+mgy
شكل زير حركت فوتون در حال سقوط در يك ميدان گرانشي را نشان مي دهد كه با ورود گراويتونها به آن انرژي (جرم)، فركانس و شدت ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي آن افزايش مي يابد
اگر رابطه ي
hv'=hv+mgy
را تنها در ميدان گرانشي زمين در نظر بگيريم، با توجه به مقادير عددي ثابت پلانك و شدت ميدان گرانشي تغيير قابل توجهي براي انرژي فوتون مشاهده نخواهد شد. اما سئوال اين است كه در ميدانهاي گرانشي بسيار قوي آيا اين تغييرات قابل توجه نخواهد بود؟
در هر صورت آزمايش هاي انجام شده روي زمين هم نشان مي دهد كه با سقوط فوتون در ميدان گرانشي، انرژي آن افزايش مي يابد و همين انرژي در توليد زوج الكترون – پوزيترون به دو بار الكتريكي مخالف مي گردد. حال فراين را از اين منظر نگاه كنيد
انرژي الكترومغناطيسي <= كار انجام شده توسط گرانش
انرژي الكتريكي + انرژي مغناطيسي = انرژي الكترومغناطيسي
بار الكتريكي مثبت + بار الكتريكي منفي <= انرژي الكترومغناطيسي
در اين فرايند نكات قابل توجهي وجود دارد:
يك : گرانش از ذراتي تشكيل شده كه داراي خواص الكتريكي و مغناطيسي هستند (بار – رنگ و مغناطيس – رنگ).
دو : بار – رنگ ها با يكديگر جمع شده و بارهاي الكتريكي ايجاد مي كنند
سه : بار – رنگ ها داراي دو علامت مختلف مثبت و منفي هستند كه در ساختمان فوتون وجود دارند. در فرايند توليد زوج ماده – پاد ماده، بار رنگ هاي منفي در كنار هم قرار مي گيرند و بار الكتريكي منفي را ايجاد مي كنند. بار – رنگ هاي مثبت نيز با هم تركيب شده و بار الكتريكي مثبت را بوجود مي آورند. شكل زير
چهار : علت تركيب گراويتونها با يكديگر خاصيت بار – رنگي آنهاست. بهمين دليل خلا مي تواند انرژي توليد كند.
پنج : بارهاي الكتريكي داراي ميدان الكتريكي هستند و بطور دائم ذرات حامل نيروي الكتريكي منتشر مي كنند.
شش : بارهاي الكتريكي علاوه بر ميدان الكتريكي داراي يك ميدان مغناطيسي ضعيف نيز هستند.
با استفاده از اين موارد مي توانيم به توضيح بار الكتريكي و ميدان الكتريكي بپردازيم
بار الكتريكي و نيروي الكتريكي از ديدگاه سي. پي. اچ.
از الكترومغناطيس كلاسيك مي دانيم كه شدت ميدان مغناطيسي امواج الكترومغناطيسي نسبت به شدت ميدان الكتريكي آن بسيار ضعيف است و رابطه ي زير بين آنها بر قرار است
با توجه به مقدار سرعت نور بخوبي مشاهده مي شود كه شدت ميدان الكتريكي تا چه اندازه از شدت ميدان مغناطيسي قوي تر است.
بار ديگر به توليد زوج الكترون – پوزيترون برگرديم. مشاهده شد كه يك كوانتوم انرژي (يك فوتون گاما) در شرايطي به دو ذره ي باردار مثبت و منفي واپاشيده مي شود. قبل از توليد زوج، تنها دو ميدان الكتريكي و مغناطيسي وجود داشت (بار الكتريكي وجود نداشت، بعد از توليد زوج دو بار الكتريكي وجود دارد كه ميدان الكتريكي و گشتاور مغناطيسي توليد مي كنند. اين فرايند نشان مي دهد كه ميدان الكتريكي (كه از نظر بار الكتريكي نيز خنثي است) از دو سري بار – رنگ مثبت و منفي تشكيل مي شود و در هنگام توليد زوج، بار-رنگهاي منفي يكطرف جمع شده، با هم تركيب مي شوند و الكترون (با بار منفي) را بوجود مي آورند. همچنين بار – رنگهاي مثبت نير يكطرف جمع شده، با هم تركيب مي شوند و پوزيترون (با بار مثبت) را بوجود مي آورند. شكل زير
در طرف چپ ميدان الكتريكي متشكل از بار – رنگهاي مثبت و منفي و يك ميدان مغناطيسي ضعيف وجود دارد.
در سمت راست دو بار الكتريكي مثبت و منفي وجود دارد، كه ميدان الكتريكي و ميدان مغناطيسي ايجاد مي كنند.
چگونگي ايجاد ميدان الكتريكي
در فرآيند توليد زوج، بعد از آنكه الكترون و پوزيترون شكل گرفتند، خواص بار الكتريكي از خود نشان مي دهند. اين خواص از طريق ميدان الكتريكي اطراف آنها كه با انتشار فوتون (ذرات حامل نيروي الكتريكي) ايجاد مي شود، قابل مشاهده است.
حال الكترون توليد شده را در نظر بگيريد كه مجموعه اي از بار – رنگهاي منفي است كه با هم تركيب شده اند. اين الكترون در دريايي از بار – رنگها (گراويتونها) غوطه ور است. الكترون مانند يك ماشين بار – رنگهاي منفي را متراكم كرده و بصورت فوتون (حامل بار الكتريكي منفي) منتشر مي كند و بدين ترتيب ميدان الكتريكي منفي اطراف خود را بوجود مي آورد. بنابراين الكترون ماشيني است كه ورودي آن بار – رنگهاي منفي و خروجي آن فوتون منفي است. روند توليد فوتون مثبت توسط پوزيترون (يا پروتون) نيز بهمين ترتيب است.
بوتونهاي منفي (ذرات حامل نيروي الكتريكي منفي) بطرف بارهاي مثبت حركت مي كنند و فوتونهاي مثبت بسوي بارهاي منفي بحركت در مي آيند.
ذرات تبادلي در مكانيك كوانتوم
نخستين گام براي توجيه نيروهاي هسته اي قوي در سال 1932 توسط هايزنبرگ برداشته شد. وي نظر داد كه پروتونها به وسيله ي نيروهاي تبادلي در كنار يكديگر قرار مي گيرند. به اين ترتيب مي توان تصور كرد كه دو ذره، به تبادل ذره ي سوم مي پردازند و ذره ي تبادلي دو ذره را به سوي هم مي راند. نظريه هايزنبرگ، همه ي نيروهاي جاذبه و دافعه نتيجه ي ذرات تبادلي هستند. به شكل زير توجه كنيد
در مورد جاذبه و دافعه ي الكترومغناطيسي، ذره ي تبادلي فوتون است. فيزيكدانان به وجود دو نوع فوتون اعتقاد دارند، يكي فوتونهاي حقيقي كه قابل مشاهده هستند و ديگري فوتونهاي مجازي است كه نمي توان آنها را مشاهده كرد. فوتون مجازي نيز با سرعت نور حركت مي كند. در شكل زير نمودار فضا-زمان ذرات تبادلي بين دو الكترون كه اثر آن دافعه است و يك الكترون و يك پروتون كه اثر آن جاذبه است، نشان داده شده است
در شكل بالا الكتروني در راس Aيك قوتون مجازي توليد كرده و مي فرستد والكترون دوم آنرا در راس Bدر مي آشامد.
انرژي و اندازه حركت هر يك از الكترون هاي واكنش كننده در اثر تبادل فوتون تغيير مي كند. غير قابل مشاهده بودن فوتون مجازي امكان عدم بقاي انرژي و اندازه حركت را در طول بازه ي زماني بين گسيل و در آشاميدن فوتون فراهم مي كند. اصل عدم قطعيت انرژي فرض شده را كه توسط آن بقاي انرژي نقض مي شود به مقدار زير محدود مي كند
dE=h/dt
كه در آن dt برابر است با بازه ي زماني بين گسيل و در آشاميدن فوتون مجازي است
ذرات تبادلي در نظريه سي. پي. اچ.
قسمت بالا گفته شد در نظريه سي. پي. اچ. بارهاي الكتريكي با استفاده از بار – رنگهاي مجود در محيط به توليد و انتشار فوتونهاي مجازي كه حامل نيروي الكتريكي هستند، مي پردازند. الكترون فوتون منفي و پروتون فوتون مثبت توليد و در فضا منتشر مي كنند و بدين ترتيب در اطراف خود ميدان الكتريكي ايجاد مي كنند.
حال دو ذره (پروتون و الكترون ) را با بار الكتريكي مثبت و منفي در نظر بگيريد. پروتون يك فوتون مثبت ارسال مي كند. فوتون مثبت بسمت الكترون حركت كرده و جذب آن مي شود. الكترون كه داراي بار پايه الكتريكي منفي است، فوتون مثبت را جذب مي كند. اما بمحض اينكه فوتون مثبت با الكترون تركيب مي شود، موجوديت الكترون را دچار اختلال مي كند و الكترون براي برطرف كردن اختلال ايجاد شده، فوتون مثبت را تجزيه كرده و به بار – رنگهاي مثبت تبديل و از ساختمان خود مي راند. بار – رنگهاي مثبت كه با سرعتي بالاتر از سرعت نور بحركت در مي آيند، الكترون را بدنبال خود مي كشند. اين عمل موجوب مي شود كه الكترون بسمت پروتون كشيده شود. بار – رنگهاي مثبت نيز در فضا پخش مي شوند.
به همين ترتيب در مورد فوتون منفي و پروتون مي توان توضيح داد. الكترون با توليد و انتشار فوتون منفي، پروتون را بسمت خود مي كشد و پروتون نيز با متلاشي كردن فوتون منفي بار – رنگهاي منفي در فضا پخش مي كند و اين بار - رنگهاي منفي پروتون را بطرف الكترون مي كشند.
همچنانكه ملاحظه مي شود هيچ نيازي به استفاده از اصل عدم قطعيت براي توضيح وجود و كنش هاي الكترومغناطيسي نيست. علاوه بر آن نگراش فيزيك مدرن به گراويتون كه آن را ذره اي بدون خواص الكتريكي در نظر مي گيرد، نمي تواند با واقعيت سازگار باشد. بهمين دليل تمام تلاشها براي يكسان سازي نيروهاي الكترومغناطيسي و گرانش با شكست مواجه شده است
منبع : سي پي اچ تئوري
نوشته شده در 2009/4/10 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh | لينك ثابت|نظر دهید
كشف تكنيك جديد براي فشرده سازي نور
محققين دانشگاه بركلي كاليفرنيا راه جديد براي فشرده سازي نور در حجم هاي خيلي كوچكتر از فضا هاي قابل تصور ارائه كرده اند كه به نوبه ي خود امكان پيشرفت هاي بسيار زيادي را در زمينه هاي ارتباطات اپتيك ، ليزر و كامپيوتر هاي اپتيك ايجاد مي كند .
محققين اپتيك قبلا موفق به رساندن امواج نور به 200 نانومتر ،تقريبا 400 بار كوچكتر از عرض يك تار موي انسان شده بودند . گروهي از محققين دانشگاه بركلي به مديريت مهندس مكانيك ، آقاي پروفسور ژانك زانك پيشنهاد فشرده كردن نور و رساندن آن به عرض 10 نانومتر كه تقريبا 5 بار بزرگتر از عرض يك تكه از DNA و 100 بار نازك تر از رشته هاي نوري است را ارائه كرده اند .
به گفته ي رابرت التون يكي از همكاران گروه پروفسور ژانگ و سردبير اين تحقيق ، اين تكنيك امكان كنترل و مديريت چشم گيري بر روي نور را به ما خواهد داد و همچنين امكان كشف مطالب جالبي در مورد كارهايي كه با نور انجام مي دهيم را خواهد داد .
به گفته پروفسور ژانگ هر چه قدر مهندسان كامپيوتر امكان قرار دادن ترانزيستور هاي بيشتري در چيپست هاي كامپيوتر براي رسيدن به ماشين هاي كوچكتر و پر سرعت تر را ايجاد كنند محققين اپتيك به دنبال را ه هايي براي فشرده كردن نور در سيم هاي كوچكتر براي ايجاد ارتباطات نوري بهتر خواهند بود.
به گفته دكتر ژانگ ، كاهش حجم وسايل و تجهيزات نوري از جذابيت بالايي برخوردار است و اين براي آينده ي ارتباطات يك هدف مقدس و بزرگ خواهد بود .
فشرده سازي رشته هاي نوري نه تنها امكان ايجاد ارتباطات نوري كوچكتر را فراهم مي آورند بلكه امكان ايجاد پيشرفت هاي بسيار زيادي را در زمينه هاي كامپيوتر هاي نوري خواهند داشت .
به گفته ي دكتر التون بسياري از دانشمندان در صدد ايجاد ارتباطي بين الكترونيك و اپتيك هستند ولي نور و ماده با هم هم خواني عجيبي دارند چون اندازي ساختار هاي آنها بسيار متفاوت است ، به هر حال ، فشرده سازي نور مي تواند باعث ايجاد اثراتي بنيادي بر روي نور و ماده شود .
محققين اپتيك در صدد فشرده سازي نور در حد طول موج الكترون هستند تا از اين طريق نور و ماده را همكاري بگيرند .
به گفته التون محققين با يك مشكل بزرگ مواجه مي شوند ،هرگاه كه مي خواهد نور را بيشتر از طول موجش فشرده كنند، زيرا نور ديگر تمايل به ماندن در آن حالت را ندارد .
محققين نور را فراتر از اين محدوديت ها با استفاده از رويه هاي پلاسمايي و اجسام نيم رسانا فشرده كرده اند به طوري كه از الكترون ها براي محصور كردن و جلوگيري از تكثير شدن بين سطح فلزات استفاده مي كنند .
التون بر روي متحد كردن پلاسما و و نيم رسانا ها در حال تحقيق بود و هم زماني كه اين مشكلات بيشتر نمايان شد او ايده ي خود را براي يك فشرده شازي بيشتر و پوشاندن اين مشكلات مطرح كرد.تئوري هيبريدي فيبر نوري او از يك نيم رسانا كه در نزديكي يك ورقه ي نازك نقره قرار مي گرفت تشكيل شده است .
به گفته ي التون اين يك مسئله هندسي ساده است و من تعجب مي كنم كه تا كنون چرا كسي به اين موضوع اشاره نكرده است .
التون براي آزمايش ايده خود دست به شبيه سازي رايانه اي زد و متوجه شد كه نه تنها نور را مي تواند در فضا هايي به عرض تنها 10 ها نانومتر فشرده كند بلكه نور مي تواند مسافت ها را 100 بار بيشتر از زماني كه از پلاسما هاي سطحي استفاده مي كرد ، طي كند وبه گفته ي محققين به جاي حركت نور به سمت مركز سيم ، هنگامي كه نور به ورقه ي آهني مي رسد ، امواج نور در يك فضاي خالي بين آنها به دام مي افتد .
به گفته ي التون اين تكنيك به اين دليل موثر بود كه سيستم هيبريدي به عنوان يك باطري و ذخيره كننده ي برق عمل مي كند و انرژي بين سيم و ورقه ي آهني را ذخيره مي كند
هنگامي كه نور بين اين فضاي خالي حركت مي كند باعث ايجاد برانگيختگي در ساخت بار در هر دوي سيم و فلز مي شود و اين بار ها به انرژي اين امكان را مي دهند تا در فاصله ي بيشتري قدرت خود را حفظ كند . به گفته ي دكتر ژانگ اين كشف بر اين باور كه ، فشرده سازي نور هيچ تاثيري بر افزايش فاصله ي طي شده نخواهد داشت ، غلبه خواهد كرد .
به گفته دكتر ژانگ قبلا براي فشرده سازي نور بايد انرژي زيادي مصرف مي شد كه براي كاهش مصرف انرژي بايد ابعاد را بزرگتر مي كرديم و اين دو موضوع هميشه در تقابل همديگر بودند ، ولي اين فكر و طرح اين امكان را ايجاد كرد كه هر دو را به دست آوريم يعني هم كاهش حجم نور و هم كاهش مصرف انرژي .
به گفته ي التون در حال حاضر آزمايش فقط به صورت تئوري است ولي ساخت چنين دستگاهيي را در آينده در دست خواهيم داشت . تنها مشكل موجود ، در تشخيص نور در اين ابعاد است زيرا هم اكنون وسيله اي براي تشخيص نور در اين ابعاد وجود ندارد . ولي گروه دكتر ژانگ ساخت چنين دستگاهي را براي تشخيص نور در اين بعاد در دست دارند .
به نظر التون ، تكنيك هيبريدي فشرده سازي نور تاثيرات زيادي را در آينده خواهد داشت ، از جمله مي توان به فشرده سازي نور و نزديك كردن آن به طول موج الكترون اشاره كرد كه باعث ايجاد ارتباطي بين اپتيك و الكترونيك خواهد شد .
به گفته التون : ما در حال فشرده سازي ابعاد تا حد ابعاد الكترون هستيم تا با اين روش كارهايي را انجام دهيم كه تا كنون انجام داده نشده است .
به گفته ي التون اين فكر مي تواند باعث ايجاد قدمي موثر درجاده ايجاد كامپيوتر اپتيكي شود ، كامپيوتري كه در آن تمام الكترونيك جاي خود را به تجهيزات نوري داده اند . به گفته محققين ساخت يك ترانزيستور نوري مانعي است در رسيدن به محاسبات نوري . اما اين تكنيك يعني فشرده سازي نور و ايجاد ارتباط بين پلاسما با نيم رسانا شايد در حل اين مشكل كمك كند .
نوشته شده در 2009/4/10 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh | لينك ثابت|نظر دهید
کشش عميق يک فرآيند فرم دهي کششي- فشاري است که در آن يک ورق مسطح، به يک پوستة توخالي تبدیل شده و يا يک پوستة توخالي به يک پوسته با ابعاد کوچکتر تبديل مي شود و اين تغيير شکل به گونه اي است که تغييرات قابل توجه اي در ضخامت ورق روي نمي دهد.
در این فرآیند، ورق مسطح و هموار به صورت استوانه ای، مخروطی و جعبه ای شکل تبدیل می شود. در این فرآیند تولید قطعه نهایی با کمترین تعداد فرآیند مورد نیاز و دور ریز ایجاد شده امکانپذیر می باشد. همچنین قطعه نهایی را می توان بدون نیاز به عملیات اضافی مونتاژ کرد. گسترش روشهای ویژه در فرآیند کشش عمیق، موجب توسعه فنی زمینه هایی نظیر صنایع هواپیما و خودرو سازی شده است. علاوه بر این فرآیند کشش عمیق، شامل کاربردی وسیع در زمینه تولید قطعاتی با شکلهای متنوع و ابعاد مختلف برای دیگر عرصه های تولیدی بوده، که این محدوده دربرگیرنده قطعات بسیار کوچک و مورد نیاز در صنایع برق و الکترونیک تا ابعادی چند متری در شاخه های دیگر صنعت می باشد.
علت کاربرد فراوان این فرآیند را می توان در کورس سریع پرس، قابلیت تولید قطعات هندسی با محور متقارن یا قطعات هندسی مشخص نامتقارن با تعداد عملیات محدود و استفاده از نیروی کار غیرماهر دانست.
ویژگی بارز عملکردی فرآیند کشش عمیق را می توان در تولید قطعاتی با استحکام بالا و وزن کم یافت.همچنین تولید قطعات هندسی که به کمک برخی از فرآیندهای ساخت نمی توان آن را تولید کرد با این روش امکانپذیر است. این فرآیند برای تولید اشکال فنجانی شکل با ارتفاع زیاد به کار می رود. کشش فنجانی شکل در کنار اهمیتش به عنوان شکل دهی همچنین می توان از آن به عنوان تست قابلیت شکل دهی ورق فلزی استفاده کرد. از تولیدات متداول کشش عمیق می توان به قابلمه ها، ماهی تابه ها، ظروف با اشکال مختلف، ظرفشویی ها، قوطی های آشامیدنی و قابهای مورد استفاده در صنایع هواپیمایی و خودرو سازی اشاره کرد. در شکل های (1) و (2) نمونه هایی از قطعات تولید شده با این روش نشان داده شده اند.
شکل(1). نمونه هایی از قطعات تولید شده به روش کشش عمیق
شکل(2). مراحل مختلف تولید یک قوطی نوشابه به روش کشش عمیق
1- مراحل عمليات كشش
به طور كلي عمليات كشش به سه مرحله تقسيم ميشود كه عبارتند از:
الف- تماس
ب- خمش
ج- تابگيري
1-1 - تماس
مرحله اول در شكل (3) نشان داده شده است. در اين مرحله ورق روي ماتريس قرار داده شده و توسط ورقگير محكم نگه داشته شده است و سنبه در شروع تماس با ورق است.
شکل(3). مرحله تماس
2-1 - خمش
مرحله دوم مرحله خمش است كه در اين حالت سنبه به طرف دهانه ماتريس حركت ميكند. در ابتداي برخورد سنبه با ورق، ورق روي لبه سنبه خميده ميشود و قسمتهاي كناري آنها نيز روي قوس ماتريس خم ميشوند. قسمتي از ورق كه با نوك سنبه در تماس است به صورت مسطح ميباشد و با ادامه حركت سنبه بطرف پايين حركت ميكند. بنابراين ته فنجان به فرم نهايي خود ميباشد. اين قسمت از ورق دچار كار سختي نميشود. و ضخامت ورق در اين قسمت همان ضخامت اوليه ورق بوده و تغيير نميكند. در اين مرحله از كشش، عمليات چيزي جز يك خمش يا فرم ساده نميباشد. و مرحله اصلي كشش هنوز شروع نشده است.
اينكه انتظار داشته باشيم در ابتدا قبل از هر چيز خمش اتفاق بيفتد، منطقي است چرا كه نيروهاي خمشي در مقايسه با نيروهاي لازم براي فشردگي فلز به منظور جريان مواد به سوي قوس ماتريس خيلي كم است. در شكل (4) اگر جلو جريان مواد ورق را بگيريم با حركت بيشتر سنبه، ورق پاره خواهد شد. بنابراين در مرحله شكل دهي تا عمق خيلي محدودي ميتوانيم پايين بياييم. عمق بيشتر با كشش يا كشاندن فلز از قسمتهاي خارجي ورق بدست خواهد آمد.
شکل(4). مرحله خمش
3-1 - تابگيري
حال حالتي را در نظر ميگيريم كه سنبه اندكي ديگر به سمت پايين حركت كرده است. در اين مرحله ته صاف فنجان به طور ساده و بدون تغيير به طرف پايين حركت ميكند(شكل (5)). و فلز خميده شده روي قوس ماتريس در مرحله قبل نيز به طرف پايين حركت ميكند. لذا با توجه به لقي بين سنبه و ديواره ماتريس اين سمت دوباره راست شده و تابگيري ميشود و قسمت ديگري از ورق روي قوس ماتريس خم ميشود. بنابراين به عنوان يك قانون كلي، در طي عمليات كشش، فلز روي قوس ماتريس خميده شده و سپس براي ايجاد ديواره فنجان دوباره راست ميشود. چون اين فلز قبلاً در اثر خمش، كار سخت شده است لذا نيروي بيشتري براي راست كردن آن لازم است.
شکل (5). مرحله تابگیری
2- عوامل موثر در مراحل مختلف عملیات کشش
در عمليات كشش طي سه مرحله فوق با چند مسئله روبرو هستيم كه مهمترين آنها اصطكاك، فشردگي، كشش و شكلدهي كششي ميباشد. كه روي هر كدام از آنها هم پارامترهاي مختلفي تاثير دارند، كه ذيلاً هر كدام از اين موارد و پارامترهاي موثر بر آنها توضيح داده ميشوند.
1-2 - اصطكاك
در عمليات كشش، ورق به داخل ماتريس كشيده ميشود. نام عمليات كشش از اين كشيده شدن ورق بسوي ماتريس گرفته شده است. براي اينكه ورق به اين طريق بطرف ماتريس حركت كند، بايد چند شرط برقرار باشد؛ اول اينكه نيروي كشش بايد بر نيروي اصطكاك بين ورق و سطح ماتريس غلبه كند. معمولاً در قالبهاي كشش از يك ورقگير نيز استفاده ميشود. بين اين ورقگير و سطح ورق نيز نيروي اصطكاك زيادي توليد ميشود.
ورقگير يك صفحه فشار است كه توسط يك فنر، سيلندر هوا، سيلندرهاي روغن و يا در قالبهاي كشش بزرگ از يك کوبه خارجی جداگانه ديگر قدرت ميگيرد. نيروي قائم ورقگير باعث ايجاد نيروي اصطكاك زيادي ميشود كه لازم است بر اين نيرو غلبه كرد. علاوه بر اين نيروهاي اصطكاك استاتيكي بايد بر نيروهاي اصطكاك استاتيكي بايد بر نيروهاي اصطكاك ديناميكي يا لغزشي غلبه كند. البته نيروي اصطكاك لغزشي كمتر از نيروهاي اصطكاك استاتيكي ميباشد. معمولاً براي كاهش نيروي اصطكاك از روانساز استفاده ميشود.
2-2 - فشردگي
يك شرط ديگر لازم براي كشيدهشدن ورق داخل ماتريس فشرده شدن فلز ميباشد. زماني كه لبه ورق به طرف مركز حركت ميكند، محيط آن بايد كاهش يابد. همينطور موادي كه بين قوس ماتريس و لبه ورق قرار دارند، به درجات مختلف بايد فشرده شوند. در ابتداي شروع عمليات كشش، مواد نزديك قوس ماتريس به مقدار خيلي كمي فشرده ميشوند. بر عكس مقدار فشردهشدن مواد در لبه ورق خيلي زياد ميباشد.
در شكل (6) مواد بايد فشرده شود تا بتوانند به سمت ماتريس حركت كرده و روي قوس ماتريس جاري شوند. فشردگي در ورقهاي فلزي نازك معمولاً باعث ايجاد چروك در ورق ميشود. بنابراين بايد از يك ورقگير استفاده شود تا از بوجود آمدن چروك جلوگيري شود.
شکل (6). فشردگی در ورق و ایجاد چروکیدگی
بعضي ورقهاي ضخيم را ميتوان بدون بوجود آمدن چروك توسط كشش شكلدهي نمود.
اگر فشردگي مواد زياد باشد، فلنج و لبه بالاي ديواره ضخيمتر از حالت اوليه ورق خواهد شد. مرحله نهايي كشش در شكل (7) نشان داده شده است. بعد از اينكه مواد از قوس ماتريس عبور كرد، نيروهاي فشاري متوقف ميشوند. مواد بعد از تابكاري در همان قطر باقي ميمانند و تنها بصورت ساده پايين ميروند.
شکل (7). توزیع ضخامت در فنجان پس از پایان عملیات کشش
3-2 - كشش
كل عمليات كشش با اعمال نيرو توسط سنبه روي ته فنجان اعمال ميشود. ديواره فنجان نيروي سنبه را به نواحي خمش، تابگيري، اصطكاك و فشردگي منتقل ميكند. در نتيجه نيروي كششي زيادي مطابق شكل (8 و 9) در ديواره ايجاد ميشود. در نزديكي قوس سنبه روي ديواره بيشترين تنش را خواهيم داشت و نسبت به ضخامت اوليه ورق نازكتر ميشود و پارگي نيز اغلب در اين منطقه اتفاق ميافتد.
شکل (8). نیروهای کششی در قسمت پایین فنجان شکل (9). پارگی در ورق
4-2- شكلدهي كششي
اگر قرار باشد كه فنجان حاصل از عمليات كشش ته صاف نباشد، در اين صورت شكلدهي كششي لازم خواهد بود. معمولترين شكل براي تهفنجان قسمتي از كره ميباشد (شكل (10)). در شروع كشش، بايد ته كروي شكل فنجان با كشيدن ورق روي نوك سنبه، شكل يابد. نيروهاي ورقگير و اصطكاك بالايي براي اين شكلدهي لازم است. عمليات شكلدهي كششي بايد قبل از اينكه مقدار زيادي از ورق وارد ماتريس شود، كامل شود. اگر ورق به طور آزاد كشيده شود، چروك در ته كروي شكل فنجان ايجاد خواهد شد.
بار اضافي روي ورق كه براي شكلدهي كششي لازم است باعث محدود شدن عمق كشش براي اين نوع فنجانها ميشود. نازك شدن فلز و پارگي نيز در اين نوع فنجانها در قسمت پايين ته فنجان اتفاق ميافتد. بيشتر كششهاي پيچيده، تركيبي از اين شكلدهي و عمليات كشش معمولي فنجان ميباشد.
نوشته شده در 2009/4/10 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh | لينك ثابت|نظر دهید
كامپيوتر
1- سيستم مديريت الکترونيکي
2- سيم پيچ هاي کنترل شيربرقي چرخها
3- سيم پيچ هاي کنترل شيرهاي برقي خاص
كامپيوتر ESP كليه وظايفي كه قبلا توضيح داده شده است را در بر مي گيرد:
ABS -
EBD -
MSR -
و علاوه بر موارد فوق كاركرد ESP را نيز شامل مي شود.
مواردي كه اين كامپيوتر مديريت آنها را بر عهده دارد به شرح زير ميب اشد:
تنظيم فشار ترمز
بر اساس اطلاعات دريافتي از سنسورهاي:
- زاويه غربيلك فرمان
- فشار ترمز
- تركيبي
كامپيوتر ESP انحراف مسير بين مسير دلخواه راننده و مسير واقعي را تعيين مي كند. به محض اينكه اين انحراف از حد
مشخص شده بگذرد، كامپيوتر كنترل شيرهاي برقي واحد هيدروليك را بر عهده مي گيرد.
نظارت بر اجزاء سيستم
هر بار كه سويچ موتور باز مي شود، سيستم چهار شير برقي خاص BSP را كنترل مي كند. در مرحله بعد به محض اينكه
سرعت خودرو از حد معيني ( 10 كيلومتر بر ساعت) گذر كرد، كامپيوتر 8 شير برقي و موتور پمپ را به منظور نظارت بر
عملكرد واحد هيدروليك كنترل مي كند. در اين مرحله ارتعاش پدال ترمز در زير پا احساس خواهد شد
ثبت خطاهاي سيستم
پس از باز شدن سويچ موتور، كامپيوتر كليه اجزاء الكترونيكي و سيگنالهاي دريافتي را كنترل مي كند. اين عمل موجب روشن شدن چراغ هشدار دهنده ESP بر روي صفحه نشانگرها مي گردد. چنانچه خطايي تشخيص داده نشد، چراغ هشدار دهنده
پس از 3 ثانيه خاموش مي گردد. در غير اين صورت چراغ روشن باقي مي ماند.
وقتي چراغ هشدار دهنده روشن شده باشد سيستم ESP غير فعال خواهد بود.
سيستم ESP همچنين وظيفه مديريت عملكرد فعال سازي خودكار چراغ هاي فلاشر را نيز بر عهده دارد.
توجه
احتياطهاي اوليه براي عملكرد صحيح سيستم
چنانچه كامپيوتر ESP تعويض شود، پيكربندي هاي تشريح شده در راهنماي تعميرات ميب ايست انجام گيرد.
چنانچه واحد ESP تعويض شود، علالاوه بر پيكربندي، عمليات هواگيري نيز ميب ايست انجام گيرد.
نوشته شده در 2009/4/10 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh | لينك ثابت|نظر دهید
انتقال قدرت پيوسته (CVT) كه لئوناردو داوينچي 500 سال پيش انديشهاش را در سر داشت، در حال حاضر جاي انتقال قدرت اتوماتيك را در برخي خودروها گرفته است.
از اولين CVT كه در 1886 ثبت شد تاكنون، تكنولوژي آن بهبود بسياري پيدا كرده و امروزه چندين خودروساز بزرگ از جمله جنرالموتورز، آئودي، هوندا و نيسان، در حال طراحي و توسعه CVTهاي خود هستند. این سیستم در ماشینهای تراش، کاربرد وسیعی داشت تا آنکه در سال ۱۹۵۰ شرکت هلندی داف، خودروئی با موتوری هواخنک که قدرت چندانی تولید نمیکرد، طراحی کرد. در سال ۱۹۵۸ طراحی هلندی نسل جدید سیستم انتقال قدرت را در خودروها استفاده کردند تا تعجب کارشناسان خودروی جهان را به سوی خود جلب کنند؛ آنها جعبهدندهای بدون دنده درست کرده بودند که نام آن را نیز Va riomatic نهاده بودند. نخستین خودروئی که از این جعبهدنده سود برد، داف ۳۰ بود که دارای موتور کمقدرت ۶۰۰ سیسی دو سیلندر هواخنک بود. در سال ۱۹۷۲ ولوو، شرکت دافرا خریداری کرد و از همان سال، استفاده از این نوع جعبهدندهها را در دستور کار خود قرار داد؛ تا کنون سوبارو هوندا تمایل خود را به این سیستم نشان دادهاند و درسال ۲۰۰۰، آئودی خودروی موفق A۴ را با این سامانه وارد بازار کرد . در سال ۲۰۰۳ جهان تویوتا پریوس نیز از این جعبهدنده بهره میگیرد. . در گذشته، بهدلیل مشکل تسمه و پاره شدن این طرح با اقبال مواجه نبود و تا اواخر دههٔ ۹۰ این سیستم به خواب زمستانی فرو رفته بود؛ اما مهندسان با استفاده از تسمهٔ فلزی بر این مشکل فائق شدند. جالب است موتور نیسان مورانو با قدرت ۲۴۵ اسب بخار از این سیستم انتقال قدرت بهره میگیرد؛ در حالی که اگر بهجای تسمهٔ فلزی، تسمهٔ لاستیک بهکار ببریم پس از چند دقیقه، تسمه پاره میشود.
مزاياي استفاده از CVT
- كاهش ذرات آلاينده
-كاهش مصرف سوخت
-كاركرد موتور در دما و دور موتور پايينتر
- افت توان كمتر و برخورداري از شتاب بيشتر
- مطابقت با انواع مكانيزمهاي رايج كلاچ
- يكنواختي حركت و رانندگي آرام از توقف كامل تا
سرعتهاي بالا مهمترین مزیت این جعبهدنده، کاهش مصرف سوخت خودرو به میزان قابل توجه است، موتور با استفاده از این جعبهدنده، در محدودهٔ بهینهٔ قدرت کار میکند که این موضوع باعث میشود ۸ درصد مصرف سوخت کاهش یابد و بازده موتور نیز با استفاده از این سیستم، افزایش یابد.
- یکی دیگر از مزایای این سیستم شتابگیری نرم و مطلوب خودرو است، در صورتیکه در اکثر خودروها، با جابهجا شدن دنده، تکانهائی به خود وارد میشود. از طرفی بهدلیل اینکه موتور دچار تغییرات ناگهانی نمیشود و زمان هدر رفتن کلاچگیری وجود ندارد؛ شتاب خودرو مجهز به این جعبهدنده نیز بهتر صورت میگیرد.
معایب cvt:
با توجه به سیستم سنتی تعویض دنده و عادت مردم، بسیاری از مشتریان تمایل به استفاده از این سیستم را ندارند و همچنین تعمیر این جعبه دنده برخلاف ظاهر ساده آن بهدلیل نقش کنترلهای الکترونیکی و مدارهای هیدرولیکی، چندان هم ساده نیست.
CVT ها سالهای زیادی در ابزار های قدرتی و مته ها بکار می رفتند،همچنین از آنها در وسایل نقلیه مختلفی اعم از تراکتور ها و ماشین های برف رو و اسکوتر های موتوری استفاده می شود،در تمام این کاربرد ها این در نوع سیستم انتقال قدرت از تسمه هایی با لاستیک فشرده استفاده می شود که می تواند کشیده شده یا سر بخورد و در نتیجه باعث هدر رفتن انرژی و کاهش کارایی شود.
یکی از مهمترین پیشرفت ها، طراحی و توسعه ی تسمه های فلزی برای متصل کردن دو پولی بوده است واین عیب را بر طرف کرده، این تسمه های انعطاف پذیر از چندین ، عموما ٩ یا ١٢، نوار نازک فولادی که تکه های فلزی پاپیونی شکل بسیار مقاوم را کنار هم نگه می دارد ساخته شده است .تسمه های فلزی سر نمی خورند و بسیار با دوام اند که به CVT اجازه ی انتقال گشتاور بیشتری را می دهند،در ضمن آرام تر از تسمه های لاستیکی هستند.
اصول CVT
برخلاف سيستم انتقال قدرت اتوماتيك، در سيستم انتقال قدرت با قابليت تغيير پيوسته، جعبهدندهاي با تعداد مشخص چرخ دنده وجود ندارد. يعني در CVT، چرخدندههاي دندانهداري كه با هم درگير شوند وجود ندارد. متداولترين نوع CVT براساس سيستم «پولي» كار ميكند كه بينهايت تغيير بين بالاترين و پايينترين دنده را بدون گسستگي، ممكن ميسازد. دستگاه انتقال قدرت CVT به معنای انتقال نیرو است که بهصورت دور متغیر و پیوسته و همچنین خودکار کار میکند. این سامانه برخلاف انواع متداول جعبهدنده که با نسبتهای ثابت، قدرت را منتقل میسازد، بهصورت نامحدود و پیوسته این کار را انجام میدهد
چگونگی کارکرد CVT
CVT هاي مبتنيبر پولي
اگر به جعبهدنده اتوماتيك توجه كنيد، دنيايي پيچيده از چرخدندهها، ترمزها، كلاچها و دستگاههاي كنترل را در آن خواهيد ديد. اين در حالي است كه CVT به سادگي قابل مطالعه است. بيشتر CVTها فقط سه جزء اساسي دارند:
- يك تسمه محكم فلزي يا لاستيكي
-يك پولي متغير محرك (ورودي)
-یک پولی خروجی
گرچه CVTها شامل انواع مختلفي از ريزپردازندهها و حسگرها هستند، اما سه جزئي كه در بالا نام برده شد، اجزاي اصلي هستند كه به اين سيستم اجازه كار ميدهند.

پوليهاي داراي شعاع متغير، قلب CVT تلقي ميشوند. هر پولي، از دو مخروط با زاويه رأس 20 درجه كه رو در روي يكديگر قرار دارند، تشكيل شده است. تسمهاي در شيار بين دو مخروط قرار دارد. در صورت لاستيكي بودن تسمهها، از تسمههاي V شكل استفاده ميشود. تسمههاي V شكل، سطح مقطع V شكلي دارند كه باعث افزايش اصطكاك تسمه با پولي ميشود.
وقتي دو مخروط پولي از هم فاصله بگيرند، يعني ضخامت پولي بيشتر شود، تسمه به شكاف پايينتر ميرود و شعاع تسمه حلقه شده دور پولي كاهش مييابد. وقتي دو مخروط پولي به هم نزديك ميشوند، يعني ضخامت پولي كاهش مييابد، تسمه به شكاف بالاتر رفته و شعاع تسمه حلقه شده دور پولي افزايش مييابد. CVT ميتواند از فشارهاي هيدروليكي، نيروي گريز از مركز و يا كشش فنر به منظور توليد نيروي مورد نياز براي تنظيم دو نيمه پولي استفاده كند. پوليهاي داراي قطر متغير، هميشه به صورت زوجي به كار ميروند. يكي از پوليها كه پولي محرك شناخته ميشود، به ميللنگ موتور متصل است. پولي محرك، پولي ورودي هم ناميده ميشود زيرا جايي قرار دارد كه انرژي موتور وارد سيستم انتقال قدرت ميشود. پولي دوم، پولي گردنده يا متحرك ناميده ميشود زيرا پولي اول آن را ميچرخاند. پولي گردنده به مثابه پولي خروجي، انرژي را به محور چرخها منتقل ميكند.وقتي يك پولي، در راستاي محوري ضخامت خود را افزايش ميدهد، دومي از ضخامت خود ميكاهد تا تسمه در حالت كشيده باقي بماند. زماني كه دو پولي ضخامت خود را نسبت به يكديگر تغيير ميدهند، بينهايت نسبت دنده از كم به زياد و شامل همه نسبتهاي مابين به وجود ميآيد. مثلاً، وقتي شعاع تسمه در پولي محرك كم و در پولي خروجي زياد باشد، سرعت دوران پولي خروجي كاهش مييابد و نسبت دنده پايينتري را ايجاد ميكند. وقتي شعاع تسمه در پولي محرك زياد و در پولي خروجي كم باشد، سرعت دوران پولي خروجي افزايش مييابد و نسبت دنده بالاتري را ايجاد ميكند. بنابراين، يك CVT از لحاظ نظري شامل بينهايت نسبت دنده ميشود و ميتواند در هر زماني و با هر دور موتوري كار كند.در سیستم CVT برای کنترل سامانه، احتیاج به سه نوع کنترل آن هم از نوع الکترونیکی است که این سه مورد شامل کنترل ضریب دنده، کنترل شتاب و کنترل فشار جانبی است.
کنترل ضریب دنده :
با دریافت اطلاعاتی از سرعت خودرو، وضعیت دریچهٔ گاز و دور آرام موتور از مرکز کنترل الکترونیکی خودرو بهوسیلهٔ سنسورهای مختلف نسبت به باز و بسته شدن پولیها بهوسیلهٔ چهار سوپاپ کنترل میشود؛ این وضعیت بهصورت دستی نیز قابل تنظیم است .
کنترل شتاب:
در صورتیکه ECU متوجه شتابگیری خودرو شود، بهوسیلهٔ یک کلاچ شتابگیرنده، میزان لغزش تسمهٔ روی پولیها را کنترل میکند. همین حالت در صورتیکه ترمز گرفته شود و خودرو شتاب منفی داشته باشد، نیز فعال میشود .
کنترل فشارجانبی:
برای اینکه جکهای هیدرولیکی، فشار بیش از فشار موردنیاز را به پولیها وارد نکنند و باعث آسیب رسیدن به تسمه و سازوکارهای متحرک نشوند، مدار روغنی بهصورت الکترونیکی و بهوسیلهٔ چند سنسور از طرف ECU کنترل میشود، این موضوع نه تنها اصطکاک بین تسمه و پولی را کم میکند بلکه از مصرف شدن قدرت بیش از نیاز توسط جکها جلوگیری میکند .
CVT مارپيچي (چنبری)
نوع ديگري از CVT است كه در آن، تسمه و پوليها با ديسكها و غلطكها جايگزين شده است. گرچه اين سيستم بسيار متفاوت به نظر ميرسد، اما تمامي اجزاي آن قابل مقايسه با تسمه و پولي بوده و نتيجهاي يكسان دارد. ترتيب طرز كار اين سيستم عبارت است از:
ديسكي به موتور متصل شده كه معادل پولي محرك است.
- ديسك ديگري به ميل گاردان متصل شده كه معادل پولي مقاوم يا متحرك است.
- غلطكها و يا چرخها، بين دو ديسك قرار داشته و همانند تسمه، نيرو را از ديسكي به ديسك ديگر منتقل ميكنند.

چرخها ميتوانند در دو جهت، حول محور افقي و به سمت بالا و پايين، حركت كنند. اين حالت، به چرخها اجازه ميدهد تا در وضعيتهاي مختلف، با ديسك تماس داشته باشند. وقتي چرخها با ديسك محرك در نزديكي مركز در تماس باشند، با ديسك مقاوم در نزديكي لبه آن در تماس هستند. اين امر باعث كاهش سرعت وافزايش گشتاور ميشود (دنده سنگين). وقتي چرخها با ديسك محرك در لبه آن تماس داشته باشند، بايد با ديسك مقاوم نزديك مركز در تماس باشند كه اين امر باعث افزايش سرعت و كاهش گشتاور ميشود (دنده سبك). به اين ترتيب، حركت ساده چرخها نسبت دنده را به صورت لحظهاي و ملايم تغییر می دهد.

.
CVT های هیدرواستاتیکی:
هر دو نوع CVT ی پولی- تسمه ای و چنبری از CVTهای اصطکاکی هستند که با تغییردادن شعاع تماس بین دو بخش چرخنده کار می کنند.نوع دیگری از CVT ها وجود دارد که به عنوان CVT ی هیدرواستاتیکی شناخته شده است.در آن از پمپ های جا به جایی متغیر استفاده شده تا جریان مایع ورودی به موتور هیدرواستاتیکی را تغییر دهد.در این نوع انتقال قدرت،حرکت چرخشی موتور یک پمپ هیدرواستاتیکی را در طرف محرک به کار می اندازد.پمپ حرکت چرخشی را به جریان سیال تبدیل می کند آنگاه با یک موتور هیدرواستاتیکی که در طرف مقاوم قرار دارد،جریان سیال دوباره به حرکت چرخشی تبدیل می شود.
اغلب انتقال قدرت هیدرواستاتیکی با یک دسته دنده ی سیاره ای و کلاچ ها ترکیب می شود تا یک سیستم دوگانه به نام انتقال قدرت هیدرومکانیکی را تشکیل دهد.انتقال قدرت هیدرومکانیکی نیرو را با سه روش به چرخ ها منتقل می کند.در سرعت های پایین به صورت هیدرولیکی و در سرعت های بالا به صورت مکانیکی نیرو را منتقل می کند و بین این دو حد،از هر دو روش برای انتقال استفاده می کند.انتقال قدرت هیدرومکانیکی برای کارهای سنگین مناسب است و به همین علت معمولا در تراکتورهای کشاورزی و وسایل نقلیه ای که روی هر سطحی حرکت می کنند به کار می رود.
نوشته شده در 2009/4/10 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh | لينك ثابت|نظر دهید
مطالعه مقاله زير که از مجله اکونوميست مورخ اول سپتامبر 2001 ترجمه شده, براي علاقمندان به تکنولوژيهاي خودروسازي, بهويژه خودروسازان ايراني, خالي از فايده نخواهد بود.
اگر پشت فرمان جديدترين مدل خودروي کارخانه آيودي به نامAUDI 4 بنشينيد و روي پدال گاز آن فشار بدهيد, خودرو به آرامي و نرمي پر قو حرکت خواهد کرد, بدون آنکه ريپزدنهاي يک خودروي دنده اتوماتيک مرسوم را داشته باشد. دليل آنهم اينست که آيودي به جاي جعبه دنده اتوماتيک معمولي, از يک سيستم انتقال جديد به نام "مالتي ترونيکس" استفاده کرده است.
در گيربکس مالتي ترونيکس به جاي دندههاي معمولي با نسبت ثابت (که هم در گيربکسهاي معمولي و هم اتوماتيک وجود دارند) از يک تسمه بسيار سخت و محکم براي ارتباط دو شفت مخروطي شکل, که يکي به موتور و ديگري به چرخها وصل ميشود, استفاده شده است. با تنظيم اين تسمه روي شفتها, موتور ميتواند بدون آنکه تحت تاثير بار و وزن خودرو قرار بگيرد, با سرعت مطلوب حرکت کند. در واقع, اين حق انتخاب براي راننده به وجود آمده است که عملکرد, صرفهجويي در سوخت و يا ترکيب متعادلي از آن دو را انتخاب کند.
نظريه جديد و بزرگي است, اينطور نيست؟ بايد گفت هم بله و هم خير. بزرگ شايد, ولي جديد به هيچ وجه. خوانندگان مسنتر ممکن است گيربکس "واريوماتيک" خودروي کارخانه داف را در دهه 1950 به خاطر بياورند. حتي "سيستمانتقالدايما" متغير ياCVT" قديميتر از آن است.نخستينخودرويي که از اين سيستم استفاده کرد "فوييلارون" ساختفرانسهودرسال 1900 بود.
در گذشته, سيستمCVT هرگز نتوانست آنقدر خوب کار کند تا در سطح استاندارد اين صنعت قرار بگيرد, ولي لن هانت, رييس بخش آمريکايي کارخانه آيودي, معتقد است که در عرض چند سال گيربکسهاي اتوماتيک مرسوم که روي انواع خودروهاي با مارک اين شرکت نصب شده است, جايگزين خواهد شد. آيودي, يا دقيقتر بگوييم صاحب آن فولکس واگن, در اين راه تنها نيست, کارخانه جنرال موتورز هم قرار است خودروي جديد خود به نامSATURN VUE را با سيستمCVT به معرض نمايش بگذارد در اين ميان, بيشتر توليدکنندگان ديگر نيز سرگرم نمونههاي جديد خود هستند. اينطور به نظر ميرسد که سيستم جديد نمونه کاملي از يک پديده عموميتر باشد که در واقع, احياي طرحهاي قديمي - با استفاده از شيوههاي نوين - براي توليد قطعات خودرو است که ظاهرا" در زمان خودش نظريه خوبي بوده, ولي با تکنولوژي موجود آن روزگار کار نميکرده است.
هيچ چيز جديدي وجود ندارد
در مورد گيربکس جديد مالتي ترونيکس کارخانه آيودي بايد گفت که مهمترين تغييرات عبارتند از خواص مکانيکي مواد مورد استفاده براي ساخت تسمه, و قطعات الکترونيکياي که سيستم انتقال را کنترل ميکند. تاکنون, توليدکنندگانCVT از تسمههاي نخي يا لاستيکي استفاده ميکردند که يا کش ميآمد و يا پاره ميشد, ولي کارخانه آيودي يک تسمه فلزي بسيار قوي با بيش از هزار تکه را مجزا ساخته است که با روش رويهم گذاري لبههاي آنها با هم ارتباط پيدا ميکنند. در ضمن, اين سيستم انواع علايم را اندازهگيري ميکند و آنها را به يک الگوريتم کامپيوتري, که براي بررسي نسبت مناسب دندهها در تمام لحظهها برنامه ريزي شده, ميدهد. اين علايم شامل سرعت موتور و خودرو و زاويه پدال گاز است.
به اين ترکيب مکانيکي و الکترونيکي نام "مکاترونيکس" دادهاند و اين همان چيزي است که تکنولوژيهاي ناموفق پيشين را امکانپذير ميسازد. نمونه ديگري از احياي مکاترونيکس, سيستم "تعليق قابل تنظيم" است. اين سيستم که نخستين بار در سال 1933 روي خودروي کاديلاک مورد استفاده قرار گرفت,RIDE REGULATOR نام داشت. راننده ميتوانست پنج وضعيت بين "نرم" و "سخت" را با کمک يک کليد روي پانل کليدها انتخاب کند. البته اين سيستم موفقيتي به همراه نداشت.
در پاييز امسال قرار است کاديلاک اين نوزاد قديمي را که سيستم "تعليق دايما" متغيرMR" نام دارد, معرفي کند. منظور ازMRمايع هوشمند مغناطيسي است که درون کمک فنرهاي خودرو پر ميشود. چسبندگي و غلظت اين مايع در مجاورت ميدان مغناطيسي به نحو چشمگيري تغيير ميکند. در نتيجه, خودرويي که از اين مايع استفاده ميکند, ميتواند در ظرف يک ميليونيم ثانيه نسبت به تغيير شرايط يا نحوه رانندگي راننده واکنش نشان دهد. تصميم در مورد واکنش مناسب به عهده الگوريتمي است که در مغز يک ريز پردازنده ويژه برنامهريزي شده است. اين الگوريتم به علايم ارسال شده از فرمان و ترمز خودرو توجه ميکند و سرعت و شرايط جاده را با کمک حسگرهايي که در چرخها تعبيه شده است, مورد ارزيابي قرار ميدهد. دادههاي به دست آمده وضعيت هر يک از کمک فنرها را تعيين ميکند. به عبارت ديگر, سفتي واقعي هر کمک فنر با جريانهاي ارسال شده به الکترومغناطيس آنها کنترل ميشود.
تکنولوژي سومي که به عنوان بخشي از برنامه احياي مکاترونيکس ارايه شده, عبارت است از "جابهجايي براساس نياز. به عبارت ديگر, استفاده از آن تعداد از سيلندرهاي موتور که واقعا" براي حرکت خودرو در شرايط مختلف ضروري است. نخستين حرکت در اين مورد توسط شرکت جنرال موتورز در اواسط دهه 1980 انجام شد. اين بار هم خودروي کاديلاک اين شرکت موش آزمايشگاهي شد, بدين معني که موتورهاي بهاصطلاحV-8-6-4 روي آنها نصب شد. از لحاظ نظري, هنگام گاز دادن هر 8 سيلندر موتور کار ميکردند, ولي وقتي سرعت خودرو به حد مطلوب و مطمئنه ميرسيد, موتور با 6 يا 4 سيلندر حرکت ميکرد. در نتيجه, در مصرف سوخت صرفه جويي ميشد. ولي در عمل, اين نوع خودرو براي مدت بسيار کوتاهي روي خط توليد رفت و سپس بهدست فراموشي سپرده شد.
البته همه آنرا فراموش نکردند. بار ديگر مهندسان جنرال موتورز, به سرپرستي دنيس موني, مدير اجرايي اين شرکت, اميدوارند که از يک ريزپردازنده استفاده کنند که هزاران پالس موتور را در ثانيه ثبت و سپس به قدري سريع و دقيق سيلندرهاي موتور را از مدار خارج ميکند که راننده اصلا" متوجه نميشود که در يک لحظه بخصوص چند سيلندر در حال کار است. اينکه کدام سيلندرها بايد کار کنند, به عواملي چند بستگي دارد, از جمله دور موتور در دقيقه, سرعت و وزن خودرو, و حرکت در سراشيبي يا سربالايي .
هنوز روشن نيست که چه مدت طول ميکشد تا اين طرح تحقق يابد, ولي آنچه مشخص است, اينکه چشم انداز باستانشناسي صنعتي براي توليدکنندگان خودرو بسيار اميدوار کننده و الهامبخش است.
نوشته شده در 2009/4/10 توسط امیرحسینamir hosseinستوده بیدختیsotoudeh | لينك ثابت|نظر دهید
اعمال نمرات 10 درس سال سوم متوسطه در كنكور 89
خدمترساني با كيفيت
نقش طراحي صنعتي ماوس و صفحهکليد در حفظ سلامت و ايمني کاربران
چگونه از شر UAC در برنامه هاي خود خلاص شويم؟
سال سيستمهاي عامل
وقتي هارد بهسردخانه ميرود
ويندوز زيباتر از هميشه كنيد
ترفندهاي گوگلي
خرابکارها اجازه نميگيرند!
بالاخره پياچپي پشتيباني شد
سهم لينوكس 32 درصد
درويد، رقيب جدي آيفون
اكسپريا آمد
مديريت فايل در ويندوز موبايل
پايان مشکلات
ضد تبليغات
پاک کردن برنامههاي محدود و آزمايشي با يک کليک
كروم با قابليت آزمايش
ضدتراست عليه اينتل
فيلتر از جنس خانواده
فهم ریاضیات مهندسی
دانلود کتاب Mastering Active Directory for Windows server 2008
استفاده مايکروسافت از فناوري متنباز براي ارتقا ويندوز 7
دانلود کتاب Microsoft Office Visio 2003 Inside Out
تشويق به خريد سيستم هاي كامپيوتري سازگار با محيط زيست
50 اختراع سال 2009 معرفي شدند
آبگوشت ، مقوي و تامينكننده انرژي حياتي بدن است
3 راه فهميدن علت تاري چشم
كم بخوابيد ديابت ميگيريد

